منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
شنبه 08 مهر 1391

 

رازو نیاز, راز و نیار با خدا, راز و نیاز کردن

خوشا به نيمه شبى با خدا صفا كردن

زبان حال گشودن زدل دعا كردن

تمام لذّت عالم نمى رسد قدرش

به يك دقيقه مناجات، با خدا كردن

به صد هزار قبولى عمره مى ارزد

به دهر يك گره از كار خلق وا كردن

به ادّعا نتوان برد بهره اى فردا

كه بهره از عمل آيد نه ادّعا كردن

در اين سراى دو در، از درى درآ اى دوست

كه حاجتى بتوان از كسى روا كردن

براى جلب رضاى خدا بكوش اى دل

كه مشكل است خدا را زخود رضا كردن

به زرق و برق زر اى دل مناز، مى بازى

كه كار زر، بود از حق تو را جدا كردن

بهشت برگ عبورش محبّت مولاست

خوشا به حبّ على دورى از خطا كردن


:: بازدید از این مطلب : 872
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : matlobi
شنبه 08 مهر 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

در مورخه 22/6/1391  باحضور جمعی از بزرگان وریش سفیدان سادات میرسالاری دربهبهان  جلسه ای تشکیل گردید تا ضمن بررسی مشکلات طایفه وهمفکری جهت رفع ان هاوهمچنین  برای خارج ساختن ساخت وساز بنای امامزاده از رکود فعلی باهم تبادل نظرنمایند دراین جلسه که با تلاوت ایاتی چند از کلام الله مجید توسط سید عطاالله مجتبوی اغاز گردید حجه السلام مرتضوی ضمن برشمردن مشکلات راهکارهایی ارائه نمود بحث های داغی اغاز گردید .سپس حجه السلام وحدانی مشکلاتی که درمسیر توسعه وبازسازی امامزاده وجود داردراهمرا با راهکارهای خود ارائه نمود .پس ازتبادل نظرهای فراوان نوبت به اساتید حاضر درجلسه رسید سید قائم موسوی وسید سجاد موسوی با دیدگاههایی علمی به بررسی مشکلات پرداختند .یکی از راهکارهای مهم که مورد توجه وتایید همگان واقع شد به خاطر خستگی ها وزحمات فراوان هیات امنای امامزاده تصمیم گرفته شد هیات امنای قدیم با کمال احترام دریک جلسه ی رسمی ضمن قدردانی از زحماتشان بازنشست وجای خود رابه نیروهای جوانتر وفعالتر بدهند .

اما نحوه وچگونگی انتخاب هیئت امنای جدید خود مشکلاتی داشت که با نظر سید محمدکاظم داور وتایید حاج سیدرضا موسوی وحضار هیات امنا از میان جمع حاضر انتخاب شود پس ازرایزنی های فراوان این نفرات برای یک دوره ی دوساله انتخاب وتایید شدند.

حجه السلام موسوی خواه پدر معنوی وازبزرگان سادات ارشادات وراهنمایی هایی در این جلسه بیان فرمودند وبرای هیات امنای جدید ارزوی موفقیت نمودند

1حجه السلام سیدرضا موسوی خواه رئیس هیئت امنا

2حاج سیدعطاالله مجتبوی

3سیدکاظم مطلوبی میرسالاری

4سید قائم موسوی

5سید سجاد موسوی

اعضای علی البدل

1سید عبدالنبی اجتهادی

2سید جوهر حسنی

ناظرین1

1حجه السلام سیدغلامرضا وحدانی

2مهندس سید محمد برزین زاده

بازرسان

1حجه السلام سیدمحمدمهدی اذرمینا

2سید محمدکاظم داور

اینجانب از طرف خود وکلیه ی سادات از زحمات صادقانه وشبانه روزی هیئت امنای قدیم تقدیر وتشکر می نمایم /


:: بازدید از این مطلب : 1797
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
جمعه 07 مهر 1391

در روز میلاد امام رضا(ع) و در روز جمعه ای که چشم به آمدنت دوخته ایم، زمزمه می کنیم مناجاتش را که نجوایی است بر بی قراریهایمان.

یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان علیه السلام امرمى فرمود و یکى از دعاهاى ایشان براى آن حضرت چنین بود:
پروردگارا
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خلیفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى که معرف توست و گویاى حکمت تو، و آن چشم بیناى تو در میان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد کوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع کن .
خداوندا!
او را از شرّ آنچه آفریدى و پدید آوردى و ایجاد نمودى و پروراندى و تصویر نمودى در امان دار، و او را از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، و از بالا و پایین محافظت فرما، آن گونه که هر که در حفاظت تو باشد ضایع نگردد.
در وجود او، پیامبرت را، و وصى پیامبرت را، و پدرانش را؛ پیشوایانت و ارکان دینت را که درود تو بر تمامى آنان باد حفظ نما و او را در امانت خودت که هرگز ضایع نگردد، و در همسایگى ات که مورد تعرّض قرار نگیرد، و در نگهدارى و حمایت خودت که مورد ظلم واقع نشود، قرار ده.
خدایا!
او را به امان محکمت درامان دار، که هر که در آن قرار گیرد هرگز شکست نخورد، و او را درحمایت خودت که هر که در آن باشد ظلم نبیند قرار ده، و او را به یارى برترت یارى ده، و به قدرتت توانایش کن، و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده.
بارالها!
دوست دار هر که او را دوست دارد، و دشمن دار هر که با او بستیزد، و زره محکمت را بر او بپوشان، و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده.
پروردگارا!
او را به برتر از مقامى که عدالت گسترانِ از پیروان پیامبرانت را به آن مقام رساندى ، برسان.
خداوندا!
شکافها را با او پر کن، گسستگى ها را به او پیوسته دار، ظلم را به او بمیران، عدالت را نمایان ساز، و زمین را به عمر طولانى اش زینت بخش، و او را با یارى تأیید کن، و با بیم نصرت نما، و براى او گشایشى آسان قرار ده، و از جانب خودت براى او برهانى قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر کن.
بارالها!
او را قائم منتظر قرار ده، و پیشوایى که به او مانع ظلم مى شوى ، و او را با یارى قدرتمند و پیروزى نزدیک توانا کن، و او را وارث شرق و غرب جهان که برکتشان دادى قرار ده، سنّت پیامبرت را به او زنده کن، تا هیچ حقّى را بخاطر ترس از مخلوقى پنهان ندارد، یاورش را نیرو ده، و دشمنانش را خوار، و هر که با او بستیزد و مکر کند نابود کن.
بارالها!
سرکشان کافر و سالارانشان و ریش سفیدانشان و یاورانشان را نابود ساز، و سرکردگان گمراهى و بدعت گذاران و سنّت شکنان و تقویت کنندگان باطل را درهم شکن، سرکشان را به او خوار فرما، و کافران و منافقان و بى دینان را به دست او نابود کن، ... هر وقت و هر جا که باشند... در شرق و غرب زمین، در خشکى و دریا، در دشت و کوه، تا هیچ جنبنده اى از آنان را زنده نگذارى ، و نشانى از ایشان برجاى ننهى .

بارالها!
او همان بنده توست که بر غیب او را امین دانستى ، و او را از[ارتکاب گناه] نگاه داشتى ، وبه دورى او ازبدیها حکم فرمودى ، وازهر پلیدى او را پاکیزه نمودى ، و از هر چرکى او را دور کردى ، و از دو دلى او را در امان داشتى .


بارالها!
در روز قیامت و روز وقوع آن بلاى بزرگ براى او گواهى مى دهیم که گناهى انجام نداده، و معصیتت را مرتکب نشده، و فرمانبرى ات را ضایع ننموده، و پرده اى را ندریده، و بایسته اى را تبدیل نکرده، و آیین تو را تغییر نداده است، و او امام هدایتگر، هدایت شده، پاکیزه، باتقوا، وفا کننده و پسندیده پاک مى باشد.
بارالها!
پس بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و نسل و امّت و تمامى پیروانش، آنچه روشنى چشم و شادمانى او را در بردارد عطایش کن، و فرمانروایى او را در تمام مکانها، دور و نزدیک، بر قدرتمداران و فرمانبران [ آن نواحى ] بگستران، تا حکم او بر تمامى احکام غالب و هر باطلى را با حقّ او نابود سازى .
بارالها!
به دست او ما را به راه هدایت و بزرگ و میانه اى ببر که تندرو بسوى او بازگردد و دنباله رو به آن برسد.
بارالها!
ما را بر فرمانبرى او نیرو، و بر همراهى او راست بگردان، و به متابعت او بر ما منّت گذار، و ما را در حزب او، که قیام کنندگان به امرت، و صبرکنندگان به همراهش، وآنان که با خیرخواهى براى او جویاى خشنودى اند، قرار ده، تا این که در روز قیامت ما را در زمره یاوران و پشتیبانان و تقویت کنندگان حکومتش محشور گردانى .

بارالها!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و این را از طرف ما براى خودت، در حالى که از هر شک و شبهه و خودنمایى و شهرت طلبى بدور باشد، قرار ده، تا بر غیر از تو بر آن اعتماد نکنیم، و قصدى جز تو نداشته باشیم، و ما را در جایگاه او وارد کن، ودر بهشت همراه او قرار ده، وما را در کار او به دلتنگى و خستگى و سستى و پراکندگى مبتلا مساز، وما را از کسانى قرار ده که از آنان براى یارى دینت کمک گرفته وبه آنان ولیّت را عزیزمى گردانى ، وبه جاى ما گروه دیگرى را برنگزین چه این که این کار بر تو آسان و بر ما بسیار گران و دشوار است، وتو بر هر کار توانایى .
بارالها!
بر والیان عهدش درود فرست، وایشان را به آرزوهایشان برسان، وعمرشان را طولانى ساز وآنان را یارى ده، و براى او آنچه از امر دینت را به آنان نسبت داده اى به نهایت برسان، و ما را پشتیبانان آنان و یاوران دینت قرار ده، و بر پدران پاکیزه اش و پیشوایان هدایتگر درود فرست.
بارالها!
ایشان معدنهاى سخنان تو، و خزینه داران علم تو، وحاکمان امر تو، و بندگان خالص تو، و بهترین مخلوقات تو، و دوستانت و فرزندان دوستانت، و برگزیدگانت و فرزندان برگزیدگان تواند که درود و رحمت و برکاتت بر تمامى آنان باد.
بارالها!
( درود و رحمتت بر) همکاران او در کارش، و یاورانش در فرمانبریت، کسانى که آنان را سنگر و سلاح او، و پناهگاه و مورد علاقه او قرار داده اى ، آنانى که از خانواده و فرزندان جدا شدند، وجلاى وطن کردند، و بستر راحت را ترک گفتند. ازتجارتشان دست شستند، و از روزى خود کاستند، و در جایگاههایشان دیده نشدند، بى آن که از شهرشان رفته باشند، و با بیگانگانى که در کارشان یاریشان مى کنند هم قسم شدند، و با نزدیکانى که آنان را از کارشان بازمى داشتند مخالفت کردند، و بعد از روى گرداندن و دورى از یکدیگر با هم ائتلاف کردند، وآنچه که ایشان را به برخوردارى از بهره هاى گذراى دنیایى مى رساند جدا کردند.
بارالها!
ایشان را درجایگاه استوارت و در پناه خودت قرار ده، وهرگونه گرفتارى را که از جانب دشمنان متوجّه آنان مى باشد، از ایشان دور کن، و بر کفایت و پشتیبانى و یارى دادن به آنان بیفزاى ، آن مقدار که ایشان را در فرمانبریت کمک کنى ، و به حق ایشان، باطل آنان را که درصدد خاموش ساختن نور تو مى باشند از بین ببر، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و به ایشان تمامى آفاق زمین و کرانه هاى آن را از دادگرى و داد و بخشایش و فزونى پر کن، و به بزرگوارى و بخششت و آنچه بر بندگانت به دادگریت منّت گذاردى ، از آنان تشکّر کن، و از پاداشت آنچه درجاتشان را بالا مى برد برایشان ذخیره کن، چه آنچه تو بخواهى انجام مى دهى ، و آنچه اراده کنى حکم مى کنى ، چنین باد اى پروردگار جهانیان.
برگرفته از کتاب بحارالانوار، جلد93، صفحه 330


:: بازدید از این مطلب : 1023
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 06 مهر 1391

 

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند.

 یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم.

خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد…


این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حوله حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.


هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه…
…………………
حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟


:: بازدید از این مطلب : 1379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 06 مهر 1391


:: بازدید از این مطلب : 846
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 04 مهر 1391

 

در محضر بهجت‌العرفا - 3
10 توصیه آیت‌الله بهجت برای زیارت امام رضا(ع)

خبرگزاری فارس: آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود: لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت می‌دانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!

خبرگزاری فارس: 10 توصیه آیت‌الله بهجت برای زیارت امام رضا(ع)

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت(ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد. 

 

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.


:: بازدید از این مطلب : 913
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 02 مهر 1391

 

عظمت قرآن

عبدالله مبارک می گوید: در سالی که به مکه می رفتم، در بین راه با زنی که حافظ قرآن بود، آشنا شدم و او مرا به مهمانی دعوت کرد. پس از خداحافظی، فرزندان او تا بیرون خیمه مرا همراهی کردند. از آنان پرسیدم: «ای جوانان! مادر شما به جز از قرآن سخن نمی گوید، چگونه او حافظ تمام قرآن شده است؟ » در پاسخ گفتند: مادر ما روزی در مسجدالاقصی نماز می خواند و قرآن قرائت می کرد. چون به این آیه شریفه رسید: 
لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیه الله و تلک الأمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون. 
(ای رسول گرامی! ) اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم، می دیدی که کوه از ترس و خشیت الهی، خاشع و ذلیل می شد و متلاشی می گردید. ما این گونه مثال ها را (در قرآن) برای مردم بیان می کنیم، شاید بیاندیشند. (1) 
بی هوش شد و بر زمین افتاد. هنگامی که به هوش آمد، به ما رو کرد و گفت ...
 

 

خداوند در این آیه مثل زده و گفته است که اگر این قرآن را به مثل بر کوه بخوانند، هر آینه، از خوف خدا پاره پاره و متلاشی می شود. پس دل های این مردم از سنگ سخت تر است. آیا در این مثل، اندیشه نمی کنند که چه در پیش دارند؟ از آن روز تا به حال، مادر ما سخن نگفته است مگر با قرآن. 
عبدالله می گوید: «چون این سخن را شنیدم بر سر خود زدم و گفتم: وای بر من! اگر این همه علم و فضیلت را در این زن ندیده بودم، به علم خود مغرور بودم و به آن می بالیدم ولی اکنون معلوم شد که خود از دروغ گویانم» (2) . 

تفسیر آیه

هدف آیه ی شریفه این است که این کوه ها با همه ی صلابت و استحکامی که دارند، اگر عقل و احساس داشتند و این آیات به جای قلب انسان ها، بر آن ها نازل می شد، چنان به لرزه درمی آمدند که از هم می شکافتند، اما گروهی از انسان های سنگدل، این آیه ها را می شنوند، ولی کمترین تغییری در آنان رخ نمی دهد. 
1- تأثیر قرآن قطعی و حتمی است. مانع تأثیر در وجود ماست. باید هر چه سریع تر موانع را از قلب و روان و جسم خود بزداییم تا ظرف پذیرش و تأثیر در وجود ما فراهم شود. 
2- در کسب ارزش های دینی و درجات معنوی و متأثر شدن از قرآن، بین زن و مرد فرقی نیست و در این زمینه با هم مساوی هستند. 
 

تسلی بخش مصیبت زده

«ام عقیل» زنی بادیه نشین بود که اسلام را با جان و دل پذیرفته بود و با ایمان راستین، به قوانین آن عمل می کرد. وی پسری داشت به نام «عقیل» که شتران شان را به چرا می برد. روزی دو میهمان به خانه اش وارد شدند. در همین حال که سرگرم پذیرایی از میهمانان بود، خبر آوردند که بر اثر ازدحام شتران «عقیل» به چاه افتاده و جان سپرده است. «ام عقیل» بی آنکه خود را ببازد یا موضوع را به مهمانان خبر دهد، به پیام آور گفت: «از مرکب خود پیاده شو. این گوسفند را ذبح کن و برای میهمانان و خویشان طعامی فراهم کن» . پس از خوردن غذا، وقتی میهمانان از کشته شدن پسرش آگاه گشتند، از بردباری و روحیه ی عالی این زن شگفت زده شدند. 
ام عقیل در مجلس حاضر شد و گفت: «ای جماعت! آیا در میان شما کسی هست که از کتاب خدا چیزی بداند و با تلاوت آن مرا آرامش خاطر دهد؟ » یکی از حاضران گفت: «آری» . من قرآن را می دانم. این بانو گفت: «از آیات قرآن برایم بخوان تا در مصیبت پسرم، دلم آرام گیرد» . آن شخص این دو آیه را تلاوت کرد. 
و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون. 
ای محمد! به بردباران بشارت ده؛ آنان که وقتی دچار مصیبت و بلا می شوند، می گویند ما از سوی خدا و به فرمان او آمده ایم و سرانجام نیز به سوی او باز خواهیم گشت. اینان مشمول دعا و رحمت پروردگارشان هستند و هدایت شدگانند. (3) 
به رنج صبر تن در ده زمانی 
پی آسایش جان جاودانی 
زما صبر و زگردون، بی قراری 
زدلبر ناز و از دل، آه و زاری 
که صبر آن خوش نهال باغ امید 
بر آسایش دهد در عمر جاوید 
که صبر تلخ، شیرین تر زقند است 
بدون عشق کان شیرین پند است 
ام عقیل با شنیدن این آیات، بر آنان درود فرستاد، و از ایشان خداحافظی کرد. سپس وضو گرفت و صلوات می فرستاد. آن گاه دست به دعا برداشت و عرض کرد:
«خدایا! من به آن چه در این آیه فرموده ای به مسؤولیت خویش در شکیبایی و صبر به قضا، عمل کردم. اینک تو هم آن چه را به صابران وعده داده ای، عمل کن» .
بعد از آن گفت: «اگر کسی از مخلوقات باقی می ماند او همان یک نفر بود» . یکی از افراد می گوید: پیش خودم گفتم، منظورش این است که اگر پسرم برای من باقی می ماند، ولی شنیدم که گفت: «هر آینه حضرت محمد صلی الله علیه و آله برای امتش باقی می ماند» . (4) 
آری. ام عقیل از قرآن الهام گرفت و در سخت ترین موقعیت به آن عمل کرد. بنابراین، روح و روانش آرامش یافت. 
 

تفسیر آیه

آیه با اشاره به آزمون هایی نظیر ترس، گرسنگی، زیان مالی و جانی که بر سر راه آدمی قرار خواهد گرفت، صبر و مقاومت را تنها عامل کام یابی در آن می داند. بنابراین می فرماید: بشارت ده صابران و پایداران را؛ آنان کسانی هستند که هر گاه مصیبتی به ایشان رسد، می گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوی او بازمی گردیم. 
توجه به این واقعیت که همه از او هستیم، به ما می آموزد که هرگز از زوال نعمت ها غمگین نشویم؛ زیرا همه ی این مواهب و حتی خود ما نیز به او تعلق داریم. او، یک روز می بخشد و روز دیگر، باز می ستاند و هر دو کار، به صلاح ما است. زوال نعمت ها و کمبود مواهب یا فراوانی آن ها همه زودگذر است و وسیله ای است برای پیمودن مراحل تکامل. توجه به این دو اصل اساسی اثر عمیقی در ایجاد روح استقامت و صبر دارد. 
بدیهی است در گفتن جمله ی «انا لله و انا الیه راجعون» نباید به ذکر زبانی آن بسنده کرد، بلکه بایستی در حقیقت و روح آن اندیشه کنیم؛ زیرا رمز و راز توحید و ایمان در عمق آن نهفته است و توجه به آن، در پدید آمدن روحیه ی صبر و استقامت در آدمی اهمیت دارد. 
سپس الطاف بزرگ الهی را برای صابران و سخت کوشانی که از این آزمون های دشوار، سربلند بیرون آمده اند، بازگو می کند و می فرماید: آنان کسانی هستند که لطف و رحمت خدا و درود الهی بر آن هاست و این الطاف و رحمت ها، آنان را نیرومند می سازد تا در این راه پرخوف و خطر، به اشتباه و انحراف دچار نشوند. به همین جهت در پایان آیه، آنان را هدایت یافته می خواند. 
 

پیام ها

1- صبر و پایداری عامل کام یابی در آزمون های الهی است و مشکلات و سختی های دنیا گذرا است. 
2- دو چیز موجب صبر و پایداری است؛ یکی اعتقاد به این که ما از خدا هستیم، از خود هیچ نداریم و هر چه داریم، از خداست. دیگری، اعتقاد به این که، همه ی ما به سوی خدا باز می گردیم و از این دنیای زوال پذیر به عالم جاویدان و ابدی سفر می کنیم. 
3- پاداش بردباران در آزمون های الهی و مشکلات و سختی های دنیا، الطاف و رحمت های الهی است. 
4- نتیجه و اثر الطاف و رحمت های الهی، هدایت یافتن و رسیدن به مقصد و هدف خلقت انسان است. 
5- آثار یاد خدا و ذکر جمله ی «انا لله و انا الیه راجعون» را در هنگام ناگواری ها، می توان چنین برشمرد: 
الف- انسان را از کلام فاسد و شکایت بازمی دارد. 
ب- سبب تسلیت و دلداری و تلقین آرامش به انسان است. 
ج- بازدارنده ی وسوسه های شیطانی است. 
د- اظهار عقیده ی حق است. 
ه- الگوی دیگران است. 
6- خداوند با تشویق صابران به ما می آموزد که ایثارگران، صابران و شکنجه شدگان، در جامعه کرامت و احترام ویژه ای دارند. 
7- هدایت بردباران قطعی و مسلم است. در تعبیر قرآن، هدایت یابی دیگران به صورت یک احتمال مطرح می شود، ولی درباره ی صابران، با قاطعیت می فرماید: «اولئک هم المهتدون» . 
 

بازدارنده فحشا

احمد بن سعید عابد می گوید: پدرم برای من نقل کرد که در زمان ما، جوانی خداپرست و خوش چهره در کوفه بود که همواره در مسجد جامع حضور داشت و کم تر زمانی بود که در مسجد نباشد. روزی زنی زیبا او را دید و دلباخته ی او شد. مدت ها بر سر راه جوان می ایستاد تا با او گفت و گو کند. یک روز هنگامی که جوان به مسجد می رفت، زن خودش را به او رسانید و گفت: «ای جوان! بگذار یک کلمه با تو سخن بگویم. آن را بشنو، آن گاه هر چه خواستی بکن» . جوان به آن زن اعتنایی نکرد و به راه خود رفت. هنگامی که برای رفتن به خانه از مسجد خارج شد، آن زن دوباره بر سر راه او آمد و گفت: «ای جوان! می خواهم یک جمله با تو سخن بگویم. به سخنم گوش کن» . جوان سر خود را پایین انداخت و گفت: «این جا، جای تهمت است و من خوش ندارم در موضع تهمت باشم» . زن گفت: «ای جوان! من تو را کاملا می شناسم و این جا که ایستاده ام، از آن جهت نیست که تو را شناخته باشم. پناه بر خدا از این که کسی از این موضوع آگاه شود. خودم آمدم تا در این موضوع با تو صحبت کنم، گر چه می دانم اندکی از این مطالب، نزد مردم بسیار بزرگ می باشد. اینک فشرده ی آن چه را می خواهم به تو بگویم، این است که: تمام وجودم گرفتار تو شده است. پس در کار من و خودت، خدا را در نظر داشته باش» . 
آن جوان به خانه رفت. هنگامی که خواست نماز بخواند (با به یاد آوردن وضع آن زن) نتوانست نماز بخواند. نامه ای نوشت، آن را برداشت و از منزل خارج شد. دید آن زن هم چنان در راه ایستاده است. کاغذ را به او داد و برگشت. در آن نامه نوشته بود: 
«بسم الله الرحمن الرحیم. ای بانوی محترمه! بدان بار اول که انسان معصیت می کند، خدا حلم می ورزد. بار دوم پرده پوشی می کند، اما هنگامی که بنده ای لباس معصیت به تن کرد، خداوند غضبی می کند که آسمان ها و زمین و کوه ها و درختان و جنبندگان، تاب تحمل آن را ندارند. اگر آن چه گفتی، دروغ باشد، تو را به یاد روزی می اندازم که در آن روز، آسمان ها مانند فلز گداخته شود و کوه ها مانند پشم زده شود و پراکنده گردد و مردم از ترس به زانو درمی آیند. به خدا سوگند! من از اصلاح خودم عاجزم، چه رسد به اصلاح دیگران. 
و اگر آن چه گفتی، راست باشد به راستی، گرفتار شده ای، طبیبی را به تو نشان می دهم که دردهای مزمن و سخت را علاج می کند. او خداوند متعال و پروردگار جهانیان است. از صدق دل به خدا رو کن؛ زیرا این آیه ی قرآن مرا منقلب و به خود مشغول کرده است: 
و انذرهم یوم الآزفه اذ القلوب لدی الحناجر کاظمین ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع - یعلم خآئنه الأعین و ما تخفی الصدور. 
(ای رسول ما! ) آنان را از روز نزدیک بترسان؛ هنگامی که از شدت وحشت دل ها به گلوگاه می رسد و همه ی وجودشان از اندوه پر می شود برای ستم کاران نه دوستی وجود دارد و نه شفاعت کننده ای که شفاعتش پذیرفته شود. او چشم هایی را که به خیانت می گردد و آن چه را سینه ها پنهان می دارند، می داند. (5)
با این وضعیت، من چگونه می توانم از این آیه بگریزم. 
زن پس از چند روز دیگر باز بر سر راه جوان ایستاد. وقتی جوان متوجه شد که زن بر سر راهش ایستاده است، خواست به خانه برگردد تا زن او را نبیند، ولی زن او را صدا زد و گفت: «ای جوان! برنگرد؛ زیرا من دیگر مزاحم تو نیستم و ملاقاتی بین من و تو، جز در جهان دیگر نخواهد بود» . آن زن، چون تحت تأثیر آیات قرآن قرار گرفته بود، به شدت گریست و گفت: «از خداوندی که کلیدهای قلب تو، به دست اوست، می خواهم که این مشکل را آسان کند» . آن گاه از پی آن جوان آمد و گفت: «ای بنده ی مخلص خدا! بر من منت بگذار و مرا موعظه ای کن و پندی بده که تا زنده ام به آن عمل کنم» . جوان گفت: «تو را سفارش می کنم که خودت را از شر خودت حفظ کنی و این آیه را به یاد تو می آورم که: 
و هو الذی یتوفاکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار 
او خدایی است که شب هنگام که به خواب می روید، جانتان را می گیرد (و نزد خود می برد) و شما را می میراند و بر آن چه در روز انجام داده اید، آگاه است. (6) 
وقتی زن این آیه را شنید، متأثر شد و سر خود را پایین انداخت. باز گریست و به خانه اش برگشت و به عبادت و راز و نیاز با خدای خود پرداخت. (7) 
 

پیام ها

1- روز قیامت نزدیک است. پس تا دیر نشده است، وسایل سفر را فراهم کن. بر اعمال گذشته نظری بیافکن؛ اگر محتاج ترمیم است، ترمیم کن و برای آینده هم برنامه ریزی کن مانند کسی که می خواهد به زودی به مسافرت برود. 
2- بدان که روز قیامت روز بسیار سختی است به گونه ای که جان ها به لب می رسد و از راحتی خبری نیست. 
3- روز قیامت، روزی است که تمام اعمال آشکار و نهان ما، چه آن ها که به یاد داریم و چه فراموش کرده ایم، بازخواست می شود. روز قیامت، روز حساب و کتاب است. 
4- در روز قیامت برای ستم کاران دوستی نیست، پس در فکر خودت باش. از دوستان بسیاری که داری، کمکی به شما نمی رسد؛ آنان سخت درگیر اعمال خودند. 
5- آدمی در دنیا باید رضایت مندی کسانی را به دست آورد که در آخرت، قدرت شفاعت دارند. آنان پیامبران، اوصیا و اولیای الهی هستند. 
6- باید دانست که در روز قیامت، کسی که بر همه ی اعمال آشکار و نهان ما آگاه است، قاضی عالم آخرت است و می تواند ما را به درجات بالای تقوا و ایمان برساند. 
7- با توجه به این داستان، نباید جوانان را در معرض عواملی که شهوت جنسی شان را برمی انگیزد، قرار داد؛ زیرا این امر، آتش شهوت آنان را شعله ورتر می کند و بر همه ی ابعاد مادی و معنوی زندگی آنان اثر می گذارد. 
8- یکی از عوامل بازدارنده از گناه و فساد این است که همیشه خداوند قادر را حاضر و ناظر اعمال خود بدانیم؛ زیرا قرآن می فرماید: 
ألم یعلم بان الله یری 
آیا انسان نمی دانست که خدا همه چیز را می بیند؟ (8) 
 


:: بازدید از این مطلب : 1049
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 30 شهریور 1391

 

خداوندا به من توفیقی ده که فقط یک روز بنده مخلص تو باشم که می دانم

حتی ساعتی این چنین بودن بس دشوار است

خدایا یا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتی نیست از دلم بیرون کن یا به من صبری ده که کسانی را که دوستم ندارند دوست داشته باشم.

خدایا سینه ام را چنان بگشای که درد های تمام عالم را در آن جای دهم. حتی درد محکوم شدن به گناه های ناکرده ام را.

خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم ، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم...

خداوندا دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال . یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتی خالی کن.

خدایا می دانم که نادانم به ذره ای از علم بیکرانت دانایم کن.

بارالها زبانم در ستایش تو قاصر است به من زبانی عطا کن تا گوشه ای اندک از رحمت بیکرانت را سپاس گویم.

خداوندا راه گم کرده ام ، هدایتم کن.خدایا قلبم را از تمام کینه ها پاک کن که غیر از تو کسی را بر این کار قادر نیست.

خدایا  باورم را به ایمان و ایمانم را به یقین مبدل فرما.

خداوندا به من صبری ده که بر سیلی دشمنان بخندم و با خنجرهای دوستان به رقص آیم.


:: بازدید از این مطلب : 1314
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 29 شهریور 1391

عشق هدف حیات ومحرک زندگی من است.وزیباترازعشق چیزی ندیده ام وبالاترازعشق چیزی نخواسته ام.

عشق است که روح مرابه تموج وامی دارد،قلب مرابه جوش می آورد،استعدادهای نهفته ی مراظاهرمی کند،مراازخودخواهی وخودبینی می راند.دنیای دیگری راحس می کنم.درعالم وجودمحومیشوم.احساس لطیف وقلبی حساس ودیده ای زیبابین پیدامیکنم.لرزش یک برگ،نوریک ستاره ی دور،موریانه ی کوچک، نسیم ملایم سحر،موج دریا،غروب آفتاب همه احساس وروح مرامی ربایندوازاین عالم مرابه دنیای دیگری می برند...

این هاهمه وهمه ازتجلیات عشق است...

به خاطرعشق است که فداکاری می کنم.به خاطرعشق است که به دنیابابی اعتنایی می نگرم وابعاددیگری رامی یابم.به خاطرعشق است که دنیا رازیبا می بینم وزیبایی رامی پرستم.به خاطرعشق است که خداراحس می کنم واورامی پرستم وحیات وهستی خودراتقدیمش می کنم....


:: بازدید از این مطلب : 1134
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 29 شهریور 1391

 

هر وقت دلت گرفت برو قرآن رو باز کن و با خدا حرف بزنو وببین چه زیبا خداجوابتومیده

 

گفتم : خدایا خسته ام دیگه امیدی ندارم ، از بیکاری و از دست آدما ، از دست شیطان و گناهام

خدا گفت : لَا تَقنَطوا مِن رَحمهِ الله - از رحمتم نا امید نشو ( زمر / 53 )

گفتم : هیشکی نمی دونه تو دلم چی میگذره ؟ خدا گفت : إنَّ الله یَحُولُ بَینَ المَرء وَ قَلبه- من حائل هستم بین انسان و قلبش ( ق/16 )

گفتم : همه فراموشم کردن تو هم منو فراموش کردی ؟؟ خدا گفت : فاذکرونی أذکرکم – یاد کنید تا یاد کنم شمارو ( بقره / 152 )

گفتم : گفتی بهم صبرکن آخه تا کی باید صبر کنم ؟؟ خدا گفت : و ما یُدریک لَعَل الساعه تَکونُ قَریبا - تو چی می دونی شاید موعدش نزدیک باشه ( احزاب / 63 )

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچیک خیلی دوره ! تا اون موقع چیکار کنم ؟ خدا گفت : واتبع ما یوحی إلیک و اصبر حتی یحکم الله – کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا حکم کنم ( یونس / 109 )

گفتم : خدای من ! تو خدایی و صبور ! چرا هر چی ازت میخوام بهم نمیدی ؟ خدا گفت : عسی أن تحبوا شیئا و هو شر لکم – شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشه ( بقره / 216 )

گفتم : تو نسبت به کیا مهربونی ؟ چون میدونم خیلی مهربونی . خدا گفت : إن الله بالناس لرئوف رحیم – من نسبت به همه مردم مهربونم ( بقره / 143 )

گفتم : دلم بدجور گرفته و نمیدونم شاد باشم ! به چی شاد باشم توی این دنیای بد ؟ خدا گفت : بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا - باید به فضل و رحمت من شاد باشی ( یونس / 58 )

گفتم : اصلاً بیخیال دنیامیخوام فقط بخودت توکل کنم و شاد باشم . خدا گفت : إن الله یحب المتوکلین - من ، اونایی رو که توکل میکنن ، خیلی دوست دارم ( آل عمران / 159 )

گفتم : بعضی از این آدما فقط تو رو به زبون عبادت می کنن ، نظرت راجع به اونا چیه ؟ خدا گفت : بعضی از مردم ، منو فقط به زبون عبادت می کنن ؛ اگر خیری بهشون برسه ، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن ، روی گردان میشن ، خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن ( حج / 11 )

دیگه چیزی برای گفتن با خدا نداشتم گفتم : چقدر احساس تنهایی میکنم ! چقدر از من دوری ؟ خدا گفت : فانی قریب– یقیناً من نزدیکتم ( بقره / 186 )

گفتم : تو همیشه نزدیکی این منم که دورم ، چطوری تو رو یادکنم ؟ خدا گفت : واذکر ربک فی نفسک تضرعا ... – صبح و شب ، منو پیش خودت ، با خوف و تضرع و با صدای آهسته یاد کن ( اعراف / 205 )

سکــــوت کردم و خدا گفت : ألا تحبون أن یغفر الله لکم - دوست ندارید من ببخشمتون ؟؟ ( هود / 90 )

گفتم : معلومه که دوست دارم منو ببخشی . چکار باید بکنم ؟ خدا گفت : واستغفرو ربکم ثم توبو إلیه - پس از من بخواه ببخشمت و بعد توبه کن ( هود / 90 )

گفتم : با این همه گناه ... آخه چیکار میتونم بکنم ؟ توبه منو قبول میکنی ؟ خدا گفت : ألم یعلموا أن الله هو یقبل التوبه عن عباده - مگه نمیدونید من توبه رو از بنده هام قبول میکنم و یقیناً منم که بسیار توبه پذیر و مهربانم ( توبه / 104 )

گفتم : با این همه گناه ، برای کدوم گناهم توبه کنم ؟ این همه گناه رو کی میبخشه ؟؟ خدا گفت : إن الله یغفر الذنوب جمیعاً – من همه گناه ها رو میبخشم ( زمر / 53 )

گفتم : یعنی بازم بیام ؟ بازم منو میبخشی ؟ خدا گفت : و من یغفر الذنوب إلا الله – به جز من کیه که گناه ها رو میبخشه ؟ ( آل عمران / 135 )

مونده بودم چی بگم توی دلم سوال داشتم که چرا بعضی از بنده ها الان دنبال همه چیز هستند جز خدا که خدا گفت : ألیس الله بکاف عبده ؟ آیا من برای بنده هام ( در همه امور ) کافی نیستم ؟ ( زمر / 36 )

گفتم : در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم ؟ خدا گفت : ای مومنین ! من را بسیار یاد کنید و صبح و شام تسبیحم گویید . من با فرشتگانم بر شما درود می فرستم تا شما را از تاریکی ها بسوی نور بیرون آورم ، و من نسبت به مومنان مهربانم ( احزاب / 41-43 )


:: بازدید از این مطلب : 1572
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران