منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 8
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 196
:: بازدید ماه : 983
:: بازدید سال : 1967
:: بازدید کلی : 1967
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حجت الاسلام سید فخرالدین شوشتریصحبت درباره ی رادمردی چون مرحوم علامه کرباسچیان برای من و امثال من خیلی سخت و دشوار است . زندگی ایشان ابعاد مختلفی داشت . ایشان کلمه ی طیبه ی الاهی بود . من در سال 50 ، 51 خدمت ایشان رسیدم و دنیایی از علم و فضیلت و کمال و جلال مشاهده کردم . من وقتی به تهران آمدم دنبال یک میدان کار برای فعالیت های اسلامی می گشتم تا خدمت آقای علامه رسیدم . ایشان یک عالم عامل به تمام معنا بود . یعنی هر چه یاد گرفته بود ، برای پیاده کردن و عمل بود . بارها به منزل ایشان رفتم . ایشان در کمال سادگی زندگی می کرد . زندگی ، گفتار و رفتار ایشان یک مکتب بود . حتی نگاه کردن ایشان الگو بود . در سال هایی که در دبیرستان علوی بودم و بعدها که خدمت ایشان می رسیدم ، اخلاق اسلامی را در وجود ایشان می دیدم . اول صبح که می آمدم ، ایشان زودتر به مدرسه آمده بودند .

یکی از مطالبی که شدیدا مرا جذب کرده بود ، تأثیر صحبت های صریح ایشان بود . چه پدر و مادر دانش آموزان و چه افراد دیگر شدیدا تحت تأثیر گفتار و رفتار ایشان قرار می گرفتند . الگوی ایشان امثال مرحوم آیت الله بروجردی بود و شخصیت ایشان از این الگوها شکل گرفته بود .
خیلی ها ادعای روشن فکری می کنند اما در علما به روشن فکری ایشان ندیدم. من در میان علما ، عالمی را ندیدم که این قدر در بین مردم حضور داشته باشد. این کلام امیر المومنین (ع) که کن فی الناس و لا تکن معهم در وجود ایشان مجسم بود . ایشان در میان مردم بود اما یکی از آن ها نبود و شخصیت جدای خودش را داشت. بعضی ها می گفتند : آقای علامه با حوزه و طلبه ها جور نیست . آری ایشان با طلبه ای که کار نمی کند و فقط عبایش را سرش می کشد و نماز جماعت می خواند و بر می گردد و کاری به مشکلات مردم ندارد جور نیست . ایشان یک وجود فعال‌‌ بود . متأسفانه چنین افرادی آن چنان که باید شناخته نشده اند .
هر کس خدمت ایشان می آمد الگو می گرفت و وقتی می رفت ، رشدی پیدا کرده بود . چرا مرحوم شهید مطهری ، مرحوم شهید بهشتی ، مرحوم شهید مفتح و مرحوم علامه جعفری با او رفت و آمد داشتند ؟ چون آن ها وجود های فعال علمی بودند ، می آمدند و از ایشان استفاده می کردند. مرحوم علامه هر جهتی از جهات زندگی اش اسلام بود : تفکر اسلامی ، اخلاق اسلامی و سلوک اسلامی .
ایشان معتقد بودند راه صحیح ، تربیت جوانان است ولی کسی را ملزم نمی کردند که فکر ایشان را قبول کند . با آزاد منشی مطلبشان را با دلیل ، قرآن و روایت می گفتند ؛ دیگران هم می پذیرفتند و عمل می کردند بعضی ها هم نمی پذیرفتند .
ایشان می فرمودند : معلمی که به مدرسه می آید ، نباید هیچ فکری جز کلاس و درسش داشته باشد و در همین جهت مرحوم علامه شدیدا فعال بودند . من 10 بچه داشتم ، خدا شاهد است در این چند سال که خدمتشان بودم من فکر نان و آب بچه هایم را نکردم . ایشان سر سال دستورمی دادند که از معلمان لیست بگیرند و آذوقه ی سالشان را تهیه کنند و در منزلشان ببرند . این تفکر در هیچ دانشگاه و مدرسه ی ملی و غیرانتفاعی دیده نشده است . یک روز به آقای علامه گفتم : خانم من مریض است اگر اجازه بدهید بروم دکتر و برگردم . ایشان اجازه ندادند . شب که آمدم خانه دیدم ایشان راننده ی مدرسه را فرستاده اند ، خانم را برده اند دکتر و دوایش را گرفته و برگردانده اند . این یک عالم دیگری است از اخلاق و رفتار و توجه و التفات . در تمام این چند سال من ندیدم که ایشان یک برخورد تند با مستخدمین داشته باشد . آن قدر با کارمندان متواضع بود که آن ها عاشق او بودند .
درس اخلاق ایشان عجیب بود . ایشان بر ذهن بچه ها تسلط و در دل بچه ها نفوذ داشت .
ایشان لطف و محبت خاصی به سادات داشت و از این راه می خواست با اهل بیت عصمت و طهارت ارتباط داشته باشد . من بعد از وفات ایشان در کربلا در حرم سیدالشهدا حل مشکلی را از حضرت خواستم . شب آقای علامه را در خواب دیدم که با قبای سبز و بدون عبا در حال رفت و آمد خدمت حضرت سید الشهدا بوده و به من گفت : آقای شوشتری کار شما درست شد و الحمدلله مشکل من حل شد .
خدا به حق محمد و آل محمد (ص) این وجود مقدس را که در دنیا همیشه در کنار اهل بیت و در خدمت به معارف اهل بیت بود ، در آخرت هم با محمد و آل محمد (ص) محشور کند و همان طور که در دنیا شفیع ما بود، در آخرت هم شفیع ما باشد .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


:: بازدید از این مطلب : 1300
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام 


حجة الاسلام سید فخر الدین موسوی شوشتری

 

ضایعه اسفناک درگذشت استاد فرزانه ،خطیبی توانا ،فخر سادات ،ازموسسین دانشگاه امام صادق ،یار وفادار امام ورهبری مرحوم آیت الله سید فخرالدین موسوی شوشتری(میرسالاری)را به همه همتبارانم ایل بزرگ میرسالاری تسلیت عرض می نماییم/

از طرف کانون دانش اموختگان وفرهیختگان میرسالاری


:: بازدید از این مطلب : 846
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391

 

جناب دکتر سید احمد موسوی شوشتری(میرسالاری)

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت درگذشت استادفرزانه علم وادب ,اخلاق، فخر سادات میرسالاری ،آیت الله حاج سید فخرالدین موسوی  ابوی گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .

 

از طرف :برادر کوچک شما سید کاظم مطلوبی (میرسالاری)


 


:: بازدید از این مطلب : 957
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391

سلام علیکم
      با عرض ادب و احترام آنچه مسلم است آگاهی و شناخت اجداد و نیاکان تقریباً آرزوی هر انسانی است. و هرکسی دوست دارد از تاریخ گذشته نسل و نسب پدران خود اطلاع یابد. ولی گذشت زمان و مهاجرت افراد به سایر مناطق و شهرها و قطع ارتباط با اقوام، که متأسفانه طی دهه های اخیر این معضل نیز بیشتر قابل مشهود است مانع این آگاهی شده است. این غفلت بزرگان تا جایی رسیده است که اگر از جوانان امروزی در خصوص هویتشان سؤال کنی فقط تا پدر بزرگشان را می شناسند و اکثراً حتی جد خودشان را هم نمی شناسند.
     بنده با همکاری برخی از ریش سفیدان و افراد مسن  به منظور حفظ هویت هم تباران عزیز م وبرای پیشگیری از به فراموشی سپردن نیاکان و اجداد نسل موجود اقدام به تهیه نسب نامه نموده و اسامی همه بزرگان و گذشتگان 350سال اخیر را درکتاب گنجینه سادات میرسالاری ثبت نموده امکه  به همت شما انشاالله دراینده نزدیک در اختیار همگان قرار میگیرد تا آن را مطالعه کنند.
بنابراین برای تصحیح و تکمیل ثبت اسامی نسل های گذشته و افراد میانسال، جوانان، نوجوانان و کودکان امروز برای نسلهای آینده، همکاری و مساعدت شما عزیزان را می طلبد. لذا خواهشمند است چنانچه علاقمند به ثبت نیاکان خود هستید و تمایل دارید فرزندان و نوادگان شما نیزاز اجدادتان آگاهی داشته باشند و آنها را بشناسند لطفاً با مشاوره بزرگان خانواده و فامیل و جوانان فرم راتکمیل  و آن را به یکی از روشهای زیر در اختیار بنده قرارداده تا نسبت به ثبت در کتاب اقدام گردد.
/.خادم شما .سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)

ادرس . بهبهان .شهرستان بهمئی .روستای سیدصفی

همراه :09163731522

پست الکترونیک.mirsalarik@yahoo.com


:: بازدید از این مطلب : 903
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391


 

بسم الله الرحمن الرحیم «اَ لَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِی السَّمَاء تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَ یَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» «ابراهیم،آیه 24» ا

 

c5b61va6ugqk5vh4rxla.jpg

 


:: بازدید از این مطلب : 1046
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391

ncdya9tph2v3nvkea6i.jpg
این سنگ قبر در یکی از گورستانهای قدیمی کشف شده و مربوط به یکی از بزرگان سادات می باشد وبا پسوند میرسالاری مشخص شده است . البته در کتاب گنجینه سادات میرسالاری اسناد و اثار قدیمی زیادی مربوط به هویت شما رااورده ام امیدوارم با ارائه نظرات مفید مارا یاری فرمایید


:: بازدید از این مطلب : 866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391

در س اول

 

Day( دِای ) =مادر

Baow(بُو  ) =پدر

gagon(گگون) = برادر

Dari( دَریَ ) =خواهر

Kor(  کُر) = پسر

Dohwar(  دُهوَر) = دختر

Merd( مِرد ) = مرد

Mira( ِ میرَ) = شوهر

BavA( بَاوا ) =پدر بزرگ

Nana(نَنَه  ) = مادر بزرگ

Khorzoo(  خُرزو) = بچه خاله

TAta ( تاتَ  ) = عمو

HAloo( هالو ) = دایی

khAla( کچی ) =خاله

Amaعمه =(بچی)

Khasi merdoona(خسی مِردونَه ) =پدرزن،پدرشوهر

Khasi zanoona (خسی زَنونَه)=مادرزن،مادرشوهر

Homrish( هُمریش ) = باجناق

NoomzAd( حغدار ) = نامزد

KharzA =خرزا=خواهر زاده

Khair mira( خَیر میرَ ) =خواهرشوهر

DoomA(  دوما) = داماد

Bacha( بَچَه ) = بچه

تمامی این کلمات به طوری موزون کشیده ادا می شدند

 


:: بازدید از این مطلب : 860
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391

 

 

تقدیر رئیس جمهوری از مادر شهید سید قادر خیر اندیش (میرسالاری)

 

شهید سید قادر خیراندیش تنها فرزند سید علیباز از سادات میرسالاری ساکن چهارمه دهدشت بود مادر این شهید بزرگوار در غم از دست دادن تنها فرزندش صبورانه ایستادگی می کندو بیشتر وقت خود را درکنار مزار شهید می گذراند تابه مادرس مقاومت وایثار دهد ،تانشاید در پیچ وغم زندگی شهدا همان سرمایه ها وافتخاراتمان را به فراموشی بسپاریم هر چند ما میراثمان شهادت است واین ارث از پدرانمان به یادگار مانده است

درود بر 122شهید در خون خفته تبارماناقا

               a4vwcgmnd1kkf0g6wp4.jpg                                                           

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1392
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391

 

 


:: بازدید از این مطلب : 845
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 08 فروردین 1391


نقش امامزادگان و شاگردان امامان عليهم السلام در گسترش تشيع ايران

نويسنده: محمد محمدي اشتهاردي


 
يکي از مراحل گسترش تشيع در ايران، ورود امامزادگان بسيار به سرزمين ايران و نقش آنها در اين راستا است.
چنانکه تاريخ نشان مي دهد، از همان قرن اول تا قرن سوم ه.ق به خصوص در آغاز قرن سوم پس از ورود امام هشتم عليه السلام به خراسان، امامزادگان بسياري که معتقد به مذهب تشيع بودند، به ايران آمده اند. علل مختلفي موجب ورود آنها گرديد:
1- ايران از مراکز خلفاي اموي و عباسي مانند بغداد و کوفه دور بود و طبعا داراي امنيت بيشتر براي آنها بود. آنها و شيعيان مبارز از خطر گزند دشمن به ايران پناه آوردند.
2- ايرانيان پيوند محبت آميزي با خاندان رسالت داشتند و زمينه ي گرايش شيعي در ايران بسيار خوب و مساعد بود و همين در جذب آل رسول به سوي ايران اثر به سزاي داشت.
زمينه ي پيوند ايرانيان با خاندان رسالت صلي الله عليه و آله در حدي بود که مختار در قيام خود از وجود آنها استفاده ي بسيار کرد (چنانکه قبلا بيان شد) و همچنين قيام ابومسلم خراساني و ياران او بر ضد حکومت امويان به عنوان روي کار آوردن يکي از اولاد علي عليه السلام مطرح مي شد نه به عنوان روي کار آمدن عباسيان حتي ابومسلم به عنوان رهبر سياه جامگان خانواده مي شد زيرا او و طرفدارانش لباس سياه مي پوشيدند، به اين علامت که ما عزادار شهداي کربلا هستيم و به عنوان خونخواهي خون امام حسين عليه السلام قيام نموده ايم و به احتمال قوي به همين علت ابومسلم در سال 137 ه.ق به دستور منصور دوانيقي کشته شد.
ابومسلم از اين رو که قيامش موجب پيروزي عباسيان شده است، اظهار پشيماني مي کرد و به گفته ي زمخشري در ربيع الابرار، او در عرفات گريه و زاري مي کرد و از خدا مي خواست که او را بيامرزد و سخت پشيمان بود که چرا راه را بر بني عباس هموار ساخته است.(1)
3- به امامزادگان خبر رسيد که حضرت رضا عليه السلام عهده دار ولايتعهدي شد و طبعا فرهنگ تشيع در جامعه مطرح مي شد و ايران هسته ي مرکزي خوبي براي جذب نيروها و تشکل آنها و گردآوري شيعيان براي مقاومت در برابر خلفاي جور خواهد بود. مجموع اين علل باعث شد که پاي آنها به اين سرزمين باز شود.
در کتاب کنزالانساب نقل شده است که امام رضا عليه السلام پس از ولايتعهدي ، نامه اي براي بستگان خود نوشت و آنها را به ايران دعوت کرد، اين نامه باعث شد که 12673 ( دوازده هزار و ششصد هفتاد و سه ) نفر از بستگان آن حضرت در چندين کاروان مدينه را به قصد خراسان ترک کردند.(2)
يکي از اين کاروان ها به سرپرستي احمد بن موسي عليه السلام (شاه چراغ) برادر حضرت رضا عليه السلام بود که از هفتصد نفر تشکيل مي شد، يکي ديگر از اين کاروان ها، کاروان حضرت معصومه (س) بود که از چهار صد نفر تشکيل مي يافت.(3)
قبل از ورود حضرت رضا عليه السلام به ايران نيز گروههايي به طور پراکنده از بستگان امامان عليهم السلام به ايران آمده بودند.
پس از آنکه مأمون احساس خطر کرد و عباسيان او را بر ضد علويان تحريک مي کردند، او تصميم خشونت آميزي بر ضد امام و امامزادگان گرفت. امام هشتم عليه السلام به طور مرموزي، مسموم و به شهادت رسيد. حضرت احمد بن موسي عليه السلام و همراهان در سرزمين شيراز توسط مزدوران مأمون در يک جنگ نابرابر به شهادت رسيدند. بسياري از آنها به شهرهاي دوردست طبرستان و ديلمان (حدود گيلان و مازندران) فراري شدند. دژخيمان عباسي با کشتن آنان، به دستگاه ديکتاتوري عباسي تقرب مي جستند.(4)
بارگاههاي امامزادگان که در همه جاي ايران به طور پراکنده وجود دارد، به خصوص در سرزمين ري، قم ، تفرش، خراسان، شمال ايران و ... از اين واقعيت پرده بر مي دارد که افراد بسياري از آل رسول صلي الله عليه و آله و بستگان آنها به ايران آمده اند.
نتيجه اينکه ورود آنها به ايران و تماس هاي آنها با مردم و زمينه هاي مساعدي که در ايران به نفع خاندان رسالت وجود داشت، از يک سو و ديکتاتوري ستمگران عباسي و نارضايتي مردم از آنها از سوي ديگر بيانگر تقويت و گسترش جريان شيعي در ايران است و مي توان آن را مرحله و فصلي جديد در راستاي توسعه و استحکام روند تکاملي تشيع سياسي و اعتقادي به شمار آورد.

ايران پناهگاه شيعيان مبارز

در لابلاي تاريخ به شيعيان مجاهد و مبارزي برمي خوريم که براي حفظ خود از خطر دژخيمان اموي و عباسي به کشور ايران هجرت کرده اند و مدت ها در پناه ايرانيان شيعه به زندگي خود ادامه داده اند.
به عنوان نمونه:
1- سليم بن قيس يکي از شيعيان و تابعان استوار در خطر امام علي عليه السلام و امامان ديگر بود. نخستين کتابي که درباره ي عقايد شيعه و حوادث بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله و دفاعيات مسلمانان شيعه نوشته شد، کتاب «سليم بن قيس» است که علماي اهل تسنن مانند حسکاني در شواهد التنزيل و حمويني در فرائد السمطين و قندوزي در ينابيع الموده از آن کتاب روايت نقل مي کنند و کتاب او، کتاب مورد استناد راويان است.(5)
سليم از اصحاب خاص امام علي عليه السلام و بعد از آن حضرت از اصحاب ائمه ي اهلبيت عليه السلام تا امام باقر عليه السلام بوده است . حجاج بن يوسف ثقفي ، استاندار خونخوار عبدالملک ( پنجمين خليفه ي اموي) در جستجوي او بود تا او را دستگير کرده و اعدام کند.
سليم مخفي شد و به سوي ايران گريخت و در پناه ايرانيان در خفا بسر مي برد تا اينکه در بستر مرگ افتاد. در آن حال کتاب خود را به «ابان بن ابي عياش» سپرد.
کوتاه سخن اينکه او که پارسايي متعهد و چريکي پير و نستوه بود، در خفا در حدود سال 79 هجري از دنيا رفت و معلوم نشد که در کجاي ايران جان سپرده است.(6)
2- يحيي بن زيد بن سجاد عليه السلام، يکي ديگر از شيعيان مبارز است که در ايران در سرزمين خراسان قيام خونبار کرد و سرانجام در سرزمين جوزجان، عصر روز جمعه در صحنه ي جنگ به شهادت رسيد. قبر او در جوزجان ( بين استرآباد و بجنورد) نزديک گنبد کاووس مزار شيعيان است.(7)
3- يکي از ديگر دانشمندان که به ايران پناه آورد، عطيه عوفي شاگرد معروف «جابر بن عبدالله انصاري» است.
عطيه از خطر گزند دژخيمان حجاج به منطقه ي فارس گريخت و مدتي در پناه ايرانيان بود. سرانجام مأمورين مخفي حکومت اموي از محل اختفاي او اطلاع يافتند و حجاج براي «محمد بن قاسم» حاکم فارس نوشت: «عطيه را دستگير و سپس او را وادار ساز تا به علي عليه السلام ناسزا بگويد، اگر تسليم نشد، چهار صد شلاق به او بزن و موسي سر و ريش او را بتراش.»
حاکم فارس ، او را دستگير کرد و به او گفت: به علي عليه السلام ناسزا بگو. او با کمال شجاعت اين پيشنهاد را رد کرد و سرانجام به دستور حجاج چهارصد تازيانه به او زد و موي سر و ريش او را تراشيد.(8)

پناهندگي عرب غيراشعري به قم

4- هنگام قيام مختار ( در سال هاي 66 و 67 ه.ق) جمعي از قبيله ي بني اسد به قم آمدند و در قريه ي جمکران ( چند کيلومتري قم) سکونت نمودند.(9)
در قرن سوم نيز گروهي از آل مذحج در قم اقامت گزيدند و همچنين گروهي از قبيله ي قيس که در سپاه عبدالرحمن بن اشعث ( بر ضد سپاه حجاج ) بودند، به حوالي قم آمدند و در روستاي انار ( اراضي بالاي رودخانه ) سکونت گزيدند که به آنها قسيه مي گفتندو نيز قبيله ي عتره پس از شکت عبدالرحمن به قم پناهنده شدند و در روستاي چاپلق و برقه رود سکونت نمودند.(10)

سعيد بن جبير، مفسر معروف در قم

5- سعيد بن جبير که از اهالي کوفه و از اصحاب خاص امام سجاد عليه السلام بود، از علماي برجسته و از مفسران بزرگ و از پارسايان شب و شيران روز به شمار مي آمد.
در شأن و مقام اين عالم بزرگ شيعي گفته شده است: «هيچکس در زمين نبود، مگر اينکه به علم او نياز داشت.»
و روايت شده است که در آغاز ( بعد از شهادت امام حسين ) تنها پنج نفر در اطراف امام سجاد عليه السلام بوده اند: 1- سعيد بن جبير 2- سعيد بن مسيب 3- يحيي بن ام طويل 4- ابوخالد کابلي 5- محمد بن جبير .(11)
سرانجام دژخيمان حجاج بن يوسف ثقفي او را در مکه دستگير کرده و به شهر واسط ( بين کوفه و بصره) نزد حجاج بردند و به دستور حجاج سر از بدن او جدا کردند.
سعيد بن جبير در سن 49 سالگي به سال 95 هجري در ماه شعبان شهد شهادت نوشيد و مرقد شريفش در شهر واسط است.(12)
اين مرد بزرگ جزء سپاه عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بود که بر ضد سپاه حجاج مبارزه مي کردند، هنگامي که سپاه عبدالرحمن شکست خورد، سعيد و کميل بن زياد به قم آمدند. مدتي در قم سکونت کردند. سعيد به نزد بني اسد به جمکران آمد، دژخيمان در همه جا براي دستگيري او تلاش مي کردند، سعيد از قم به آذربايجان رفت و مدتي در آنجا بود، سپس از آنجا به مکه رفت و در مکه دستگير گرديد.(13)
سعيد هنگام شهادت ، گواهي به يکتايي خدا و رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله داد و سپس عرض کرد:
«اللهم لا تسلطه علي احد يقتله بعدي؛ خدايا! حجاج را بعد از من بر کشتن احدي مسلط نکن.»
اين نفرين به اجابت رسيد و حجاج بعد از چند روز سخت بيمار شد و در روزهاي آخر زندگي، گاهي بيهوش مي شد، وقتي به هوش مي آمد، بارها مي گفت: «چرا سعيد بن جبير را کشتم؟» او با وضع نکبت باري مرد.
عمر بن عبدالعزيز را در خواب ديد که سراپا لاشه ي گنديده است، از او پرسيد: «خدا با تو چگونه رفتار کرد؟»
او پاسخ داد: «براي هر کسي که کشته بودم، يکبار مرا کشت ولي براي کشتن سعيد، هفتاد بار مرا کشت.» (14)

پي نوشت ها:

1. تتمه المنتهي، ص 111؛ تاريخ مذهبي قم، ص 67.
2. جامع الانساب، ص 17.
3. رياض الانساب ، ج 2 ، ص 146؛ زندگي امام موسي بن جعفر (ع) ، عمادزاده ، ج 2 ، ص 348.
4. دائره المعارف اسلاميه، تأليف عبدالعزيز، ج3، ص 29.
5. الغدير، ج1، پاورقي ص 195؛ درباره ي اعتبار اين کتاب به سفينه البحار، ج1، ص 652 مراجعه شود.
6. اعيان الشيعه، ج1، ص 28 و مقدمه کتاب سليم بن قيس .
7. مقاتل الطالبيين، ص 111 و 116.
8. طبقات ابن سعد، ج 6 ، ص 212.
9. ترجمه تاريخ قديم قم، 37.
10. البلدان يعقوبي، ص 264؛ ترجمه تاريخ قديم قم، ص 264.
11- معجم رجال الحديث، ج8، ص 113.
12. بهجه الآمال، ج4، ص 355.
13. ترجمه تاريخ قديم قم، ص 38.
14. بهجه الآمال ، ج 4 ، ص 356.

منبع: کتاب رابطه ي ايران با اسلام و تشيع


:: بازدید از این مطلب : 1557
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران