منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 09 اردیبهشت 1394
 
abdolvahed mirzazadeh-2-233.JPG

اردوی تدارکاتی تیم ملی جوانان از یازدهم اردیبهشت در کمپ تیم‌های ملی آغاز می شود.

 حمید میرسالاریحمید میرسالاری

به گزارش ایسنا به نقل از سایت فدراسیون فوتبال، اردوی تدارکاتی تیم ملی جوانان زیر نظر امیر حسین پیروانی، سرمربی تیم ملی فوتبال جوانان از 11 تا 20 اردیبهشت در کمپ تیم‌های ملی برگزار می‌شود.

 

شاگردان پیروانی جهت برگزاری یک دیدار دوستانه برابر تیم ملی جوانان ایتالیا روز 20 اردیبهشت تهران را به مقصد رم ترک کرده و پس از انجام دیداری تدارکاتی روز 24 اردیبهشت ماه به تهران باز می گردند.

 

اسامی بازیکنان دعوت شده به اردوی تدارکاتی به شرح زیر است:

 

عارف آغاسی-رضا کرملاچعب-کمیل محمدی- شاهین عباسیان و سید حمید میر سالاری از خوزستان

صادق نیک فر از خراسان رضوی

محمد غلامرضا-امید نورافکن-رضا شکاری-سینا خادم پور-شاهین طاهرخانی و محمد علیزاده از تهران

محمدرضا حاج سلطانی-علی شجاعی و باقر نیاری از البرز

حسین علیپور-حمیدرضا محمد رفیعی-مصطفی اسماعیل زاده-امیر حسین امیر طاهری از کرمان

محمد امین بهرامی-محمد بختیاری-نیما طاهری-عارف غلامی از اصفهان

سهیل صالحی از کهگیلویه و بویر احمد

نیما مختاری از مازندران

نیما میرزا زاد از گیلان.

ملی پوشان باید صبح روز جمعه 11 اردیبهشت راس ساعت 10:00 خود را به کادر تیم ملی در هتل المپیک معرفی کنند.


:: بازدید از این مطلب : 866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 اردیبهشت 1394

 

 

                                                او می اید.......

                                                  

 از حضرت امیرالمونین  علیه السلام امده که چنین فرمودند :

مردی از فرزندانم در اخرالزمان ظهور می کند ، رنگش سفید به سرخی ،

شکمش بر امده ، ران هایش بزرگ و گرده ، شانه هایش قوی است ، بر پشتش

دو خال هست یکی به رنگ پوستش و دیگری همانند مهر نبوت پیامبر صلی الله علیه واله

او دو نام دارد یکی محرمانه و مخفی است و دیگری اشکار ، نام مخفی اش احمد است و نام 

اشکارش محمد است ، هرگاه پرچم خود را به اهتزاز در اورد شرق و غرب را روشن سازد ، دست 

بر سر بندگان خدا کشد ، پس هیچ مومنی باقی نماد مگر اینکه دلش از کوه اهنین محکم تر گردد و 

خداوند متعال قوت چهل مرد به او بدهد ، و هیچ میتی نماند مگر انکه در قبر اثری از خوشحالی ظهور به 

او برسد که مومتین در قبر از هم دیدن کنند و به ظهور قایم صلوات الله علیه ـ یکدیگر را مژده دهند .


:: بازدید از این مطلب : 456
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 اردیبهشت 1394

سلفیه مکتبی است که طرز فکر و عمل پاره‌ای از صحابه، تابعان و تابعان آنها را حجتی شرعی برای زندگی در عصر حاضر قلمداد می‌کند. پیروان
این عقیده، از یکسو از موازین فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت خارج شده‌اند و
از سوی دیگر با باز کردن راه اجتهاد بر اساس فهم صحابه، باب پیدایش برخی
فتاوی افراطی نادرست و سلیقه‌ای را گشوده‌اند. شکل‌گیری چنین عقیده‌ای از
سده چهارم هجری قمری آغاز شد، اما بعدها توسط ابن‌تیمیه و شاگردانش مدون شد
و نهایتاً با محمد بن عبد‌الوهاب و از طریق حاکمان آل سعود در دوران معاصر
تجدید حیات یافت.

به سلفی‌ها به اعتبار نام محمد بن عبدالوهاب، وهابی نیز اطلاق می‌شود. در این سیاق، «تکفیری»
عنوانی است که به فرد یا جریانی اطلاق می‌شود که غالباً برخاسته از
قرائت‌‌های مختلف سلفی وهابی، مسلمانان را به‌صرف آنکه با آنان هم‌عقیده
نیستند، بر خلاف معیارهای شرعی شناخته‌شده، متهم به کفر و خروج از دین
می‌کنند. کافر خواندن مسلمانان و یا اصولاً مذاهب اسلامی، پیامدها و
واکنش‌های عملی مهمی در جوامع اسلامی دارد. چنانکه فتاوی تکفیری در پس
بسیاری از اقدامات تروریستی پاکستان و عراق و اخیراً جنایت شهادت شیعیان
مصر، قرار دارند.
شیعه‌شناسیِ گروه‌های مختلف سلفی‌ (وهابی‌) اعم از
جهادی و تکفیری و یا رسمی و علمی، به‌رغم همه اختلاف‌نظرهای درونی‌شان
درباره دیگر مسایل، کما‌‌بیش شکلی یکسان و مشابه دارد و معمولاً متأثر از
آثار ابن‌تیمیه و شاگردش ابن‌قیم الجوزی است که اثرگذارترین شخصیت‌ها بر
سلفی‌های معاصر چون محمد بن‌عبد‌الوهاب و شاگردانش بوده‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 462
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 اردیبهشت 1394


:: بازدید از این مطلب : 407
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 20 فروردین 1394

ارسال به دوستان
آیت‌الله میرباقری مطرح کرد
ماجرای امتحان حضرت زهرا(س) قبل از ورود به دنیا/ راز نام «فاطمه» برای ام‌ابیها

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم گفت: امتحان کننده خدای خالق، امتحان شونده وجود مقدس صدیقه‌ کبری(س)، قبل از اینکه ثوب بشر بپوشند و در لباس بشر خلق شوند، اما موضوع امتحان چه بوده است؟!

خبرگزاری فارس: ماجرای امتحان حضرت زهرا(س) قبل از ورود به دنیا/ راز نام «فاطمه» برای ام‌ابیها
  •  
  •  

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی درباره ویژگی‌های خاص حضرت فاطمه زهرا(س) و شرایط درک مقام‌ الهی حضرت(س) گفت: در تفسیر فرات صفحه 581 در ذیل تفسیر سوره «قدر» آمده است که امام صادق(ع) درباره رابطه  شب قدر و حضرت زهرا(س) می‌فرماید: اگر کسی به معرفت ایشان برسد، به درک شب قدر رسیده است. «فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر» و بعد ادامه می‌دهند: «و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها» خدای متعال ایشان را فاطمه نامیده است، به خاطر اینکه مخلوقات از معرفت او مفطوم هستند.

*امتحانی که از حضرت فاطمه(س) قبل از دنیا گرفته شد

وی با اشاره به اینکه نام فاطمه یک لفظ نیست، افزود: اسامی که برای معصومین است، ظرف حقیقت وجودشان است و خود این اسم حقیقت وجودشان را منعکس می‌کند، لذا فاطمه یک لفظ نیست، بلکه معنایی دارد، بنابراین برای همین یک نام، اسرار مهمی در روایات بیان شده است.

میرباقری با بیان اینکه حضرت فاطمه(س) قبل از ورود به عالم دنیا مورد امتحان الهی قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: در تهذیب مرحوم شیخ طوسی زیارتی خطاب به وجود مقدس زهرای اطهر(س) نقل شده که «یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَک»، حضرت(س)، آن وجود مقدسی است که خدای متعال قبل از خلقت ایشان را مورد امتحان قرار داده است.

وی ادامه داد: امتحان کننده خدای خالق، امتحان شونده وجود مقدس صدیقه‌ کبری(س)، قبل از اینکه ثوب بشر بپوشند و در لباس بشر خلق شوند، اما موضوع امتحان چه بوده است؟ حدسم این است که غیر از اینکه موضوع مسأله‌ عبودیت و توحید باشد، همه امتحانات به عهد بندگی برمی‌گردد، ما غیر از این امتحان چیزی نداریم، همه‌ امتحان تفصیل توحید است، یعنی ما همه امتحان‌هایی که می‌دهیم، امتحان به توحید است.

*مسئولیتی که حضرت زهرا(س) قبول کرد

این کارشناس دینی با تأکید بر اینکه اولیاء و انبیا یک امتحان دیگر در وادی توحید دادند، اظهار داشت: غیر از اینکه خودشان در مقام عبودیت تام هستند، با خدا یک عهدی بستند که بار هدایت دیگران و رساندنشان را به وادی توحید هم بکشند و حجاب از حقیقت معنویت و توحید را در این عالم بردارند، عهد نشر بندگی، بسط بندگی، اقامه‌ توحید و رساندن دیگران به وادی توحید را که یک عهد دیگری است و خیلی هم سنگین است.

وی افزود:  تلقی حقیر این است که این امتحانی که از حضرت زهرا(س) گرفته شده، یک چهره‌اش همین امتحان هدایت و شفاعت است، حضرت می‌خواستند واسطه تنزل حقیقت، معنویت و توحید در عالم ما شوند و موانع و حجاب را از حقیقت توحید و نبوت و ولایت، حجاب شرک و کفر و استکبار را بردارند و مردم را به حقیقت ولایت، به حقیقت نبوت راهبری کنند.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم بیان داشت: از حضرت زهرا(س) حجاب برداشته شده، این معنای متوسط این عبارت است؛ «وَ أَرْخَیْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّة» حجاب نبوت از ایشان برداشته شده است، حقیقت نبوت! ایشان دستشان به این حقیقت نبوت می‌رسد، به آن سر می‌رسد، بنابراین حضرت(س) مشکات انوار الهی و قلب نبی اکرم(ص) هستند.

وی ادامه داد: کسی که این مقام را دارد، عهد با خدا هم بسته که با تحمل خودش، با صبر و ریاضت خودش، موحدان را به حقیقت وادی توحید، به حقیقت وادی نبوت و ولایت برساند، بعد در این عالم که حضرت(س) آمدند به این عهد عمل کردند، پس اطلاعاتی که حضرت داشتند جزء اعظم اطلاعات عالم است که یک نمونه‌اش مصیبت حضرت سید الشهدا(ع) است که عهدش را خدای متعال از حضرت زهرا گرفته و حضرت هم قاعدتاً سر این مسأله پایداری کردند.

میرباقری با اشاره به اینکه حضرت زهرا مدار حق و باطل در عالم هستند، ابراز داشت: ما باید دنبال حضرت زهرا(س) حرکت کنیم. تصدیق یعنی این؛ یعنی هر کجا حضرت(س) ایستاد بایستی و شک هم نکنی، دید خدای متعال ایشان را تراز کرده است. نبی اکرم(ص) ایشان را تراز قرار داده است، جملاتی که راجع به ایشان گفتند، جملات عجیبی است. اقداماتی که داشتند، حضرت(س) وقتی مسافرت می‌رفتند، آخرین خانه‌ای که خداحافظی می‌کردند، خانه‌ فاطمه زهرا(س) بود، اولین خانه‌ای که برای احوالپرسی می‌آمدند، خانه ایشان بود.

وی افزود: در باب حضرت زهرا(س) مکرر فرمودند: «فداها ابوها»، پیامبری این سخن را می‌گوید که «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» است، در احوالات حضرت(ص) نوشتند، وقتی فاطمه‌ زهرا(س) وارد می‌شدند، به استقبال فاطمه می‌آمدند، ایشان را سر جای خودشان می‌نشاندند. گاهی نقل است خم می‌شدند و دست ایشان را می‌بوسیدند.


:: بازدید از این مطلب : 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 14 فروردین 1394

هیچ وقت حین عمل پیگیر مسائل نیستیم، در راه انجام صحیح آن کمک نمی کنیم و دنبال نتیجه نهایی از طرف خود هستیم که یا خوب خواهد شد یا بد. اگر خوب بود حسادت می کنیم و نتیجه اش آبروریزی و برکناری! اگر بد هم بود که چه بهتر، منتظر همین لحظه بودیم تا خرابش کنیم!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عصر جهان، به نقل از آوای ماغر،یکی از نویسندگان شهرستان بهمئی در یادداشتی به جو اجتماعی این شهرستان اشاره نمود و از رکود توسعه و علل آن نکاتی را بیان کرد که متن آن به شرح ذیل جهت انعکاس به مخاطبین در اختیار این سایت خبری قرار گرفت:

سید کاظم مطلوبی میرسالاری: شهرستان بهمئی از دیرباز تجلی گاه بزرگ مردانی بوده است که هرکدام نمودی از علم، تلاش و اخلاق محسوب می شدند. خطه ای که در تربیت فرزانگان و شخصیت های تأثیرگذار سیاسی و اجتماعی زبانزد بوده است.

نگاهی به تاریخ سراسر آموزنده شهرستان بهمئی حاکی از آن است که اين شهرستان در ادوار مختلف قبل وبعد از استقرار نظام اسلامی نقشی عزت آفرین در منطقه ایفا نموده است و نام آن همواره تداعی کننده انسانهایی بزرگ بوده است اما بدبختانه امروزه با گذشت زمان شاهد هستیم که جایگاه بلامنازع آن در منطقه، درعرصه های مختلف دچار افت و رکود شده است و حتي از بدیهی ترین و ابتدایی ترین امکانات توسعه محروم مانده است.

بی شک رونمایی از شاکله وضعيت كنوني شهرستان بهمئی ، معلول دلایل متعددی بوده که آسیب شناسی نشده است.

 

شهری که فاقد هرگونه زیرساخت شهری می باشد و شهرستانی که توسعه آن از پارادایم خاصی پيروي نمی نماید! و هیچ پیشرفت قابل توجهی از نظر عمران و آبادی، چه در مرکز شهر و چه در روستاها و بخش های آن دیده نمی شود.

برای ریشه یابی علل توسعه یافتگی و یا توسعه نیافتگی، می بایست دلایل را در دو سطح فرهنگ و ساختارها جستجو کرد و بحث جامع برای تبیین علل توسعه نیافتگی نیازمند تحلیل مجموعه عواملی است که سعی می شود بر اساس ادبیات علمی مرتبط، بخشی از عوامل توسعه نیافتگی که البته برای هر منقطه جغرافیایی صادق است، تحلیل و تبیین شود.

 

ابتدا باید اشاره کرد که طرح موضوع "علل عقب ماندگی شهرستان" خود مبتنی بر این پیش فرض است که "شهرستان بهمئی توسعه یافته نیست". البته دفاع از این گزاره چندان هم سخت نیست، ولی طرح این موضوع و بررسی آن نیازمند توافق مشترک روی این پیش فرض است.

 

مجموعه شاخص های شهرستان در زمینه درآمد سرانه ساکنین، وضعیت اشتغال و بیکاری در سطح شهرستان، سطح خدمات در شهرستان، وضعیت صنعتی و کشاورزی شهرستان متاسفانه همه و همه مؤید عقب ماندگی مفرط اين شهرستان مي باشد.

به طور طبیعی با پذیرش این سطح پیشرفت، نتیجه گیری و قضاوت در خصوص بسیاری از ویژگی های فرهنگی به صورت نادیده و بدون هرگونه مطالعه میدانی و بر اساس پیشینه مطالعات قبلی امکان پذیر است.

برای مثال بدون هیچ تأمل و بررسی می توان نتیجه گرفت که فرهنگ مبارزه برای طلب حق، کار و تلاش و حس سخت کوشی و مدیریت کلان آن در این شهرستان دچار مشکل است و متأسفانه به جای آن فرهنگ سهم خواهی طایفه ای، گروهی و جریانی وجود دارد که بالطبع نشان از انگیزه پیشرفت خواهی و موفقیت طلبی پایین مردم شهرستان است.

 اصولاً فرهنگ تعلق و ویژگی های عاطفی مردم شهرستان بهمئی اشکال جدي دارد،تقدیرگرایی منفی در آن رواج دارد ؛ توسعه، گفتمان غالب مردم اين خطه نیست؛ قناعت گرایی به صورت منفی در این شهرستان رایج است؛ ثروت گرایی عقلانی و مشروع چندان تشویق نمی شود و ثروت گرایی برای افراد و گروه خاص جریان دارد؛ کارآفرینی اهمیت بالایی ندارد و کارآفرینان از حرمت و جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار نیستند؛ مردم مسئولیت پذیر نیستند و گفتمان "به من چه!!" و "کلاه خودت رو بگیر که باد نبره" کاملا در جریان است؛ تنها انتظاراتی که از مدیران خود دارند، انتظارات بیشتر عاطفی و شخصی است و نه انتظارات توسعه ای شهرستان؛ به هیچ وجه از رفتار رقابتی و برتری جویی برای خدمت به شهرستان برخوردار نیستند و تنها به خاطر منافع شخصی و با روش های نا بهنجار و غیر اخلاقی دست به تخریب هم می زنند.

مردم شهرستان بهمئی کم خواه، قانع در خواستن، دارای آرزوها و آرمان های کوچک، رویکرد اقتصادی آنها مبتنی بر معیشت است و نه تولید ثروت، منفعلند، هدفشان گذران امروز است و چو فردا بیاید فکر فردا کنند؛فکر می کنند توسعه چیزی است که باید به آنها داده شود و نه این که برای رسیدن به توسعه باید تلاش کرد و توسعه را به دست آورد.

متاسفانه اين رويكرد و رهيافت در بين مسئولين و حتي نخبگان شهرستان هم رواج دارد.علاوه بر عوامل فرهنگی بیان شده، مهمترین دلایل ساختاری توسعه نیافتگی این شهرستان را می توان در سه مورد زیر خلاصه کرد:

 - نبود همکاری لازم و موردنیاز میان امام جمعه محترم، نماینده مجلس و فرماندار شهرستان که درگذشته وحال در بعضی مواقع اختلاف نظر این عزیزان بسیار مشهود است.

- -نبود وحدت و حس خدمت در بین شوراهای محترم شهر در طی دوره های متعدد، به ویژه شوراهای محترم دوره های گذشته که در سایه اختلافات عدیده ای، موجبات عقب افتادگی چندین ساله شهر را فراهم آوردند.

اين موضوع با شدت بيشتر در شهر لیکک و با كمي تعديل در روستاها مشاهده شده و بصورت عوامل ضد توسعه عمل نموده و موجبات فقدان توسعه در ابعاد مختلف را فراهم كرده اند. در اين زمينه پنانسيل هاي مختلف شهرفداي اختلافات سليقه اي، فرهنگي و متاسفانه طايفه اي گرديده است
- 
مهمترین عامل و راز اصلی عقب ماندگی شهرستان، خود ما اهالی و ساکنین شهرستان هستیم ،زیرا ماها عادت داریم دنبال حرف و حدیث باشیم و بگوییم کیه کیه؟ چیه چیه؟ چی شده؟ شنیدی؟ میگن که ... ، دارن .... ، احتمالاً .... و دنبال لغزش کسی هستیم که انگشتمان را بکنیم توی چشمش و بگوییم آهاااااااا پیدات کردیم پس تو بودی!

هیچ وقت حین عمل پیگیر مسائل نیستیم، در راه انجام صحیح آن کمک نمی کنیم و دنبال نتیجه نهایی از طرف خود هستیم که یا خوب خواهد شد یا بد. اگر خوب بود حسادت می کنیم و نتیجه اش آبروریزی و برکناری! اگر بد هم بود که چه بهتر، منتظر همین لحظه بودیم تا خرابش کنیم!

ما یا در انتخابمان اشتباه می کنیم که افراد فاقد صلاحیت و تخصص و بی اعتنا انتخاب می کنیم و یا اينكه افراد خوبی انتخاب می کنیم اما نمی گذاریم کار کنند و چوب لای چرخش می گذاریم تا خودش التماس کنان دار فانی شهرستان را وداع گفته و فرار را بر قرار ترجيح دهد!!!

اما اینک راه و چاره چیست؟ و برای برون رفت از این حالت رکود ، کجا و سراغ چه کسی باید رفت؟ و اصلاً چه کسانی بیشتر در این امر نقش موثرتری دارند؟

شهرستان بهمئی دارای پتانسیل های درخور توجهی می باشد که لازم است به نحو مطلوب و صحیح مورد توجه قرار گرفته و با هدایت آن توسط یک مدیریت متمرکز و شايسته، بستر لازم جهت استفاده حداکثری از این توانمندی مدنظر قرار گیرد.

آنچه که واضح و مبرهن است متاسفانه تاکنون خواسته یا ناخواسته اراده و تصمیمی در جهت تحقق موارد مذکور به طور جدی وجود نداشته و همواره با بیان روشها و راه حل های کلیشه ای و نخ نما شده تبدیل به یک ابزار خاص، جهت تأمین مقاصدی تعیین شده، گردیده است. به عبارت دیگر عدم توجه مناسب و پرداختن به مسائلی که در حاشیه مطرح می شود از آن، موضوعی با محوریت فرعی ساخته است.

اگر عوامل تاثیر گذار در توسعه یک دیار را با دقت بیشتری بازنگری نماییم، مشاهده می شود در شهرستان بهمئی این عوامل به عنوان مجهولات مسئله مطرح است.

خلاصه اینکه هیچ شهری توسعه نمی یابد مگر اینکه عزم و اراده ای جدی در عقبه آن وجود داشته باشد و این مهم میسر نمی شود جز با عزم و اراده ای همگانی که نمود آن باید در رفتار، سکنات و عملکرد کلیه افراد موثر در این زمینه، بویژه مسئولان ارشد، صاحب نظران و اندیشمندان ونخبگان این خطه ظاهر شود. ما با این اقدام پسندیده می توانیم گام نخستین را در این راستا برداشته و شرایط لازم را در جهت تحقق اصل توسعه در اين شهرستان فراهم کنیم، انشاء الله.

سید کاظم مطلوبی میرسالاری

 


:: بازدید از این مطلب : 514
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 13 فروردین 1394

مونه اى از فضايل امام رضـا (ع )

((غـفـارى )) مـى گـويـد: مـردى از دودمـان ((ابـورافـع )) آزاد كـرده رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و

آله و سـلّم ) كـه نـام او را ((فـلان )) مـى گـفـتند، مبلغى پول از من طلب داشت و آن را از من

مى خواست و اصرار مى كرد كه طلبش  را بپردازم (ولى مـن پـول نـداشـتـم تـا قـرضـم را ادا كـنـم

) نـمـاز صـبـح را در مـسـجـد رسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله و سـلّم ) در مـديـنه خواندم ،

سپس حركت كردم كه به حـضـور حـضرت رضا (عليه السلام ) كه در آن وقت در ((عُرَيض )) (يك

فرسخى مدينه ) تـشـريـف داشـت ، بروم ، همينكه نزديك درِ خانه آن حضرت رسيدم ديدم او سوار

بر الاغى اسـت و پيراهن و ردايى پوشيده است (و مى خواهد به جايى برود) تا او را ديدم ،

شرمگين شدم (كه حاجتم را بگويم ).

وقـتـى آن حـضـرت به من رسيد، ايستاد و به من نگاه كرد و من بر او سلام كردم با توجّه بـه

ايـنـكـه مـاه رمـضـان بود (و من روزه بودم ) به حضرت (عليه السلام ) عرض كردم : دوست شما

((فلان )) مبلغى از من طلب دارد به خدا مرا رسوا كرده (و من مالى ندارم كه طلب او را بپردازم ).

غـفـارى مـى گويد: من پيش خود فكر مى كردم كه امام رضا (عليه السلام ) به ((فلان )) دسـتـور

دهد كه (فعلاً) طلب خود را از من مطالبه نكند، با توجّه به اينكه به امام (عليه السلام ) نگفتم كه

او چقدر از من طلبكار است و از چيز ديگر نيز نامى نبردم .

امام رضا (عليه السلام ) (كه عازم جايى بود) به من فرمود بنشين (و در خانه باش ) تا بازگردم . من

در آنجا ماندم تا مغرب شد و نماز مغرب را خواندم و چون روزه بودم ، سينه ام تـنگ شد مى

خواستم به خانه ام بازگردم ، ناگهان ديدم امام رضا (عليه السلام ) آمد و عـدّه اى از مـردم در

اطـرافـش بـودنـد و درخـواسـت كـمـك از آن بـزرگـوار مى كردند و آن حضرت به آنان كمك مى كرد،

سپس وارد خانه شد، پس از اندكى از خانه بيرون آمد و مرا طلبيد، برخاستم و با آن حضرت وارد

خانه شديم ، او نشست و من نيز در كنارش نشستم و مـن از ((ابـن مـسيّب )) (رئيس مدينه )

سخن به ميان آوردم و بسيار مى شد كه من درباره ابن مسيّب نزد آن حضرت سخن مى گفتم ،

وقتى كه سخنم تمام شد، فرمود:((به گمانم هنوز افطار نكرده اى ؟)).

عـرض كـردم : آرى افـطـار نكرده ام . غذايى طلبيد و جلو من گذارد و به غلامش دستور داد كه با

هم آن غذا را بخوريم ، من و آن غلام از آن غذا خورديم ، وقتى كه دست از غذا كشيديم ، فرمود:

((تشك را بلند كن و آنچه در زير آن است براى خود بردار)).

تـشك را بلند كردم و دينارهايى ديدم ، آنها را برداشتم و در آستين خود گذاردم (يعنى در جيب

آستينم نهادم ) سپس امام رضا (عليه السلام ) به چهار نفر از غلامان خود دستور داد كه همراه

من باشند تا مرا به خانه ام برسانند.

بـه امـام رضـا (عـليـه السـلام ) عـرض كـردم : فدايت گردم ! قراولان ((ابن مسيب )) (امير مدينه )

در راه هستند و من دوست ندارم آنان مرا با غلامان شما بنگرند.

فـرمـود:((راسـت گـفتى ، خدا تو را به راه راست هدايت كند))، به غلامان فرمود:((همراه من

بـيايند و هركجا كه من خواستم ، برگردند)) غلامان همراه من آمدند، وقتى كه نزديك خانه ام

رسـيدم و اطمينان يافتم ، آنان را برگرداندم ، سپس به خانه ام رفتم (شب بود) چراغ خـواسـتـم ،

چـراغ آوردند به دينارها نگاه كردم ، ديدم 48 دينار است و آن مرد طلبكار، 28 ديـنـار از من طلب

داشت ودر ميان آن دينارها، يك دينار بود كه مى درخشيد، آن را نزديك نور چـراغ بـردم ديـدم روى آن

با خط روشن نوشته است :((آن مرد، 28 دينار از تو طلب دارد، بقيه دينارها مال خودت باشد)).

سـوگـنـد بـه خـدا! خـودم نمى دانستم (و فراموش كرده بودم ) كه او چقدر از من طلب دارد.

روايـات در ايـن راسـتا بسيار است كه شرح و نقل آنها در اين كتاب كه بنايش بر اختصار است به

طول مى انجامد.


:: بازدید از این مطلب : 440
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 13 فروردین 1394

شاهد المحتوى الأصلي علي بوابة الفجر الاليكترونية - بوابة الفجر: موقع مخابراتي دولي: العثور على "صدام حسين" حيًا في اليمن
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان به نقل از پایگاه مصری "الفجر"«همان روزی که "میخائیل رمضان" بدل صدام حسین اعدام شده بود، دیکتاتور عراق توسط نیروهای روسی به خارج از عراق انتقال داده شد. صدام به همراه دخترش "رغدRaghad" روز مراسم تدفین، به یمن گریخت.»
پایگاه مصری "الفجر" نوشت: «پایگاه "إنتلجنسي" که ویژه موضوعات اطلاعات امنیتی است به نقل از "ایریک دانلوDunlo" مامور سابق سازمان سیا خبر داده که صدام حسین دیکتاتور عراق زنده است و در منطقه "میکراسMikras" جنوب یمن به سر می برد.»
این پایگاه اطلاعاتی در ادامه ادعا کرد: «حوثی ها محل استقرار صدام را پیدا کرده و به ایران هم اطلاع داده اند.»
 
 


:: بازدید از این مطلب : 697
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 13 فروردین 1394

سیاست > دیپلماسی - به گزارش خبرنگار اعزامی خبرآنلاین به لوزان، وزارت امورخارجه متن فارسی بیانیه مشترک را در اختیار رسانه ها گذاشت که در ادامه می آید:

به گزارش خبرآنلاین، جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 متشکل از چین، روسیه، فرانسه، آمریکا، انگلیس وآلمان در چارچوب عناصر مندرج در برنامه اقدام مشترک مورخ 24 نوامبر 2013 و متعاقب فرایند طولانی مذاکراتی پیچیده و طولانی در ابعاد فنی، حقوقی و سیاسی، به مجموعه ای از راه حل های لازم جهت نیل به برنامه جامع اقدام مشترک در شهر لوزان سویس دست یافتند. مجموعه متضمن این راه حل ها جنبه حقوقی نداشته و صرفا راهنمای مفهومی تنظیم و نگارش برنامه جامع اقدام مشترک را فراهم خواهد ساخت. بر این اساس تدوین برنامه جامع اقدام مشترک با مبنا قرادادن این راه حل ها در آینده نزدیک آغاز خواهد گردید.

تداوم برنامه هسته ای از جمله غنی سازی

در چارچوب راه حل های موجود، هیچ یک از تاسیسات و فعالیت های مرتبط هسته ای متوقف، تعطیل و یا تعلیق نمی شود و فعالیت های هسته ای ایران در تمامی تاسیسات هسته ای از جمله نظنز، فردو، اصفهان و اراک ادامه خواهد یافت.
این راه حل های جامع ، ادامه برنامه غنی‌سازی در داخل کشور را تضمین می کند و بر این اساس جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود مطابق مفاد برنامه جامع اقدام مشترک تولید صنعنی سوخت هسته ای خود را برای تامین سوخت نیروگاه های هسته ای ادامه دهد. 
بر اساس راه حل به دست آمده ، دوره زمانی برنامه جامع اقدام مشترک در خصوص برنامه غنی سازی ایران 10 ساله خواهد بود. در طول این مدت، تعداد بیش از 5000 ماشین سانتریفیوژ در نظنز به تولید مواد غنی شده در سطح 67/3 درصد ادامه خواهند داد. ماشین های اضافه بر این تعداد و زیرساخت های مرتبط با آنها جهت جایگزینی با ماشین هایی که در طول این زمان آسیب می بینند جمع آوری و تحت نظارت آژانس نگهداری خواهد شد. همچنین ایران قادر خواهد بود ذخایر موجود مواد غنی شده خود را برای تولید مجتمع سوخت هسته ای و یا صادرات آنها به بازارهای بین المللی در قبال خرید اورانیوم اختصاص دهد.
براساس راه حل های به دست آمده ایران برنامه تحقیق و توسعه خود را بر روی ماشین های پیشرفته ادامه خواهد داد و مراحل آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهایIR-4، IR-5 ،6IR- و IR-8 را در طول دوره زمانی 10 ساله برنامه جامع اقدام مشترک ادامه خواهد داد.

تاسیسات فردو

بر اساس راه حل های بدست آمده تاسیسات هسته ای فردو به مرکز تحقیقات هسته ای و فیزیک پیشرفته تبدیل خواهد شد. بیش از 1000 ماشین سانتریفیوژ و تمامی زیرساخت آنها در فردو حفظ و نگهداری خواهند شد که از این میان دو آبشار سانتریفیوژ در چرخش خواهند بود. همچنین نیمی از تاسیسات فردو با همکاری برخی از کشورهای(1+5) به انجام تحقیقات پیشرفته هسته ای و تولید ایزوتوپ های پایدار که مصارف مهمی در صنعت، کشاورزی و پزشکی دارد، اختصاص پیدا می کند.

راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک 

مطابق راه حل های موجود؛ راکتور تحقیقاتی اراک آب سنگین باقی خواهد ماند و با انجام بازطراحی ارتقاء یافته و روزآمد خواهد شد. در باز طراحی راکتور ضمن کاهش میزان تولیدی پلوتونیوم، کارآیی راکتور اراک به میزان قابل توجهی افزایش پیدا خواهد کرد. بازطراحی راکتور اراک در چارچوب یک برنامه زمان بندی مشخص و در قالب یک پروژه بین المللی مشترک تحت مدیریت ایران آغاز و پس از آن بلافاصله ساخت آن شروع و در چارچوب یک برنامه زمان بندی تکمیل خواهد شد. تولید سوخت رآکتور اراک و اعطای گواهی بین المللی سوخت راکتور از جمله موارد این همکاریهای بین المللی خواهد بود. از طرف دیگر، کارخانه تولید آب سنگین نیز مانند قبل به کار خود ادامه خواهد داد.

پروتکل الحاقی

ایران در جهت شفافیت و اعتماد سازی به صورت داوطلبانه پروتکل الحاقی را به صورت موقت اجرا نموده و در ادامه فرآیند تصویب این پروتکل طبق یک جدول زمانی در چارچوب اختیارات رییس‌جمهور و مجلس شورای اسلامی به تصویب خواهد رسید.

لغو تحریم ها
براساس راه حل های بدست آمده، پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک ، تمامی قطعنامه های شورای امنیت لغو خواهد شد و همه تحریم‌های اقتصادی و مالی چندجانبه اروپا و یکجانبه امریکا از جمله تحریم های مالی، بانکی، بیمه، سرمایه گذاری و تمامی خدمات مرتبط با آنها در حوزه های مختلف از جمله نفت، گاز، پتروشیمی وخودور سازی فورا لغو خواهند شد. همچنین تحریم ها علیه اشخاص حقیقی و حقوقی، سازمان ها، نهادهای دولتی و خصوصی تحت تحریم های مرتبط هسته ای ایران از جمله؛ بانک مرکزی، سایر موسسات مالی و بانکی، سوئیفت، کشتیرانی و هواپیمایی جمهوری اسلامی، کشتیرانی نفت به‌طور همه‌جانبه فورا برداشته خواهند شد. همچنین کشورهای عضو گروه (1+5) متعهد هستند از وضع تحریم های جدید در موضوع هسته ای خودداری نمایند.

همکاری های بین المللی :

همکاری های بین المللی هسته ای با جمهوری اسلامی ایران از جمله با اعضای 1+5 در حوزه ساخت نیروگاه های هسته ای، راکتور تحقیقاتی، گداخت هسته ای، ایزوتوپ های پایدار، ایمنی هسته ای، پزشکی و کشاورزی هسته ای و ... امکان پذیر و ارتقاء پیدا خواهند کرد. بر اساس برنامه جامع اقدام مشترک، دسترسی ایران به بازار جهانی، عرصه های تجاری، مالی، دانش فنی و انرژی نیز فراهم خواهد شد.

زمان بندی اجرا برنامه جامع اقدام مشترک

با پایان یافتن این مرحله از مذاکرات، تدوین پیش نویس برنامه جامع اقدام مشترک تا بازه زمانی 10 تیر در آینده نزدیک آغاز خواهد شد. با نهایی شدن متن، برنامه جامع اقدام مشترک در قالب قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد تایید قرار خواهد گرفت. جهت لازم الاجرا شدن برنامه جامع اقدام مشترک برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد، این قطعنامه همچون قطعنامه هایی که علیه ایران تصویب شده بودند تحت ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد تصویب خواهد شد تا بتواند قطعنامه های قبلی را لغو کند.

طرف های برنامه جامع اقدام مشترک پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت، به یک دوره زمانی آماده سازی برای اجرای برنامه جامع اقدام مشترک نیاز خواهند داشت. پس از طی مرحله آماده سازی و همزمان با شروع به اجرای اقدامات هسته ای از سوی ایران در یک روز تعیین شده لغو تمامی تحریم ها به طور خودکار به اجراء در خواهد آمد.
در چارچوب راه حل های به دست آمده ؛ برای بازگشت پذیری متقابل تعهدات مندرج در برنامه جامع اقدام مشترک در صورت نقض تعهدات از سوی هر یک از طرف ها سازو کار لازم پیش بینی شده است.


:: بازدید از این مطلب : 577
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 13 فروردین 1394

جامعه مسلمان و آينده اسلام هراسي در آلمان

جامعه مسلمان و آينده اسلام هراسي در آلمان
- گفتگو با سيد مسعود ميرسالاري
استاد دانشگاه
موسسه آينده پژوهي جهان اسلام
واژگان کليدي: پگيدا ، اسلام هراسي، گروه پگيدا ، اسلام ستيزي، پگيدا ، اسلام هراسي
حضور مسلمان ها در آلمان به دهه ها قبل برميگردد. در اين بين 'پگيدا' که برگرفته از عبارت اروپاييان مخالف اسلامي شدن غرب است، تلاش مي کند دولت آلمان را براي تغيير در سياست پذيرش مهاجران و بستن درهاي کشور به روي خارجي ها بويژه مسلمانان تحت فشار بگذارد. در همين راستا گفتگويي با سيد مسيعود ميرسالاري کارشناس مسائل اسلامي در آلمان داشته ايم:

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام: بسترها و زمينه هاي اقدامات گروه نوظهور 'پگيدا' را به عنوان مروج خشونت و افراط گرايي در آلمان چيست؟
اگر به عقب برگرديم، زماني که اروپا به نيروي کار کشورهاي اسلامي نيازمند شد و از ترکيه و ساير کشورهاي اسلامي نيروي کار طلب کرد و اين نيروها وارد کشورهاي اروپايي مانند آلمان شدند، اختلاط فرهنگي عظيمي بين اين دو ملت به وجود آمد. اين ها همان موقع برنامه ريزي پنجاه ساله دقيقي انجام دادند که افرادي که به عنوان نيروي کار به اروپا مي روند، آرام آرام استحاله فرهنگي شوند تا هم از نيروي کار آن ها استفاده شود و هم تأثيري بر جوامع آن ها نگذارند. لذا براي سنين مختلف برنامه ريزي کردند. آن ها استحاله فرهنگي خيلي ظريفي ايجاد کردند که اسلام را از خانواده هايي کارگر بگيرند. در حال حاضر بيشتر خانواده هايي که براي کار به اروپا رفته اند، يا وجود ندارند و يا به صورت تک والديني هستند. بنابراين اسلام هراسي غير ملموس و درازمدت ايجاد کردند. بعد از جنگ جهاني دوم اين موضوع شکل گرفت و تا اکنون نيز ادامه دارد. چنانچه نسل دوم و سوم افرادي که به اروپا رفته اند، کاملا استحاله فرهنگي شده و فرهنگ و زبان مادري خود را کاملا فراموش کرده اند. از طرف نفوذ اسلام گرايي که با انقلاب اسلامي ايران شکل گرفت، آرام آرام به عنوان نقطه عطفي در بين ممالک غربي مطرح شد و آن ها اسلام را مي فهميدند. آنها وقتي متوجه رحمت اسلام مي شدند، به سمت اسلام گرايش پيدا مي کردند. اروپايي ها براي اين موضوع هم برنامه ريزي کردند، يعني گفتند ما بايد کاري بکنيم که نه تنها رشد اسلام گرايي متوقف شود، بلکه حتي آن هايي که مسلمان هستند، به سمت غرب گرايش پيدا کنند و به عبارت ديگر نيروي کار نيمه غربي شوند. 
 بعد از انقلاب اسلامي ايران، اروپايي ها مقداري دچار مشکل شدند. بخشي از نيروي جوان آن ها به سمت دين اسلام تمايل پيدا کردند. براي اين که بتوانند جلوي اين موضوع را بگيرند، گروه هايي تشکيل دادند که شاخصه اين گروه ها، افراطي گري هاي اسلامي است که به نحوي مي خواهد به جامعه اروپا بفهماند که اسلام يعني تروريست، اسلام يعني خشن، اسلام يعني دين خشونت و وحشت. به نحوي که توانسته اند در اين پنج-شش سال اين موضوع را در جامعه خود نهادينه کنند. هر چند از کشورهايي مانند جمهوري اسلامي ايران، افرادي مي روند و دين را تبليغ مي کنند اما متاسفانه گروه هايي که در حال حاضر در مناطق عراق و سوريه به اسم داعش و به اسم اسلام کارهاي وحشتناکي را انجام مي دهند، و هر خشونتي را به اسم اسلام انجام مي دهند، توانسته اند به اين نحو رشد اسلام را متوقف کنند. لذا در بعضي قسمت ها نه تنها اسلام گرايي متوقف شده است بلکه اسلام هراسي ايجاد کرده است. بنابراين اروپايي ها به اهداف خودشان بعد از پيدايش گروه هاي افراطي دست پيدا کرده اند. آن ها براي اين موضوع برنامه ريزي کرده بودند، يعني اين طور نبوده است که فکر کنيم آن ها اين تندروها را از اروپا، قفقاز، آسياي ميانه، روسيه و اوکراين يک شبه به اروپا برده اند و گروهکي به اسم داعش درست کرده اند. بلکه آن ها برنامه ريزي کاملا حساب شده اي داشته اند. عده اي اين موضوع را نقد مي کردند که حدودا 15 سال پيش يا 20 سال پيش در اوکراين و آسياي ميانه و در کشورهايي مانند تاجيکستان، ازبکستان، قزاقستان يا حتي کشورهاي اروپايي شخص تحصيل کرده اي را از عربستان مي فرستادند، آن ها افراطي هايي بودند که با پول زياد وارد يک شهر شدند، تشکيل خانواده دادند، به مسجد رفتند، عده اي را دور خود جمع کرده و جذب نيرو کردند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام: اگر بخواهيم به وضعيت کنوني مسلمانان در آلمان نگاهي بيندازيم، در شرايط کنوني وضعيت و شرايط مسلمانان آلمان چگونه است؟
در حال حاضر در آلمان، با توجه به رفت و آمدهاي چندين ساله اخير که من به آلمان داشته ام، رشد اسلام گرايي متاسفانه مقداري متوقف شده است. به اين جهت که افراط گراهايي که به اسم اسلام به اسلام ضربه زده اند، توانسته اند به روحيه مردم آن جا ضربه بزنند. مردم آلمان روحيه تقريبا خنثايي پيدا کرده اند. قبل از اين يعني حدود 10 يا 15 سال پيش، تمايلي به اسلام پيدا مي کردند، اما بعد از ديدن اين کليپ ها و فيلم ها که در اينترنت و تلويزيون و ماهواره پخش مي شود، متاسفانه مقداري نسبت به رشد اسلام واکنش نشان مي دهند و حتي برخورد آن ها با مسلمانان بد شده است. وقتي ما در خيابان گام بر مي داريم، اگر زني همراه ما باشد که محجبه است، عموم مردم با ترشرويي با او برخورد مي کنند. حتي عده اي مي گويند که شما تروريست هستيد، به اين دليل که مسلمان هستيد يا ما ديديم که شما نماز خوانده ايد.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام: وضعيت کلي مسلمانان در آلمان چگونه است؟
وضعيت کلي مسلمانان در آلمان دچار پراکندگي شده اند و نياز به انسجامي دارند که آن هم به عهده روحانيت هست که اين انسجام را برقرار کند. حتي بين شيعه و سني وحدتي را بايد ايجاد کنند. اما متاسفانه از يک طرف مردم آلمان که هنوز اسلام را نشناخته اند، حالت مقابله اي دارند و سخت قبول مي کنند که با مسلمانان معاشرت کنند. اما در بين خود مسلمان ها گرچه وحدت نسبي هست، ولي به جهت اشتغال به کار شديد، حالت خستگي دارند که جايي براي مراسم ها و انسجام و ... ندارند. از طرف ديگر امکاناتي مثل مسجد و حسينيه و امکاناتي از اين قبيل براي مسلمان ها در آن جا وجود ندارد و هيچ کس هم به فکر آن ها نيست. به عنوان مثال در شهري مانند کلن آلمان، 30000 فارس زبان هستند که يک روحاني ثابت و يک مسجد ندارند که آن ها را منسجم کند و براي آن ها صحبت از اخلاق اسلامي و مسائل ابتدايي اسلامي کند. لذا برخي مردم حتي مسلمان ها و ايراني هايي ، احکام ديني و اخلاقيات کلي اسلامي را فراموش کرده اند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام: وضعيت کلي مسلمانان از نظر اقتصادي، سياسي، اجتماعي در آلمان به چه صورت است؟
در کل وضعيت اقتصادي آلمان نسبت به ساير کشورهاي اروپايي بهتر است. نيروي کار آلمان نيروي کاري است که اصولا از کشورهاي ديگر مي آيند و لذا نيروي کار ارزاني است. هر کسي که وارد آلمان مي شود در سيستم اقتصادي آلمان ذوب مي شود. در آلمان شرکت هاي بزرگ و کارخانه هاي بزرگي هست که همه به صورت ماشيني هستند و افرادي که وارد آلمان و سيستم اقتصادي آلمان مي شوند، بايد مانند سيستم آن جا شوند. مسلمان هاي آلمان در حد متوسط به پايين هستند. فقير فقير نيستند، اما زندگي آن ها به سختي مي گذرد. اگر زن و مرد هستند، هر دو بايد کار کنند تا بتوانند زندگي متوسطي را براي خودشان داشته باشند. از لحاظ اجتماعي مسلمان ها خيلي جايگاهي ندارند، خيلي مورد توجه نيستند. البته استثنا هم دارد، پروفسورها و دکترهاي بسيار خوب ايراني در آلمان هستند. 
 


:: بازدید از این مطلب : 598
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران