منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

e448_IMG_3852__Copy_2.jpgسعدیامردنکونام نمیرد هرگز             مرده انست که نامش به نکویی نبرند

تمثال بزرگمرد میرسالاری مرحوم سید عبدالحسین موسوی (میرسالاری) 

برای شادی روحش صلوات


:: بازدید از این مطلب : 466
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

سمینار سالانه امامزاده میرسالار(ع) مورخه 22/6/92جمعه دراستان مبارکه امامزاده برگزارمی گردد از کلیه همتباران ودوستداران اهل البیت جهت شرکت دعوت به عمل می اید/ از طرف هیئت امنای امامزاده وکانون دانش اموختگان میرسالاری


:: بازدید از این مطلب : 584
|
امتیاز مطلب : 81
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 مرداد 1392

 رسول خدا در آستانه ماه مبارک رمضان برای مردم خطبه ای خواندند و در آن به فضایل این ماه و وظایف مردم در آن پرداختند. از بین جمع، امیرالمومنین علیه السلام برخاسته و سوالی درباره برترین عمل در این ماه می پرسد. رسول خدا پاسخ می دهد:

یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ ؛ برترین عمل در این ماه اجتناب از گناهان است.

امیرالمومنین علیه السلام که خود راوی این روایت است اینگونه ادامه می دهد:

فَبَکَی ؛ بعد از آنکه پاسخ مرا داد شروع به گریستن کرد. عرض کردم: اى پیامبر خدا! چه چیزى شما را به گریه انداخت؟

فرمود: اى على! براى آن مى‏گریم كه در این ماه، حرمت تو را مى‏شكنند. گویا مى‏بینم كه تو در حال نماز خواندن براى پروردگار خویشى كه شقى‏ترینِ اوّلین و آخرین، همتای کُشنده ناقه قوم ثمود، بر مى‏خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى‏زند كه مَحاسن تو با آن رنگین مى‏گردد.

عرض کردم: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِكَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی فَقَالَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِك‏

اى رسول خدا، آیا دینم سالم خواهد ماند؟ فرمود: دینت سالم خواهد ماند.

برخورد با ابن ملجم پیش از ترور، قصاص قبل از جنایت بود که در قوانین شریعت، چنین مجوزی در حق هیچ کسی وجود ندارد؛ یعنی نمی توان کسی را پیش از آنکه مرتکب جرمی شود مجازات کرد

بعد اینجا بود که رسول خدا در حضور مردم باز هم بر وصایت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه السلام تاکید کرد و با شدت تمام بر دشمنان و بدخواهان او حمله کرد و فرمود:

اى على! هر كس تو را بكشد، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا كه تو از من هستى، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من. خداى متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى و تو را براى امامت، انتخاب كرد. هر كس امامت تو را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است.

اى على! تو وصىّ من، پدر فرزندان من (فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام)، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى، در حال حیاتم و پس از مرگم. فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. سوگند به خدایى كه مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ‏ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.[1]

 

امیرالمومنین علیه السلام از شهادت خود خبر می دهد

امّ جعفر، كنیز على علیه السلام نقل می کند:

من به دستان حضرتش آب مى‏ریختم كه سرش را بالا گرفت، محاسن خود را در دست گرفت؛ به آن نگاهی کرد و فرمود: واهاً لَكَ، لَتُخضَبَنَّ بِدَمٍ ؛آه بر تو كه با خون، رنگین خواهى شد. ام جعفر می گوید: روز جمعه بود که آن اتفاق افتاد.[2]

الفتوح می نویسد:

 

امام علی

 

على علیه السلام از نبرد با خوارج بازگشت. مردم به استقبالش شتافتند و او را بر پیروزى ‏اش بر خوارج تبریك مى‏گفتند. وارد مسجد بزرگ (در كوفه) شد. دو ركعت نماز در آن خواند. سپس بر منبر رفت و خطبه نیكویى ایراد كرد. آنگاه رو به پسرش حسین علیه السلام نمود و فرمود: «اى ابا عبد اللّه! از این ماه (یعنى ماه رمضانى كه در آن بودند) چه ‏قدر مانده است؟»

 

حسین علیه السلام عرض کرد: هفده روز، اى امیر مۆمنان!

 امیرالمومنین علیه السلام دست به محاسن مبارکش كه آن روز سفید بود کشید و فرمود: «آن گاه كه شقى‏ترین فردِ امتْ انگیخته شود، این را به خون رنگین خواهد كرد.[3]

 

خبر از تروری ناجوانمردانه

امیرالمومنین علیه السلام در گزارشی خبر از ترور ناجوانمردانه خود می دهد و می فرماید:

إنَّما یَقتُلُنی رَجُلٌ خامِلُ الذِّكرِ، ضَئیلُ النَّسَبِ، غیلَةً فی غَیرِ مَأقِطِ حَربٍ ولا مَعرَكَةِ رِجالٍ ؛ مرا مردى خواهد كشت که گمنام است. او که از تبارى پست است مرا نه در میدان كارزار و نه در معركه مردان بلکه به ‏صورت ترور خواهد کشت.[4]

 

برخورد با ابن ملجم در روز بیعت

شیخ مفید ره به نقل از ابو طفیل عامر بن واثله می نویسد:

امیر مۆمنان مردم را براى بیعت جمع كرد. عبد الرحمان بن ملجم مرادى كه خدا لعنش كند آمد.

فَرَدَّهُ مَرَّتَینِ أو ثَلاثا ثُمَّ بایَعَهُ ؛ امیرالمومنین علیه السلام دو یا سه بار او را رد كرد. بعد [از آنکه ابن ملجم بر بیعت اصرار کرد حضرت پذیرفت و او] بیعت كرد.[5]

خواست که برود امیرالمومنین علیه السلام صدایش کرد و از او پیمان مۆكّد گرفت كه نیرنگ نزند و پیمان نشكند. او هم قول داد. بار دوم که خواست برود دوباره امیر مۆمنان علیه السلام او را صدا كرد و از او عهد و پیمان محكم گرفت كه نیرنگ نزند و پیمان نشكند. او هم قول داد. برای بار سوم نیز این تاکید در پیمان صورت گرفت.

ابن ملجم گفت: اى امیر مۆمنان! به خدا سوگند، ندیدم كه با كسى جز من این گونه رفتار كنى.

امیر مۆمنان بعد از تمثل به شعری فرمود: برو، اى ابن ملجم! به خدا سوگند، فكر نمى‏كنم كه به آنچه گفتى وفا كنى.[6]

 

امام علی

 

حضور در کوفه برای یک جنایت بزرگ

یعقوبی در تاریخ خود می نویسد:

عبد الرحمان بن ملجم مرادى ده روز مانده به آخر شعبان سال چهلم هجرى به كوفه آمد. وقتی خبر آمدنش به على علیه السلام رسید، فرمود: « آمد؟ آگاه باشید كه جز او كسى بر ضدّ من نمانده‏ است. اینك وقت آن رسیده است».

 [ابن مُلجَم‏] به منزل اشعث بن قیس كِنْدى وارد شد و یك ماه آن جا ماند و مشغول تیز كردن شمشیر خود بود. (آماده قتل امیرالمومنین علیه السلام می شد)[7]

 

پرسش و پاسخ

بعد از ملاحظه این اخبار سوالی به ذهن می آید که چرا امیرالمومنین علیه السلام با اینکه خبر داشت ابن ملجم  او را ناجوانمردانه مورد حمله قرار داده و به شهادت خواهد رساند؛ چرا علاج واقعه قبل از وقوع نکرد؟ و چرا با پای خود به مسجد رفت؟

در جواب سوال اول گفته می شود که برخورد با ابن ملجم پیش از ترور، قصاص قبل از جنایت بود که در قوانین شریعت، چنین مجوزی در حق هیچ کسی وجود ندارد؛ یعنی نمی توان کسی را پیش از آنکه مرتکب جرمی شود مجازات کرد.

اما اینکه چرا امیرالمومنین علیه السلام با علم به حادثه راهی مسجد شد و در معرض ترور قرار گرفت پاسخ دیگری دارد.

پاسخهای داده شده به این سوال متعدد و فراوان است که برخی از آنها به همراه نظر علامه طباطبایی ره را می توان در ترجمه المیزان، ج‏18، ص 296 ملاحظه کرد.

برخی گفته اند که این چون از جنس غیب است اصولا تکلیف آور نیست و شخص نباید بر اساس آن رفتار کند. عده ای مانند مرحوم علامه معتقدند که در وقایع حتمی الوقوع (ضروری الوجود)، علم به آن واقعه و اختیار عالم نمی تواند جلوی تحقق آن را بگیرد.

آن حضرت با اختیار تام راهی مسجد شد معنای این سخن تنها این است که امام علی علیه السلام از جزئیات حادثه ای خبر داشت که وقوع آن حتمی بود؛ نه احتمالی تا آرزو شود ای کاش امام علی علیه السلام به مسجد نمی رفت و ...

آیت الله جوادی آملی در نظری مشابه می گوید: علم غیب گاهی به واقع محتوم و تغییر ناپذیر تعلّق می گیرد. بنابراین، بعضی از چیزهایی که پیامبران و امامان از طریق غیب می دانند، همان چیزی است که حتماً واقع خواهد شد. این گونه آگاهی چیزی نیست که با آن بتوان تغییری ایجاد کرد و سرنوشت چیزی را تغییر داد.[8]

 

توضیح این بیانات:

آگاهی امیرالمومنین علیه السلام به نحوه شهادتش درست مانند آگاهی شخصی است که از راه غیب، صحنه واقعی شهادت خود را پیشاپیش می ببیند و از زمان، مکان و جزئیات آن مطلع می شود؛ آنچه در پیش روی امیرالمومنین علیه السلام بود یک واقعه قطعی بود نه یک واقعه احتمالی تا کسی آرزو کند که ای کاش حضرت نمی رفت و ...

معنای این سخن مجبور بودن حضرت در رفتن به مسجد نیست؛ آن حضرت با اختیار تام راهی مسجد شد معنای این سخن تنها این است که امام علی علیه السلام از جزئیات حادثه ای خبر داشت که وقوع آن حتمی بود؛ نه احتمالی تا آرزو شود ای کاش امام علی علیه السلام به مسجد نمی رفت و ...

خلاصه اینکه حضرت از راه غیب می دانست که در سحر 19 رمضان سال 40 با اختیار خود قطعا به مسجد خواهد رفت و قطعا ضربتی خواهد خورد که محاسن شریفش به خون سرش رنگین می شود.

 


:: بازدید از این مطلب : 733
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 مرداد 1392


:: بازدید از این مطلب : 838
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 مرداد 1392

 

 http://images.persianblog.ir/679923_7LMtGRWF.jpg

دوست داشتن تنگ ریز برمبنای یک نظریه علمی        
دکتر سید سادات سپهرتاج - روانپزشک

(تقدیم به روح پدرم سیدعنایت سپهرتاج)          

هرچند تنگریز ازنظر جغرافیایی وموقعیت آب وهوایی-کوهساران زیباو چشمه های زیباولی نه چندان پرآب وپوششهای گیاهی کم نظیر دوست داشتنی است لکن آنچه باعث میشود ما تنگ ریز را دوست داشته باشیم برمیگردد به نظریه روانشناسی سایکوآنالیتیک دانشمند نامی(زیگموند فروید) که حدود یکصد سال پیش ارایه داد.

این تئوری میگوید: بسیاری ازرخدادها و وقایع دوران کودکی ونوجوانی درحافظه انسانها ذخیره می شود ودردوران بزرگسالی میتوانندبعضی موردپیشرفت عملکرد وبعضا موجب پسرفت عملکردفرد شوند.این رویدادها بصورت خاطره درضمیر ناخودآگاه قراردارند(امروزه سلولها ونورونهای مغزی ثبت آنها شناخته شده است) ودائما درتکاپوی ورود به خودآگاه هستند که البته این کار براحتی ممکن نیست واین امر موجب آزار فرد میشود یاحداقل بخشی ازذهن فرد را اشغال کرده (preoccupational thought) یا بصورت خاطرات شیرین اما کودکانه. البته بارها درخواب بصورت رویا ظهور میکنند ولی به علت عدم دسترسی به خودآگاه مشکل همچنان باقیست. لذا فروید یک راهکار درمانی تحت عنوان سایکوآنالیز برای آندسته افرادیکه وقایع ناخوشایند وسرکوب شده دوران کودکی باعث مشکلاتی درعملکرد شغلی وروابط اجتماعی آنها شده بود ابداع کرد. ازدید تکاملی هدف سایکوآنالیزبیاداوردن خاطرات و وقایع دوران کودکیست که فراموش شده ولی ازبین نرفته اند. وقتی آنها وارد خودآگاه شدند دیگر شخص درگذشته خود fix نمیشود وآن وقایعی راکه به شکل دست نخورده دوران کودکی درون سلولهای مغزی خودحمل میکند هم اکنون وباسن کنونی تجزیه وتحلیل میکند لذا اغلب ارزوها وخواسته های سرکوب شده دوران کودکی قابل درک میشوند وضمیر ناخوداگاه ازادشده وبه عبارتی نفس راحتی می کشد ومیتواند مسائل روزمره ومهمتری رادرخود جای دهد. ازطرفی ازنظر علمی ثابت شده است که وقایعی که همزمان ذخیره شده اند بابروز یکی دیگروقایع حتی تصورات وآرزوهایی که همراه آن ثبتشده اند یکی پس از دیگری ظاهر میشوند.ازمنظر علم تمامی رخدادهاو وقایع روان و ذهن دارای معنی هستند. psychic determinism

به سخن دیرهمه افکار-تداعی ورفتارها تصادفی نبوده بلکه چه ارزش منفی چه مثبت برای شخص معنی دار هستند. خلاصه کلام اینکه هم اکنون مابادیدن تصاویریا مطالب قدیمی  که دردو دهه اول عمر باآنها سروکارداشته ایم باورود به ضمیر خودآگاهمان با سن وموقعیت کنونی آنهارا تجزیه وتحلیل میکنیم وبه زبان علمی ventilsteمیشویم (به قول قدیمیها سبک میشویم). یک مثال واقعی برای درک بهتر موضوع واهمیت بالینی آن؛ شخصی که دردوران نوجوانی علاقه به شکار داشته وشکارچی بوده است درکهنسالی ممکن است بخشی ازآرزوهای تحقق نیافته اش که درناخوداگاهش باقی مانده است باعث شود هنگام کسالت و بیماری که خوداگاهی کاهش مییابد وضمیرناخوداگاه کمی آزادترمیشود باعث شود آرزوها وخواسته های تحقق نیافته اش وارد خوداگاه شده ودرانتظار گوشت شکار ازخوردن وآشامیدن خودداری نماید وچه بسا همین امر موجب تلف شدن وی گردد بدون اینکه اطرافیان متوجه موضوع شوند.

 


:: بازدید از این مطلب : 1823
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 مرداد 1392

ای مسافر پروازرمضان پروازت به   بلندای نام پر افتخارمیرسالاری در هرکجای این سرزمین که سرای ماست.نامتان جاویدان.توشه تان پرباروسوغات مانیزدعای سحرتان


:: بازدید از این مطلب : 937
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
شنبه 05 مرداد 1392

خداى تعالى در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر می ‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند.

شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. در این شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد. در شب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.

«قدر» معانی متعددی همچون قدرت، تقدیر و اندازه گیرى، تنگ گرفتن، مساوی بودن یک چیز با چیز دیگر بدون کم و زیاد دارد اما در  اینکه چه شبی از شب‌های ماه رمضان، شب قدر است اختلاف دیدگاه وجود دارد. آنچه موافق با سنت پیامبر گرامی اسلام(ص) و روایات امامان معصوم(ع) است، اینکه شب قدر در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد و طبق نقل، یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم، و بیست و سوم است و در بین این سه شب نیز شب بیست و سوم احتمالش بیشتر است. چنانکه امام صادق(ع) فرمود: شب نوزدهم شب تقدیر است و شب بیست و یکم شب بستن و تعین و اِحکام است و شب بیست و سوم شب حتمی شدن و امضای آن است.

در مورد فضایل شب قدر باید گفت که شب نازل شدن دفعی و یک‌جای قرآن در بیت المعمور است که به طور تدریجی طی 23 سال بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص)نازل شده است. همچنین عبادت و کارهای نیک، در شب قدر، بهتر است از عبادت و کاهای نیک در هزار ماه که دارای شب قدر نباشد. از فضائل دیگر شب قدر آنکه این شب، شب نزول و پایین آمدن فرشتگان خداوند خصوصاً بزرگ‌ترین فرشته خداوند، به زمین است و این شب ، شب تقدیر و سرنوشت یک سال انسان است. خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر می کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر می ‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند. در این شب، درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت، گشوده می‌شود و شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند و درهای آسمان و رحمت الاهی بر روی بندگانش گشوده می‌شود و شب قبولی اعمال است.



اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است:

اعمالی که در هر سه شب انجام می‌ شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شب‌های مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست ‌و سوم است.

 اعمال مشترک شبهای قدر

1- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.

2- خواندن 2 رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، 7 مرتبه سوره‌ توحید را خوانده و بعد از نماز 70 مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.

3- قرآن به سر گرفتن و خدا را به 14 معصوم(ع) سوگند دادن.

4- زیارت امام حسین(ع) .

5- احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از پیامبر(ص) و معصومین(ع) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.

6- فضیلت و پاداش بسیار دارد که 100 رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سوره‌ مبارک حمد، 10 مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

7- دعایی از امام زین العابدین (ع) که در مفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...

8- قرائت دعای جوشن کبیر.

9- طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:

1) خواندن 2 رکعت نماز برای سلامتی امام زمان(عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت

2) خواندن 2 رکعت نماز برای شادی روح همه‌ درگذشتگان و اسیران خاک و 25 بار گفتن ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات"

3) خواندن 2 رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خواندن دعای توسل

4) خواندن 2 رکعت نماز حضرت زهرا(سلام الله علیها): در رکعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 100مرتبه سوره توحید

5) خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر



اعمال مخصوص شب نوزدهم

1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".

2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...

 اعمال مخصوص شب بیست و یکم

1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .

2- لعن بر قاتل امیرالمومنین. صد بار ذکر "اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

3- زیارت امام علی علیه السلام .

 اعمال مخصوص شب بیست و سوم

1- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق (ع) فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است.

2- قرائت سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان .

3- قرائت 1000 مرتبه سوره قدر .

4- خواندن و تکرار دعای سلامتی امام زمان(عج) اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .

5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .

6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی.

7- خواندن دعای "یا باطنا  فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه ... .
 

مرحوم کلینی در کافی از امام باقر (ع) نقل می کند که آن حضرت در جواب معنای آیه «انا انزلناه فی لیلة مبارکة » فرمودند: «آری شب قدر، شبی است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید می شود. شبی که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبی است که خدای تعالی درباره اش فرموده است: «فیها یفرق کل امر حکیم؛ در آن شب، هر امری با حکمت، متعین و ممتاز می گردد». آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه ای که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر می شود، خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندی که قرار است متولد شود یا اجلی که قرار است فرارسد یا رزقی که قرار است برسد و


:: بازدید از این مطلب : 737
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : matlobi
جمعه 04 مرداد 1392

 
 
 
بیاد شهید سرجدا سید محمد خشنود(میرسالاری)
 
 

سخن از آنانی است که گویا رفته‌اند و ما مانده‌ایم؛ آنان که نام و مال و جان خود را بر زمین نهادند و برای دفاع از این خاک، مردم و اعتقاداتشان رفتند. آنان که گویا رفته‌اند؛ اما فقط گویا رفته‌اند که فرموده‌اند گمان ما این است که شهدا رفته‌اند و ما مانده‌ایم، ولی حقیقت این است که شهدا مانده‌اند و زمان ما را با خود برده است!

 امروز پنجشنبه و شب جمعه است؛ روز و شبی که ما که در گذر زمان خود را گم کرده‌ایم، دقایقی ‌می‌‌ایستیم و به عقب بر‌می‌گردیم تا خود‌ و خاطراتمان را هر چند مبهم به یاد بیاوریم؛ خودمان را، پدر و مادرمان را، دوستان و آشنایمان را، امام راحل عظیم‌الشأن را و شهدا را؛ آنان که با هستی خود به این مردم و مملکت هستی بخشیدند.

فرصتی است تا دمی از سنگینی بار این کالبد جسم را زمین بنهیم و روح خود را به پرواز درآوریم و از زمان هم به درآییم و تجدید عهدی کنیم با همه آنانی که در روی این کره خاک روزی با ما بودند؛ آنانی که روزی گرما‌بخش محافل و مجالس ما بودند؛ آنان که برخی‌شان نگاه به صورت‌هایشان برایمان ثواب عبادت داشت و آنانی که در نگاهشان برق امید و بارقه‌های توکل به خداوند متعال دیده می‌شد.

فرصتی است‌ با عطر آیات خداوند به دیدار کسانی برویم که به عطر آیات خداوندی خشنود و رضا می‌شوند؛ فرصتی تا با یادآوری آن همه خوب و نازنینانی که اکنون در جمع ما در این کره خاک نیستند، اندکی به فرجام کار بیندیشیم که:

ای خاک اگر سینه تو بشکافند    بس گوهر قیمتی که در سینه توست

امروز و در میانه‌های ماه رمضان، ماه مهمانی خداوند، از پوسته زمین و زمان به درآییم و با یادی از شهدا، آنانی که عاشقانه جان فدای دوست کردند، بخوانیم که: 

آن فرو ریخته گل‌های پریشان در باغ          کز می جام شهادت همه مدهوشانند

نامشان زمزمه نیم شب مستان باد          تــــا نگویند کـــه از یـــــاد فراموشانند


:: بازدید از این مطلب : 687
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
جمعه 04 مرداد 1392

 

 

 

 

 

جلسات انس باقران در شبهای ماه مبارک رمضان با سخنرانی خطیب توانا حجت الاسلام سید عبدالرضاموسوی (میرسالاری)بصورت گردشی در شهرستان بهمئی برگزار می گردد .این جلسات تاپایان ماه مبارک رمضان ادامه دارد

 

 

 

 

 

در ايام ماه مبارك رمضان و به مناسبت خجسته‌ميلاد باسعادت كريم اهل بيت(ع)، سبط اكبر امام حسن مجتبی(ع)، محفل انس با قرآن با حضور  روحانيون و مردم متدين شهرتشان .در منزل مرحوم سید ابوذر ساداتی برگزار گردید

 

 دراين محفل نورانی ابتدا ،  دعای توسل قرائت گردید ،سپس حجه الاسلام  حاج سید عبدالرضا موسوی(میرسالاری) خطیب توانا و ميهمان ويژه مراسم، ضمن قرائت قرآن، طی سخنانی به لزوم انديشيدن به آيات آسمانی به عنوان تنها راه سعادت انسان در دو جهان و بهره‌گيری از محضر اساتيد و بزرگان قرآنی پرداخت.

 

ایشان در بخشی از بیانات خود درباره نسیم رحمت خداوند فرمود

در روایتی داریم که خدا نسبت به چهار گناه بسیار حساس و سخـﺖگیر است. میتوان از این روایت نتیجـﮥ مخالف گرفت، یعنی اگر از این چهار گناه، چشم پوشی کنیم، نسیم رحمت خدا شدیداً نصیب ما خواهد شد. این گناهان عبارتند از:
الف) ترک نماز؛
ب) عاق والدین:
خداوند در حدیثی قدسی میفرماید: قل لعاق الوالدین! افعل ما تشاء، لا اغفرک!! به عاق والدین بگو هر کاری دوست دارد و میتواند، انجام دهد، او را نخواهم بخشید.
ج)آدم کشی؛
د) آبروی کسی را بردن.

حجه الاسلا م موسوی پیرامون اطاعت محض از دستورات قران وولایت امر فرمودند

باید دستورات خدا و امام و ولی را مو به مو اطاعت و اجرا کرد.

خداوند از موسی علی نبینا و آله و علیه السلام پرسید: آیا تا به حال برای ما کاری کردﻩای؟ وی جواب داد نماز خواندﻩام، روزه گرفتـﻪام و .... خداوند پاسخ داد این کارها را برای خود انجام دادﻩای، برای خدایت چه کردﻩای؟ آیا تا به حال کسی را به خاطر من دوست داشتـﻪای و یا با فردی، به خاطر من دشمنی ورزیدﻩای؟ آیا به خاطر من با کسی قطع رابطه کردﻩای؟ در اینجا بود که:

علم موسی ان افضل الاعمال لله، الحب فی الله و البغض فی الله
موسی فهمید که بهترین کارهابرای خدا دوست داشتن و دشمن داشتن فقط و فقط برای خداست.

جرجی جرداق - نویسندﮤ مسیحی که شرحی بر نهج البلاغه نوشته، در کلامی چنین میگوید که مسلمان نیستم چه برسد به اینکه شیعه باشم، ولی دوستت دارم. مسلماً چنین حبی اطاعت هم خواهد آورد.
مردم، دوستان و رفقا، به چه درد ما میخورند؟ کدامشان ماندگار است. کسانی میمانند که در حول محور خدا، با آنها دوستی کنیم. دنیای ما بسیار کوچک و گذراست، لذا ارزشی ندارد که به خاطر رفقا، رابطـﻪمان با خدا دچار مشکل شود. چگونه میتوانم کسی را که میدانیم دشمن خداست، دوست داشتـﻪباشیم، صدایش را گوش کنیم، عکسش را داشتـﻪباشیم؟ علایم دوست داشتن اینجاست: الحب فی الله و البغض فی الله.
در جمعهایی که میدانیم با خدا نیستند فقط به یک شرط میتوانیم وارد شویم و آن توانایی اثرگذاری است. شب قدر به علی علیه السلام قول میدهیم که اگر کسانی که اطرافمان هستند را میتوانیم هدایت کنیم که فیها، و الا به خاطر تو از آنها میبریم، یا علی! کمک کن تا بتوانیم نفسمان را جمع کنیم.
خدا تنها کسی است که بخشش برپایـﮥ طمع نیست، چون انسانها دو گروهند: عدﮦای که اصلاً گذشت ندارند و بر همه سخت میگیرند؛ و عدﮦای هم از گناهان و اشتباهات دیگران میگذرند یه خاطر طمعکاری و به سه دلیل: یا میبخشند تا خدا هم آنها را ببخشد؛ میبخشند تا به بهشت بروند؛ و یا برای اینکه بار دیگر آدم شوی. خدا تنها کسی است که به ما نیاز ندارد و در عین حال ما را میبخشد. لذا با خدا بودن خستگی ندارد. مردم 1400 سال است که شبهای قدر در خانـﮥ خدا هستند، کدام مکتب میتواند ما را هفت ساعت جایی بنشاند تا اشک بریزیم و صفا کنیم؟ لذا امام فرمودند بگذارید شما را ملت اشک بخوانند، این اشک سبکباری میآورد و ما را سبک میکند، بگذارید حسرت شما را بخورند.ایشان در پایان این مراسم ضمن دعوت همگان به تقوای الهی  برای امرزش روح جوان ناکام مرحوم ساداتی طلب امرزش نمودند.

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1016
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 03 مرداد 1392

http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/529f3934-cb9b-4fd7-bfbd-3f7402ca2629.jpgمامزاده سید جمال
  امامزاده جمال تبریز زیارتگاهی است كه در مسجد حاجت ، در راسته كوچه واقع شده است. این زیارتگاه مرقد امامزاده موسی معروف به سید جمال از اولاد امام موسی بن جعفرعلیه السلام است.آرامگاه در زیر گنبد نسبتاً بزرگی واقع شده و پا طاق مقرنسی دارد كه روی آن صندوق چوبی زیبایی نهاده اند .دو كتیبه مرمرین سنگ قبر نیز در این بقعه به چشم می خورد كه یكی متعلق به قبرآخوند ملا احمد مدرس و دیگری مربوط به قبر شیخ عبدالغفار است.


:: بازدید از این مطلب : 5484
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران