منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 188
:: بازدید ماه : 574
:: بازدید سال : 1983
:: بازدید کلی : 1983
نویسنده : matlobi
یکشنبه 08 اردیبهشت 1392

وجود مزارات متبرکه امامزادگان و احفادشان که در سرتاسر ایران پراکنده است به وقایع تاریخ صدر اسلام و حداکثر به قرن سوم هجری برمی گردد. مهاجرت سادات حسنی وحسینی به نقاط گوناگون سرزمینهای شرقی اسلامی از همان صدر اسلام و در حکومت جابرانه امویان، خاصه در عهد حجاج بن یوسف خونخوار و زمان تسلط او بر عراقین ازسوی امویان (۷۵-۹۵ق) با همه بیدادگریها و سفاکیهایش نسبت به فرزندان علی علیه السلام، آغازشده بوده است.

از نظر کلی این مهاجران بزرگوار را به چهار گروه می توان تقسیم کرد:

الف: دسته ای که برای فرار از بیدادگریهای امویان و بخصوص حجاج بن یوسف راه ایران و مشرق زمین را در پیش گرفتند البته دشمنی امویان به سادات و خاندان علی علیه السلام وکشتارهای بیرحمانه حجاج احتیاج به بسط مقال ندارد. اولیاءالله آملی و ظهیرالدین مرعشی چنین اشاره کرده اند که حجاج عهد کرده بود تا هر جا سیدی را بیابد بکشد تا نسل ایشان منقطع گردد.

ب: آنها که به هنگام ولایتعهدی حضرت امام رضاعلیه السلام بدین سرزمین رسیدند. در تاریخ رویان اولیاءالله آملی بیان شده است که «سادات علوی به سبب آوازه ولایتعهدی و حکومت امام رضاعلیه السلام روی بدین طرف نهاده اند و او را بیست و یک برادر بودند با چندین برادرزادگان و بنی اعمام از بنی حسن و بنی حسین. اینها به ری و نواحی عراق و قومس رسیدند که دست محبت دنیا قلم نسیان بر جریده بصیرت مامون کشید، و تخم کینه رضا درزمین سینه مامون نشاند و روی خرد او را به دود غفلت سیاه کرده و مرتبه دین و دولت را براو تباه کرد و او را بر آن داشت که با آن همه عهد که کرده بود، به آخر عذر کرد و زهر درانگور تعبیه کرده و به خورد رضای معصوم داد… چون خبر عذری که با رضا علیه السلام کرده، به راه به سادات رسید، هر جا که بودند، روی به کوهستان دیلمان و طبرستان و ری نهادند.بعضی را این جا شهید کردند که مزار ایشان باقی است و بعضی وطن ساخته، همین جا مانده،تا به عهد متوکل خلیفه عباسی که ظلم او بر سادات از حد گذشت، بگریختند و در کوهستان طبرستان و بیشه این طرف جای ساختند و بنا بر آن که اسپهبدان مازندران و ملوک باوند ازقدیم الایام که در اسلام آمدند، متشیع بوده اند و معتقد سادات، و ایشان هیچ وقتی جز امام المذهب نبوده اند، سادات را در این ملک مقام بهتر از جاهای دیگر بودی ».

عمادزاده مؤلف کتاب زندگانی امام رضاعلیه السلام در مقدمه بیان داشته علویین تقریبا چهل هزار نفر بودند که به دعوت مامون به ایران آمدند و در شهر مرو مرکز خراسان اقامت نمودندچنان که گفته اند به هنگام معرفی حضرت به عنوان ولیعهد حدود سی وسه هزار از اولاد علی حضور داشتند. پس از شهادت امام رضاعلیه السلام و رفتن مامون به بغداد پراکنده شدند و در گوشه و کنار کشور رحل اقامت افکندند. سادات زواره، سادات کهنک، سادات اردستان و بسیاری از دهات و قصبات که به وجود سادات عمران و آبادی یافت همه از پرتو وجود مبارک امام هشتم بود.

امامزاده هایی که در فارس، یزد، اصفهان، کرمان، همدان، خراسان، مازندران، گیلان،آذربایجان، خوزستان و سایر ایالات اقامت گرفته و پس از مردن و یا شهادت قبه و بارگاهی پیدا کرده اند همه در سایه این مسافرت بوده است.

ج: گروه سوم آنهایی هستند که در خروج برخی از فرزندان علی علیه السلام بر خلفای اموی وعباسی شرکت داشتند و پس از شکست آنها بدین حدود گریختند هر گاه یکی از اولادعلی علیه السلام بر خلیفه خروج می کرد عده زیادی به همراه و یار او بودند و چون شکست می خوردخلیفه به قلع و قمع همراهان و یارانش فرمان می داد. سادات معرفی که بر خلفا خروج کردندو به شهادت رسیدند عبارتند از:

- زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که بر هشام خلیفه اموی خروج کرد وبه سال ۱۲۲ ه .ق به شهادت رسید.

- محمدبن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام معروف به «نفس زکیه »که در سال ۱۴۵ قمری در زمان منصور دوانیقی در مدینه خروج کرد، اشراف بنی هاشم با اوبیعت کردند لکن حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رضا نداد، منصور برادرزاده خود عیسی را به دفع وی فرستاد و در نزدیکی مدینه تلاقی کردند و نفس زکیه به شهادت رسید و سرش را به نزد منصور بردند.

- ابراهیم بن عبدالله مشهور به «قتیل باخمری » برادر نفس زکیه که به هنگام خلافت منصور (۱۳۶-۱۵۸ق) در بصره خروج کرد و در دهی به نام «باخمری » نزدیک کوفه به شهادت رسید.

- حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام معروف به «صاحب فخ » در نزدیکی مکه به شهادت رسید.

- یحیی بن عبدالله برادر نفس زکیه که پس از خروج نفس زکیه به دیار طبرستان و دیلم درآمد و کارش بالا گرفت و مردم به دورش جمع شدند، تا آن که به سال ۱۷۶ قمری هارون الرشید فضل بن یحیی را مامور دفع او گردانید و سرانجام یحیی بن عبدالله در بغدادزندانی شد و درگذشت.

- ابوعبدالله محمدبن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام مشهور به ابن «طباطبا» که در سال ۱۹۹ ق در خلافت مامون خروج کرد و کوفه را به دست آورد، اما دیری نپایید که در همان جا درگذشت.

- محمدبن محمدبن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که بعد از وفات محمدبن ابراهیم جای او را بگرفت، لکن فرمان به دست ابوالسرایا بود، ابوالسرایا به سال ۲۰۰ ق اسیر و کشته شد و محمد را نیز پیش مامون فرستادند.

- ابراهیم بن موسی بن جعفربن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که درسال ۲۰۰ قمری زمانی که مامون در خراسان بود در یمن خروج کرد مامون بر او ظفر یافت واو را عفو کرد.

- محمدبن قاسم بن عمربن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که در آغاز ملازم مسجد نبی بود در سال ۲۱۹قمری جمعی خراسانی با او بیعت کردند، سپس به جوزجان رفت و بعد از مدتی در طالقان خراسان خروج کرد، عبدالله بن طاهر بر او دست یافت و به نزدمعتصم فرستاد، معتصم او را زندانی کرد، اما او توانست از زندان فرار کند.

- یحیی بن عمربن یحیی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که در خلافت المستعین به سال ۲۵۰ قمری در کوفه خروج کرد، مردم کوفه به او گفتند که اگر توبه سبب نیازمندی و تنگدستی دست به چنین کار خطرناکی زده ای ما همه حاضریم هر چند که بخواهی به تو بدهیم به شرط آن که بنشینی و فتنه برنخیزد، سوگند خورد به طلاق که جز آن که دین حق ذلیل شده و احکام شریعت منسوخ گشته خروج نکرده ام. محمدبن عبدالله طاهر،حسین بن اسماعیل را به جنگ او فرستاد و وی را گرفتند و سرش را بریدند و به نزد محمدبن عبدالله آوردند و محمد نیز سر را پیش مستعین فرستاد، و یاران یحیی به کوههای ری وطبرستان گریختند.

د: دسته ای از سادات که شمار آنها از سه گروه دیگر فزونتر بود و در زمان حکومت علویان در مازندران روی به دربار ایشان نهادند. که چون علویان زیدی مذهب در طبرستان سلسله حکومتی تشکیل دادند به ایشان پیوستند.

راجع به کثرت این دسته ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان چنین گفته: «در این وقت(اواسط سال ۲۵۳ق) به عدد اوراق اشجار، سادات علویه و بنی هاشم از حجاز و اطراف شام و عراق به خدمت او [حسن بن زید] رسیدند. در حق همه مبرت و مکرمت فرمود و چنان شدکه هر وقت پای در رکاب آوردی سیصد نفر علوی شمشیر کشیده گرداگرد او مکله بستندی ». این چهار گروه از سادات بزرگوار چون به نواحی نسبتا امن مانند نقاط کوهستانی عراق وقومس و ری و دیلم و نواحی طبرستان می رسیدند، رفته رفته با مردم این بلاد درمی آمیختندو بتدریج به صورت بومیان محل درمی آمدند و از احترام خاصی در میان مردم برخورداربوده اند.

پیدایش مشاهد و بقاع متبرکه

پراکندگی سادات در تمام نقاط گوناگون این پهنه یکسان نبود زیرا بیشتر به جاهایی روی می آوردند که احساس امنیت بیشتر می کردند همانند کوهستان ری و طبرستان وپاره ای نقاط مرکزی، با این حال بعضی از ایشان گرفتار مخالفان می شدند و به شهادت می رسیدند، امروز مراقد اکابر این بزرگواران باقی و مزار و مطاف است. از سنجش تعدادآنها در نقاط مختلف می توان پی برد که این نقاط به چه نسبت مورد توجه ایشان بوده است،گرچه برخی از این بقاع در طی زمان خراب و آثار آنها محو گردیده است. بر طبق آماری که سازمان اوقاف در سال ۱۳۵۲ شمسی تهیه کرده و در روزنامه کیهان انتشار یافته است درسراسر ایران حدود ۱۰۵۹ امامزاده احصا شده ولی در سی ام دیمان ۱۳۷۲ شمسی همین سازمان تعداد مقبره های امامزادگان شناسایی شده را۳۴۰۰ باب اعلام کرده است که همه اینها جزء میراث فرهنگی و افتخارات ملی و مذهبی کشور محسوب می شود و بالاخره در فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی که از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی منتشر شده متجاوز از چهارهزار مزار شناسایی گردیده است. همه استانهای کشور از این موهبت بهره مندند ولی استان مرکزی از این لحاظ مقام نخست را دارد و تنها استانی که فاقد مقبره امامزاده می باشد سیستان و بلوچستان است .

تحقیق در احوال این معصوم زادگان و شناخت فردفرد این بزرگواران اغلب در نهایت صعوبت و گاه غیرممکن می نماید زیرا بسیاری از سادات از بیم عمال جور در خفا بدین مرز و بوم آمدند و گمنام زیستند و ارباب انساب و تواریخ اطلاع زیادی در اختیارنگذاشته اند. و چون سادات وفات می یافته اند افراد خیر، بقعه ای بر مزار ایشان می ساختند ولوحه نامشان را بر آن نصب می کردند لکن ترجمه احوالشان ناگفته می ماند از طرفی لوحه ای که در روز فوت برای نصب بر مزار این بزرگواران فراهم می کردند به خط کوفی بوده و در زمانهای بعد که آنها را به خط ثلث یا نسخ برمی گرداندند، دشواریهای خط کوفی در اعجام و اعراب و قرائت و گاه فرسوده شدن و ریختن برخی کلمات سبب تحریف وتصحیف می گردیده است چنان که مثلا حسین به حسن و نقی بصورت تقی و عبیدالله به صورت عبدالله و ظاهر بشکل طاهر درمی آمده است که در این زمینه شواهد زیاد در دست است.

از سوی دیگر در ذکر پدران صاحب مرقد تا اتصال به امام علیه السلام از باب اختصار در نسب و یا به جهت این که قداست بیشتری به صاحب مرقد بدهند نام یک و یا چند واسطه حذف می شده است بدانسان که اکنون در نقاط مختلف امامزاده های فراوانی به نام فرزند بلافصل امام موسی کاظم علیه السلام معرفی شده اند. حال آن که آن حضرت را بدین اندازه فرزند و آن هم همنام نبوده است. باید گفت که بیش از تعداد فرزندان حضرت که در کتب تاریخی آمده، بقیه فرزندزادگان و بنائر و احفاد و ذراری امام موسی کاظم علیه السلام می باشند که در نسبتشان نام یک یا چند واسطه حذف گردیده و آنان فرزند بلافصل امام معرفی شده اند.

بنا و تعمیر بقاع امامزاده ها

از دیرباز به حکم پاره ای اخبار ظاهرا نخستین بنا بر روی مراقد معصوم زادگان در همان زمان دفنشان به صورت سایبانی ساده به دست علاقه مندان به خاندان نبوت و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام ایجاد می شد و به مرور، دیگر نکوکاران چیزی بر آن می افزودند و زمان چندانی نمی گذشت که صورت زیارتگاهی با آلت و عدت به خودمی گرفت. مثلا احداث زیارتگاه حضرت معصومه(سلام الله علیها) در قم را چنین نوشته اند:

پس از رحلت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در قم، نخستین بنا که عبارت بود از سایبان بوریایی به وسیله شیعیان که ساکن قم و معروف به خاندان سعد اشعری بودند بر روی قبر گذارده شد، پس از مدت کمی یکی از دختران حضرت امام محمد تقی علیه السلام به نام سید زینب به قم آمد و قبه با گنبد ساده ای بر روی قبر بنا نهاد.

از آن پس که سادات علوی در طبرستان صاحب قدرت شدند و حکومت در سال ۲۷۰ قمری به محمدبن زیدعلوی رسید و بعد که آل بویه روی کار آمدند، امر آباد ساختن مراقدمطهره و بقاع متبرکه مورد توجه خاص قرار گرفت. پس از آنها نیز این مهم ادامه یافت وهنوز قرنی نگذشته بود که در عهد سلجوقیان مجدالملک از وزیران شیعی مذهب آن سلاله بدین امر قیام کرد. عبدالجلیل رازی در النقض ذکر کرده است:

وزیر سعید شهید مجدالملک اسعدبن محمدبن موسی البراوستانی القمی قدس الله روحه با بزرگی رفعت و قبول و حرمت، خیرات بسیار فرمود، چون قبه امام حسن بن علی و علی بن زین العابدین و محمدالباقر و جعفر الصادق علیهم السلام به بقیع، که هر چهار معصوم در یک خطیره مدفونند و عباس عبدالمطلب آن جا مدفون است، به مدینه رسول صلی الله علیه وآله به گورستان بقیع و مشهد موسی کاظم و محمد تقی علیهما السلام به مقابر قریش هم او فرموده است به بغداد و مشهد سید عبدالعظیم حسنی به شهر ری و بسی از مشاهد سادات علوی و اشراف فاطمی علیهم السلام، با آلت و عدت و شمع و اوقاف که همه را دلالت است بر صفای اعتقاد او و در مقابل تربت حسین بن علی علیه السلام در کربلا مدفون است.

در زمستان ۱۳۴۷ شمسی آثار سردر قدیمی حرم حضرت عبدالعظیم با کتیبه کوفی وآجرکاریهای زیبای عهد سلجوقی مربوط به سالهای ۴۸۰-۴۹۰ ق در جوانب سردر کنونی آن بقعه پدیدار گردید که کتیبه آن به نام «سید شمس الدین مجدالملک مشیرالدوله ابوالفضل اسعدبن محمدبن موسی » خوانده شد. کشف این کتیبه قول صاحب النقض را تایید می کند،ذکر این نکته خالی از فایده نیست که مردم بدانند بنای مدفن ائمه بقیع مذکور در النقض راوهابیها خراب کرده اند.

باری پس از سلجوقیان نیز در منابع، نام نیکوکارانی از حکام و متمکنان معتقد محلی وغیر ایشان به چشم می خورد که به آباد نگاه داشتن بقاع مقدس توجهی خاص داشتند و بساافراد خیر و متدین دیگر که در اعصار و اماکن مختلف در این باب کوشش کردند و اموال خرج نمودند، لکن نامشان در جایی نیامده است.

از زمان روی کار آمدن صفویان که آیین تشیع مذهب رسمی کشور گردید، زیارت بقاع و اماکن مقدس این آیین رونقی دیگر گرفت، رفتن شاه عباس با پای پیاده به زیارت حضرت امام رضاعلیه السلام خود یکی از دلایل بارز این امر می تواند باشد. از سلاطین این سلاله شاه طهماسب در امر تعمیر مراقد مقدس اهتمامی خاص داشت و ظاهرا تمام مراقد و بقاع مقدسه معصوم زادگان به فرمان او مرمت شده است.

سلاطین قاجار مانند فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه نیز در این باب گاه اهتمام می کرده اند واکنون نیز حکومت جمهوری اسلامی در این مورد سعی بلیغ می نماید.

نقش تصوف در پیدایش مزار

قطع نظر از آرامگاههای امامان و امامزادگان علیهم السلام غالب مزارات دیگر مربوط به عرفا ومتصوفین است که اینان از عارفان و زهاد و متقیان عصر خویش بوده اند و اغلب مردم زمانه از مریدان و ارادتمندان آنها محسوب می شده اند، پس از مرگ یا ایجاد بقعه و بارگاه، آنها رانیز مانند ایام حیات معزز و محترم می شمرده اند. دکتر «زکی مبارک » دانشمند مصری ضمن بررسی تاثیرات تصوف در جامعه اسلامی به بعضی از کاربردهای آشکار و نهان مزارات که به نظر او از آثار صوفیان است اشاراتی دارد که بعضی را به اختصار در این جا نقل می کنیم:

گنبدهایی که بر روی جایگاه ابدی اولیا و صالحان پابرجاست خود نمودار بزرگداشت واحترامی است نسبت به مسلمانانی که نامشان سزاوار جاودانه شدن است. چنانچه روستا وشهرکها را از نظر بگذرانید خواهید دید که صوفیان چگونه در جاودان ساختن نام «اولیاء»هنرنمایی کرده اند.

اروپاییان، بزرگان و قدیسان خود را با ساختن تصویر و تندیس آنان جاودان می کنند ومسلمانان نیز بزرگان و اولیای خود را با افراختن گنبد و بارگاه محترم می شمارند.

اگر تصویر و تندیسهای اروپایی را زائران زیارت می کنند و بزرگی هنرها را در آنهامی ستایند، ضریحها و گنبدها در سرزمینهای اسلامی را زائران زیارت می کنند تا شگرفی هنرها را بنگرند. گاه گویند: آیا این بدان معنی نیست که صوفیان مهندس و معماربوده اند؟ گوییم که این شاهکارهای هنری از الهامهای آنان بوده است…، چرا که می بینیم به مزارات روی آورده، به زیارت آنها شتافته و به آنها علاقه مند شده اند. هم اینان چنین رسمی در میان ملتهای اسلامی منتشر کردند چندان که به آرمگاه پیامبرصلی الله علیه وآله نیز پرداختند.

آدمی وقتی در نظر می آورد که میلیونها دینار برای افراختن گنبد و بارگاهها صرف شده،و هزاران هنرمند به آرایش آنها پرداخته اند و این که چگونه آنها را در نهایت ظرافت هنری ودقت هندسی ساخته اند و چگونه ملتها به برپا داشتن ضریحها و آرایش گنبدها اقدام کرده اند،باید بداند که صوفیان در کارهای ایشان و در جنبشهای هنری تاثیری کامل داشته اند. هنرمندان مسلمان در آرایش ضریحها و مسجدها نبوغی شگرفت نشان دادند، چندان که توانسته اند در آرایش کلیساهای اروپایی تاثیر گذارند. چون بسیاری از هنرمندان مسیحی بر ستونهای کلیساها واژه های «الله »، «محمد»، «ابوبکر»، «عمر» ،«عثمان » و «علی » را به گمان آن که اینها آرایه های هنری است نقش کرده اند.

لیکن ناگزیر از اشاره به فرق میان ضریح و تندیس هستیم. تندیس تنها خواسته اندیشه است و دیده پس از آن که آن را دید نگاه از آن برمی گیرد. اما ضریح خواست اندیشه و هنر ونیز فرهنگ است. دیدنی است که چگونه ضریحها مقر انجمنهای علمی است که طالبان علم هر بامداد و پگاه به آنها روی می آورند. می بینید که چگونه ضریحها معمولا دارای زاویه هاو مسجدها هستند. همین خود بیانگر آن است که ضریح چونان یک تخته سنگ هنری نیست،بلکه مرجع بسیاری از مفاهیم روحی، ذوقی و اجتماعی است.

معانی اجتماعی چیست؟ منظور از معانی کارکردهاست چنان که ملاحظه می شود هر بقعه و ضریحی، اغلب آستان و بارگاهی دارد، که انجمنهای هفتگی برای سماع و وردخوانی درآنها تشکیل می شود. همین خود از جهت ذوقی و روحی سودبخش است. بعلاوه می بینیم درپیرامون برخی از بقعه ها، سالروزهایی گرفته می شود که تاثیری قوی از جهت اجتماعی واقتصادی داراست; نخست این که هر سالروز موسمی است که مردمان با هم دیدار می کنند، وحتی زناشوییها در روزگاران گذشته، بر اساس همشناسیهایی که در این سالروزها پدیدمی آمد صورت می گرفته است. دوم آن که هم نمایشگاههایی است که هنرها و دستاوردها،حتی شعبده بازی و افسونگری، در آنها به نمایش درمی آید. سوم این که بازارهایی همه جوره است که بازرگانی و صنایع در آنها رونق مادی حاصل می کنند


:: بازدید از این مطلب : 1301
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 08 اردیبهشت 1392

 

 

سیدمرتضي افقه (میرسالاری)

اقتصاددان واستاد دانشگاه
يكي از مهم‌ترين وظايف دولت‌ها حفاظت از دارايي و نقدينگي مردم مقابل تلاطم‌هاي اقتصادي است و در واقع دولت‌ها وظيفه دارند با شناسايي عوامل موثر بر كاهش ارزش پول ملي و پيشگيري از عملي شدن چنين خطرات بالقوه‌اي، اعتماد تك‌تك شهروندان را به پول ملي حفظ كرده تا در مراحل بعد زمينه براي هدايت اين نقدينگي به بخش توليد فراهم شود. ناگفته پيداست اگر دولتي در تحقق چنين هدف مهمي ناتوان نشان بدهد، به همان ميزان هم اعتماد شهروندان به پول ملي تضعيف شده و در حالت حاد آن مي‌تواند به هراس عمومي از پول ملي منجر شود. نگاهي به گذشته نشان مي‌دهد كه برخي كشورها مانند آلمان بعد از جنگ جهاني اول دچار چنين وضعيتي شده‌اند. پول ملي مانند كاغذي بي‌ارزش در معاملات كنار گذاشته شده بود. در برخي ديگر از كشورهاي اروپايي هم تجربه‌ای مشاهده شده است. تا يكي، دو دهه پش تركيه در همسايگي ايران هم گرفتار كاهش روزانه ارزش پول ملي شده بود به‌گونه‌اي كه اعتماد شهروندان تركيه به واحد پولي‌شان به حداقل ممكن رسيده بود تا اينكه اين كشور به‌تدريج و با اتخاذ سياست‌هاي درست پولي و مالي توانست بر اين مشكل فائق آيد و در حال حاضر هم به صورت نسبي ارزش پول ملي‌اش را حفظ كرده است.

ايران هم اگرچه از دهه 50 شمسي گرفتار تورم بوده و اين تورم به‌تدريج كاهش ارزش پول ملي را به‌دنبال داشته است، اما آنچه كه در دو سال گذشته و بخصوص سال 91 رخ داد، تكانه پولي‌شديدي بود كه تقريبا در ايران سابقه نداشته است. چرا كه در فاصله بسيار كوتاهي ارزش پول ملي نصف شد و در واقع كساني كه ريال در دست داشتند، ناگهان نصف ارزش نقدينگي كه داشتند از دست‌شان رفت بدون اينكه تواني براي حفاظت از دارايي خود كه بعضا محصول ده‌ها سال كار و تلاش‌شان بود داشته باشند. نصف شدن ارزش پول ملي بيش و پيش از هر چيز انگشت انتقاد را به سوي دولت نشانه رفت چرا كه دولت نتوانسته بود به يكي از وظايف اصلي خود يعني حفظ ارزش پول ملي جامه عمل بپوشاند. در واقع دولت با رو آوردن به سياست‌هاي اشتباه و كارشناسي نشده و شعاري، بخش توليدي كشور را دچار تزلزل و آسيب كرد و نتيجتا این رویکرد كاهش ارز پول ملي را در پي داشت.

مهم‌ترين ركن اقتصادي كشور، توليد ملي آن است و به بيان ديگر قدرت پول ملي در آن به توليد ملي بستگي دارد. هر چه توليد بيشتر، معتبرتر و دائمي‌تر باشد، قدرت پول ملي بيشتر خواهد بود. آنچه در سال‌هاي گذشته رخ داده، خواسته يا ناخواسته جهت ضربه‌زدن به توليد ملي بوده است. نتيجه چنين شرايطي كاهش ارزش پول كشور در مقايسه با ارزهاي خارجي است كه آسيب‌هاي موجود را تشديد مي‌كند.ادامه از صفحه اول: چنين وضعيتي باعث خواهد شد تا مردم تلاش كنند خود را از پول ملي برهانند و سرمايه‌هاي خود را در اولين فرصت از ريال به دارايي‌هاي ديگر مانند ارزهاي خارجي، طلا و سكه و كالاهاي بادوام مانند مسكن تبديل كنند و مادام كه دولت توان حفاظت از ارزش پول ملي را نداشته باشد به صورت طبيعي چنين رفتاري از دارندگان ريال خواهد داد. يكي از رويه‌هاي ديگر كه دولت در چند سال گذشته در پيش گرفت و موجب كاهش اعتماد عمومي به سياست‌گذاران پولي و اقتصادي كشور شده، قول‌هاي مكرري بود كه بعضا مردم عادي نيز به بي‌پايه بودن اين نوع قول‌ها پي برده بودند كه در نهايت اعتماد عمومي بيش از پيش لطمه ديد و ضربه خورد. به دليل همين مشكل بايد تلاش كرد رونق يا ثبات اقتصادي را از طريق افزايش اعتماد عمومي به مردم بازگرداند.متاسفانه مديران اجرايي فعلي نشان داده‌اند كه نه تنها قادر به اين مهم نيستند، بلكه با قول‌هاي بدون پشتوانه شرايط را بدتر نموده‌اند. اين رفتارها نشان مي‌دهد كه نگراني از شرايط معيشتي مردم نزد مسئولان اجرايي به حداقل رسيده است. در اين شرايط به نظر مي‌رسد، حضور مديري مقتدر در راس قوه اجرايي كشوربتواند در فراهم كردن شرايط داخلي و ارتباطات بين‌المللي و توجه جدي به توليد و اشتغال زمينه را براي بازگشت به ثبات و رونق اقتصادي فراهم كند.

 


:: بازدید از این مطلب : 738
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 22 فروردین 1392

در دهه فاطمیه، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام، قرار داریم. فاطمه (س) را باید به تنهایی و مطلق و مجزا از وابستگی‌های ارزشمندش، تنها به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد و بی‌هیچ اغراق افسانه‌ای، ارزش‌های آسمانی‌اش را در عین آنکه بر زمین خدا و در میان خلق خدا راه می‌رفت و زندگی می‌کرد، به بررسی نشست.

دختر رسول گرامی اسلام بودن و یا افتخار همسری ابرمردی چون علی را داشتن و یا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدام‌شان فضیلتی گرانسنگ و بی‌همتاست.

سلام و درود خدا بر یگانه بانوئی که در عرش الهی محبوب ملائکه مقرب و هم کلام با برترین آنان و حامل علم خدا یعنی جبرئیل امین بود. درود بیکران خداوند بر فاطمه(س) که بهجت قلب و نور چشم رسول (ص) و عزیزترین انسان‌ها در پیشگاه او بود؛ وجودی که نور پیامبر(ص) سراسر او را احاطه نموده بود و از جهت شبیه‌ترین مردم در رفتار و کردار به رسول خدا بود.


:: بازدید از این مطلب : 859
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 20 فروردین 1392

نفر وسط

،جناب آقای سیدیعقوب امیرسالاری قهرمان وزنه برداری ایران،قهرمان پاورلیفتینگ جهان،مربی سابق تیم ملی پاورلفتینگ ایران،نایب قهرمان المپیک سیدنی ومسئول کمیته پاورلیفتینگ استان فارس،


:: بازدید از این مطلب : 935
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 20 فروردین 1392

http://brumandv.persiangig.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%88%DA%A9/IMG_1207.JPGhttp://brumandv.persiangig.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%88%DA%A9/IMG_0932.JPG


:: بازدید از این مطلب : 809
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : matlobi
سه‌شنبه 20 فروردین 1392

 

 

حاجی سیدفتحعلی امیرسالاری بزرگ خاندان متولد سال 1278 هجری شمسی، فرزند مرحوم حاج سیدرضا و حاج سیدرضا فرزند مرحوم سید فتحعلی و سید فتحعلی فرزند مرحوم حاجسیدمحمدرضا بزرگ خاندان که ایشان نیز فرزند مرحوم سیدمهرعلی بوده اند.شیخ مهرعلی فرزند مرحوم سیدخان احمد است و جد بزرگوارشان امامزاده میرسالار می باشد که مقبره مبارکشان واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد، شهرستان کهگیلویه، بخش چاروسا قارتق می باشد. که به روایتی اجدادشان حدود چهارصد سال پیش به دلیل درگیریهایی که بین طوایف پیش آمده بوده و منجر به کشته شدن تعدادی از طایفه امیرسالار در کهگیلویه می گردد، به همراه تعدادی از یاران آنجا را ترک و به استان فارس، حوالی میمند که منطقه خوش آب و هوایی بوده می آیند و در شمال این شهر در دامنه کوه سپیدار اسکان می گیرند و در آنجا روستایی بنا می کنند، که بدلیل اینکه روستای قبلی شان در کهگیلویه تنگ ریز نام داشته، اینجا را هم تنگ ریز نامگذاری می کنند.

مناطق شمالی روستا بدلیل خوش آب و هوا بودن را به باغهای دیم درختان انگورو انجیروانارو..تبدیل می کنند، که هم اکنون تعداد زیادی از باغها برقرار و همچنان مورد استفاده و بهره برداری می باشد. و تعدادی هم به دلایل مختلف از جمله خشکسالی از بین رفته اند که آثار آنها چون حصار و سنگ چین برقرار که دال برشناسنامه اهالی روستا می باشد.

حاج سیدفتحعلی که تنها فرزند خانواده بوده است در سن سه سالگی پدرش را از دست می دهد و سرپرستی وی را مادرش نرگس خاتون که از بزرگ زادگان میمند بوده است، بعهده می گیرد. لکن در شش سالگی مادر را نیز از دست داده و سرپرستی وی را دایی اش خواجه علیرضا میمندی که از بزرگان میمند بوده  است بعهده می گیرد.وی در سنین نوجوانی بنابر حس کنجکاوی، با موافقت دایی، روستای پدری (تنگ ریز) را برای ادامه زندگی انتخاب کرده وبه آنجا نزد اقوام و خویشاوندان پدری نقل مکان می کند. وی در تنگ ریز ازدواج کرده و صاحب فرزندانی می گردد.نام همسران ایشان به ترتیب: گل افروز، جهان افروز، زینب، بیگم جان، گوهر بیگ، عالم بی بی، بتول خانم می باشد. وی دارای 21 فرزند (10 دختر و 11 پسر)  هستند که البته تعدادی از آنها در کودکی فوت کرده اند. فرزندان و نوه و نتیجه ایشان در حال حاضر حدود 400 نفر می با شند.

در سال 1309 وی برای زیارت روانه کربلا می شوند و از راه بوشهر و سپس آبادان به کربلا و زیارت قبر سیدالشهدا و و بقیه عتبات و عالیات مشرف می گردند.

مرحوم، یکی از مبارزان جنگ با انگلیس بوده اند که در زمان حمله قشون انگلیس از جنوب با همراه داشتن تعدادی تفنگچی خوانین قشقایی را همراهی کردند که منجر به پیروزی جنگ آوران قشقایی و شکست انگلیسی ها شد.

وی مردی لایق، کاردان و شایسته و معتمد اهالی روستا بوده که بدین سبب از سوی روستاییان بعنوان کدخدا و بزرگتر روستا برگزیده می شود که تا پایان عمردر خدمت اهالی بوده اند. وی در سال 1354 به زیارت خانه خدا مشرف می شوند و در اردیبهشت ماه سال 1367 در سن 89 سالگی به دلیل غم واندوه ناشی از از دست دادن فرزند بزرگش جلیل دارفانی را وداع گفت. پیکر پاکش در جوار امامزاده سیدحسین  در کنار قبر فرزندش در میمند به خاک سپرده شد.روی سنگ قبرش چند بیت از این  شعر که فرزندش کربلایی غضنفر امیرسالاری سروده است حک شده است:

دریغا کاروان سالارمان رفت

بزرگ و سرور و سردارمان رفت

رییس کاروان حاجی فتحعلی

به حق لبیک گفت از این مکان رفت

مبارک ماهی و فرخنده روزی

حدود لیلۀ القدر از جهان رفت

شب قتل علی شاه ولایت

یکی از شیعیان و مخلصان رفت

مه تنزیل آیات الهی

به امر حق به فردوس جنان رفت

برای بازدید راه پرخوف

جلودارش جلیل قهرمان رفت

ز داغ نازنین فرزند دلبند

دل بشکسته با آه و فغان رفت

تن پاکش شد اندر خاک پنهان

روانش رو بسوی آسمان رفت

دلاور مرد قوم تنگ ریزی

تهی دست از میان دوستان رفت

توانا بود و برنا روزگاری

ولی امروز پیر و ناتوان رفت

هزاران خاطرات تلخ و شیرین

بجا بگذاشت آن شیرین زبان رفت

پسررفت وپدرازداغ فرزند

نیاسود و بدنبال جوان رفت

پدر رفت و برادر رفت افسوس

ز ما واماندگان تاب و توان رفت

به بالینش بسی شیون نمودیم

ولی او راه خود را همچنان رفت

لدوللموت معنایش همین است

که هرکس زاد با مرگ از جهان رفت

خدایا باب مارا محترم دار

که او از بین قومی مهربان رفت

خدایا محسناتش را بیفزا

که با احسان تو راحت توان رفت

خدایا سیئاتش را ببخشای

که نتوان خسته با بار گران رفت

سلام هی حتی مطلع الفجر

بخوان سالار کان روح روان رفت


 

تنگ ریز روستایی است واقع در شمال میمند فارس که از شمال به کوه سپیدار از جنوب به میمند از مشرق به روستای گنک و از مغرب به روستای شبانکاره محدود می شود. این روستا دارای حدود هشتاد خانوار و چهارصد و پنجاه نفر جمعیت می باشد. شغل غالب مردم این روستا کشاورزی و دامپروری است. محصولات عمده این روستا عبارتند از گندم، جو، انگور، انجیر، بادام کوهی(الوک)، پسته کوهی(بنه)، زودی، جاشیر، روغن حیوانی، کشک، دوغ و.. این روستا هم اکنون دارای تمامی امکانات رفاهی ( آب، برق، گاز، تلفن، اینترنت، مدرسه، جاده آسفالت) می باشد.

 

 



 

:: بازدید از این مطلب : 3165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 07 فروردین 1392

 


:: بازدید از این مطلب : 688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
یکشنبه 04 فروردین 1392

 هر روز و ماه و سالی که می گذرد به حسابرسی اعمالمان نزدیک تر می شویم  اما افسوس که آن را به شوخی می گیریم!!! بودند افرادی که در سال گذشته کنارمان یا در همسایگیمان بودند اما امروز به حسابشان رسیده اند و به جهان دیگر شتافته اند!!!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ ( 1 ) مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ ( 2 ) انبیاء

به نام خداوند بخشنده مهربان
 حساب مردم به آنان نزديک شده، در حالي که در غفلتند و روي گردانند! ( 1 ) هيچ يادآوري تازه اي از طرف پروردگارشان براي آنها نمي آيد، مگر آنکه با بازي (و شوخي) به آن گوش ميدهند! ( 2 )


:: بازدید از این مطلب : 697
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 01 فروردین 1392

 بیش از 7 قرن پیش وقتی مغولان به ایران حمله کردند، درکنار همه تخریب ها و تغییرهای فرهنگی که به ایران تحمیل کردند، گاهشماری چینی- اویغوری را هم وارد فرهنگ ایرانی کردند...

گاهشماری که مبنای آن نامگذاری دوره ای و گردشی سال ها به نام 12 حیوان بود. گاهشماری که با گاهشماری ایرانی ترکیب شد و تاکنون هم در باورهای عامیانه، به آن رجوع می شود.

هرچند در اوایل به کارگیری گاهشماری حیوانی، بیشتر از مطابقت با ماه های هجری قمری استفاده می شد، اما در دوره های بعد، بیشتر گاهشماری جلالی و برج های دوازده گانهٔ آن مورد استفاده قرار می گرفت.

بر این اساس، طول متوسط سال برای کارهای رسمی و مالیاتی در گاهشماری حیوانی، برابر با طول متوسط سال حقیقی خورشیدی بود.

تا دوره صفویه، گاهشماری حیوانی با ماههای قمری رواج داشت، اما از دوره صفویه، مقرر گردید که علاوه بر ماههای قمری، ماههای شمسی نیز در تقویم های سالیانه ثبت شود. این روش از عصر صفویه تا سال 1329 هجری قمری ادامه داشت. در این سال ماههای شمسی با نام برج های دوازده گانه پذیرفته شده و در تقویم های سالیانه ثبت شدند.

ریشه و خاستگاه این گاه شماری و علت تأثیرگذاری این دوازده حیوان خاص بر سرنوشت زمین و انسان، به یک افسانهٔ کهن بودایی بازمی گردد.

نام سالهای دوازده گانهٔ حیوانی در ایران که با تقویم اویغوری - چینی تفاوتهایی دارد، به ترتیب عبارتند از:

1. موش
2. گاو
3. پلنگ
4. خرگوش
5. نهنگ
6. مار
7. اسب
8. گوسفند
9. میمون
10. مرغ
11. سگ
12. خوک

نحوه تعیین سال ها به نام حیوانات

برای تعیین اینکه هر سال خورشیدی، به نام کدامیک از حیوانات دوازده گانهٔ فوق است، کافیست تا عدد آن سال را با عدد 6 جمع بزنیم و بعد حاصل جمع رابر عدد 12 تقسیم نمائیم و سپس به باقیمانده نهایی نگاه کنیم. عدد باقیمانده، نمایندهٔ نام آن سال بر مبنای ترتیب فوق الذکر است.

بعنوان مثال، برای دانستن نام سال 1392 خورشیدی، ابتدا 1392 را با 6 جمع می کنیم و حاصل یعنی عدد 1398 را بر 12 تقسیم می کنیم که باقیماندهٔ نهایی تقسیم، عدد 6 می شود که با رجوع به ترتیب نام برده نمایندهٔ سال مار است.

به این ترتیب متولدین سالهای: 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392، و... در سال مار به دنیا آمده اند.

یک سال عجیب در راه است؟

معروف است که سال مار همیشه با حوادث عجیب و غریب و اتفاق های غیرمنتظره همراه بوده است. از کودتای 28 مرداد تا حمله به برج های دوقلو در امریکا. کافی ست نگاهی به برخی از این اتفاق ها بیندازید تا ببینید سال هایی که نام «مار» را برخود داشته اند، چه سالهای عجیبی بوده اند:

1308: مرگ احمدشاه قاجار, درگیریهای شدید در بیت المقدس و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان
1320: حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران, ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر
1332: کودتای امریکایی 28 مرداد, حادثه 16 آذر و شهادت 3 دانشجوی معترض دانشگاه تران به حضور نیکسون در ایران, به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر
1344: تیراندازی به شاه در کاخ مرمر, درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر, شروع انقلاب فرهنگی درچین
1356: درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی
1368: رحلت امام خمینی, تخریب دیواربرلین
1380: واقعه 11 سپتامبر و حمله به برجهای دوقلو درنیویورک, حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور, برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی

آیا در پایان سال 92 هم اتفاق های عجیب سال به این لیست اضافه خواهد شد؟


:: بازدید از این مطلب : 750
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 01 فروردین 1392

 

 

تنها، زمین بود و زمین ، چه تنها بود که هزاره ها بیصدا تنهاییش را زندگی میکرد.کسی نمیدانست که چرا زمین در یک سکوت صوفیانه فرور فته است.کسی نمیدانست که چرا زمین اینگونه دارد پیر میشود.کسی نمدانست که چرا زمین فراموش شده است.

گاه بچه فرشته ای بازیگوش پر به شیطنت میداد و خواب هزار ساله زمین را بر می آشفت.گاه ستاره ای چشمک زن بر آسمان غبارگرفته زمین نازفروشی میکرد.گاه شهابی از دوردست کمانه کرده و بر تنش زخمه میزد.گاه برق آذرخشی چشمهایش را آزار میداد.گاه اما...صدای خدا از دوردست شنیده میشد و همین برای زمین کافی بود که هنوز نفس بزند.که هنوز زنده بماند.که هنوز نمیرد.

تنها ماه ،ماه رفیق یار و غار زمین خوب میدانست که زمین غم دارد.که زمین چه تنهاست و دارد پیر میشود.که زمین دلش خدا را میخواهد.این رااز صدای بغض شکسته ای میفهمید که در شبهای تنهایی به آسمان میرسید و دل آسمان را ابری میساخت.ماه خوب میدانست که زمین از درد بی یکی بودن دارد پیر میشود.

زمین یک تکه خاک بود.خاک بی حاصلی که از صدای بیصدایی پر بود.هزاره ها میشد که تنش درحسرت نوازش دستی پیر میشد و نگاهش در حسرت چشمی به افق خیره مانده بود.دلش زندگی می خواست. این را شبی با ماه درد دل کرد:

"فایده هزاره ها انتظار چیست؟وقتی نه کسی میاید نه کسی میرود نه کسی در من جوانه میزند"

ماه جوابی نداشت تنها به حرمت دوستی هزار ساله اش در شب سیاه زمین نوری بر تنش پاشید و سایه های کش دار تنهاییش را کمی روشن تر ساخت.

زمین نمیدانست دیگر روز به چه معناست و شب به چه رنگی است.گاه با صدای خنده ستاره ها بیدار میشد و گاه در لالایی فرشته ها به خواب میرفت.وقتی خیلی دلش میگرفت به یاد میاورد که در هزاره های دور "یکی بود-یکی نبود-غیر از خدا هیچ کس نبود-خدا بود-زمین بود آسمان بود"...همین تسلایش میداد.

تازگیها تنش ترک میخورد.هزاره ها میشد که باران نباریده بود.خدا سرگرم عرش بود و به فرش کاری نداشت و زمین دلش خدا میخواست.دلش باران میخواست.دلش خاک باران زده میخواست.اما فقط یک تن کویری بود و تنهایی و آفتابی که از آن هفت آسمان پرمشغله خداوندی روحش را زخم میزد و جانش را میگرفت.

یک شب اما سکوت هزار ساله زمین شکست.انگار غوغایی در آن بالاهای بالا درمیگرفت.صدای خداوند شنیده میشد.زمین تشنه شنیدن صدای خداوند بود.و زمین شنید که خدا فریاد میزند:از روحم در تو دمیدم...و زمین حسرت خورد بر موجودی که خدا از روحش بر آن دمیده بود.و زمین و زمان به سجده افتادند و زمین نفهمید سجده بر کیست بر چیست.تنها غوغای فرشتگان بود که بر دستهای خدا بوسه میزدند و زمین اما برق خشمی از آتش دید و به خود لرزید.

روزی از روزها یک سیب سرخ از آسمان پایین افتاد.عطر سیب در ذهن زمین پیچید و او را بیدار کرد.زمین چشمهای خسته اش را به بالا دوخت. صدای رعدی در عرش پیچید و زمین بعد از هزاره ها تشنگی بوی باران شنید و عطرخاک باران در هوایش پیچید.انگار قطره اشکی از چشمان خدا بود که اینگونه بر خاک فرو افتاد و گل شد و آتش بر جانش پاشید.

زمین دید که خاک گداخت-خاک پخته شد-خاک آدم شد و خواب هزارساله زمین برای ابد به اتمام رسید.

حالا دیگر یکی بود-یکی نبود-غیر از خدا بود بود آدم بود-حوا بود-عشق بود من بودم-تو بودی و زمین ما دیگر تنها نبود.به قیمت سوختن آدم فصلی جدید در زندگی زمین ورق خورد.فصلی به نام بهار و طبیعت معنا گرفت.

زمین جوانه زد و مادر شد.زمین مامن فرزندان آدم شد.

آمدن بهار و سال نوبر شما عزیزانم مبارک.


:: بازدید از این مطلب : 810
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران