منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
جمعه 07 تیر 1392


:: بازدید از این مطلب : 770
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 07 تیر 1392

 



 

 

 

 

 


 

 

 


 

 

 


 

 

 

 

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

 

 

 

 

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

 

 

 

 

دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

 

 

 

 

گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

 

 

 

 

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفت: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

 

 

 

 

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

 

 

 

 

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

 

 

 

 

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

 

 

 

 

گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره

 

 

 

 

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

 

 

 

 

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

 

 

 

 

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 07 تیر 1392

 

 

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت، خواست فرود آيد، ترسيد.
باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال دعا شد. از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت: اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت: اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي.
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم.
قدري پايين تر آمد. وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت: اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم غلط زيادي كه جريمه ندارد...

 
 


:: بازدید از این مطلب : 795
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 29 خرداد 1392


:: بازدید از این مطلب : 1215
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 29 خرداد 1392

 

چهل روز از غروب غم انگیز و نابهنگام ستاره پرفروغ بیت عشق الهی گذشت. خلوتش ناگهانی بود و رفتنش نامنتظره، وجودش افتخار بود و نبودنش مسلخ تلخ ناباوری، دلش دریای عشق بود و وجودش باران کرامت

با نهایت تاسف و تاثر چهلمین روز درگذشت ناگهانی دایی عزیزمان مرحوم
 

سیدولی جریدیان

 
 
را به اطلاع کلیه دوستان و اقوام و آشنایان می‌رساند.
 
 
به همین مناسبت مراسم چهلم آن فقید سعید روز ۵ شنبه مورخه 30/3/92 از ساعت ۱۸ الی 22 به صرف شام د ر منزل شخصی ان مرحوم در شهرستان بهمیی روبروی اداره اموزش وپرورش برگزار ومنعقد می گردد 
حضور سروران گرامی باعث شادی روح آن مرحوم و تسلی‌خاطر بازماندگان خواهد بود.

:: بازدید از این مطلب : 926
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 28 خرداد 1392

08806301824389259555.jpg


:: بازدید از این مطلب : 749
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 27 خرداد 1392

27913630712011961902.jpg

سردارشهید سید عزیزالله میرسالاری

به چه می نگرید ؟!!



مگر شما در آن دور دست ها چه دیدید که هر چه می سوختید


نورتان بیشتر می شد



و من هر چه می سوزم دودم بیشتر !!


:: بازدید از این مطلب : 904
|
امتیاز مطلب : 278
|
تعداد امتیازدهندگان : 58
|
مجموع امتیاز : 58
نویسنده : matlobi
دوشنبه 27 خرداد 1392

79472084828183509786.jpgازراست

1حجه السلام سید غلامرضا وحدانی

2سیدکاظم مطلوبی میرسالاری

3سید عطا الله مجتبوی

4سید عبدالنبی اجتهادی

5سید قائم موسوی

6سید علی نجات بینش

7حاج سید رضاموسوی خواه

8مهندس سید محمد برزین زاده

9سید جوهر حسنی

 


:: بازدید از این مطلب : 853
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 27 خرداد 1392

73527330820206607378.jpg    

سیدامیرسالار  عزیز

 

 به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.

 سخن به اندازه بگو.

 حق دیگران را به خوبی ادا کن.

راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.

به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.

با سود و زیان دوست را امتحان کن.

با بدان و جاهلان همنشینی مکن.

با اندیشمندان و عالمان همراه باش.

در کسب و کار نیک جدّی باش.

بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.

 با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.

سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.

 روزهای جوانی را غنیمت بدان.

 هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.

یاران و آشنایان را احترام کن.

با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.

وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.

معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.

کمتر از درآمدی که داری خرج کن.

در همۀ امور میانه رو باش.

گذشت و جوانمردی را پیشه کن.

هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.


 

 


:: بازدید از این مطلب : 799
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 27 خرداد 1392

اول نامـــــــه به نام پاک یــــــــزدان عزیز

کز وجودش گشته چون گلشن خزان تنگ ریز

قریه ی مشهور زیبایی ست در دامـــــانِ کوه

جنت فـــــردوس را مـــاند مکانِ تنگ ریز

بر زبانِ خاص و عام فارس بسیار آشناست

شهـــــرتِ دیرینه ی نام آورانِ تنگ ریز

قله ی کوهِ سپیدار از دماوند افضل است

چون نشان دارد زِ عهدِ باستان تنگ ریز

گلشن سرسبز و باغستان برف اندازِ کوه

جای بلبل، کبک دارد بوستانِ تنگ ریز

سرکشیده بر فلک مانندِ طوبی در بهشت

سروهای سبز قمری آشیانِ تنگ ریز

از مصلی و عبیر آمیز و رکن آباد، به

چشمه هایِ آب شیرین و روان تنگ ریز

زحمت بی جا مکش، درس دبستانی مخوان

کسب بنما معرفت از عارفانِ تنگ ریز

این شنیدستی نکو رویند حورانِ بهشت؟

چون کنیزانند نزدِ گلرخانِ تنگ ریز

شعر زیبـای تو باعث می شود، سالارِ پیر

تا بماند جاودان، نام و نشان تنگ ریز!


 


:: بازدید از این مطلب : 2510
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران