منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 08 شهریور 1391

حرف حساب

 

تا مال پُر از خار و خَسه

حرف  حقیقت واپسه

گَپ میر که یوفته مینه مال

کفتار به سگ گرگ ایرسه

سی حرف حق کور و کرن

پشه به ری چربی دسه

بنیر کُنار ئی ولات

ذلیل بَرد ناکسه

وجدان بهسِن منه دره

قسم خورن تا خِره خِره

راس و دروو فرق نی کنه

ایمونشون چی کَه پَره

هرجا که  باد ِ نفع  بیا

جنگِر  اِگَرنن چی پَره

بنیر کُنار ئی ولات

بیت ش پُر اِز شور و شره

چی زیتر دی بَو وکُر

نی خواس و خومی سربمُهر

کاکا گَری چند پشکلی

تاوَست  خُو اِیوفته به تُر

به ئی  هُشکه سال گئوگریی

زه هم ایزهنن گُر و گُر

تَی بَو قاضی اَر بری

مظلوم اِیبوهه مِنگه چُر

ئی بینه بینه  مندکه

تا اَو گداری هم پِکه

آخر خدا مست کرده یل

اِز زونشون خار اِیتوکه

خر مرادٍ بُردنه

وه دهس شون هی چوسوکه

آردبیز ور دار و بگرد

الک بکن اِزخاک وبَرد

ئی خاک وا کن زیر رو

قحطی پیا بینی و درد

نیدُم پیا داُری دیه

وا لوه هئشک و دله سرد


:: بازدید از این مطلب : 1271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 08 شهریور 1391

 

 حکایت آهو و سگ

روزی سگی در پی آهویی می دوید، آهو روی عقب کرد و گفت:

ای سگ رنج بیهوده به خود راه مده که به من نخواهی رسید زیرا که تو در پی استخوان می دوی و من در پی جان و طالب استخوان هرگز به طالب جان نمی رسد.


:: بازدید از این مطلب : 1211
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 08 شهریور 1391

 

 حکایت دزد مال و دزد دین

بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود ودعایی نیز پیوست آن بود.آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ میکند ... من دزد مال او هستم ، نه دزد دین او... اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.


:: بازدید از این مطلب : 1014
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 07 شهریور 1391

 

اين بندهٔ‌ رو سياه بر مي گردد

از جادهٔ‌ اشتباه بر مي گردد

افتاده ز پا اگر چه در بيراهه

يک روز ولي به راه بر مي گردد

 

شبى روح الامين شنيد از جانب خداوند نداى لبيك مى ‏آيد، ولى ندانست اين لبيك در جواب كيست. خواست شايسته شنيدن لبيك را بشناسد. از حقتعالي استعانت نمود و ديد بت پرستى در بتخانه روم در حالى كه چون ابر بهار مى ‏گريد بتش را صدا مى ‏زند. از مشاهده اين واقعه در جوش و خروش آمد و عرضه داشت: يارب چگونه است كه بت پرستى بت خود را ستايش مى‏ كند و او را به زارى مى‏ خواند و تو از روى لطف و رحمت جوابش را مى‏گويى! خطاب رسيد: بنده‏ام دلش سياه شده به اين خاطر راه را گم كرده، ولى چون كيفيت راز و نيازش را پسنديدم، لبيکش مي گويم تا به اين وسيله راه را پيدا كند. در آن هنگام زبان بت پرست به خواندن خداى يکتا گشوده شد!

 

انيس الليل، ص 46؛ به نقل از منطق الطير عطار

 


:: بازدید از این مطلب : 948
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 06 شهریور 1391

جناب حاج سید عطاالله مجتبوی

باکمال تاسف وتاثر درگذشت مظلومانه وشهادت گونه برادر عزیزمان مرحوم سید موسی  دانش را به حضرتعالی ،بیت معظم وبازماندگان ان مرحوم تسلیت عرض نموده، از خداوند منان علو درجات رابرای ان مرحوم وصبر جزیل برای بازماندگان خواهانیم /وسلام

ازطرف:سید کاظم مطلوبی میرسالاری


:: بازدید از این مطلب : 1158
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : matlobi
شنبه 04 شهریور 1391

 

باید زندگی کرد و عاشق بود ...باید بهانه های زیبا زیستن را پیدا کرد ...مبادا فراموش کنیم انسانیم و از احساس سرشار .............
کاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

:: بازدید از این مطلب : 843
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
جمعه 03 شهریور 1391

 

 

 

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم ‌می‌کنند.دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه‌) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز می‌شود و شامل سلسله‌های پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، ملوک‌الطوایفی (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطوره‌ای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذی‌قیمت مردم‌شناسانه و اسطوره‌شناسانه است
روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافته‌های باستانشناسی (شامل کتیبه‌ها و سکه‌ها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمی‌است. در این روایت خاندان‌های پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان
شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سی‌ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال 1344ه.ق(=1304ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان می‌باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده‌اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را می‌توان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیــــــگران طاهریان، سامانیـان، صفاریـان، غزنویـان، بوییان، خوارزمشـاهیـان، قره‌قویـونــلویــان، آق‌قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندان‌های کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند. در زمینه دودمان ها باید این را به اشاره یادآوری کرد که در یک دوره که آل جلایر نیز بر بخش هایی از ایرانزمین فرمان می راندند، حدود بیست دودمان بر ایران فرمانروا بودند

دودمان‌های دوران پیش از اسلام
ماد  آغاز قرن هشتم (ق. م.
۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره) 
هخامنشی (
۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش شهریار معروف داریوش 
سلوکیان (
۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم 
اشکانیان (
۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم 
ساسانیان (
۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱ شاپور دوم و انوشیروان دادگر
دودمان‌های دوران پس از اسلام
طاهریان (
۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر ذوالیمینین 
صفاریان (
۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب لیث 
سامانیان (
۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد 
زیاریان(
۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر 
بوییان (
۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله 
غزنویان (
۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی 
سلجوقیان (
۴۲۹ - ۵۱۱ ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر 
خوارزمشاهیان (
۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه 
ایلخانان مغول (
۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان 
تیموریان (-
۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی 
صفویان - (
۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس 
افشار (
۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادرشاه 
زند (-
۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند 
قاجار (
۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آقا محمد شاه شهریار نامی ناصرالدین شاه 
سلسله پهلوی (آغاز
۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیان‌گذار رضا شاه
محمدرضا پهلوی در
۲۶ دی و به هنگام انقلاب ایران ناگزیر به ترک ایران شد. پایان دودمان پهلوی را ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ می‌دانند 
حکومت جمهوری اسلامی (آغاز
۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار آیت الله امام خمینی (ره)

 


:: بازدید از این مطلب : 1254
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
جمعه 03 شهریور 1391

 

 

پیشینه تاریخی DSC00562.JPG

 

منطقه ای که اکنون استان کهگیلویه و بویراحمد نام دارد دارای پیشینه کهن تاریخی است . هر چند در گذشته ای نه چندان دور ،جزء یکی از بلوکهای مملکت فارس بوده که خود شامل دو قسمت می شد : قسمت شمال شرقی که آن را سردسیر و کوهستانی و پشت کوه می نامیدند و قسمت جنوبی و غربی که نره کوه و بهبهان نامیده می شد.

در عهد باستان محدوده کهگیلویه ، انشان یا انزان نامیده می شد که شامل کهگیلویه و ممسنی بوده است . پژوهشگران بر این باورند که مردمان انزان خود بخشی از مردمان پارس بوده و با هخامنشیان هم نژاد بوده اند .

در سال 1258 هجری قمری ، رامهرمز ، شادگان ، هندیجان ، بندر معشور ، لیراوی و زیدون جزء کهگیلویه و بهبهان بوده اند ( بهبهان و کهگیلویه دارای سرزمین و محدوده مشترک بوده اند ) و از آن تاریخ به بعد مناطق نامبرده از آن جدا شدند . از سال 1324 هـ . ش به جهات سیاسی ، بویراحمد از کهگیلویه مجزا و ضمیمه استان فارس گردید . در دهه 1330 در قلمرو ایل بابویی شهر دوگنبدان شکل گرفت . در پانزدهم آبان ماه 1338 ، کهگیلویه نیز از بهبهان جدا گردید و شهرستان کهگیلویه با مرکزیت دهدشت شکل گرفت اما هچنان جزء استان خوزستان بود . و سرانجام در 22 تیرماه 1342 هـ . ش طبق تصویبنامه مجلس شورای ملی وقت ، سرزمین ایلات ششگانه کهگیلویه و بویراحمد ( 1 – بویراحمد 2 – طیبی 3 – بهمئی 4 – چرام 5 – دشمن زیاری 6 – بابویی ) که تا آن زمان بخشی جزء استان فارس و بخشی جزء خوزستان بود از این دو استان جدا شد و به فرمانداری کل تبدیل گردید و متعاقب آن شهر یاسوج مرکز استان در سال 1344 هـ . ش به واسطه قلمرو ایل بویراحمد و ملاحظات سیاسی شکل گرفت و سرانجام در خرداد سال 1355 هـ . ش با همان محدوده به استان تغییر یافت . در تاریخ 9/12/79 اسفند ماه سال 1379 بخشی از شهرستان بویراحمد با عنوان شهرستان دنا به مرکزیت شهر سی سخت مجزا و به شهرستان مستقل تبدیل شد و در تاریخ 9/10/83 دی ماه سال 1383 نیز قسمتی از شهرستان کهگیلویه به مرکزیت لیکک از این شهرستان جدا و تحت عنوان شهرستان بهمئی نام گرفت خلاصه آنکه تشکیلات سیاسی عشایر کهگیلویه و بویراحمد از سال 1330 هـ . ش به بعد به تدریج دچار دگرگونی گردید . این روند از سال 1341 که اصلاحات اراضی اجرا شد ، شتاب بیشتری گرفت تا قبل از آن همه ایلات مذکور به صورت مال ، اولاد ، طایفه و ایل سازمان یافته بودند .

اکنون استان کهگیلویه و بویراحمد مرکب از پنج شهرستان بویراحمد ، کهگیلویه ، گچساران ، دنا و بهمئی با جمعیتی بالغ بر 634 هزار نفر و مساحتی در حدود 16 هزار و 264 کیلو متر مربع ، چونان پلی ارتباطی ، استان های فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، خوزستان و بوشهر را به هم مرتبط ساخته است . منابع آبی بسیار ، جنگلهای چشمگیر ، معادن طبیعی متعدد ، ذخائر نفتی مناسب ، پوشش گیاهی متنوع ، گونه های جانوری متعدد ، قلل مرتفع ، باغات و کشتزارهای زیبا ، طبیعت این استان را چونان گوشه ای از بهشت جادوان به تصویر کشیده است .


:: بازدید از این مطلب : 1088
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 03 شهریور 1391

 

 

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

 

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :

1- طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

 

2- "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

 

3- خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس "

 

4- انسانیت مهم تر از مادیات است:اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

 

5- به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

 

6- درجه ی کمال و شخصیت:کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

 

7- بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید:انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ، ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که از زندگی لذت نمی بریم نه دیگران !!

 

8- "خنده" داروی هر "درد" است . با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

 

9- تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.سلامتی خود را دست کم نگیرید . با رعایت این نکات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

 

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

 

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

 

12- شکست را بپذیرید .هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"

 

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

 

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

 

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.
 


:: بازدید از این مطلب : 1032
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 31 مرداد 1391

دریغا که دولتش مستعجل بود ونعمت وسعادت همرهیش برهمگان خزان یافت

دل به حضور تو چه مسرور بود              ایل به وجود توچه مغرور بود

دولت ودرویش همه یک جور               حیف ازاین دولت که چه پرشور بود

          رفتنت ازدولت واز  ایل وتبار زود بود

اری بزرگ بود واز اهالی امروز وباتمام افق های باز نسبت داشت ولحن اب وزمین راچه خوب می فهمید .

گرچه مرگ وزندگی دوامر وجودی هستند وخالق توانا به مشیت حکیمانه خود هردورا باهم افرید وباهم معنا کرد اما وقتی مردان بزرگ وغیرتمند که پایه ها وستونهای استوار خیمه ی ایل اند،سربرخاک می  نهند  ،مردانی که تکیه گاه،بزرگ وپژواک صفا ومعرفت ورادمردبخشنده ومجلس ارای با سخاوتند،داوران ومصلحانی که دغدغه انهااصلاح ذات البین ومصداق(فاصلحوبین اخویکم وفالف بین قلوبهم)بودند وعلی رغم عمر کوتاه شناسنامه ی تجربه تاریخ وتدبیر پیران ونیاکان رابا تاسی از انبیاءعظام وائمه اطهار برتارک ایل می نشاندند ولقب نعم العبد ومصلح می گیرند ،ازفرش زمین به عرش برین پرواز می کنند ودر ملکوت خدا ارام می گیرند (یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه)

دلیر مردانی که درکاروان سالارقافله حقیقت وراهنمای عزت ومروارید درخشان وچراغ منور سرزمین ایل ودیار خود می باشند ،در طوفان محنت افرین فراق به خاموشی می گرایند باید گفت

عقاب اسمان پرواز، اقلیم سرافرازی                کجا برخاک دردالود غم می گسترد پررا

وچه نیکو ایل سرافراز میرسالاری وهمه اشنایان وبستگان در روز وداع مرحوم سید عبدالحسین بهروز حماسه ی غم واندوه افریدندودریای اشک روان داشتند ومی گفتند

به مرگ دلیران کنیم سینه چاک           که رفتند یکایک در زیر خاک

کشیم آه سوزان بسی دردناک             زمرگ عزیزان خفته در زیر خاک

اری مردی به بلندای قامت عشق وبه وسعت دامنه ی امکان از ورای طراز شعر بودن به سر کتاب معانی زندگی امد بی انکه به ادراک وجودش باز پرسیم شتابان از گذرهستی گذشت وبه انسوی جوهر اندیشه رسید چه انتظار بی فرجامی وچه تفکر بی انجامی .که اورادیدیم ،شناختیم ودریافتیم وعمری در سایه اش بودیم اما افسوس.............ناگهان چه زود دیرشد

ایل بزرگ سادات میرسالاری امروز با یکی از ارکان وستونهای محکم  ایل وداع جانسوز نمود این مصیبت بزرگ رابه همه ی هم تباران وخانواده معظم مرحوم سید عبدالحسین بهروز(میرسالاری)تسلیت می گوییم

خادم سادات: مطلوبی میرسالاری


:: بازدید از این مطلب : 1684
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران