منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 148
:: بازدید هفته : 182
:: بازدید ماه : 1079
:: بازدید سال : 1943
:: بازدید کلی : 1943
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 06 اسفند 1392

 ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﻌﯽ میکردم ﭘﺎﻡ ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ؛ ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﯿﮕﺮﻡ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ؛ ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ و ﺗﻮی ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ …
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ، ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ … ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ و ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ !
ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ یا ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎشون ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ : ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ نمیومد ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ میزﺍﺭﯾﻢ …
ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾم 


:: بازدید از این مطلب : 517
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 06 اسفند 1392

 


 
 

در پی ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، رهبر معظم انقلاب اسلامی، روز گذشته (دوشنبه) در جلسه ای با حضور سران قوا، چگونگی راههای اجرا و تحقق این سیاستها را مورد بررسی قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای این جلسه، از اهتمام ویژه روسای قوا در صدور دستور العمل های اجرایی برای پیگیری و تدوین هر چه سریعتر نقشه راه اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی، قدردانی کردند و گفتند: سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست هایی جامع و فراگیر است که باید در اجرا نیز با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد. 
ایشان مسائل اقتصادی و مشکلات نا� ��از این مسائل را مهمترین موضوع کشور و مردم دانستند و افزودند: اگر سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، بطور جدی پیگیری و اجرا شوند، امید زیادی وجود دارد که رونق اقتصادی و اصلاح پایه های اقتصادی کشور در میان مدت محقق و بخشی از مشکلات مردم حل شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هدف از برگزاری جلسه با سران سه قوه، بررسی راهکارهای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی است، خاطر نشان کردند: با ابلاغ این سیاستها، مردم اکنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه قضائیه باید بطور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: باید روند اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، بصورت یک حرکت مستمر و متوقف نشدنی، تا رسیدن به نتیجه، ادامه یابد و هر یک از قوا نیز بر روند کار خود نظارت دقیق داشته باشند.
ایشان تأکید کردند: اگر لازمه اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، برطرف کردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف کند. همچنین اگر اجرای این سیاستها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات دست و پاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل کننده است، د ولت با صدور بخشنامه هایی این اقدام را انجام دهد. 
رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص یک نکته را متذکر شدند و گفتند: باید مراقب بود تا قوانین و ضوابط جدید بگونه ای نباشد که زمینه ساز تراکم و تعارض قوانین شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با حذف قوانین و مقررات معارض سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و یا احیانا با تصویب قوانین و ضوابط جدید، راه برای اجرای راحت تر این سیاستها  که عمدتاً بر عهده دولت است، مهیا خواهد شد.
ایشان به دولت توصیه کردند: افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی هماهنگی میان سه قوه را برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری خواندند و تأکید کردند: باید از ایجاد تشکیلات جدید و موازی کاری بشدت پرهیز شود.
حضرت آیت الله خامنه ای فرهنگ سازی و ایجاد گفتمان رایج و فراگیر را برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ضروری خواندند و خاطر نشان کردند: باید محورهای اصلی این سیاستها با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخشهای مختلف جامعه رسوخ پیدا کند و به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: گفتمان سازی در خصو ص اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به یک گفتمان عمومی، بسیاری از مشکلات را بر طرف و کارها را تسهیل خواهد کرد.
ایشان یکی از محورهای مهم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را مشارکت مردم و چگونگی مردمی کردن اقتصاد دانستند و افزودند: کشور در طول 35 سال گذشته به ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی و 8 سال دفاع مقدس از حضور و مشارکت مردم نتایج و ثمرات فراوانی بدست آورده است و در بخش اقتصاد نیز قطعا هدایت سرمایه های کوچک مردم در مسیر اقتصاد عمومی  بسیار راهگشا و موثر خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: با استفاده از ظرفیتهای مردمی، می توان کارهایی را انجام دا د که شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید.
حضرت آیت الله خامنه ای موضوع واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی را  یکی دیگر از محورهای مهم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برشمردند و تاکید کردند: به غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر جلوی واردات بی رویه گرفته شود. 
رهبر انقلاب اسلامی در پایان گفتند: اکنون زمینه برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی مهیاست و اگر همه قوا و دستگاهها همت و مجاهدت کنند به لطف خداوند این کار به خوبی پیش خواهد رفت.
در این دیدار آقای روحانی رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به ابلاغ اخیر خود به معاون اول و مسئولیت ستا� �هماهنگی اقتصادی دولت برای برنامه ریزی، زمان بندی و تدوین راهکارها و اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی گفت: همه دولت واقعا معتقد به این سیاستهاست و اعضای دولت با اعتقاد کامل مصمم به اجرای آن هستند زیرا دولت تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را متحول کننده  اقتصاد کشور می داند.
آقای روحانی با اشاره به در پیش بودن اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها، گفت: همانگونه که در سیاستهای ابلاغی تأکید شده، دولت با استفاده از ظرفیت هدفمندی یارانه ها، به موضوعات تولید، اشتغال و عدالت توجه ویژه خواهد کرد.
رئیس جمهور با اشاره به موضوع امنیت غذایی و درمان د ر سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، افزود: امنیت غذایی و سلامت مردم، دو موضوع بسیار مهمی است که دولت از همان ابتدای کار، اهتمام ویژه ای به آنها داشته و در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها، ارتقای سلامت یکی از محورهای اصلی است. 
آقای روحانی با اشاره به موضوع نفت و گاز و پتروشیمی بعنوان یکی دیگر از محورهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، تأکید کرد: دولت مصمم است تا تولید نفت و گاز را افزایش دهد، ضمن آنکه توسعه پتروشیمی نیز در دستور کار قرار دارد.
برنامه ریزی برای استفاده صحیح و بیشتر از ظرفیت مناطق آزاد و ویژه اقتصادی به ویژه در حوزه گردشگری سلامت و همچنین ت� ���بخشیِ صادرات، تأکید بر تحول در نیروی انسانی و اقتصاد دانش بنیان، از دیگر مواردی بود که رئیس جمهور در خصوص اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بیان کرد.
آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در این دیدار با تأکید بر اهتمام نمایندگان مجلس برای زمینه سازی جهت اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، عزم سه قوه را برای اجرای این سیاستها، بسیار مهم بر شمرد.
رئیس مجلس شورای اسلامی، توجه ویژه به بخش تولید و استفاده از متخصصان داخلی و بخش خصوصی و جلوگیری از واردات بی رویه را از جمله زمینه های ضروری برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: مج لس قوانین مناسبی را برای تسهیل فضای کسب و کار به تصویب رسانده و اکنون، مشکل قانونی برای سرمایه گذاری و استفاده از توان بخش خصوصی وجود ندارد.
آقای لاریجانی همچنین ضرورت توجه ویژه رسانه ها به مسائل و اولویت های اقتصادی و پرهیز از حاشیه سازی های سیاسی را مورد تأکید قرار داد.
آقای آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه نیز در این دیدار با اشاره به بند 19 سیاستهای کلی اقتصاد مقاوتی در خصوص شفاف سازی و سالم سازی اقتصاد و جلوگیری از زمینه های فسادزا گفت: قوه قضاییه ضمن آنکه به وظایف خود برای مبارزه با مفاسد اقتصادی با جدیت و قدرت عمل خواهد کرد ، در عین حال از فعالیتهای سالم اقتصادی نیز حمایت می کند.
رییس قوه قضاییه همچنین ایجاد گفتمان اقتصاد مقاومتی را مهم و ضروری خواند و تاکید کرد: یکی از مسائل ضروری برای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی توجه ویژه به فرهنگ کار در جامعه است.

 


:: بازدید از این مطلب : 531
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 02 اسفند 1392

 


آیا امام زمان فرزندی به نام «صالح» دارد؟
در دعای زیبای ندبه، یکی از کنیه‌هایی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را با آن می خوانیم کنیه «اباصالح» است و در لغت این لقب «پدر صالح» معنا می شود.
یکی از سۆالاتی که پیرامون امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) به ذهن می رسد این است که آیا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) فرزندی به نام صالح دارند که او را «اباصالح» می خوانیم و یا دلیل دیگری برای دادن این کنیه به حضرت وجود دارد؟


معنای لغوی «اباصالح»
کلمه "اب" در لغت عرب به معنای پدر آمده است. بدین جهت برخی از مردم تصور می کنند که عبارت اباصالح در حالت ترکیبی باید به معنای پدر صالح باشد تا معنی و مفهوم جمله صحیح گردد.
برای رفع این شبهه برخی از مۆمنین هم در مقام جواب برآمده و چنین اظهار داشته اند که: چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) با تشکیل زندگی خانوادگی، فرزندی به نام صالح دارند، بدین جهت او را با کنیه اباصالح می خوانیم. به نظر می رسد که اینگونه جواب ها از حقیقت پرده برنمی دارد، چون راهی برای درک چگونگی زندگی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و پی بردن به این موضوع که آیا آن حضرت به طور یقین فرزندی به نام صالح دارند یا نه، وجود ندارد.


این سخن صحیح نمی باشد زیرا:
اوّلا: با جستجو و تفحّص در میان کنیه های نقل شده برای حضرت مهدی (علیه السلامدر کتابهای معتبر، چنین کنیه ای نقل نشده است، بلکه به نظر میرسد این کنیه بر اثر کثرت استعمال در میان مردم، معروف شده است، و در بعضی از مجلاّت و کتابها که در پاسخ از این سۆال مطالبی گفته شده است، بیشتر جنبه های ذوقی و استحسانی، با احتمالاتی بدون ذکر سند و دلیل در نظر گرفته شده است، مثلاگفته شده است که این کنیه ممکن است از آیه شریفه (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ) گرفته شده باشد.


و یا می گویند: چه مانعی دارد که ما به آن حضرت بگوئیم أبا صالح یعنی پدر تمام نیکی ها و خوبی ها؟ وممکن است برخی استدلال کنند به احادیثی که در آنها واژه أبا صالح و صالح بکار رفته است.
در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده است: «امام صادق(علیه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم كردى صدا بزن یا صالح! یا بگو: یا أبا صالح راه را به ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت كند».
ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان (علیه السلام) پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود.


امّا مرحوم مجلسی (رحمه الله) در حکایات و داستانهای اشخاصی که امام زمان (علیه السلام) را دیدهاند «قضیهاى را از پدرش نقل میكند و او نیز از شخصى بنام امیر اسحاق استرآبادى كه چهل مرتبه با پاى پیاده به حجّ مشرّف شده بود نقل می كند كه در یكى از سفرهایش قافله را گم كرد و متحیّر با حالت عطش و بىآبى مانده بود، سپس صدا زد یا صالح یا أبا صالح ما را راهنمایى بفرما، ناگاه شخص سوارهاى را از دور دید كه آمد و او را راهنمایى كرد و به قافله اش رساند، وى میگوید: پس از آن قضیّه من متوجه شدم كه او حضرت مهدى(علیه السلام) بوده است
روشن است که این قضیه ارزش علمی و استدلالی ندارد، و صرفاً داستانی بیش نیست، زیرا معلوم نیست که شخص مورد نظر واقعاً امام (علیه السلام) را دیده باشد.


ثانیاً: با توجّه به معانی مختلف کلمه «أب» در لغت عرب که تنها به معنای پدر نیست، بلکه به معنای صاحب و غیر آن نیز آمده است، و همچنین در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که فرمود: «من و على پدران این امتیم»، می توان استفاده نمود که مقصود از این کنیه معنای پدرِ فرزندی به نام صالح نیست، بلکه أبا صالح یعنی کسی که افراد صالح و شایسته در اختیار دارد.

و نیز ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان (علیه السلام) پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود 

القاب و صفات و کنیه هایی که برای پیامبر اسلام و اهل بیت آن حضرت در روایات و دعاها به کار رفته است هر کدام معنی و مورد خاصی دارند، مثلا کلمه «امین»که یکی از القاب معروف پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) است به طور یقین به خاطر امانتداری و امین اسرار و اموال مردم بودن به آن حضرت گفته شده است.

هدف از به کار بردن کنیه «اب» و «ام» برای افراد، اثبات پدر یا مادر بودن آن اشخاص است نسبت به مضاف الیه شان، مانند ابوالحسن (پدر حسن)، ابو جعفر (پدر جعفر)، ام داوود (مادر داوود)، لکن از نظر لغت عرب این طور نیست که کلمات یاد شده (اب و ام) همیشه به معنای پدر و مادر باشد، بلکه گاهی به معنای صاحب و مالک و کنه و اساس شی ء می باشد مانند: ابوالفضل، ابوتراب، ام القری، ام الفساد و امثال آن که به طور یقین هیچ کدام آنها در معنای پدر و مادر به کار نرفته است.

 

چون حضرت ابوالفضل (علیه السلام) پسری به نام فضل نداشته است که ابوالفضل - در این مورد - به معنای پدر فضل باشدامیرالمومنین (علیه السلام) نیز فرزندی به نام تراب نداشته است که آن حضرت پدر تراب باشد و همچنین است کلمه ام القری که کنیه معروف شهر مکه است، چرا که شهر مکه فرزندی نداشته است که مادر آن باشد.
بنابراین با عنایت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نمی توان از این کنیه بر ازدواج و داشتن فرزند برای آن حضرت استفاده کرد.


مرحوم مجلسی (رحمه الله) نیز در این رابطه داستانی در بحار الأنوار نقل کرده است،، در حالیکه با رجوع به آن احادیث و دقّت در آنها معلوم میگردد، صالح یا أبا صالح نام جنّی است که مأموریت دارد تا اشخاص گمشده را هدایت و راهنمایی کند


امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را چه وقت «اباصالح» بخوانیم؟
شکی نیست که وقتی با خداوند متعال مناجات می کنیم و نیازها و احتیاجات خود را به محضر مقدسش عرضه می داریم همسو و متناسب با نیازمان نام ها و صفات مقدس او را بر زبان می آوریم. مثلا در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را «یا غفار» و در مقام طلب نمودن روزی حلال و فراوان با کلمه «یا رزاق»، و در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پایدار ماندن در راه حق او را با جمله یا «مقلب القلوب و الابصار» و امثال آن می خوانیم.


بنابراین برای اجابت دعا و قبولی مناجات با خداوند متعال، راه و رمز و اوقات و ساعات خاصی وجود دارد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) و اهل بیت آن حضرت آنها را در میان احادیث و روایات معتبر به ما تعلیم فرموده اند به گونه ای که حتی دعای صبح و شام و دعای اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم یاد داده اند حال باید دید که دعای معروف گم شدگان در صحرا و بیابان را که در روایات آمده است و همچنین کنیه معروف اباصالح (عجل الله تعالی فرجه) را در کجا و چه وقت باید خواند؟


از امام باقر (علیه السلام) و همچنین از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود: «اذا ضللت فی الطریق فناد «یا صالح» او «یا ابا صالح» ارشدنا الی الطریق رحمکم الله» «اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم کردید پس «صالح» و یا «اباصالح» را صدا کن و بگو: «ای صالح» و یا بگو «ای اباصالح» ما را دریابید و راه را بر ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت فرماید.» ( محدث نوری، نجم الثاقب، ص 405، انتشارات مسجد جمکران.)


و روی همین اساس است که علمای ربانی و مۆمنین پیرو اهل بیت (علیهم السلام) در جلسات و اجتماعات معنوی و پر شورشان، آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا، بلکه در همه گمراهی های فکری و عملی و علمی و نابسامانی های مادی و معنوی در غیبت کبری، امام زمان اباصالح (عجل الله تعالی فرجه) را به کمک و یاری می طلبند.

 


:: بازدید از این مطلب : 527
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 30 بهمن 1392


ای که روزیَ همه خلق ز انبار ِ تونِه

آسمونها و زمین کِرده کردار ِ تو نه ِ


ئی همه نقش و نگاری که مِنِه دنیا هِد

همه از پرتو یک جلوه دیدار ِ تو نه ِ

 

پیر اِبون خلق و همه سال تفاوت اِ’کنِن

غیر ذات تو که امسال ِ تو چی پار ِ تونه ِ


عرش ِ فرش کِردی و قِیلون ِ نِهادی ’گرَِلو

هر چه ’ورمون اِ’کنِن ’پای همه آزار تو نه ِ


’گدییِه کِردمِه مختار، تو نه ِ ’ور’خو و بد

نیکنم’ زِت ’مو قبول ’یو سرو’یو دار ِ تونه ِ


خان ِ چنگیز که دنیانه ِ سر اِز ته ’رفتَی

هر چه بد کِرد بِه مردم همه وادار ِ‌تونه ِ


شاه تیمور که مشهور به خین ریزی بید

کمترین بنده ای اِز مردم ِ تاتار تونه ِ


وَندیه جنگ اروپا و تَپِستی تَه ِ عرش

هر چه ’مردِن مِنِه جنگ خین ِ‌ همه بار ِ تو نه ِ


نیگو’هم که ، زِ عربها به عجم ها چه رسی

همه دونِن که چه بید چونکه ’هوشاهکار تونه ِ


هر رسولی اِفِرِستی و کتابی داره

یا ’کرِت یا ’کرِ گَو’ت یا که جلودار ِ تو نه!!! ِ


’گدیه ِ روز قیامت زِ ’لر اِ’خوم ’مو حِساو

تو چه دادیس؟ ’هو چه داره؟ چه بدهکار ِ تو نه!!؟ ِ


’کر َ یارونه ِ اتومبیل ’سواری دادی

منکر بیدِنِته ، ’لر که طرفدار ِ تو نه!!! ِ


حق تو داری بکنی هر چه به دنیا بِخویی

چون همه بید و نَبید زِنده زِ پِندار ِ‌ تو نه ِ


هر بنایی که بسازِن همه ویرون اِبوهه

غیر پاینده فقط گنبد دوار ِ تو نه ِ


:: بازدید از این مطلب : 816
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 28 بهمن 1392

 روزی رسول خدا (ص) نشسته بود

عزراییل به زیارت آن حضرت آمد

پیامبر(ص) از او پرسید : ای برادر

چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی

آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت :

داستان کوتاه دلسوزی عزراییل برای دو نفر

یک :

روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست

همه سر نشینان کشتی غرق شدند تنها یک زن حامله نجات یافت

او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد

و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد

من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم دلم به حال آن پسر سوخت

دو :

هنگامی که شداد بن عاد سال ها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت

و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد

و خروارها طلا و جواهرات برای ستون ها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود

وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود

و پای راست از رکاب به زمین نهد هنوز پای چپش بر رکاب بود

که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم

آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد

دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد

اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید و گفت ای محمد

خدایت سلام می رساند و می فرماید :

به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که

او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم

و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم

در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود

و پرچم مخالفت با ما بر افراشت

سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت

تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم

ولی آنها را رها نمی کنیم

 



:: بازدید از این مطلب : 569
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 28 بهمن 1392

 



ریشه ضرب المثل آب از سر چشمه گل آلود است

آب از سرچشمه گل آلود است

مصداق بی کفایتی و تدبیر نادرست شخصی که در رأس آن امور است سرچشمه می گیرد

چرا که تا آب از سرچشمه گل آلود نباشد تیرگی به آن نمی گذرد و زلالی و روانی آن حفظ می شود

ضرب المثل آب از سرچشمه گل آلود است از زبان بیگانه به فارسی ترجمه شده است

خلفای اموی جمعا ١۴ نفر بوده اند که ازسال ۴١ تا ١٣۶ هجری درسرزمین پهناور اسلامی خلافت کرده اند

در میان ایشان هیچ یک در مقام فضیلت و تقوی همتای خلیفه ی هشتم، عمر بن عبداعزیز، نبوده است

این خلیفه تعالیم اسلامی را تمام و کمال اجراء می کرده است

دوران کوتاه خلافتش توام با عدل و داد بود و بدون تکلف و تجمل زندگی می کرد

روزی این خلیفه از عربی شامی پرسید :

عاملان من در دیار شما چه می کنند و رفتارشان چه گونه است ؟

عرب شامی با تبسمی رندانه جواب داد :

« اذا طابت العین، عذبت الانهار »

یعنی چون آب در سرچشمه صاف و زلال باشد، در نهرها و جویبارها نیز صاف وزلال خواهد بود

میرخواند این سخن را از افلاطون می داند که فرمود:

پادشاهمانند جوی بسیار بزرگ آب است که به جوی های کوچک منشعب می شود

پس اگر آنجوی بزرگ شیرین باشد، آب جوی های کوچک را بدان منوال توان یافت و اگر تلخ باشد، همچنان

فریدالدین عطارنیشابوری این سخن را به عارف عالیقدر ابو علی شقیق بلخی نسبت می دهد که

چون قصد کعبه کرد و به بغداد رسید، هارون ارشید او را بخواند و گفت :

مراپندی ده ! شقیق ضمن مواعظ حکیمانه گفت : تو چشمه ای و عمال جوی ها

اگرچشمه روشن بود، تیرگی جوی ها زیان ندارد، اما اگر چشمه تاریک بود، به روشنی جوی هیچ امید نبود

در هر صورت این سخن از هرکس و هر کشوری باشد

ابتدا به زبان عرب در آمده و ار آن جا به زبان فارسی منتقل گردیده است

ولی به مصداق ” الفضل للمتقدم ” باید ریشه ی عبارت بالا را از گفتارافلاطون دانست

که بعد ها متاخران آن را به صور و اشکال مختلف در آورده اند


:: بازدید از این مطلب : 642
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 28 بهمن 1392

 پیامدهای شوم نگاه ناپاک

دروازه عدم تعادل از نگاه شروع می‌شود. نگاه شروع یک فرایند است که سرانجامی جز به هم ریختن نظم و کاهش کیفیت زندگی آدمی ندارد.

نگاه حرام پیامدهای گوناگونی برای انسان‌ها دارد که از جمله آن می‌توان به غفلت از یاد خدا، کاهش آرامش روانی، تزلزل بنیان خانواده وکاهش امنیت اجتماعی، اشاره نمود.

در قرآن نیز به مسئله ی نگاه از زوایای گوناگون پرداخته شد و در یک تقسیم کلی می توان مسئله نگاه را به نگاه ممدوح و نگاه مذموم تقسیم نمود.

مراد از نگاه ممدوح نگاهی است که دارای آثار سازنده و برکات بالنده ای در آن نهفته است و منظور ما از نگاه مذموم نگاهی است که ضررهای فزاینده ای در آن قرار دارد.

قرآن کریم چون از منبع علیم است به موضوعات نگاه تک جانبه ای ندارد و به هر موضوعی همه جانبه می نگرد و هشدار می دهد خداوند به همه نگاه ها از جمله نگاه های خائنانه اگاه است (سوره غافر آیه 19) یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ (19) او چشم های خیانتکار (یا خیانت چشم ها را مانند نگاه در موارد ممنوعه) و آنچه را که سینه ها پنهان می کنند (از کفر و افکار حرام و صفات رذیله) می داند.

نگاه از هر قسمی که باشد تأثیراتی را بر روح و روان آدمی خواهد گذاشت که در ذیل به مختصری از آنها پرداخته می شود:

الف: موجب شناخت و معرفت (نگاه ممدوح):

نگاه عمیق و چند باره به مخلوقات و آفریده های جهان آفرینش به نگاه کننده متفکر و متعمق آگاهی و شناخت فزون تری نسبت به نظم حاکم بر جهان و ایمان به جهان آفرین می دهد ایمانی که سرمایه یک انسان در پیمودن گردنه های مشکلات در این دنیاست. بی ایمان در طی مراحل تکامل پیاده است و هیچ گاه به قله ی رشد و عبودیت نمی رسد و بالاخره از مردودین در عالم امتحان و ابتلا یعنی این دنیا به شمار می آید و زندگی جاودانه آن سوی را تباه می کند.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت است»

عزیزی می گفت به باغی رفتم چند گل نیلوفر که معمولا به چوبی یا نی یا درختی می چسبند تا رشد کنند، تکیه گاهی ندیدند، دیدم چند تایی دور هم پیچیدند و به سمت بالا می روند یک دفعه این آیه (بقره 208) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ (208) ای کسانی که ایمان آورده اید، همگی در تسلیم و طاعت (خدا) درآیید و پیروی از گام های شیطان نکنید، که او برای شما دشمنی آشکار است. به ذهنم آمد که باید با مومنین در اجتماع مومنین در نماز جمعه و جماعت، مومنین باید حاضر شد تا رشد کنیم (آیه 3 و 4 سوره ملک) الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَری فی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ 3 ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ: همان که هفت آسمان را طبقه هایی (روی هم) آفرید، هرگز در آفرینش خدای رحمان (از نظر زیبایی، استواری و اتقان صنع) تفاوت و ناهمگونی نمی بینی، پس بار دیگر بنگر آیا (در خلق اشیا) هیچ خلل و شکاف (و خلاف حکمت) می بینی؟ سپس بار دیگر (به جهان هستی) نگاه کن که چشم (دلت) خوار و وامانده (از درک نقص و خللی در خلقت) به سوی تو بازمی گردد.

در جای دیگری می فرماید به آسمان نگاه کنید تا بهره ببرید (حجر آیه 16) وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرینَ: و همانا ما در آسمان برج هایی قرار دادیم (که خورشید در طول سال آنها را سیر می کند) و آن را (به وسیله ستارگان) برای تماشاگران آراسته کردیم.

ب: موجب شرم سازی در دنیا و آخرت (نگاه مذموم):

نگاه از سر حسادت، نگاه از روی دشمنی و غیض، نگاه از روی عصبانیت، نگاه از روی شهوت، نگاه از روی افسوس و آه... نگاهی هستند که انرژی برند، روح و روان را به تحلیل می برند، انسان را خسته می کند قرآن هم به این موضوع اشاره دارد که نگاه خیره به زندگی مرفه کافران و حسرت خوردن بر مال آنها نکوهیده است. (طه آیه 131) وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقی: و دیدگانت را مدوز به آنچه اصنافی از آنها را از آن برخوردار کرده ایم (از اموال و اولاد و ریاست) که شکوفه و زینت های زندگی دنیاست تا آنها را در آن بیازماییم، و روزی پروردگارت (کتاب و دین) بهتر و پایدارتر است.

ج: ناپاک بودن نگاه به نامحرم (نگاه ممدوح):

نگاه به آب روان، نگاه به سبزه، نگاه به چهره والدین، نگاه به چهره عالم، نگاه به کعبه، نگاه به همسر، نگاه به فرزندان و... از نگاه های پاک و به تعبیر قرآن ((ازکی)) است. این رقم نگاه ها برای شخص نگاه کننده، آثار مثبت در پیش دارد، بقول قرآن نگاه به رنگ زرد خالص موجب شادی روح و روان است یعنی آرامش خاصی به ناظر می دهد... (بقره 69)

قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ: گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن کند که رنگش چگونه است گفت وی می‌فرماید آن ماده گاوی است زرد یکدست و خالص که رنگش بینندگان را شاد می کند.

اساسا لذت بردن با نگاه از جمله لذائذ دنیوی واخروی است. در قرآن که لذائذ بهشتیان را بر می شمرد به لذت نگاه در بهشت نیز اشاره می فرمایند. (زخرف 70 و 71)

ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ * یُطافُ عَلَیْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَکْوابٍ وَ فیها ما تَشْتَهیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فیها خالِدُون: شما و همسران (دنیوی) تان با سرور تمام و آراستگی کامل و غایت اکرام به بهشت درآیید. و بر آنان کاسه هایی زرین (پر از غذا) و کوزه هایی (سرشار از شراب طهور) گردانده می شود، و در آنجا آنچه دل ها اشتها کند و چشم ها لذت برد مهیاست، و شما در آنجا جاودانید.

اما گاهی نگاه ها ناپاک است مثل نگاه به نامحرم. ناپاکی این نگاه بدان معناست که پیامدهای شومی در پی دارد لذا قرآن با تاکید می فرماید سوره نور آیه 30 و 31.

قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (30) وَ قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (31) به مۆمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است! و به آنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد) و همگی بسوی خدا بازگردید ای مۆمنان، تا رستگار شوید!

نگاه از سر حسادت، نگاه از روی دشمنی و غیض، نگاه از روی عصبانیت، نگاه از روی شهوت، نگاه از روی افسوس و آه... نگاهی هستند که انرژی برند، روح و روان را به تحلیل می برند، انسان را خسته می کند قرآن هم به این موضوع اشاره دارد که نگاه خیره به زندگی مرفه کافران و حسرت خوردن بر مال آنها نکوهیده است

به عنوان نمونه، به برخی از پیامدهای شوم نگاه ناپاک از روایات اشاره می شود:

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت است». [ثقة الاسلام کلینی، الکافی، ج 8، ص 23]

امام صادق(علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی که حسرتی طولانی بر جای گذارد». [مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 101، ص 40]

و همچنین آن حضرت فرمودند: «نگاه پیاپی [به نامحرم]، بذر شهوت را در دل می افشاند و همین امر برای هلاکت بیننده اش کافی است». [شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 18، ح 4970]

3. اگر کسی در دوران قبل از ازدواج به زنان نامحرم نگاه از روی لذّت و شهوت نماید و از این کار توبه نکرده و ادامه دهد، ممکن است در دوران بعد از ازدواج نیز نگاه های حرام او استمرار داشته و چه بسا بیشتر شود که تأثیر منفی آن در محبت متقابل بین او همسرش غیر قابل انکار است و حتی ممکن است منجر به اختلاف و جدایی شود.


:: بازدید از این مطلب : 959
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 21 بهمن 1392

 

 
 
 
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.» آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.» عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. شوهرش به او گف ت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.» زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.» زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.» زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟» فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.» مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.» عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟» پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! بله… با عشقه که میتونید هر چیز یکه می خواهید به دست بیاردید

:: بازدید از این مطلب : 507
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
یکشنبه 20 بهمن 1392


مرگ چیست؟

شخصى به علىّ بن الحسین علیهما السّلام عرض كرد: مرگ چیست؟ فرمود: براى مۆمن، مانند از تن در آوردن لباس چركین و پر از شپش، و رهائى از قیدها و زنجیرهاى گران و ملبس شدن به فاخرترین لباس و (بوئیدن) خوشبوترین بویها، و سوارشدن بر (رام‏ترین) مركبها و مأوا گرفتن در مأنوس‏ترین منازل، و براى كافران مانند از تن به در آوردن لباسهاى فاخر و انتقال از منزلهاى مأنوس و بر تن كردن‏چركین‏ترین و زبرترین لباسها، و رفتن به وحشتناك‏ترین منازل، و (چشیدن) سخت‏ترین شكنجه‏هاست.

و از محمّد بن علىّ علیهماالسّلام پرسیدند كه: مرگ چیست؟ فرمود: همان خوابى است كه شب هنگام شما را فرا مى‏گیرد، با این تفاوت كه مرگ مدّتش طولانى‏ تر است و شخص از آن بیدار نگردد، مگر در روز قیامت، وقتى انسان در خواب انواع شادمانى را ببیند كه نتواند وصف كند، و همچنین از اقسام ترس چیزهایى ببیند كه قادر به توصیف حدّ آن نباشد، پس آن حال شادى یا ترس در خواب چگونه است؟ این است مرگ، پس خود را براى آن مهیّا سازید.(معانی الأخبار / ترجمه محمدى /ج‏2 /  197) 

 مرگ و چیرگی او بر انسان

پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏ فرماید: خداوند، آفریده‏اى را نیافریده است مگر آنكه بر آن فرماندهى قرار داده كه بر آن چیرگى دارد، و این براى آن است كه چون خداوند تبارك و تعالى دریاهاى شیب را بیافرید بر خود بالیدند و جوشیدند و گفتند: چه چیز بر ما چیرگى تواند یافت؟ و خداوند زمین را آفرید و آن را بر پشت دریا پهن كرد و گسترد و دریارام زمین شد.

سپس فرمود: زمین بر خود بالید و گفت: چه چیز بر من چیره گردد؟ سپس باد بر خود بالید و طوفان به راه انداخت و دامن كشید و گفت: چه چیز بر من چیرگى تواند؟ و خداوند انسان را آفرید كه ساختن آغازید و چاره اندیشید و آن را برگرفت كه از باد و جز آن خود را نهان مى‏داشت، و بدین ترتیب باد هم خوار شد. و سپس انسان سر به شورش برداشت و گفت: چه چیز قدرتى بیش از من دارد؟ و خداوند مرگ را براى او آفرید و انسان نیز به خوارى كشیده شد. (بهشت كافى / ترجمه روضه كافى/  191)  و این مرگ محو کننده لذت های او و پایان بخش خوشی و ناخوشی های اوست. حضرت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله مى‏فرماید كه: بسیار به خاطر بیاورید، محوكننده لذّتها را.

پرسیدند كه: چه چیز است آن؟ فرمود: مردن. (مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان / 507 )  و حضرت علی علیه السلام در این باره فرمودند: مرگ نابود كننده لذّت‏ها، تیره كننده خواهش‏هاى نفسانى، و دور كننده اهداف شماست، مرگ دیدار كننده‏اى دوست نداشتنى، هماوردى شكست ناپذیر و كینه توزى است كه بازخواست نمى‏شود(نهج البلاغة / ترجمه دشتى/  خطبه 230 )
 

وصف حال مردگان

حضرت علی علیه السلام در وصف حال مردگان چنین فرموده‌اند: در حالى كه آنها داراى عزّت پایدار، و درجات والاى افتخار بودند. پادشاهان حاكم، یا رعیّت سر فراز بودند كه سرانجام به درون برزخ راه یافتند، و زمین آنها را در خود گرفت، و از گوشت بدن‏هاى آنان خورد، و از خون آنان نوشید پس در شكاف گورها بى جان و بدون حركت پنهان مانده ‏اند. نه از دگرگونیها نگرانند  و نه از زلزله‏ها ترسناك، و نه از فریادهاى سخت هراسى دارند.

غائب شدگانى كه كسى انتظار آنان را نمى‏كشد، و حاضرانى كه حضور نمى‏ یابند، اجتماعى داشتند و پراكنده شدند، با یكدیگر مهربان بودند و جدا گردیدند، اگر یادشان فراموش گشت، یا دیارشان ساكت شد، براى طولانى شدن زمان یا دورى مكان نیست، بلكه جام مرگ نوشیدند. گویا بودند و لال شدند، شنوا بودند و كر گشتند، و حركاتشان به سكون تبدیل شد، چنان آرمیدند كه گویا بیهوش بر خاك افتاده و در خواب فرو رفته‏اند. همسایگانى هستند كه با یكدیگر انس نمى‏گیرند و دوستانى‏اند كه به دیدار یكدیگر نمى‏روند.

پیوندهاى شناسایى در میانشان پوسیده، و اسباب برادرى قطع گردیده است. با اینكه در یك جا گرد آمده‏اند تنهایند، رفیقان یكدیگرند و از هم دورند، نه براى شب صبحگاهى مى‏شناسند، و نه براى روز شامگاهى. شب، یا روزى كه به سفر مرگ رفته‏اند براى آنها جاویدان است. خطرات آن جهان را وحشتناك‏تر از آنچه مى‏ترسیدند یافتند، و نشانه‏هاى آن را بزرگ‏تر از آنچه مى‏پنداشتند مشاهده كردند.براى رسیدن به بهشت یا جهنّم، تا قرارگاه اصلى‏شان مهلت داده شدند، و جهانى از بیم و امید برایشان فراهم آمد. اگر مى ‏خواستند آنچه را كه دیدند توصیف كنند، زبانشان عاجز مى‏شد.

حال اگر چه آثارشان نابود، و اخبارشان فراموش شده، امّا چشم‏هاى عبرت بین، آنها را مى‏نگرد، و گوش جان اخبارشان را مى‏شنود، كه با زبان دیگرى با ما حرف مى‏زنند و مى‏گویند: چهره‏هاى زیبا پژمرده و بدن‏هاى ناز پرورده پوسیده شد، و بر اندام خود لباس كهنگى پوشانده‏ایم، و تنگى قبر ما را در فشار گرفته، وحشت و ترس را از یكدیگر به ارث برده‏ایم، خانه‏هاى خاموش قبر بر ما فرو ریخته، و زیبایى‏هاى اندام ما را نابود، و نشانه‏هاى چهره‏هاى ما را دگرگون كرده است.اقامت ما در این خانه‏هاى وحشت‏زا طولانى است، نه از مشكلات رهایى یافته، و نه از تنگى قبر گشایشى فراهم شد. ( نهج البلاغه ترجمه دشتی/ خطبه 221)

چرا انسان مرگ‏ را دوست ندارد

مردى خدمت پیامبرخدا (صلی الله علیه) رسید و به او گفت: چگونه است كه من مرگ را دوست ندارم؟ فرمود: آیا مالى دارى؟ گفت: آرى. فرمود: آیا آن را پیش از مرگ (به گور خود) فرستاده‏اى؟گفت: نه. فرمود: براى همین است مرگ را دوست ندارى. (الخصال / ترجمه جعفرى /  ج‏1 / 27)


:: بازدید از این مطلب : 734
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 بهمن 1392

 


در فاصله 10 کیلومتری جنوب شهر دیشموک تنگ معروف فارتق (فارتک) واقع شده که در مجاورت آن  دریاچه زیبای فصلی دیشموک نیز واقع شده است . در داخل تنگ فارتک بنای امامزاده میرسالار واقع شده که با چشم اندازهای منحصر بفرد جاذبه ای زیبا در این منطقه است . وجود باغات زیبا ، نهر وچشمه های فراوان دریاچه دیدنی دیشموک وفضای مذهبی منطقه جلوه ای خاص به این بخش بخشیده است . راه دسترسی آسفالت بخصوص در فصل بهار پذیرای خیل عظیمی از گردشگران است .


 


:: بازدید از این مطلب : 952
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران