منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 11 فروردین 1394


:: بازدید از این مطلب : 435
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 11 فروردین 1394

 


:: بازدید از این مطلب : 445
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 09 فروردین 1394

 

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
 
با نگاهی امید بخش به آینده و با نگرشی نوین بر آموخته ها و اندوخته های حاصل از تجربیات گذشته پای در راه اهدافی متعالی گذاشته ایم و در شروع سال جدید با استعانت از خداوند منان مسیر زندگی خود را به راه پر شکوه الهی پیوند می زنیم .
حلول سال نو و بهار پر طراوت که نشانه قدرت لایزال الهی، تجدید حیات طبیعت و نشان و بهره مندی از زندگی و نماد بهره وری در کار و تلاش می باشد را به هم استانی های خونگرم و قهرمان پرور و همه همکاران تلاشگر ، متعهد و زحمتکش سازمان صنعت ، معدن و تجارت در سطح استان خوزستان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای این عزیزان و خانواده محترم آنان مسئلت می نمایم .
 
 
                                         سید نواله حسن زاده
                                       رییس سازمان صنعت معدن وتجارت استان خوزستان: 
یاداوری :مهندس سید نوراله حسن زاده (میرسالاری) ازبزرگان ونخبگان سادات میرسالاری می باشد که سالیان متمادی در عرصه های مختلف از جمله مدیریت  صنایع معادن خوزستان و مدیریت دانشگاه علمی کاربردی استان وهمچنین در دولت اعتدال مدیریت صنعت معدن وتجارت استان خوزستان را عهده دار می باشد کانون دانش اموختگان سادات توفیقات وافر رابرای این برادر ارزشی در عرصه های مختلف ارزومند است/

:: بازدید از این مطلب : 1030
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : matlobi
یکشنبه 09 فروردین 1394
 

روحیه شاد, احساس موفقیت,رسیدن به آرامش

من یک زن 35 ساله، متاهل و دارای یک دختر 6ساله هستم. مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته ام و امروز......

تحصیلاتم را تا مقطع دکتری ادامه داده و الان به عنوان یکی از مدیران ارشد یک شرکت معتبر، در حال انجام وظیفه هستم.

در کودکی پدر و مادرم متارکه کرده اند و مرا به خانواده ی فقیری سپردند تا در ازای پول از من مراقبت کنند.در هفت سالگی پیش پدر و نامادریم برگشتم.سوای رفتار نامادریم،خواهرم هم به من حسادت میکرد و حتی خانواده پدرم مرا بعنوان یکی از خودشان قبول نداشتند.سختیهای زیادی کشیدم ولی هیچگاه ناامید نمیشدم متاسفانه مادر خودم هم مدتها سراغی از من نمیگرفت و بعد از ازدواج با اصرار من به خانه مان آمد ولی هیچوقت احساس نمیکردم مادرم مثل مادرهای دیگر تکیه گاهم باشد.

دوره کودکی سختی داشتم ولی با این اوضاع همیشه سعی می کردم روحیه شادی را در درونم زنده نگهدارم.

بعد از ازدواج هم مثل همه دختران دیگر با مشکلاتی در زندگی مواجه بودم اما متاسفانه هیچ پشت و پناه یا حداقل تسکینی بر آلام قلبم نداشتم.

به هر حال هر چه که بود گذشت و الان 10 سال از  زندگی مشترک من می گذرد و خدا را شکر از زندگی، از همسرم و کلا از شرایط فعلی ام بسیار راضی هستم.

همیشه سعی کردم گذشته ام را بهانه ای برای افسردگی، عدم تلاش و شکستهایم قرار ندهم چون از صمیم قلب به این اعتقاد داشتم که:
برای رسیدن به آرامش و موفقیت و احساس و حال خوب، کلمات و عباراتی که در ذهن و زبان تکرار می‌شوند، نقشی اساسی دارند. کلمات و عبارت‌هایی که یادآور ناراحتی‌ها، بدی‌ها، مشکلات، غم‌ها، ناکامی‌ها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده می‌کنند و قدرت و اعتماد به نفس‌مان را به شدت کاهش می‌دهند. در چنین شرایطی، دیدن جنبه‌های مثبت خود، اطرافیان و محیط، برای‌مان دشوار می‌شود وبرای تسلط بر شرایط و احساس موفقیت، به انرژی روانی نیاز خواهیم داشت. توجه  به مثبت‌های جزئی زندگی خود و دیگران، این انرژی روانی را در ما تامین نموده و قدرت غلبه بر مشکلات و موانع را به ما هدیه می‌کند.

به همین دلیل، همیشه سعی کردم برخی عبارات و جملات را همیشه در ذهن مرور کنم که در صورت خواندن مکرر و تکرار مداوم آنها، در ذهن نقش بسته و خود به‌خود، تحولات جالبی را پدید می‌آورند و جای افکار منفی ذهن را گرفته و احساس خوب و اعتماد به نفس ایجاد می‌کنن:

- من به جای فکر کردن به افتادن‌ها، به بلند شدن فکر می‌کنم.
- در هر مشکل و مانعی، سوال طلایی ذهنم این است که: «خدایا تو بهترین راه‌های حل این مشکل را چگونه به من نشان می‌دهی، از تو سپاس‌گزارم.»
- من موانع و مشکلات را هدیه‌ی خدای مهربان برای بزرگ و وسیع شدن خودم می‌دانم.
- به نظر من، زندگی یعنی رودررویی شجاعانه با موانع و چشیدن لذت موفقیت.
- من در هر حادثه‌ای، به علت‌های آن توجه می‌کنم.
- من مسوولیت کامل رفتارهای خود و زندگی‌ام را می‌پذیرم.
- من در هر مشکلی، به  خطاهای خود توجه می‌کنم و به سرعت آنها را اصلاح می‌نمایم.
- من در مشکلات، بسیار صبور و در موفقیت‌ها، بسیار سپاس‌گزار و شاداب‌ام.
- من هر روز متولد می‌شوم و تولدم را جشن می‌گیرم.
- من با توجه به زیبایی‌ها و خوبی‌های کوچک فراوان، نگاهم را زیباتر می‌کنم.
- خداوند مهربان در همه‌ی مکان‌ها و زمان‌ها و شرایط، حامی من است.
- من بارهای زندگی‌ام را به خدا می‌سپارم و خود را سبک می‌کنم.


کلمات و عبارت‌هایی که یادآور ناراحتی‌ها، بدی‌ها، مشکلات، غم‌ها، ناکامی‌ها و ... هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده می‌کنند و قدرت و اعتماد به نفس‌مان را به شدت کاهش می‌دهند


- من با اهمیت دادن به زیبایی‌های طبیعت، مردم و خودم، به خداوند مهربان عشق می‌ورزم.
- دنیا زیباست چون خداوند در آن حضور دارد.
- بدی‌ها و خوبی‌ها، زشتی‌ها و زیبایی‌ها، راحتی‌ها و سختی‌ها، گل‌ها و خارها، شکست‌ها و موفقیت‌ها همیشه با هم‌اند.
- من با بزرگ کردن لحظه‌های خوب و موفقیت‌های خود و دیگران، انرژی زیادی برای غلبه بر مشکلات پیدا می‌کنم.
- خطاها و ناکامی‌ها من، پل‌های پیروزی‌ام هستند.
- من عاشق دنیا، خوبی‌ها، زیبایی‌ها و خداوند مهربان هستم.
- من در مشکلات، لبخند قدرت را فراموش نمی‌کنم.
- من جسور و مقاوم هستم.
- من سپاس‌گزار نعمت‌های بی‌شمار خدای رحمان هستم.
- آینده‌ی من، بسیار روشن و موفقیت‌آمیز است.

البته شاید با خواندن این عبارات تصور می کنید که در حال شعار دادن هستم اما می بینید که با مرور دایمی همین افکار و جایگزین کردن افکار منفی به وسیله افکار مثبت توانسته ام سختی های زندگی را پشت سرگذارده و پله های موفقیت را یکی یکی طی کنم.
 


:: بازدید از این مطلب : 425
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 06 فروردین 1394


فارتق با داشتن آب وهوای مساعد و مناظر دیدنی، مکان مناسبی برای گردشگران و مسافران در تابستان و فصل گرما است. شرایط آب و هوایی،. جوشش چشمه‌های فارتق از دل زمین که خواص معدنی نیز دارند همچنین وجود باغستانهای زیبا و انبوه، گردشگاهی بکر در تنگ فارتق بوجود آورده است. وجود بقعه متبرکه امامزاده میرسالار(ع) از نوادگان امام موسی کاظم(ع) در کنار این طبیعت زیبا بر جذابیت این منطقه افزوده و میهمانان در بدو ورود به فارتق به زیارت آستان مقدس این بقعه متبرکه می روند.

 

تنگ فارتق به دلیل شرایط مساعد اقلیمی و چشم‌اندازهای بی‌نظیر طبیعی، همه ساله گردشگران و طبیعت دوستان بسیاری را به سوی خود جلب می‌کند. استقراربقعه  در میان تنگ فارتق  که پیرامون آن را ارتفاعاتی بلند دربرگرفته‌اند، چشم‌اندازهای بدیعی از تلفیق زندگی انسان و طبیعت پدید آورده است. این ارتفاعات جنگلی، در همه فصول  تفرجگاه عمومی مردم روستا و گردشگران است. پوشش گیاهی و جانوری منطقه با انواع گیاهان دارویی کتیرا، گل‌گاوزبان و گل بنفشه و جانوران و پرندگان وحشی مانند گرگ، روباه، خرگوش، قوچ، میش، گراز، شاهین و کبک، از   و اثار به جامانده از اسیابهای ابی و غار طبیعی باقدمت چند هزار ساله داودی وشالیزارهای زیبا و ابشارهای کوچک در مسیر اب ازدیگر جاذبه‌های طبیعی فارتق به شمار می‌روند. حواشی رودخانه فارتق از جمله جاذبه‌های گردشگری منطقه  است که همت مسئولین را  می طلبدبا اختصاص بودجه پارک ساحلی  رودخانه که مکمل این همه زیباییست را برای رفاه گردشگران وزوار راه انداز ی کنند واز پتانسیل های منطقه برای جذب گردشگران بیشتر استفاده گردد



 


:: بازدید از این مطلب : 454
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 05 فروردین 1394

ديدار نايب رئيس شوراي شهرستان كهگيلويه با زائران بقعه متبركه امامزاده ميرسالار(ع) ديشموك+تصاوير


:: بازدید از این مطلب : 587
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 04 فروردین 1394


سادات
 جمع سیّد و در لغت عربی در اصل سیوِد (قبل از اعلال) بوده و به معنی آقا و سرور است؛ و در اصطلاح عام به کسانی گفته می‌شود که از طرف پدر از نسل "هاشم" (جد پیامبر اسلام محمد بن عبدالله) باشد یا به عبارتی از قبیله بنی هاشم باشد. سیادت به فرزندان محمد از طریق فاطمه دختر محمد و علی پسر ابوطالب (امام اول پیروان تشیع و خلیفه چهارم اهل سنت) می‌رسد.

سادات دو شاخهٔ اصلی دارند:

  1. نوادگان علی از طریق سه تن از پسران او - محمد حنفیه از خوله دختر قیس،عباس بن علی از ام‌البنین و عمر بن علی از صهباءِ ثعلبیه - که از میان پسران متعدد علی فرزند یافتند. به این سادات علویمی‌گویند.
  2. نوادگان حسن و حسین - فرزندان علی از فاطمه - که به آنان سادات هاشمی و نیز بسته به انتساب به حسن یا حسین، حسنی یا حسینی گفته می‌شود و از نظر فقه شیعه کسانی که خمس به آنها تعلق می‌گیرد این سادات هستند.

اولاد فاطمه بارها در خلافت بنی امیه و بنی عباس برای اصلاح امت خروج کرده‌اند (مانند خروج زید بن علی و محمد بن عبدالله بن حسن مثنی معروف به نفس زکیه) و سلسله‌های متعددی در نقاط دور ازعربستان، از جمله مراکش، یمن، مصر، گیلان و مازندران تشکیل داده‌اند. مانند حکومت ادریسیان (نوادگان ادریس نوهٔ حسن بن علی) در مراکش، فاطمیان در مصر، مرعشیان (از نوادگان علی المرعش نبیرهٔعلی بن حسین و علویان طبرستان (دو شاخه از سادات حسنی و حسینی مازندران) و بنی مهنا در مدینه. (به کسی مادرش از سادات است میرزا گفته می‌شود). برخی از سادات با میر صدا می‌زنند و این بامیرزا[۱] تفاوت دارد. به دختران یک فرد سید، سیده، علویه، و یا شریفه اطلاق می‌شود. فردی که دارای مادر سید و پدر غیر سید باشد، معمولاً میرزا (برای پسران) و میرزایه (برای دختران) نامیده می‌شود. سیادت در سادات هاشمی که طبق نظر برخی از علما، قوی تر و شریف تر هم هست، از طرف مادر و در سادات علوی از طریق پدر می‌باشد.

اهل سنت «سَیِّد» را با نام شریف می‌شناسند.


به اعتقاد برخی از علماء، فرزندان عباس عموی پیامبر نیز جزو سادات شمرده می‌شوند و می‌توان به آنها هم خمس مال را پرداخت.[نیازمند منبع]

از نظر قاطبه علمای شیعه به اجماع، بخصوص علمای متاخر شیعه سیادت به فرزندان فاطمه دختر پیامبر می‌رسد و خمس تنها به آنها تعلق می‌گیرد.

القاب سادات[ویرایش]

القابی که به سیدها داده می‌شود بر دو دسته است: انتسابی و احترامی. القاب انتسابی برای بیان نَسَب شخص و انتساب وی به طایفه یا قبیله معینی به کار می‌روند، مانند امامی، حسینی، حسنی. القاب انتسابی برای گرامیداشت منتسبان به خاندان رسالت به آنان اطلاق می‌شود و اغلب سیدها بر خود اطلاق نمی‌کنند، چنان که در مورد مراجع متأخر شیعه که از سادات بوده‌اند چنین بوده است، مثلاً نقش مهر سید محسن حکیم, محسن الطباطبائی الحکیم، و نقش مهر سید ابوالقاسم خویی، ابوالقاسم الموسوی الخوئی، بود. در روزگار پیشین هم این گونه بوده و در نسخ خطی و متون کهن معمولاً سادات خود را به این القاب ننامیده‌اند. در ایران نیز اگر سادات پیشاپیش نام خویش لفظ «سید» می‌آورند، برای تفاخر و بزرگ داشتن انتساب خود به خاندان رسالت است و در این موارد سید می‌تواند جزئی از نام باشد. برخی از القاب احترامی که در روزگار مختلف برای گرامی داشت سادات به کار برده می شده به شرح زیر است:

لقب میرزا[ویرایش]

معمولاً در بین سادات رسم است که نسبت سیدی از پدر به فرزند برسد. روی همین اصل کسانی که از مادر یا مادر بزرگ سید هستند اصطلاحاً شریف یا میرزا) میرزایه و شریفه حالت مونث می‌گویند. بخاطر همین است که در ایران چنین فامیل‌هایی بوفور دیده می‌شود:

میرزازاده، میرزایی، میرزاییان، شریف، شریفی، شریفیان و...

در دورهٔ قاجار اصطلاحاً به شاهزادگان قجری میرزا می‌گفتند ولی هیچ کدوم از این میرزاها نام خانوادگی میرزایی برای خودشون برنگزیدند چون بغیر از میرزا لقب دیگری داشتند و بر اساس اون لقب نام خانوادگی برگزیدند که پیشتر نمونه اش رو دیدید. در دوران پیشتر، میرزا به کسی گفته می‌شد که در کار نوشتن و حساب و کتاب دیوان سالاری‌های دولتی بود. در منطقه بیابانک و روستای فرخی به سادات در قدیم میرزا اطلاق می گردیده است و در حال حاضر این سادات اغلب به سید تغیر پیدا کرده‌اند به غیر از سادات که از شهرهای دیگر آمده‌اند. خاندان ترابی نیز به گفته اغلب قدیمی‌ها از شهر دامغان به روستای فرخی (بیابانک) آمده‌اند.[نیازمند منبع]

نامهای خانوادگی[ویرایش]

بر اساس نام خانوادگی گاهی می‌توان به نسبیت فرد مورد نظر پی برد. به طور مثال جدول زیر خلاصه‌ای از این نامها را دارا است.

جد لقب عربی نام خانوادگی عربی نام خانوادگی فارسی نام خانوادگی اردو
حسن بن علی الهاشمی، الحسنی الهاشمی، الحسنی هاشمی، حسنی، طباطبایی حسنی، هاشمی
حسین بن علی الحسینی الحسینی هاشمی-حسینی-احمدی حسینی
علی بن حسین زین العابدین العابدی العابدی، المومنی، عابدی عابدی، عبدی، مومنی
زید بن علی الشهید الزیدی الزیدی زیدی زیدی
محمد الباقر الباقری الباقری باقری باقری
جعفر الصادق الجعفری الجعفری جعفری جعفری، جفری
موسی الکاظم الموسوی الموسوی، الکاظمی موسوی، کاظمی کاظمی
علی بن موسی الرضا الرضوی الرضوی رضوی رضوی
محمد التقی التقوی التقوی تقوی تقوی
علی الهادی النقوی النقوی نقوی نقوی، بخاری

تبار نامه خاندان سادات[ویرایش]

سادات حسنی[ویرایش]

آل حسن، حسنیان، بنی حسن یا سادات حسنی فرزندان و نوادگان حسن بن علی بن ابیطالب، امام دوم شیعیان و یکی از شاخه‌های علوی هاشمیان هستند. در پی روی کار آمدن عباسیان اینان ضمن ابراز ناخرسندی، با حکومت مخالفت ورزیدند و جنبشی اجتماعی را بنا نهادند. شروع این جنبش با عبدالله بن حسن بن حسن بود که ادعای مهدویت کرد و پسرش محمد را شایسته خلافت دانست. نتیجتاً پنج حرکت سیاسی در طول سالهای ۱۳۲ تا ۱۷۶ هجری علیه عباسیان شکل گرفت که ماهیت این حرکات، قدرت طلبانه و دارای انگیزه‌های ارزشی و گاهی برخاسته از احساس بود و در قالب مهدویت، نظرات اصلاحی و شعار اجرای دستورهای اسلام به دلیل ناشایسته دانستن حکومت طرح شد. با وجود شکست همه جز یکی از این قیامها علاوه بر اینکه عباسیان را به تلاش برای مشروعیت یابی واداشت، موفق شد ضمن برجای گذاری نتایج مختلف در جامعه به ویژه برای علویان و پیروانشان، آغاز کننده حرکتهای سیاسی علویان علیه حکومت و درگیری‌های نظامی علوی ـ عباسی در قرن دوم هجری و قرون بعد شود که منجر به تشکیل دولت علوی شد.[۳]

از جمله بزرگان حسنیان عبارت اند از:

  1. «زید بن حسن»
  2. «حسن بن حسن» معروف به حسن مثنی، او همسر فاطمه دختر امام سوم، حسین بود. فرزندان او در دوره عباسی قیام کردند.
  3. «عبدالله محض» و فرزندانش، عبدالله محض، حسن مثلث و ابراهیم غَمر فرزندان حسن مثنی و فاطمه دختر امام حسین

سادات حسینی[ویرایش]

بنا به روایات حسین بن علی بین ۸ تا ۱۰ همسر اختیار فرمودند که مهمترینشون بی بی شهربانو دختر یزدگرد سوم پادشاه ایران است و بنا بر اصح روایات وی مادر امام سجاد است. بر این اساس شجرهٔ ائمهٔ شیعه پس از امام سوم از نسل بی بی شهربانو است. بزرگترین کشور و پایگاه اصلی تشیع در ایران است. با این مقدمه نسل سادات چنین است:[نیازمند منبع]

سجادی، افسریان محصل، مرعشی، زیدی، باقریان، صادقی، اسماعیلی، عریضی، اشکذری، رکن الدینی، شمس الدینی، خاتمی، مدرس، بحرالعلومی، علمی، امامی، اشکوری، گلستانه، بروجردی، حبوبی، اصفهانی، خاتون آبادی، خامنه‌ای، خسرو شاهی، دستغیب شیرازی، فاضلی، هیّالی، طالقانی، غرابی، دشتکی، زاهدی، زنجانی، سدهی میردامادی، شبیری زنجانی، شهرستانی، شهیدی، قائم مقامی، قزوینی، کاشانی، میرزای شیرازی، میلانی، هدایتی ، ترابی حسینی، واقفی، قلمکاریان

سادات سجادی (افطسی)[ویرایش]

  • نوادگان حسن افطس نوادگان امام سجاد که جد سادات تفرش می‌شود؛ که نسلی بسیار نیکو که بزرگان و علمای بسیاری از ذریه او هستند.

حسن افطس پنج پسر داشته: عبدالله شهید، علی، عمر، حسین و حسین مکفوف. عبدالله شهید به دست هارون الرشید مقتول شده؛ و حسین مکفوف جد سادات سلطان العلما سید احمد می‌رسانند سلطان سید احمد در نیمهٔ اول قرن چهارم در فرار از حکومت عباسیان به تفرش از توابع عراق عجم هجرت کرد چون تحت تعقیب ماموران بنی عباس بود، به هزاوه فراهان پناه برد و در ۳۶۰ هجری در حال اقامه نماز شب کشته شد؛ که مرحوم میرزا ابوالقاسم قائم مقام قائم مقام فراهانی از آنهاست؛ و علی الجرزی والد امامزاده محمد است که در فم تفرش مدفون گردیده و قبه و صحن مجلل او را خواجه مؤمن (فوت ۱۱۷۰ هجری) برادر امین الدین (امینا) بن محمد حسین الحسینی در زمان شاه عباس دوم بنا نموده؛ و او جدّ خانوادة پروفسور دکتر سید محمود حسابی و سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است.[۴][۵]

سادات مرعشی[ویرایش]

  • نوادگان علی مرعش:

سادات مرعشی یا آل مرعش، سلسله‌ای از سادات هستند که نسب خود را به علی المرعش نوادهٔ امام زین‌العابدین می‌رسانند. در ایران چهار شاخهٔ معروف از سادات مرعشی - مرعشیان مازندران، مرعشیان اصفهان، مرعشیان قزوین و مرعشیان شوشتر - ساکن هستند.

تاریخچه[ویرایش]

نوشتار اصلی: مرعشیان

نسل‌های نخستین مرعشیان در قزوین و مازندران ساکن شدند. سید قوام‌الدین مرعشی آملی موسس سلسلهٔ مرعشیان مازندران در ابتدا ساکن خراسان بود و در جنگی کیا افراسیاب چلابی را از سلسلهٔ افراسیابیان شکست داد و به مازندران دست یافت. نوادگان او تا اوایل دورهٔ صفویه بر مازندران حکمرانی داشتند. در عصر صفویه سادات مرعشی، بسبب انتساب به ائمهٔ شیعه قدرت و ثروت بیشتری یافتند، تا جایی که مادر شاه عباس یکم مشهور به مهدعلیا، از این سلسلهٔ سادات بود. جز مرعشیان مازندران، نام چندتن از مرعشیان شوشتر در تاریخ مشهور است. از جمله میر اسدالله مرعشی که در دورهٔ سلطنت شاه طهماسب یکم چند منصب صدارت داشت و نیز قاضی نورالله شوشتری، مؤلف کتابمجالس المومنین

شاخه‌ها[ویرایش]

چهار شاخه از سادات نسب خود را به علی المرعش می‌رسانند:

  1. نوادگان سید قوام‌الدین مرعشی بن عبدالله بن ابی‌هاشم بن علی بن حسن بن علی المرعش: قوام‌الدین مؤسس حکومت مرعشیان مازندران در سال ۷۶۰ هجری قمری است. او در سال ۷۸۱ هجری قمری درگذشت و در آمل مدفونشد. او جد مرعشیان مازندران است.
  2. مرعشیان شوشتر: از نوادگان ابومحمد حسن بن حمزه بن علی المرعش، که از مازندران به شوشتر مهاجرت کردند.
  3. مرعشیان اصفهان: از نسل سید قوام‌الدین، آنان نیز از مازندران به اصفهان مهاجرت کردند.
  4. مرعشیان قزوین.
  5. مرعشیان آذربایجان[نیازمند منبع]

سادات آهوقلندری[ویرایش]

سادات آهوقلندری لقبی است که به یکی از شاخه های اصلی سادات موسوی نسبت می دهند و از نسل امام هفتم شیعیان، موسی کاظم هستند که عمدتاً در غرب ایران سکونت دارند.

زیر شاخه ها[ویرایش]

سادات آهوقلندری نیز به شاخه های زیر تقسیم می شوند:

  1. سادات ندروند
  2. سادات خلفوند
  3. سادات شاهنشاهی
  4. سادات مرتضی وند
  5. سادات قاسمی
  6. سادات طاهری
  7. سادات شاهرخی
  8. سادات حیات الغیب[۶]

سادات طباطبایی[ویرایش]

نوشتار اصلی: طباطبائی
  • نوادگان ابراهیم طباطبا.

طباطبایی نامه سلسله‌ای از سادات است که نسب خود را به حسن بن علی می‌رسانند. جد طباطباییان ابوعبدالله محمد پسر ابراهیم پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر حسن مثنی پسر حسن پسر علی است. ابراهیم پدر طباطبا قادر به تلفظ حرف ق نبوده است و به جای آن طاء ادا می کرده است. گفته شده نام طباطبا از آن‌جاست که ابراهیم بن اسماعیل روزی از مستخدم خود قبایی طلب می‌کند و به‌جای قباقبا، طباطبا می‌گوید. طباطبا از اصحاب جعفر صادق و راویان حدیث او بوده است.

سادات وهابی[ویرایش]

بخشی از تبارنامه سادات طباطبایی تبریز

سادات وهابی یا آل عبدالوهاب، سلسله‌ای از سادات طباطبائی هستند که نسب خود را به عبدالوهاب تبریزی نواده امام حسن مجتبی (ع) می‌رسانند؛ و در آذربایجان به خصوص در تبریز ساکن هستند.[۷]

سادات موسوی[ویرایش]

نوشتار اصلی: موسوی

تعداد زیادی از سادات موسوی در عراق زندگی می‌کنند و هم‌چنین شاخه‌های بزرگی از این خاندان ساکن ایران، افغانستان، لبنان، مصر، بحرین و عربستان سعودی هستند. سادات موسوی نسب خود را به فرزندان موسی کاظم می‌رسانند. سلسلهٔ صفوی نیز خود را از نوداگان موسی کاظم می‌دانستند، اگرچه بعدها احمد کسروی درباره این نسب تردید کرد.

سادات در کشورهای اسلامی[ویرایش]

یمن[ویرایش]

در یمن خانواده‌های شیعه و سنی از سادات وجود دارد، یعضی از این خانواده‌ها رسیدی، قاسمی، متوکلی، حمیدالدینی، زیدی، مریب، صناعی، ساده، الثقفی، الوزیری نام دارند.

عراق[ویرایش]

در عراق ۹۰ تا ۹۵ درصد سادات از شیعیان وکردها (خاندانهای مشایخ اکثراً شافعی) هستند. بسیاری از سادات با قبائل عرب جنوب عراق مخلوط شدند، تا به وسیله آنان از کشته شدن در امان بمانند. مطالعات ژنتیکی نشان داده است که بسیاری از آنان دارای جد مشترک می‌باشند. بعضی از نامهای خانوادگی این سادات عبارت است از: الیاسری، الزیدی، العراجی، الحسنی، الحسینی، طباطبایی، العلوی، القوالیب، الموسوی، العوادی، الحیالی. همچنین گروهی از سادات سنی مذهب نیز در کردستان عراق وجود دارند.

عربستان سعودی[ویرایش]

در عربستان بسیاری سادات وجود دارند. خانواده‌هایی نظیر الهاشمی (بن هاشم)، العلوی، الحسینی، المسلم، الناصر گروهی از این خاندان هستند.

لبنان[ویرایش]

افراد زیادی در لبنان دارای ادعای سیادت هستند. شیعیان لبنان به خصوص از زمان حکومت صفوی در ایران دارای ارتباط نزدیک با این کشور بوده‌اند. مهاجرت سادات به این کشور در قرن سوم هجری رخ داده است، که در آن زمان بسیاری از خانواده‌های سیلقی، حسنی، حسینی، موسوی و رضویان به منطقه جبل عامل مهاجرت کرده‌اند.

لیبی[ویرایش]

تمامی سادات لیبی دارای مذهب سنی هستند. عزوز و الهاشمی از قبائل بازماندگان این سادات می‌باشند.

جنوب آسیا[ویرایش]

حدود ۱۴ میلیون از جمعیت جنوب آسیا ادعای نسل پیامبر را دارند. اجداد این افراد از کشورهای عربی، ایران، آسیای مرکزی و ترکستان به این مناطق مهاجرت کرده‌اند. در زمانهای مختلف سادات هند، حکومتهای کوچک محلی تشکیل داده‌اند ولیکن در کسب قدرت در تمامی شبه جزیره هند موفق نبوده‌اند. تخمین جمعیت سادات در هند و پاکستان امروزی چیزی حدود ۷ میلیون در هر کدام و نزدیک به یک میلیون در بنگلادش است.

سیادت در ایران[ویرایش]

ایران به سبب داشتن تمایلات شیعه در بین مردم جزو امنترین مناطق در بین کشورهای اسلامی برای بازماندگان پیامبر اسلام بوده است. افراد زیادی در ایران دارای پیشوند سید می‌باشند. از این جهت نوادگان امامان به آن پناه می‌آوردند و نسلشان در آن بیشتر می‌شد. نامهای خانوادگی نظیر موسوی، هاشمی، حسینی، علوی و طباطبایی در بین مردم ایران به کثرت یافت می‌شود. تقریباً در تمامی مناطق ایران مقبره‌های امامزاده‌های مختلف یافت می‌شود.مأمون، علی بن موسی از نبیرگان فاطمه را به ولیعهدی خود برگزید و همین موضوع نیز باعث شد در آن زمان سادات زیادی به ایران مهاجرت کنند از جمله فاطمه معصومه خواهر علی بن موسی. محمد خوارزمشاه می‌خواست خلافت عباسیان را بردارد و خلافت را به یکی از اولاد فاطمه بسپارد.

منشا سیادت در ایران[ویرایش]

برای فهمیدن منشاء سیادت در ایران باید ابتدا بدانیم که در چه زمانی و به چه علت سادات به ایران مهاجرت کردند برای این منظور باید دانست که یکی از دلائل عمده نفوذ تشیع در ایران، ورود «سادات علوی» به این منطقه است. این افراد، عمدتاً «شیعه» بوده‌اند. گرچه گاهی در میان آنها، افرای که حتی «ناصبی» بوده‌اند، پیدا می‌شده است.[۸] البته شیعیان آنها نیز، همگی اثنی عشری نبوده، بلکه بعضی از آنها، «شیعه زیدی» بوده‌اند. معمولاً کسانی از آنها که محور قیامهای ضد عباسی بوده‌اند، شیعه زیدی شمرده می‌شوند. این به دلیل این بود که آنها به تقیه اعتقادی نداشته و «قیام با شمشیر»[۹] را دلیل تشخص امامت زید می‌دانستند.

دلیل ورود آنها به ایران، چند نکته بوده است. امنیتی که در مناطق ایران بوده، یکی از عمده‌ترین دلایل این مهاجرت هاست. ایران، دور از دسترس حکومتهایی بود که مرکز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنهاامویان، باعث شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت کنند. از میان علویین، کسانی که در قیامهائی چون قیام «زید»، «محمد بن عبد الله»، «ابراهیم بن عبد الله» و «حسین بن علی» (شهید فخ) شرکت کرده بودند، احساس خطر بیشتری می‌کردند. آنها، یا همچون «ادریس بن عبد الله» به شمال آفریقا و یا مانند «یحیی بن زید» و «یحیی بن عبد الله»، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری می‌شدند.

دلیل دیگر مهاجرت آنها، همان دلیلی بود که سایر اعراب را به این مناطق، جذب می‌کرد. رفاهی که این شهرها، می‌توانست در بر داشته باشد برای عده‌ای از آنها، قابل توجه بود. اضافه بر این، آنها خود را محبوب مردم این سامان می‌دیدند. مردم نیز به دلیل اینکه آنها فرزندان رسول الله بودند، بدانها احترام می‌گذاشتند. این مسئله آنها را به این سمت، جلب می‌کرد.[۱۰] در این میان شهرهای شیعه نشین، اهمیت بیشتری داشته است. گر چه اهل سنت نیز نسبت به علویین احترام خاصی داشتند.[۱۱] این مهاجرتها، بیشتر از قرن دوم به بعد بوده است؛ و لذا کمتر می‌توان به فرار آنها به ایران از ترس حجاج بن یوسف سقفی شاهدی ذکر کرد. با این حال بعضی، اولین دسته از سادات علوی مهاجر را کسانی دانسته‌اند که از ظلم و جور امویان و بویژه سفاکیهای حجاج به این حدود پناه آورده‌اند.[۱۲] بعد از آن که «یحیی بن زید» به ایران آمد، راه این مهاجرت گشوده شد؛ و لذا کسانی که از ترس «منصور عباسی» و به جرم حمایت از «محمد بن عبد الله» و برادرش «ابراهیم» تحت تعقیب بودند، به سرعت روی بدین منطقه آوردند. پس از آن، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد.

یکی از دلایل آمدن آنها پس از این ماجرا، «جذب نیرو» برای «قیام» بوده است. مردم ایران که یک بار به هنگام روی کار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت «تغییر حاکمیت» عربها نشان داده، امتحان خوبی نیز داده بودند، می‌توانستند بار دیگر چنین کنند. همین تصور بود که علویان را بسوی این مناطق، جذب می‌کرد. در صورتی که آگاهی عمومی مردم ایران، نسبت به علویان و حتی فعالیت خود علویان نیز در تحریک مردم، اندک بود. فعالیت عباسیان، تنها پس از ۳۰ سال به نتیجه رسید. در حالیکه علویان، معمولاً با یک تحرک اندک، قصد چنین کار بزرگی را داشتند.[۱۳] «یحیی بن عبد الله بن الحسن بن الحسن علیه السلام»[۱۴] از جمله کسانی بود که در قیام حسین بن علی (شهید فخ)، شرکت کرد او پس از شکست این قیام به سوی مشرق گریخت؛ و همراه با عده‌ای از کوفیان به مناطق شمالی ایران (دیلم) رفت. رشید که به شدت از این حرکتها، هراس داشت به «فضل بن یحیی برمکی» دستور داد تا به هر صورتی شده او را دستگیر کند.[۱۵]منطقه دیلم، یکی از مناطقی است که در مقابل مسلمین، به شدت مقاومت کرد؛ و تا مدتها، اسفهبدان که از قبل بر آن حاکم بودند، تسلط خود را بر آن منطقه حفظ کردند. در این فاصله، گاهی بین آنها و خلفا، صلح می‌شد؛ و گاهی نیز درگیریها و تهاجمها از دو طرف، ادامه داشت.

رفتن این افراد به این منطقه، می‌توانست به نحوی به معنای استفاده و بهره‌برداری از این اختلافات باشد. بنا به گفته فخری، عده کثیری از مناطق اطراف، گرد او مجتمع شدند.[۱۶] طبری نیز از «ابو حفص کرمانی» نقل کرده که: «انه ظهر بالدیلم و اشتدت شوکته و قوی أمره» یعنی: او در دیلم ظاهر گشته و شوکت و قدرتش در کارها رو به فزونی نهاد. او ادامه می‌دهد، بسیاری از مردم مناطق اطراف، گرد او مجتمع شدند.[۱۷] تعداد هواداران او به اندازه‌ای بود که «فضل بن یحیی» با ۵۰ هزار نفر به سوی او، حرکت می‌کند.[۱۸] با این حال درگیری بین آنها بوجود نیامد؛ و رشید موفق شد با فرستادن امان نامه‌ای، او را وادار به پذیرش صلح کند. از طرف دیگر، فضل به «صاحب الدیلم» نیز وعده زیاد مالی داد تا خروج او را از دیلم، «تسهیل» کند.[۱۹] پس از آمدن او به بغداد تا مدتی با او خوش رفتاری می‌شد؛ و بالاخره او را به شهادت رساندند.[۲۰] منطقه دیلم از نظر جغرافیایی و سیاسی، می‌توانسته برای یک نهضت شیعی، آمادگی داشته باشد. کما اینکه بعدها در همین منطقه، اولین حکومت شیعی بوجود آمد. حرکت «یحیی بن عبد الله»، زمینه سازی برای حرکات بعدی بود. گر چه از قبل نیز این منطقه، چنین زمینه‌ای را، هر چند به طور مختصر، داشته است. وقتی از یحیی پرسیدند که چرا «دیلم» را انتخاب کرده است؟ او عنوان کرد که: «ان للدیلم معنا خرجة فطعمت ان تکون معی»[۲۱]: یعنی: «من شنیده بودم» که در دیلم یک جو انقلابی به سود ما وجود دارد؛ لذا به فکر افتادم از جو موجود در جهت قیام خود، بهره‌برداری کنم؛ و این خود، نشانه وجود چنین زمینه‌ای است. شاید هم منظور او شنیدن یک خبر غیب گونه در مورد آینده این منطقه بوده است.

پس از این ماجرا با آمدن حضرت علی بن موسی علیه السلام به ایران، گروههایی از «سادات»، راهی ایران شدند تسامح مأمون در مقابل سخت گیری پدرش هارون الرشید، نبست به سادات، در رشد و سربلندی و افزایش علویان، تأثیر بسزایی داشت. او گر چه با قیامهای آنها به شدت برخورد کرد، اما در حالت عادی به علت اعتقادی که به برتری علی بر سایر خلفا داشت، نسبت به علویین نیز احترام زیادی گذاشت. با این حال در اواخر، سیاست او، کاملاً نسبت به این افراد که در هر حال حکومت عباسیان را تهدید می‌کردند، عوض شده بود. آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) به ایران از جمله، مهاجرتهایی بوده که در رابطه با آمدن علی بن موسی (ع) به ایران صورت گرفته است.[۲۲] مرعشی می‌نویسد:... سادات از آوازه ولایت و عهدنامه مأمون که بر حضرت امامت پناهی داده بود، روی بدین طرف نهادند؛ و او را بیست و یک برادر دیگر بودند. این مجموع برادران و بنو اعمام از سادات حسینی و حسنی به ولایت ری و عراق رسیدند.[۲۳] او پس از ذکر تغییر سیاست مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در مورد عکسالعمل سادات، می‌نویسد: چون سادات خبر «غدر» مأمون که با حضرت رضا کرد شنیدند، پناه به کوهستان دیلمستان و طبرستان بردند؛ و بعضی بدانجا شهید گشتند؛ و مزار و مرقد ایشان، مشهور و معروف است؛ و چون اصفهبدان مازندران در اوایل که اسلام قبول کردند، «شیعه» بودند و با اولاد رسول علیهم السلام، حسن اعتقاد داشتند، سادات را در این ملک، مقام آسانتر بود.[۲۴] بعدها، با پیدایش قیامهای شیعی در مازندران و گیلان، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد. در این دوره، عراق و کوفه دیگر منطقه امنی نبود. گر چه شیعیان آن، بسیار بودند. علویان نیز با توجه به سوابق کوفه در اینکه در مواقع حساس همکاری نمی‌کردند، حاضر نبودند در آن منطقه، دست به تحرکی بزنند. یکی از آنها به نام «موسی بن عبد الله ابنحسن» در مورد عراق، می‌گفت:

لا تترکینی العراق فانها*بلاد بها اس الخیانة و الغدر[۲۵] مرا در عراق وا مگذارید که پایه و اساس آن بر نیرنگ و خیانت استوار است. پس از عراق، ایران یکی از بهترین زمینه‌ها برای قیام بود. برای دریافت وضعیت نسبی تشیع در ایران، می‌توان از محل‌هایی که مهاجران علوی در آنها ساکن بوده‌اند، استفاده نمود. البته تعیین این مکانها به عنوان محلهای شیعی، به صورت قطعی امکان‌پذیر نیست. چرا که به عنوان نمونه، اصفهان با تمام سنی گری متعصبانه خود که گاهی معاویه را تا حد پیامبری بالا[۲۶] می برده و حتی درگیریهای مکرری با قمی‌ها به عنوان شیعه داشته،[۲۷] باز محفلی برای «سادات» بوده است. البته همین مهاجرتها، به تدریج بنیه شیعه را در این شهر نیز قوی کرد. به طوری که یکی دو سه قرن بعد از سفر مقدسی در قرن چهارم بدان شهر، مشاهده می‌کنیم که این شهر نیز گرفتار درگیریهای شیعه و سنی است.[۲۸] و همین، نشانه توسعه تشیع در این شهر است که از جمله زمینه‌های آن وجود همین «سادات علوی» است. در سایر شهرها هم قضیه به همین شکل است.

در مورد «تفرش» نوشته شده: از وجود امام زاده‌های متعدد در تفرش و نزدیکی آن به قم و ری، برداشت می‌شود که مردم تفرش از صدر اسلام، پیرو مذهب تشیع بوده‌اند.[۲۹] نویسنده دیگری می‌نویسد: آیین حقه تشیع در همان قرن نخستین هجری به ری و به تبع آن به «قصران خارج» راه یافت... ظاهراً رواج آیین تشیع در ری و قصران به وسیله آن دسته از سادات و فرزندان علی (ع) صورت گرفت که در خلافت جابرانه امویان از جور و ستم ایشان، بدین نواحی پناه آوردند.[۳۰]در جای دیگر نیز وجود قبر امام زاده حمزه در این شهر به عنوان نشانه وجود تشیع در این شهر ذکر شده است.[۳۱] مهاجرت سادات به بیهق نیز یکی از همین نمونه‌هاست.[۳۲] بنابر این از مقابر سادات و امام زاده‌ها، می‌توان تا حدودی خطوط گسترش ورود آنان به ایران و منشا سیادت در این مناطق را ترسیم کرد.

رازی در مورد برخی امکنه که فرزندان بلاواسطه ائمه اطهار (ع) در آنها مدفون بوده‌اند، می‌نویسد: «اهل ری به زیارت حضرت عبد العظیم شوند؛ و به زیارت ابو عبد الله الابیض و به زیارت السید حمزة الموسوی... و اهل قم به زیارت فاطمه بنت موسی بن جعفر (ع) که ملوک و امراء عالم، حنیفی و [شفعوی]] به زیارت آن تربت، تقرب نمایند؛ و اهل کاشان به زیارت علی بن محمد الباقر (ع) که مدفون است به «یار کرسب» با چندان حجت و برهان که آنجا ظاهر شده است؛ و اهل آوه به زیارت فضل و سلیمان شوند، فرزندان موسی بن جعفر الکاظم (ع) و به زیارت «اوجان» که عبد الله موسی (ع) مدفون است. اهل قزوین، سنی و شیعه به تقرب زیارت ابو عبد الله الحسین بن الرضا شوند».[۳۳] با این حال با استفاده از کتاب «منتقلة الطالبیه» که پیرامون، مهاجرت و محل اسکان بعضی از علویان است، می‌توان تا حدودی به منشا سیادت در ایران و آغاز آن پی برد. کتاب «منتقلة الطالبیة» در قرن پنجم هجری، نگارش یافته است؛ و لذا نتایجی که ذیلاً ما انتظار می‌بریم، تا حدود همین قرن است. به تعبیر دیگر، شهرهایی که در ایران، محل مهاجرت علویان بوده طبعاً تا قرن پنجم، ادامه می‌یابد. در اینجا ما فهرست اسامی شهرها را با تعداد سادات علوی ساکن آنها که نام برده شده، ذیلاً نقل می‌کنیم. نتیجه‌گیری بیشتر با خود شما:

بروجرد، ۴ نفر. تستر ۲ نفر. تفرش، ۲ نفر. جندی شاپور، ۲ نفر. جیرفت، ۲ نفر گیلان، ۴ نفر. جرجان، ۳۲ نفر. خراسان، ۱۵ نفر. دیلم، ۶ نفر. رامهرمز، ۳ نفر. راوند، ۳ نفر. ری، ۶۶ نفر. رویان، ۲ نفر. سابور ۳ نفر. سیرجان، ۲ نفر. سجستان، ۳ نفر.سمرقند، ۱۵ نفر. شیراز، ۲۳ نفر. چالوس، ۱۴ نفر. طبرستان، ۷۶ نفر. طالقان، ۲ نفر. طبس، ۲ نفر. طوس، ۶ نفر. فارس، ۶ نفر. فسا، ۵ نفر. قزوین، ۲۷ نفر. قم، ۲۳ نفر. کازرون، ۲ نفر. کرمان، ۷ نفر.مرو، ۸ نفر. نیشابور، ۲۱ نفر. ورامین، ۳ نفر.همدان، ۱۱ نفر. یزد، ۲ نفر. آذربایجان، ۳ نفر. ابهر، ۵ نفر. اردبیل، ۲ نفر. اهواز، ۳۵ نفر. ارجان، ۸ نفر. اصفهان، ۳۳ نفر. وجود این تعداد امامزاده در ایران می‌تواند درصد گسترش سادات در ایران و بالتبع گشترش تشیع را نشان دهد.

البته باید توجه داشت که مؤلف کتاب «منتقلة الطالبیة»، تنها اسامی تعداد محدودی از علویان را نوشته است؛ و ایشان در نقاط مورد نظر، استقصاء بیشتری نکرده است. به مرور زمان و در قرن چهارم و پنجم، بر شوکت «سادات» افزوده گردید؛ و در بغداد گسترش طالبیین، ایجاب می‌کرد که از طرف خلفای بغداد، «نقبائی» برای آنها قرار داده شود. در قرن چهارم، مدتی «شریف رضی» و پدرش، چنین نقابتی را در عهده داشتند. در حالیکه شیعه امامی بودند، در شهرهای ایران نیز سادات، مقامی افزون از حد تصور داشتند؛ و حتی در شهرهائی که «دارالسنة» محسوب می‌شود، باز همین شرافت برای آنها وجود دارد. در مورد قرن پنجم، گزارش دقیقی از بزرگان سادات در شهرها داریم که «عبد الجلیل رازی»، آن را نقل کرده است. از جمله در شهرهای اصفهان، قزوین، ری، نیشابور و بعضی از شهرهای دیگر..[۳۴]


:: بازدید از این مطلب : 4387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 02 فروردین 1394

 

 

1-فاتحه :

مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر

2- بقره:دوری از شیطان- ایجاد برکت- رفع سحر – شفای دردها- رسیدن به حاجت –زیاد شدن روزی –

3- آل عمران:درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی

 4- نساء :پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر

5- مائده :استقامت در توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان

 -6 انعام رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا

 7 اعراف :رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان

8 - انفال :محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام

9- توبه :جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب - اعطراف دزد

 11- هود علیه السلام :اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

 -12 یوسف علیه السلام  :چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن –  آسان شدن سختی مرگ مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات

 -13 رعد:رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان اعطای حسنات استقامت در روز قیامت

 -14 ابراهیم علیه السلام :رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکا ن

 

15- حجر:

 

 اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق حسن خرید و فروش

 

16- نحل:

 

عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت

 

17- اسراء (بنی اسرائیل):

 

شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تیر –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختیها

 

18- کهف:

 

بیدار شدن به موقع از خواب شهید از دنیا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نورانی شدن –رفع تنگ دستی –امان یافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان

 

19- مریم:

 

به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عیسی شدن در قیامت –شوکت سلیمان یافتن درقیامت –اعطا حسنات-خواب های خوش دیدن –جلوگیری از دستبرد دزدان-رفع ترس-خیر و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه

 

20- طه:

 

پاداش در آن دنیا ثواب مهاجرین وانصار را یافتن –شنیدن پاسخ مثبت در خواستگاری-ایجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار یافتن دختر –آسان شدن ازدواج

 

21- انبیا:

 

دیدن عجایب در خواب –رفع بی خوابی

 

22- حج:

 

تشرف به مکه –اهدای حسنات –سقوط حاکم ستمگر

 

23- مومنون:

 

عاقبت به خیر شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب

 

24- نور:

 

بیمه شدن جان و دارایی و زنان –آمریزیده شدن-اعطای حسنات-

 

25- فرقان:

 

 رهایی ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حیوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات

 

26- شعرا:

 

اولیای خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطای حسنات –خواننده ی کتب الهی شدن –شفا از بیماریها –دستیابی به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سیل سخت آمدن طلاق بر زن

 

27- نمل:

 

اعطای حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حیوانات موذی

 

28- قصص:

 

اعطای حسنات-شهادت به راستگویی- رفع درد ها وبیماری ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد

 

29- عنکبوت :

 

رفع گناهان –اعطای حسنات-رفع بیماری ها ودردها –شادابی قلب – خوش خوابیدن

 

30- روم:

 

اعطای حسنات –یافتن گمشده –بیمار کردن دشمن

 

31- لقمان :

 

حفاظت از شیطان – همنشینی با لقمان در قیامت –اعطای حسنات – رفع بیماری ها ودردها قطع خونریزی بدن – رفع بیماری درد ورنج

 

32- سجده:

 

داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قیامت – همنشینی با پیامبر و خاندانش در روز قیامت – ثواب راز ونیاز شب قدر –رفع بیماری تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه

 

33- احزاب:

 

قرار گرفتن کنار پیامبر وهمسرانش در روز قیامت –درامان بودن قبر –افزایش خواستگاران

 

34- سباء:

 

حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خیرات در دنیا وآخرت –داشتن همنشین سالم در روز قیامت –دور شدن حیوانات و حشرات –بری شدن از ترس

 

35- فاطر:

 

ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفین –رفع بیماری سردرد – جلوگیری از تخریب هنگام زلزله

 

36- یاسین:

 

افزایش رزق وروزی حفاظت شدن در برابر خطرات وشیطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونیت از فشار قبر-نورانیت- همراهی فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ایستادن درکنار پیامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشینی با پیامبر(ص)-اعطای حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهی و ویرانی و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفیف وحشت قبر –آمرزش وخشنودی خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقویت حافظه-پیروزی در مناظرات – مصونیت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدیاد شیر در زنان

 

37- صافات :

 

تسهیل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلایا – ازدیاد رزق – حفاظت از گزند شیطان – مبعوث شدن با شهیدان – اعطای حسنات – دیدن جنیان و عدم آسیب آنان – آرامش از اضطراب

 

38- ص:

 

اعطای خیرات در دنیا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگیری از گناهان صغیره و کبیره – آشکار کردن معایب حاکم یا قاضی-

 

39- زمر:

 

شرف و بزرگی در دنیا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پیامبران و صدیقان – آمرزیده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن

 

40- مومن (غافر):

 

 بخشایش گناهان –کسب تقوا –خیردر اخرت –خرم شدن باغ- خیر وبرکت مغازه – شفای مالیخولیا – درمان دمل – رفع بیماری وحشت زدگی – التیام دل درد – درمان بی هوشی وغش –درمان دردطحال-

 

41- فصلت (حم سجده):

 

نورا نیت در روز قیامت قیامت – سعا دت در زندگی دنیوی – اعطای حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد

 

42- شوری (حمعسق):

 

 نورانیت در روز قیامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر

 

43- زحزف:

 

 مصون بودن از گزند حیوانات زمین وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتیاج به دارو –رفع مرض صرع

 

44- دخان:

 

سهولت محاسبه در روز قیامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشیدن گناهان –رهایی از نیرنگ شیطان – خوابهای نیکو دید ن –رفع بیماری سر درد – ازدیاد ثروت – رونق تجارت –رهایی ازگزند حاکم –محبوبیت نزد مردم – رفع بیماری یبوست

 

45- جاثیه:

 

ندیدن آتش جهنم ونشنید ن صدا وصیحه ی ان- همراهی حضرت محمد –ازبین رفتن ترس و وحشت در روز قیامت – پوشیده شدن زشتیها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود

 

46- احقاف :

 

 در دنیا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قیامت – به تعداد انسانهای زمین ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده میشود –جسمی قوی یافتن –سالم ماندن در برابر بیماری های کودکانه – ارامش یافتن از زمان کودکی محبوب شدن نزد مردم – شنیده ها را درک کردن – تسکین و درمان بیماری ها

 

47- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم :

 

 هرگز مشرک نگردد – شک به دین راه نیابد – فقیر نشدن – نترسیدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دین تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز می خوانند – همراهی فرشتگان – در پناه خداوند و پیامبر قرار گرفتن – پس از برانگیخته شدن صورت پیامبر را دیدن – سیراب شدن از نهرهای بهشتی – مصون ماندن از امور ناپسند و بیماری ها – دوری جنیان از وی

 

48- فتح:

 

 بیمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذیرفته شدن سخن وی نزد مردم – تویت حافظه – کسب خیرو برکت – رفع بیماری هراس – در امان ماندن از غرق شدن

 

49- حجرات:

 

در شمار زایران پیامبر اکرم قرار گرفتن – اعطای حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهای خیر و برکت – پیروزی در جنگها خروج شیطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزونی یافتن شیر مادر

 

50- ق:

 

ازدیاد روزی – مثبت شدن نامه ی اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدیاد شیر مادر

 

51- ذاریات :

 

سا مان یافتن زندگی – ازدیاد روزی – روشن شدن قبر – اعطای حسنات – رفع درد درون – سهولت زایمان – آسان شدن مرگ

 

52- طور :

 

 اعطای خیر و برکت – دور شدن از عذاب الهی – رسیدن به بهشت – ازادی اسیر و زندانی – خوشایندی سفر – بهبودی عقرب گزیدگی

 

53- نجم:

 

زنگی با اوصاف نیک – بخشایش گناهان – اعطای حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شیاطین

 

54- قمر (اقتربت):

 

رسیدن به بهشت – روسفیدی در قیامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبیت میان مردم – سهل شدن امور مشکل

 

55- الرحمن :

 

شفاعت کردن در روز قیامت – شهید محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفای چشم درد امنیت یافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بیماری آفات از خانه

 

56- واقعه :

 

 عزت در میان مردم – رفع بیماری بدبختی و فقر – همنشینی با حضرت علی علیه السلام - نورانیت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خیر و برکت خانه – پیروزی و ثروت و موفقیت- بخشش گناهان – سهولت احتضار

 

نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند .

 

57- حدید :

 

عدم عذاب در دنیا – رفع بلایا – درکظهور حضرت قا ئم علیه السلام – نعمت بهشت – آزادی زندانی – مصونیت در جنگ – التیام درد

 

58- مجادله:

 

تسکین درد –حفظ د فینه – آرامش بیمار – مصونیت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات

 

59- حشر:

 

 درود فرستادن کا ینات به او- در حکم شهید قرار گرفتن – مصون شدن از بلایا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقویت حا فظه

 

60- ممتحنه:

 

دفع فقر – نورانیت دیدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهید قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بیماری طحال – آسودگی در زندگی

 

61- صف :

 

قرار گرفتن در صف فرشتگان و پیامبران – همنشینی حضرت عیسی علیه السلام - امنیت در سفرها

 

62- جمعه :

 

پا داش بهشت - اعطای حسنات –رفع هراس – بخشودگی گناهان – رهایی از وسوسه های شیطان

 

از حضرت صادق علیه السلام منقولست که واجبست بر هر مومن هر گاه شیعه ما باشد که بخواند در نماز شب سوره جمعه و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین را و هرگاه این را به عمل آورد چنان است که گویا عمل رسول خدا صلی الله را بجا آورده است و ثواب و جزای او بر خداوند بهشت است .

 

63- منافقون :

 

 رفتن به بهشت – رفع بیماری نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهای درونی – شفای بیمار – درمان چشم درد

 

64- تغابن:

 

شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواری پیامبر – درک ظهور حضرت قا ِِیم علیه السلام رفع مرگ ناگهانی – رفع شر حاکم

 

65- طلاق:

 

رفع آ تش دوزخ –رسیدن به تو به ی نصوح – ایجاد فتنه در محل دشمن

 

66- تحریم :

 

 نصیب شدن توبه نصوح – شفای گزیده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بی خوابی –رفع بی پولی و قرض

 

67- ملک (تبارک ) :

 

 مصون بودن در روز قیامت – رفع عذاب قبر – پاداشی همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاری روح مردگان

 

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که بخواند سوره الملک را در مکتوبه پیش از آن که بخواهد پیوسته اندر امان خدایتعالی خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خدای خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود قطب راوندی از بن عباس نقل کرده است که مردی خیمه زد بروی قبری و ندانست که آن قبر است پس خواند این سوره را پس شنید صحیحه زننده را گفت این سوره منجیر است پس این مطلب را بحضرت رسول اکرم عرض کرد آنحضرت فرمود آن سوره نجات  دهنده است از عذاب قبر

 

68- قلم :

 

رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسیدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آسانی محاسبه درروز قیامت – حفظ جنین هوش و حافظه ی کودک

 

70- معارج:

 

 رفع بازخواست در روز قیامت – هم منزلی با حضرت محمدصل الله علیه و اله وسلم گشایش در کار زندا نی – رفع احتلام در خواب

 

71- نوح علیه السلام :

 

 قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ریه های بهشتی – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت

 

72- جن :

 

عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونیرنگ جنییان - رسیدن به اجر بزرگ – فرار جنییان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاریهای انسان – سهولت مشکلات

 

73- مزمل :

 

 زندگی پاک و نیکو در د نیا – مرگ راحت و خوب - رسین به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب دیدن پیامبر علیه السلام –رفع بیماری سختی های دنیا وآخرت- اعطای حسنات

 

74- مدثر :

 

 مقامی نزدیک به مقام پیامبر علیه السلام – مصونیت از سختی وستم دنیا – اعطای حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن

 

75- قیامت :

 

همراه پیامبر علیه السلام از قبر برانگیخته خواهد شد – همراهی پیامبر علیه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پیامبر علیه السلام و جبرئیل به ایمان او- نورانیت چهره در روز قیامت – فزونی رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبیت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هیچ زور مداری نمی هراسد

 

76- انسا ن (دهر):

 

همنشینی با پیا مبر – به ازدواج حورالعین در آمدن – پاداش بهشت و حریر گرفتن – قوی شدن نفس ضعیف – تسکین درد قلب – تندرستی – هر چه بخواهد پاداش گیرد – سود بردن بدن – نیرومند گشتن جان – قوت بخشیدن به اعصاب تسکین نگرانی و اضطراب

 

77- مرسلات :

 

میان او و حضرت محمد آشنایی برقرار گردد – در زمره کسانی ست که به خداوند شرک نمی ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پیروزی بر دشمن – تسکین دل درد

 

78- نبا ء :

 

 مشرف شدن به خانه ی خدا – محا سبه در روز قیامت به اندا زه ی نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هیبت یافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث

 

79- نازعات :

 

 سیراب از دنیا رفتن – سیراب برانگیخته شدن – سیراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشیدن شراب گوارای بهشتی – در امان ماندن از گزند دشمنان

 

80- عبس (اعمی):

 

 قرار گرفتن زیر سا یه ی کرامت الهی دربهشت – حفظ از رسوایی درقیامت – درمان چشم درد و آب ریزش آن

 

82- انفطار :

 

 ازبین رفتن حجاب میان او وخدا وند در روز قیامت – مستور ماندن دشتی ها درقیامت – مانع رسوایی در قیامت – آزاد شدن اسیر – اصلاح شدن امر انسان در قیامت – بخشوده شدن گناهان – فزونی نور دیدگان – درمان چشم درد و تاری

 

83- مطففین :

 

 در امان ماندن از آتش جهنم – نو شیدن از شراب گواری بهشتی – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شی از گزند حشرات

 

84- انشقاق:

 

از بین رفتن حجاب میان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ی عمل از پشت سر – آسان شدن زایمان- درامان ماندن خانه وحیواناتاز گزندحشرات

 

85- بروج :

 

 در محشر همراه پیامبر و صالحان بودن – اعطای حسنات – نجات یافتن از گرفتاری – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شیر آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن

 

86- طارق :

 

 مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشین مومنین بودن اعطای حسنات – محافظت اشیاء- چرکی نشدن زخم – شفایافتن

 

87- اعلی:

 

 وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضیلت خواندن مصحف مو سی و ابراهیم علیه السلام را یافتن – دادن پاداش به او – تسکین درد گوش – رفع بواسیر – تسکین درد – شفای شکستگی

 

88- غاشیه :

 

مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گریه نوزاد –آرام شدن حیوان سرکش –رفع بیماری دندان درد –صحت و سلامت در غذا

 

89- فجر:

 

در قیامت همراه امام حسین بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطای حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قیامت –در امان ماندن از گزند هر چیز

 

90- بلد:

 

مشهور شدن به نیکوکاری در دنیا –یافتن مقام بالا نزد خدا – همنشینی پیامبران و شهیدان در قیامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بیماری –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گریه کودک –دفع درد بینی در کودک –

 

91- شمس:

 

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزیز شدن نزد مردم – افزایش رزق – آرام گرفتن لرز بدن

 

92- لیل:

 

 :شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابیدن – فضیلت تلاوت ربع قرآن – پذیرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب دیدن – بهبود یافتن صرع و بیهو شی

 

93- ضحی :

 

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطای حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شیئ مخفی

 

94- انشراح :

 

شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای یقین و سلامتی – درمان سینه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بیماری قلب درد – شفای زکام و سرماخوردگی –

 

95- تین :

 

 رسیدن به بهشت – رسیدن به پاداش بسیار – رفع ضرر غذا

 

96- علق :

 

 شهید از دنیا رفتن – همانند کسی است که در رکاب پیامبر جنگیده – پاداش تلاوت یک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهای سفر

 

97- قدر :

 

گوئی در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشی همچو یک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشینی با بهترین مخلوقات در قیامت – درمان لرزه های اعضای بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزایش برکت انبار غقله

 

98- بینه :

 

بیزاری از مشرکان –پیوستن به دین محمد –در زمره مومنان برانگیخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قیامت قیامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان یرقان –درمان آب مروارید و پیسی-رفع هر نوع آماس –سود بخشیدن به زن باردار

 

99- زلزال:

 

رفع زلزله –نمردن با بلایای دنیایی –خارج شدن اسان روح از بدن –رسیدن به منزلگه بهشتی –همراهی فرشتگان –رسیدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهایی از ترس –دفع لرزش بدن

 

100- عادیات :

 

مبعوث و همنشین شدن همراه حضرت علی-رسیدن به پاداش تلاوت کل قرآن –ادای سریع قرض –رفع بیماری ترس و تشنگی

 

101- قارعه:

 

در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگین گشتن ترازوی احسان –گشوده شدن در رحمت –فزونی رزق-اآسان گشتن کار برای انسان محروم –نیکو گشتن تجارت

 

102- تکاثر:

 

رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهید –ایستادن چهل ردیف فرشته در نماز با وی –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن

 

 

 

103- عصر:

 

برانگیخته شدن با چهره خندان و درخشان در قیامت-اعطای حسنات –عاقبت به خیر شدن –از جمله پیروان حق و حقیقت شدن –حافظ اشیائ مدفون

 

104- همزه:

 

دفع فقر –فزونی رزق-دفع مرگ بد –اعطای پاداش-درمان درد چشم

 

105- فیل:

 

شهادت دشت ها بیابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قیامت –بازخواست نشدن در قیامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنیا- توان اینکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت می دهد

 

106- قریش:

 

سوار بر مرکب بهشتی برانگیخته شدن –اغطای پاداشی چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام –

 

107- ماعون :

 

همانند کسی شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قیامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت

 

108- کوثر:

 

از حوض کوثر سیراب شدن –هم صحبتی با رسول خدا –اعطای پاداش –دیدن پیامبر در خواب

 

109- کافرون:

 

رسیدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهید مردن و شهید بر انگیخته شدن دور ماندن از گزند شیطان –در امان ماندن از وحشت قیامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات

 

110- نصر:

 

پیروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگیخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرمای دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهای خیر و برکت در دنیا-استجابت حاجات – ثواب کسی که در رکاب پیامبر ودر فتح مکّه بوده – پذیرفته شدن نماز در درگاه الهی

 

111- لهب(مسد):

 

تنفر از ابو لهب –تسکین درد شکم در پناه خدا بودن

 

112- اخلاص (توحید):

 

بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطای خیر در دنیا و آخرت - بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئیل بر بدن او نماز می خوانند-در امان بودن از بدیهای مردم-رفع بیماری شر و زور –پذیرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت یک سوم قرآن و تورات وانجیل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکین درد شکم –اعطای پاداش –پیروزی بر دشمنان

 

113- فلق:

 

در امان بودن از درد و بیماری –در امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و بیماری معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسی که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدی ها و بلایا- رسیدن به پاداش بزرگ همانند کسی که در مکه روزه گرفته بودن

 

114- ناس:

 

در امان بودن از درد بیماری - امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنیان و وسوسه –پذیرفته شدن نماز .


:: بازدید از این مطلب : 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 02 فروردین 1394

 

1- شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

 2- کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

 3- شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

 4- همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

 5- آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

 6- با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

 7- کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

 8- تا زمانی که از خودتان راضی نباشید هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

 9- اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

 10- نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسند. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

 11- اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

 12- خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

 13- گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

 14- ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

 15- زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

 16- اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

 17- تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

 18- انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است. 

19- نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

 20- در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

 21- نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

 22- بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

 23- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید که تا به حال انجام نداده اید.

 24- مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

 25- هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

 26- یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

 27- نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

 28- لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

 29- شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد اما میوه آن شیرین خواهد بود.

 30- هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

 31- آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

32- کاری که می کنید، جایی که می رویدت وانسانی که هستیدنمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

 33- انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

 34- اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

 35- دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

 36- انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

 37- پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

 38- جمله شما چیست؟ چه جمله ای به شما کمک می کند تا ذهنتان را از افکار آزاردهنده ای که شما را به عقب می کشاند، رها کنید؟

منبع:مجله موفقیت


:: بازدید از این مطلب : 694
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 02 فروردین 1394

 

چطور می توان از اضطراب کودکان پیشگیری کرد؟

همین که تصمیم می گیرید کودکتان را به مهدکودک یا مدرسه بفرستید یا حتی برای چند ساعت پیش یکی از اقوام بگذارید، شروع می شود. کودک به هر کاری متوسل می شود تا شما را از این کار منصرف کند. گریه می کند، داد می زند، حتی سردرد و سرگیجه سراغش می آید تا شما او را رها نکنید. شاید در این مواقع با خودتان بگویید که «داره خودشو لوس می کنه!» و بدون توجه به علائمی که نشان می دهد او را در موقعیت رها کنید، اما واقعیت این است که او دچار اضطراب شده و نمی تواند کنترلی بر این اضطراب داشته باشد. اگر فکر می کنید استرس و اضطراب فقط به دنیای بزرگ ترها تعلق دارد، اشتباه می کنید.

اضطراب سراغ بچه ها هم می رود!

این اختلال چیست؟
اضطراب یک احساس ناخوشایند و مبهم هراس همراه با منشایی شناخته یا ناشناخته است که با عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیک در برابر موقعیتی که استرس زا بوده اتفاق می افتد. اضطراب جزئی جدایی ناپذیر از زندگی طبیعی دوران کودکی است و گاهی حتی برای رشد کودک آسیب می زند و موجب بروز اختلال در او می شود. اختلال اضطرابی یکی از اختلال های شایع دوران کودکی و نوجوانی است که می تواند زمینه برخی اختلال های دیگر را هم فراهم کند. این مدل اضطرابی از برخی جهات در کودکان و بزرگسالان متفاوت است.

علل اضطراب چیست؟
تاکنون چند علت برای این مشکل شناخته شده است. یکی از عوامل، زیست شناختی و فیزیولوژیک است مثل کم کاری یا پرکاری هورمون ها در بدن، کمبود قند خون یا بی نظمی در ضربان قلب، کمبود برخی اسیدهای آمینه، منیزیم، اسید فولیک و B12 هم می تواند بر اضطراب اثر بگذارد. در این حالت فیزیک زیستی کودک به هم می ریزد و زمینه اضطراب او را فراهم می کند. عوامل محیطی و خانوادگی و فشارهایی که در محیط خانواده و مدرسه بر کودک وارد می شود، یکی دیگر از علل بروز اضطراب است. ضمن اینکه عوامل ژنتیک هم در بروز این اختلال موثرند. عوامل الگویی و یادگیری اجتماعی و البته همنشینی با افراد مضطرب هم می تواند باعث بروز اضطراب در کودک شود.

علائم اضطراب کدام است؟
برخی از علائم فیزیکی و روانی اضطراب در کودکان شامل احساس خستگی، عصبی بودن و بی قراری، ترس و نگرانی، بی خوابی یا بدخوابی، تپش قلب و تنفس نامنظم و سریع، عرق کردن، سردرد و سرگیجه، مشکل در تمرکز و حافظه، لرزش یا پرش عضلات و تکرر ادرار است. البته علائم روانی این اختلال به زمینه بروز اضطراب هم بستگی دارد. واقعیت این است که از 9 ماهگی کودک می تواند اضطراب را درک کند و اگر فشار در خانه یا محیط زندگی کودک باشد می تواند او را مستعد ابتلا به اضطراب کند.

انواع اختلال اضطرابی
کودکان ممکن است انواع اختلال های اضطرابی را تجربه کنند؛ که برخی از آنها در زیر نام برده شده است. اضطراب فراگیر و منتشر شده که در آن کودک دائم نگران است، مثلا با دیدن مرگ یکی از اقوام مدام نگران است که والدینش هم بمیرند. اختلال هراس خاص یکی دیگر از انواع اختلال است که باعث می شود کودک از مواجهه با موقعیت یا شی ترسناک اجتناب کند. اختلال هراس اجتماعی در دوران کودکی و اوایل دوران جوانی زیاد دیده می شود. در این اختلال کودک از صحبت در جمع اجتناب می کند، لزرش صدا دارد و از محیط های اجتماعی دوری می کند. دیگر انواع اختلال ها شامل اختلال وسواس فکری و عملی، اختلال استرس پس از سانحه، هراس از مکان های باز، اختلال استرس حاد، اختلال اضطراب جدایی و اختلال پانیک است. در همه این موارد اضطراب وجه مشترکی است که به صورت یک واکنش رفتاری بروز می کند.

شیوع در چه سنی است؟
سین شیوع خاصی نمی توان برای این اختلال در کودکان درنظر گرفته. همان طور که گفته شد کودک از 9 ماهگی واکنش های محیطی را درک می کند و آمادگی دچارشدن به اضطراب را دارد. بیش از 10 درصد این گروه سنی در مقطعی از رشد دچار این اختلال می شوند. به عنوان مثال اضطراب جدایی بین 9 تا 18 ماهگی به اوج خود می رسد و تا حدود 2.5 سالگی کاهش می یابد. مثلا اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب فراگیر و جمعیت هراسی در کودکان و نوجوانان بسیار به هم مرتبطند زیرا در اکثر کودکان اگر یکی از این دو اختلال نیز وجود دارد. این اختلال اضطراب شایع ترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی است اما در 30 درصد موارد کودک متبلا به اختلال اضطراب فراگیر به طور همزمان مبتلا به دو اختلال دیگر هم هست. 

 راه های تشخیص کدام است؟
کودکی که برای خوابیدن ترس دارد، در خوردن غذا مشکل دارد، مدام دلش درد می کند یا نمی خواهد به مدرسه برود و شب ها هم کابوس می بیند، اگر به مدت 4 هفته این علائم را همراه با علائمی مانند سردرد و دل درد داشته باشد، دچار اختلال اضطرابی است و باید تحت نظر روان پزشک و روان درمانگر قرار گیرد. به طور کلی یکی از ملاک های تشخیصی طول مدت اختلال است که حداقل 4 هفته است و همراه با اضطراب شدید و از لحاظ رشدی نامتناسب در مورد جدایی از خانه بروز می کند.

همه راه های درمانی!
درمان این اختلال به دو صورت روان درمانی و دارودرمانی است و طیف متنوعی از درمان را شامل می شود. درمان های دارویی شامل داروهای ضداضطرابی مانند داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین است اما به جز دارودرمانی می توان درمان های دیگر مانند درمان ها شناختی- رفتاری، آموزش خانواده، حساسیت زدایی، الگودادن، آموزش تنفس، بازی های تخیلی، رویاپردازی و مشاوره رفتاری را هم در برنامه درمانی کودک قرار داد. بدون شک دوره درمان براساس وضعیت کودکی که مراجعه کرده متفاوت است. گاهی اوقات لازم است فرد یک سال تحت درمان باشد و گاهی علائم خفیف است و 6 تا 8 جلسه درمان کفایت می کند.

چطور می توان پیشگیری کرد؟
ورزش، تغذیه و افزایش مهارت های کودکان در کنار حمایت های محیطی والدین و حمایت های اجتماعی می تواند در پیشگیری از بروز این اختلال کمک کننده باشد. اگر به هر دلیل کودکی دچار اضطراب شده باشد والدین باید صبور باشند و آنها را سرزنش و تهدید نکنند مثلا وقتی کودک به مهد کودک می رود یا در خانه تشنج و دعوا وجود دارد و ما در مدام تهدید به رفتن می کند، می تواند اضطراب ایجاد کند. همچنین والدین باید از موقعیت هایی که باعث هراس و اضطراب کودکان می شود، دوری کنند.

اگر کودک از عروسک های بزرگی که جلوی فروشگاه ها یا رستوران ها می ایستند، می ترسد والدین باید به جای دورکردن کودک از محل دست او را بگیرند و با هم نزدیک آدمی شوند که لباس مثلا خرس یا خرگوش پوشیده است. وقتی کودک در کنار شما باشد با اضطراب کمتری به عروسک نزدیک می شود و شاید پس از چند دقیقه همه نگرانی او از بین برود. مانند انجام برخی فعالیت های خانوادگی مانند تنظیم برنامه های تفریحی و گردشی طی هفته برای کودک، شرکت در کلاس های ورزشی و شرکت دادن کودک در مهمانی های گروه همسالان می تواند موثر باشد. والدین باید توجه داشته باشند که اگر این اضطراب ها درمان نشود می تواند در بزرگسالی هم ادامه پیداکند.


:: بازدید از این مطلب : 410
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران