منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 13
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 41
:: باردید دیروز : 248
:: بازدید هفته : 1402
:: بازدید ماه : 2430
:: بازدید سال : 5172
:: بازدید کلی : 5172
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 07 شهریور 1391

 

اين بندهٔ‌ رو سياه بر مي گردد

از جادهٔ‌ اشتباه بر مي گردد

افتاده ز پا اگر چه در بيراهه

يک روز ولي به راه بر مي گردد

 

شبى روح الامين شنيد از جانب خداوند نداى لبيك مى ‏آيد، ولى ندانست اين لبيك در جواب كيست. خواست شايسته شنيدن لبيك را بشناسد. از حقتعالي استعانت نمود و ديد بت پرستى در بتخانه روم در حالى كه چون ابر بهار مى ‏گريد بتش را صدا مى ‏زند. از مشاهده اين واقعه در جوش و خروش آمد و عرضه داشت: يارب چگونه است كه بت پرستى بت خود را ستايش مى‏ كند و او را به زارى مى‏ خواند و تو از روى لطف و رحمت جوابش را مى‏گويى! خطاب رسيد: بنده‏ام دلش سياه شده به اين خاطر راه را گم كرده، ولى چون كيفيت راز و نيازش را پسنديدم، لبيکش مي گويم تا به اين وسيله راه را پيدا كند. در آن هنگام زبان بت پرست به خواندن خداى يکتا گشوده شد!

 

انيس الليل، ص 46؛ به نقل از منطق الطير عطار

 



:: بازدید از این مطلب : 956
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران