منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 4
:: بازدید هفته : 45
:: بازدید ماه : 541
:: بازدید سال : 1988
:: بازدید کلی : 1988
نویسنده : matlobi
دوشنبه 18 دی 1391

 

 

  قال امیرالمومنین علیه السلام: ینبغی للعاقل ان یحترس من سکر المال و سکر القدرة و سکرالعلم و سکر المدح و سکر الشباب , فان لکل ذلک ریاحاً خبیثة, تسلب العقل و تستخف الوقار.(1)

امام علی (ع) می فرمایند سزاوار است که انسان عاقل مراقبت نماید از سرمستی ثروت و قدرت و علم وستایش دیگران وجوانی, چه آنکه هرکدام از اینها را وزش هایی خباثت آلود است که عقل را از بین برده و متانت را به کنارمیگذارد.
ثروت و قدرت و علم وستایش و جوانی ,همگی موهبات بشرند, که بواسطه هرکدامشان امتیازی برای او به ارمغان می آورند.
نکته آنکه در تعالیم دینی به کسب و حفظ و قدر شناسی هرکدامشان توصیه شده و اساسامایه امتیاز آدمی هستند, اما از آنجا که بشر در ورطه عمل دچار تندی و کندی است, او را از گرفتاری در حاشیه های امتیازاتش بر حذر داشته اند.
امام مهربان فرمود عاقل , نه حتی فقط مومن, یعنی زیبنده انسان در جهت کمال ,مراقبت از گرفتاری در هر دامی است. این نشان از این است که موهبات زیبنده بشری هم می تواند سد کمال شود و بازدارنده او.
لذا ثروتمندان, قدرتمندان,عالمان,ستایش شدگان , جوانان, هشیار باشید که سرمستی و مدهوشی گذراست, آنچه که می ماند ندای آسمان در درون فطرت هاست. هشیار باشید


:: بازدید از این مطلب : 880
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : matlobi
دوشنبه 18 دی 1391

سیدامیرسالارcrk52j28wc4oyczcttq.jpg

اى فرزندم! هرگاه خواستى خدا را نافرمانى کنى، جایى را سراغ بگیر که تو را در آن جا نبیند.

اى فرزندم! به اندازه نیازت به خدا، از او اطاعت کن و به اندازه شکیبایى ات بر عذابش، او را نافرمانى نما.
مراقبت از زبان

اى فرزندم! زبان، کلید خیر و شر است. پس جز در خیر، زبانت را مهر و موم کن؛ همان گونه که صندوق طلا و نقره را مهر و موم مى کنى.

لقمان حکیم بسیار سکوت مى کرد. وقتى علت آن را پرسیدند، پاسخ داد: خداوند براى من دو گوش و یک زبان قرار داده، براى اینکه شنیده هایم بیش از گفته هایم باشد.
دانش پژوهى

اى فرزندم! اگر ما بین تو و دانش، دریایى از آتش باشد که تو را مى سوزاند و دریایى از آب باشد که تو را غرق مى کند، براى رسیدن به دانش، آن دو را بشکاف تا دانش را به دست آورى و بیاموزى؛ زیرا در آموختن دانش، راه نمایى و عزّت انسان، و نیز نشانه ایمان و پایه ارکان دین و رضایت خداى رحمان وجود دارد.

اى فرزندم! در مجالس دانشمندان حضور داشته باش و سخنان حکیمان را بشنو؛ زیرا خداوند دلِ مرده را با نور حکمت زنده مى کند؛ چنان که زمین مرده را با آب باران حیات مى بخشد.
مراقبت بر نماز

اى فرزندم! مبادا خروس، زرنگ تر از تو و مراقب تر از تو بر نمازها باشد! مگر آن را نمى بینى که هنگام هر نمازى، بانگ مى زند و سحرگاهان ـ در حالى که تو در خوابى ـ با صدایش اعلام وقت مى کند؟

اى فرزندم! هرگاه نماز مى خوانى، آن را نماز وداع قرار ده؛ که گمان دارى بعد از آن، هرگز زنده نخواهى ماند. از عذرتراشى براى ترک نماز بپرهیز؛ زیرا عذرآوردن در کار خیر، معنا ندارد.
پرهیز از حسد

اى فرزندم! از حسد بر حذر باش که به وسیله آن جز بر خودت ضرر نمى زنى، و دشمنت را از پرداختن به کار خود کفایت مى کنى؛ زیرا دشمنى تو با خودت، از دشمنى دیگرى با تو زیان بارتر است.

اى فرزندم! هر چیز نشانه اى دارد که بدان شناخته مى شود و... حسود، سه نشانه دارد: غایب را غیبت، حاضر را چاپلوسى و گرفتار را شماتت مى کند.
نشانه هاى ریاکار

اى فرزندم! ریاکار سه نشانه دارد: هرگاه تنها باشد، کسل است، و هرگاه پیش مردم باشد شاد است، و هر کارى را که در آن ستایش باشد، انجام مى دهد.

اى فرزندم! به مردم چنین نشان نده که از خدا مى ترسى، در حالى که دلت گنه کار است.
بى حوصلگى و تنبلى

اى فرزندم! از تنبلى و بى حوصلگى بپرهیز؛ زیرا هرگاه تنبل باشى، حق را ادا نمى کنى و هرگاه بى حوصله باشى، حق را تحمل نمى کنى.

اى فرزندم! تنبل سه نشانه دارد: به قدرى سستى مى کند که کوتاهى مى نماید، و چنان کوتاهى مى کند تا ضایع مى سازد، و چنان ضایع مى سازد که مرتکب گناه مى شود.


:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
دوشنبه 18 دی 1391

شهیدان زنده اند الله اکبرb0534u1dlq91t943ovdi.jpg

نامه ای به شهید

 


 اما افسوس کوچه ها دیگر آن کوچه های قدیمی نیستند و رنگی از درد
 و داغ ندارند . کوچه ها دیگر اخلاص تقسیم نمی کنند و طعم شهادت و آسمانی شدن
را در دل و دماغ عابران خسته نمی پراکنند . پنجره ها رو به باغ گل محمدی باز نمی شوند. ردپایی از کبوتران سپید بر جای نمانده است


 

 

 

ای شهید ، چقدر پاک و دوست داشتنی اند لحظه هایی که شانه به

 

شانه تو کوچه های داغداری را ، که آن روزها با چراغ حسرت آذین می بستیم

، آرام سلام گوییم و ردپایی از شقایق ها بگیریم. چقدر زیباست هم نفس خیال تو

بودن ، در پرسه های شبانه دلتنگی راه خانه تو را گرفتن و به نفس آسمانی ات

متبرک شدن.

شهید عزیز ؛ اما افسوس کوچه ها دیگر آن کوچه های قدیمی نیستند و رنگی

از درد و داغ ندارند . کوچه ها دیگر اخلاص تقسیم نمی کنند و طعم شهادت

و آسمانی شدن را در دل و دماغ عابران خسته نمی پراکنند . پنجره ها رو

به باغ گل محمدی باز نمی شوند. ردپایی از کبوتران سپید بر جای نمانده است

 دیوارها نمایش مردم فریبی است    

 در شهر ما که سهم ابوذر غریبی است 

ای شهید ، راستی مگر سنگ شده ایم و یا طلسممان کرده اند؟ یادت هست

هر شب از پشت بام چقدر ستاره می چیدیم و بدرقه راه سینه سرخان مهاجر

می کردیم؟ یادت هست مهتاب چه صداقت معصومی را به آبی حیاط خانه مان

می پاشید؟ یادت هست تا خدا فقط یه سجده فاصله بود؟ امروز چه بگویم ای برادر؟

 

 

آری همسفر ، روشنی هست ، خدا هست....

اهل کوچه همه رفتند ولی ما ماندیم               

حقمان است اگر بی کس و تنها ماندیم

در به روی همه وا بود و نمی دانستیم             

شهر لبریز خدا بود و نمی دانستیم        

هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم           

 روشنی هست، خدا هست ولی ما کوریم

شهید عزیز؛ بیا دوباره پا به پای نسیم در شبی بی ستاره غمگینانه

پرسه زنیم و سپیدار پیر کوچه را بپرسیم خانه دوست کجاست؟

بیا دوباره کوچه های قدیمی شهر را سلام کنیم و به پنجره لبخند بزنیم

، شوریده سران شبگرد شهر را سیب سرخ تعارف کنیم . تصویر

لاله های پرپر را در قابی از شکوفه بر شانه های سنگی دیوار

نقش کنیم . گرد از رخسار شمعدانی ها و آیینه های غبارگرفته بزداییم

. پس بیا با تمام حنجره جار بزنیم تا شقایق هست زندگی باید کرد.

در پایان ای شهید :

در دلم یکسره من شوق شهادت دارم

 

در سرم ول وله ایست ، حس سعادت دارم

رهبرم خامنه ای ( مدظله ) دل تنگ است

و من امشب هوس شهد شهادت دارم

 

دلم از ماندن اینجا زار است

در دلم یکسره من عشق شهادت دارم

اهل کوچه همه رفتند ولی ما ماندیم           

حقمان است اگر بی کس و تنها ماندیم

در به روی همه وا بود و نمی دانستیم            

 شهر لبریز خدا بود و نمی دانستیم

هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم           

روشنی هست ، خدا هست ولی ما کوریم

 

 

:: بازدید از این مطلب : 997
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 13 دی 1391

 

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

 

 

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه کنید:

۱) فداکاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.
۲) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏کنیم و مراسم متعددی برپا می‏کنیم.
۳) در ماه محرم سال ۶۱ ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.
۴) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شکنجه می‏کردند و می‏کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏کردند که یکی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.
۵) یکی از نشانه ‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام روایت شده است که علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏۱ و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند


:: بازدید از این مطلب : 1030
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 13 دی 1391

elq2njgvn9hssaptw2fv.jpgq8942_IMG_2853.jpg

چهل، معمولاً نشانه رسیدن و کمال است. اما چرا باید چهل روز از واقعه تو بگذرد تا جابر به زیارتت بیاید و رسم چهل گرفتن برای تو در تاریخ بماند؟

در این چهل روز چه یا که باید برسد؟ چه یا که باید کامل شود؟

چهل روز از واقعه تو باید بگذرد تا از یک سو کاروان همراهان تو را به کوفه و شام ببرند و جشن پیروزی ظاهری خود را برپا کنند و از سوی دیگر خبر را در مکه و مدینه پخش کنند و از همه زهر چشم بگیرند؛ غافل از این که خون تو در این چهل روز می‌جوشید و اثر می‌گذاشت.
واقعه عاشورا شروع بود و هنوز لازم بود این راه ادامه پیدا کند تا به جایی که باید، برسد. هنوز لازم بود عبیدالله بن زیاد در کوفه مراسمی ‌بگیرد تا همه، نگاه زینب س را به این واقعه ببینند و حرف‌هایش را بشنوند و چشم‌هایشان به زیبایی‌های عاشورا باز شود.

لازم بود عبیدالله در مسجد کوفه بالای منبر برود تا عبدالله بن عفیف نابینا، که دو چشمش را در جنگ‌های جمل و صفین از دست داده و به قول خودش از شهادت ناامید شده بود، جواب دندان شکنی ‌به او بدهد و آخر سر، وقتی بعد از مبارزه‌ای جانانه، مزدوران عبیدالله محاصره‌اش می‌کنند و او را می‌گیرند، به عبیدالله بگوید که من از خدا خواسته بودم که مرگم با شهادت در راه او باشد؛ اما بعد از نابینایی فکر می‌کردم به این خواسته‌ام نرسم وخواسته بودم شهادت مرا به دست کسی قرار دهد که بیش از همه مورد خشم و لعن و نفرت اوست و سپاس خدای را که حالا استجابت دعایم را می‌بینم.

* * *

چهل روز باید می‌گذشت تا داغ شهادت تو به اوج برسد، تا قبر تو زیارتگاه ماندگار تاریخ شود، تا زیارت تو سنتی بشود که مدام نوبه نو می‌شود و هیچ‌گاه مردم از آن خسته نمی‌شوند.

چهل روز و چهل وادی باید پشت سر می‌گذاشتیم تا صدای خطبه‌های حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در گوش زمان بپیچد و برای همیشه در دالان‌های تودرتوی تاریخ بگردد و حرف‌های تو را به همه برساند.

 

گاهی‌ واژه روز به جای دوره و مرحله به‌کار می‌رود و انگار این چهل روز، فقط چهل روز نیست که چهل دوره و مرحله است برای عبور از تاریکی‌های جهالتی که داشت به سوی مردم بازمی‌گشت و زندگی‌ها را در خود فرومی‌بلعید.

چهل روز یا چهل دوره لازم بود تا آدم‌ها به خود بیایند و تکانی بخورند و آن وقت پس لرزه‌های آن واقعه سال‌های سال، گریبان یزید و خاندان ابوسفیان را بگیرد.

* * *

آن روز دل فرشته‌ها هم شکست. فرشته‌ها هم توی آسمان و روی زمین گریه می‌کردند و غمگین بودند. آن روز فرشته‌ها هم دلشان می‌خواست می‌توانستند به کمک او بروند.

آن شب، شب یازدهم محرم، فقط شام غریبان خانواده او نبود، شام غریبان فرشته‌ها هم بود. شام غریبانی ‌که تا همیشه در سینه تاریخ ماند و دل تاریخ را همیشه به درد می‌آورد.
آن روز و آن شب که گذشت، تازه فصل تازه‌ای از ماجرا آغاز شد. کاروان اسیران که راه افتاد به سمت کوفه، نوبت فصل بعدی بود. و حالا فرشته‌ها از غمگینی و گریه خانواده او، بیشتر غمگین می‌شدند و دلشان بیشتر می‌شکست.

فرشته‌ها از خدا خواستند که به دل‌های کاروانیان کربلا صبر بدهد تا راحت‌تر بتوانند این داغ‌ها را تحمل کنند . گویی مقدر شده بود چهل روز بگذرد و این داغ تازه باشد، چهل روز بگذرد و این خون بجوشد تا فصل دوم ماجرا هم به سرانجام برسد؛ تا این واقعه به کمال برسد؛ تا سنت زیارتش این واقعه را برای همیشه در دل تاریخ نگه‌دارد و حرف‌هایش را به گوش‌ همه برساند.

امروزدلهای داغدار ایل غیور میرسالاری علاوه بر داغ جگرسوز ومظلومانه جد بزرگوارشان اقا امام حسین(ع)داغدار جگرگوشه خود خادم الحسین شهید سرهنگ سید غلامرضا موسوی راد ازبزرگ سرداران ولایت هست

اگر تا فردا وفرداها باید به دلهای کاروانیان کربلا تسلی دادامروزها باید از خداوند برای دلهای داغدیده خود وخانواده عظیم الشان این سردار حسینی صبر طلبید.الحق حسینی بود حسینی زیست وحسینی وغریبانه به اجداد طاهرینش پیوست (روحش محشور باد با حسین(ع)

گویی تا چله این داغ نمی رسید، چیزی کم بود. گویی تا این چله‌ها را نگیریم، سلام همیشگی ما چیزی کم دارد. پس حالا و در آستانه چله باز هم می‌گوییم که سلام بر تو و بر فرزندان و خاندان پاک و یاران فداکارت! سلام خدا، همیشه بر تو و بر آنان که در راه تو جان باختند!


:: بازدید از این مطلب : 1283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 12 دی 1391

 

تا چند روز دیگر از میان ایل میرسالاری دیگر كسی باقی نخواهد ماند كه در برابر جاذبه‌ی سحرانگیز كوچ تاب آورده باشد. برای عشایر، ماندن مثل مردن است و جاذبه‌ی كوچ، تنها در مرغزارهای سرسبز نیست. آنان كه مانده‌اند، شهر را به بهای اسارت خریده‌اند. بهار كوچ آنان كه مانده‌اند، شهر را به بهای اسارت خریده‌اند. عشایر همسفر بهار هستند و این حركت دائم، از آنان مردمی آزاده و بي‌تكلف ساخته است. رودخانه‌هایی هستند كه حیاتشان در ترك ماندن است، اگرنه عادات و تعلقات آنان را به بند مي‌كشد و از ظلمات درونشان مردابی عفن ظاهر مي‌شود. پیوندی كه همسفران بهار با طبیعت بسته‌اند، آنان را روشنی آب و طراوت شبنم، لطافت گلبرگ و آزادگی كوهسار، رقت نسیم و صلابت صخره‌ها، صمیمیت آفتاب و وسعت دشت بخشیده، و هجرت دائم، مرداب‌های عفن وجودشان را خشكانده است.

خانواده‌ی شهید الله خواست پرگانی آخرین روزهای ییلاق خویش را در نزدیكي‌های دهدشت مي‌گذراندند. در آغاز گفت‌وگوی ما با پدر و برادر شهیدپیرمرد خوش‌چهره‌ی دیگری هم كه همچون پدر شهید پرگانی شالی سبز رنگ به سر نهاده بود، به جمع ما پیوست. گفتند كه او است، شهیدی دیگر از طایفه‌ی كوچك چگینی.

‌‌شلمچه
‌‌انعكاس غروب آفتاب در آبگرفتگی شلمچه تمثیلی تاریخی است، آیتی است از آیات قدسی آفرینش كه در خود، راز یك سنت تغییرناپذیر را نهفته دارد.

شهادت جانمایه‌ی انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است. رمز آنكه سیدالشهدا(ع) را خون خدا مي‌خوانند در همین‌جاست. خون پیكره‌ی حق در طول تاریخ از قلب عاشوراست و اگر حقیقت را بخواهی، هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است. كاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا(ع) یكایك از صلب پدران و رحم مادرانشان پای به سیاره‌ی زمین مي‌گذارند و در زیر خیمه‌هایی پشمینه و یا در خانه‌هایی كاهگلی بزرگ مي‌شوند و خود را به صحرای كربلا مي‌رسانند. مرتضی جاویدی و طمراس چگینی از این خیلند.

شهید طمراس چگینی، معاون شهید خلیل مطهرنیا، مسئول طرح و عملیات لشكر المهدی بود. او اكنون در كنار خلیل، كه با دوربین رفت و آمد دشمن را در كنار دریاچه‌ی پرورش ماهی زیر نظر گرفته، ایستاده است. خلیل دوربین را به طمراس مي‌سپارد.

فرمانده لشكر نیز سر مي‌رسد و این بار او به جبهه‌ی دشمن خیره مي‌شود. آنچه كه نظر آنان را به خود جذب كرده است، تلاشی است كه در جبهه‌ی دشمن به وسیله‌ی بچه‌های تخریب انجام مي‌شود. آنها رفته‌اند تا با پودر آذر، جاده‌ی تداركاتی دشمن را منهدم كنند. آنچه در كتاب‌های تاریخ نگاشته‌اند این است كه ریشه‌ی جنگ‌ها همواره در جاذبه‌ای است كه نفس انسان را به جانب قدرت و حاكمیت یافتن بر دیگران مي‌كشاند. اما ریشه‌ی این جنگ برای ما در معتقداتی است كه راه ما را به طریق هزاران ساله‌ی انبیا پیوند مي‌دهد و اگر اینچنین نبود، طمراس دانشگاه را رها نمي‌كرد تا به جبهه بیاید و اگر اینچنین نبود، هرگز مردم جایی در جنگ نمي‌یافتند.

خون پیكره‌ی حق در طول تاریخ از قلب عاشوراست كه سرچشمه مي‌گیرد و اگر حقیقت را بخواهی، هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است. كاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا (ع) یكایك از صلب پدران و رحم مادرانشان پای به سیاره‌ی زمین مي‌گذارند و در زیر خیمه‌هایی پشمینه و یا در خانه‌هایی كاهگلی بزرگ مي‌شوند و خود را به صحرای كربلا مي‌رسانند.

آخرین بار شهید مرتضی جاویدی را در كنار دریاچه‌ی پرورش ماهی ملاقات كردیم. دو سه ساعت بیش‌تر نبود كه این خط به تسخیر رزمندگان اسلام درآمده بود و برای تثبیت كامل آن هنوز بچه‌ها به‌شدت با نیروهای زرهی دشمن درگیر بودند. مرتضی كه خیال داشت گردان خود را پیش ببرد و راه گریزی هم از نگاه دوربین نیافته بود، به‌ناچار سعی كرد با همان نگاهی كه همواره گویی به فراتر از نهایت‌ها مي‌نگریست، در چشم دوربین نگاه كند و با عجله به سؤ‌الات ما پاسخ گوید. بعد هم باشتاب در حالی كه یك موشك آرپي‌جی به دست داشت روانه شد. مرتضی را در جبهه با نام «اشلو» مي‌شناختند. و اگر درست بیندیشیم، تقدیر آینده‌ی جهان نه در كف نام‌آوران دنیای تیره‌ی سیاست، بلكه در كف دلاوران گمنامی چون مرتضی جاویدی و طمراس چگینی است كه فارغ از نام و نشان دست‌اندركار تغییر عالم هستند.

 


:: بازدید از این مطلب : 30
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 10 دی 1391

 

خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چــه میداند ؟
یک داستان قدیمی چینی هست که میگوید :
پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد .

همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسی ای آوردی .
پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"

چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه ی پیرمرد بازگشت . اینبار همسایگان با خوشحالی به او گفتند : " عجب خوش شانسی آوردی !"

اما پیرمرد جواب داد : " خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چه میداند ؟ "
بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی میکرد یکی از آن اسبهای وحشی را رام کند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست . باز همسایگان گفتند : " عجب بد شانسی آوردی ؟ "
و اینبار هم پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟ "
در همان هنگام ، ماموران حکومتی به روستا آمدند . آنها برای ارتش به سربازهای جوان احتیاج داشتند . از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند ، اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمیتواند راه برود ، از بردن او منصرف شدند .
"خوش شانسی ؟
بد شانسی ؟
کسی چـــه میداند ؟"
هر حادثه ای که در زندگی ما روی میدهد ، دو روی دارد . یک روی خوب و یک روی بد . هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست . بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم .زندگی سرشار از حوادث است .

 



:: بازدید از این مطلب : 916
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
دوشنبه 04 دی 1391

 

 

جاشیر کوه ممبل


:: بازدید از این مطلب : 1514
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : matlobi
یکشنبه 03 دی 1391

 

عملیات کربلای 4 مقارن ساعت 30/22 مورخ سوم دی ماه سال 1365 درمنطقه عمومی ابوالخصیب و شلمچه آغاز و این عملیات نیز همانند چند عملیات دیگری که در این منطقه اجرا شد، شهر بصره را هدف گرفته بود.

ویژگی بارز این عملیات آگاهی قبلی دشمن از آن بود و از آنجا که شرایط نیروهای دو طرف همواره ایجاب می‌کرد در آفندها از اصل غافلگیری استفاده شود، در این عملیات چنین امری محقق نشده و از ساعاتی قبل از آغاز عملیات، قرائن و شواهدی مبنی بر احتمال آگاهی دشمن از این عملیات بروز کرده و نهایتاً این امر اثبات شد اما روحیه بالای فرماندهان و رزمندگان و اشتیاق آنها برای هجوم بردن بر دشمن برای تحقق اهداف عملیات و برآورد احتمال موفقیت با درنظر گرفتن جمیع جهات، باعث اتخاذ تصمیم برای اجرای آن شد که نهایتاً با اثبات آمادگی کامل دشمن برای رویارویی با این عملیات، دستور توقف آن تقریباً پس از گذشت 24 ساعت از آغاز عملیات از سوی قرارگاه مقدم هدایت کننده عملیات صادر گردید.

هر چند بخش عمده‌ای از اهداف تاکتیکی تعیین شده برای این عملیات محقق نشد، اما اهداف راهبردی آن تا حد زیادی تحقق یافت. شایان ذکر است در عملیات‌های نظامی، اهداف تاکتیکی و راهبردی متعددی می‌تواند تعریف شود و عمدتاً دستیابی به این اهداف مطلق نبوده و نسبی هستند، زیرا ارزیابی و پیش‌بینی واکنش دشمن و کیفیت آن در طراحی عملیات آفندی به طور مطلق امکان‌پذیر نبوده و بر این اساس موفقیت آن نیز نسبی خواهد بود.

 

 

 اینکه به دشمن نشان داده شود که بسیج یک نیروی 200 هزار نفری برای عملیات آفندی درآن شرایط همچنان امکان‌پذیر بوده و جرأت و جسارت در فرماندهان برای طرح‌ریزی و تصمیم‌گیری و اجرای عملیات نیز وجود دارد.

 آنچه مسلم است جنگی طولانی و وسیع همانند جنگ تحمیلی 8 ساله بدون فراز و فرود نمی‌توانست باشد و در هرعملیاتی ضعف‌ها و نقصان‌ها نیز قابل انکار نیست، اما آنچه بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که ملت ایران توانستند با استقامت و پایداری در مقابل تمامی جبهه کافر به مدت 8 سال ایستادگی نمایند و تسلیم خواسته‌های نامشروع و جاه‌طلبانه آن نشوند، و این خود درس بزرگی برای نسل‌های موجود و آینده در ایران و جهان بوده و خواهد بود.

یاد و خاطره شهدای گرانقدر عملیات کربلای چهارو شهیدان سرافراز روستایمان سید قدرت الله جریدیانی و شهید سید محمدطلا چک که در آستانه سالروزشهادت  آنان قرار داریم، گرامی و راهشان پررهرو باد.


:: بازدید از این مطلب : 974
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
جمعه 01 دی 1391

 

فارس گزارش می‌دهد
خطر رانش زمین در دیشموک جدی است / قطع جاده ارتباطی بسیاری از روستاهای دیشموک

خبرگزاری فارس: باید این هشدار را به متولیان داد که روستاهایی نظیر چندار، دشتک، دم‌رود و فارتق دیشموک در معرض خطر جدی سیل و رانش قرار دارند و اگر تدابیر لازم اندیشیده نشود در اولین بارش‌ها در این بخش فاجعه انسانی رخ خواهد داد.

خبرگزاری فارس: خطر رانش زمین در دیشموک جدی است / قطع جاده ارتباطی بسیاری از روستاهای دیشموک

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از کهگیلویه، بخش دیشموک یکی از بخش‌های چهارگانه شهرستان کهگیلویه است که بیش از 180 کیلومتر با مرکز شهرستان فاصله دارد.

دیشموک دارای آب و هوایی سردسیری و از مناطق خوش آب و هوای استان است و البته همین منطقه از محروم‌ترین بخش‌های استان بوده که علاوه بر محرومیت، هر ساله سیلاب‌های خروشان زخم‌های عمیقی را بر پیکره این منطقه محروم وارد می‌کنند.

البته اولین عامل بروز چنین خساراتی به بخش دیشموک توپوگرافی و جنس خاک این منطقه و شهر دیشموک است که با کم‌ترین بارش سست دچار رانش می‌شود.

عامل بعدی که باعث بروز خسارات جدی به این بخش محروم می‌شود عدم توجه مسئولان و به‌ویژه مسئولان استانی به رفع اساسی مشکلات این بخش است و باید این هشدار را به همه متولیان داد که روستاهایی نظیر چندار، دشتک، دم رود و فارتق در معرض خطر جدی سیل و رانش قرار دارند و اگر تدابیر لازم برای رفع خطر از این روستاها اندیشیده نشود در اولین بارش‌ها در این بخش فاجعه انسانی رخ خواهد داد کما این‌که به گفته بخشدار دیشموک ارتباط خیلی از این روستاها با مرکز بخش قطع است به همین منظور با صالح دادی‌نژاد بخشدار دیشموک به گفت‌وگو نشستیم.

صالح دادی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کهگیلویه اظهار داشت: پس از بارندگی و وقوع سیل در بخش دیشموک خسارات بسیار زیادی به روستاییان وارد شده است.

بخشدار دیشموک با بیان این‌که شهر دیشموک در مسیر آبریز چند کوه واقع شده است، عنوان کرد: قطعاً در مورد حفاظت هر چه بیشتر از ابنیه و زیرساخت‌های شهر دیشموک باید تدابیر بیشتری اندیشیده شود.

دادی‌نژاد خاطرنشان کرد: سیلاب اخیر باعث قطع جاده ارتباطی و تأسیسات آبی روستاهای فارتق و امامزاده میرسالار از توابع دیشموک شده است.

وی با بیان این‌که بیش از 64 باب منزل مسکونی به صورت کلی و گسترده خسارت دیده‌اند، اظهار داشت: بیش از 60 مورد خسارت جدی به بخش کشاورزی در حوزه‌های مختلف از جمله شیلات، دامپروری و زمین‌های کشاورزی وارد شده است.

رئیس شورای اداری دیشموک با بیان این‌که در اثر سیل اخیر ارتباط روستاهای فارتق، امامزاده میر سالار، مورخانی، دم‌رود، دهقان و آجم با مرکز بخش به صورت کامل قطع شده است، عنوان کرد: این مسئله باعث ایجاد مشکلات فراوان برای اهالی این روستاها شده است.

وی با ذکر این مطلب که همه دستگاه‌ها در اولین ساعات وقوع سیل به کمک روستاهای آسیب دیده پرداختند، اظهار داشت: امدادهای اولیه و تجهیزات لازم در اختیار آسیب دیدگان قرار گرفت.

دادی‌نژاد عنوان کرد: راه ارتباطی بیشتر روستاها خصوصاً روستاهای حوزه سرحدی شرقی استاندارد لازم را ندارند و در اولین بارش امکان تخریب آن‌ها وجود دارد.

وی با اشاره به این‌که روستاهایی در مرز خطر واقع شده‌اند، افزود: امیدواریم که مسئولان همانگونه که تاکنون پیگیر مسائل دیشموک بوده‌اند باز هم پیگیر رفع مشکلات و دفع خطرات احتمالی باشند.

دادی نژاد اظهار امیدواری کرد که مسئولان استانی خطرات جدی که جان و مال ساکنان دیشموک را تهدید می‌کند ببینند، اما در عین ناباوری مشاهده می‌شود مناطق محرومی چون دیشموک با همه مشکلات در سکوت رسانه‌ای و البته بی‌توجهی مسئولان گم شده است.


:: بازدید از این مطلب : 1041
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران