منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 7
:: بازدید هفته : 204
:: بازدید ماه : 629
:: بازدید سال : 1982
:: بازدید کلی : 1982
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 20 شهریور 1392


:: بازدید از این مطلب : 660
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : matlobi
دوشنبه 18 شهریور 1392

سركار خانم سيده مريم ميرسالاري وجناب اقاي سيد محمد امين ميرسالاري افتخار افريني شماو كسب مقام هاي اول ودوم درمسابقات قراني فرزندان كاركنان بنياد شهيد استان خوزستان وراهيابي به مسابقات منطقه اي كشور را به شما وخانواده محتر م تبريك عرض مي نماييم

 


:: بازدید از این مطلب : 586
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 14 شهریور 1392

 

در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران‌قیمت پذیرایی می‌کرد، بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد. همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد، نزد دوستانش او را برای جلوه‌گری میبرد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.

واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت! او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود و مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید؛ اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود؛ اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه‌ای که تمام کارهایش با او بود حس می‌کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم؛ اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند.

اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: “من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده‌ام و انواع راحتی‌ها را برایت فراهم آورده‌ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟”
زن به سرعت گفت: “هرگز”؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: “من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟”
زن گفت: “البته که نه! زندگی در این جا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم.”
قلب مرد از این حرف یخ کرد.
مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: “تو همیشه به من کمک کرده‌ای. این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟”
زن گفت: “این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه تو بیایم؛ اما در مرگ … متأسفم!”
گویی صاعقه‌ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: “من با تو می‌مانم، هر جا که بروی..” تاجر نگاهی کرد، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ
زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود. تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: “باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می‌بودم!”

در حقیقت همه ما چهار همسر داریم!
همسر چهارم که بدن ماست. مهم نیست چه قدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ، اول از همه او، تو را ترک می‌کند.
همسر سوم که دارایی ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر صمیمی و عزیز باشند وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
همسر اول که روح ماست. اغلب به آن بی‌توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست میکنیم؛ اما او ضامن توانمندی‌های ماست ولی ما ضعیف و تنها رهایش کرده‌ایم تا روزی که قرار است همراه باشد؛ اما آن روز دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است


:: بازدید از این مطلب : 1149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 14 شهریور 1392

 

تقدیم به شهدای شیمیایی شهیدان سید عزیزالله حیدریان ،سید عباس هیزمی وشهید زنده سید یعقوب میرسالاری

دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه/ودست و پای پر از تاول و پر پینه

 

دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته/وترکشی که بسر داشت دردسرگشته

 

نشسته یک زن غمگین کنار بستر او/کنار بستر مردی که بود بی بازو

 

کنار بستر مردی که خسته بود از درد/همان دلاور مجنون جبهه های نبرد

 

زکلبه دلشان عطر سیب می آید/صدای ناله ام یجیب می آید

 

و او ز صوت دعای زنش خدایی شد/به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد

 

همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود/همان شبی که دعایش فقط شهادت بود

 

تداعی شب حمله،تداعی شب غم/شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم

 

به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر/به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر

 

به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون/به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون

 

به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک/به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک

 

دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد/دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد

 

دعا تمام شدو عقده دلش وا شد/و عاقبت سند بندگیش امضاءشد

صدای خس خس سینه تمام شد ،آری/واشکهای زن یک شهید شد جاری

 


:: بازدید از این مطلب : 1130
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 14 شهریور 1392

90353119241120173217.jpg


:: بازدید از این مطلب : 727
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 14 شهریور 1392

 

 

دهدشت- رییس اداره اوقاف وامور خیریه کهگیلویه گفت: بیست وهشتمین همایش بزرگداشت امام زاده میرسالار روز جمعه هفته 22 شهریور در بقعه متبرکه این امام زاده برگزار می شود.

 

 

سیدعبدالنبی صمدیان روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: این همایش با همکاری اداره اوقاف و مشارکت علاقمندان به خاندان وعصمت وطهارت و اولاد این سلاله ی پاک به صورت خودجوش هرساله برگزار می شود.

وی اظهارکرد: در این همایش بزرگداشت مهمانانی از سراسر کشور حضور خواهند داشت.

صمدیان با اشاره به آمادگی این اداره در برگزاری همایش بزرگداشت در دیگر امامزاده های شهرستان کهگیلویه تصریح کرد: در صورت استقبال هیات امنا این نهاد همایش بزرگداشت دیگر امام زاده گان را به صورت مستمر برگزار خواهد کرد.

وی از عموم مردم شهرستان کهگیلویه برای حضور در این همایش بزرگداشت دعوت کرد.

امام زاده میرسالار یکی از اماکن سیاحتی و زیارتی گردشگرپذیر کهگیلویه وبویراحمد است
.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1243
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
چهارشنبه 13 شهریور 1392

نسخه چاپيارسال به دوستان
با حضور مردم قدر‌شناس انجام شد
تجلیل از شهید سید ابوالحسن میرسالاری در نمازجمعه هفتکل

با آغاز طرح «جمعه‌ها با شهدا» از طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری از شهدای عملیات بیت المقدس در نماز جمعه هفتکل تجلیل ‌شد.

خبرگزاری فارس: تجلیل از شهید سید ابوالحسن میرسالاری در نمازجمعه هفتکل

به گزارش خبرگزاری فارس از هفتکل، مراسم تجلیل از طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری امروز با حضور اقشار مختلف مردم در نمازجمعه هفتکل انجام ‌شد. 

این مراسم در راستای اجرای طرح «جمعه‌ها با شهدا» در نماز جمعه هفتکل  از سوی ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل برگزار شد. 

در طرح «جمعه‌ها با شهدا» هر هفته از یک شهید والامقام هفتکل، رغیوه و نفت سفید در نماز جمعه این شهرستان تجلیل خواهد شد. 

در این آیین حجت‌الاسلام علی خلیلی پیربلوط امام جمعه هفتکل با گرامی داشت یاد و خاطره شهدای والامقام به مقام شامخ طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری ادای احترام کرد. 

وی در ادامه بیان برخی از خصوصیات اخلاقی این شهید پرداخت و گفت: شهید  میرسالاری در 22 اردی‌بهشت ماه سال 1344 در خانواده‌ای متدین از سادات میرسالار دیده به جهان گشود. 

به گفته این روحانی هفتکلی، طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر شرکت کرد و در تاریخ 22 اردی‌بهشت ماه سال 1361 به شهادت رسید ولی پیکر مطهرش هنوز به وطن بازنگشته است. 

خطیب جمعه هفتکل، انس با قرآن، توکل به خدا و اخلاص در عمل را از ویژگی ها مهم شهید میرسلاری بیان کرد و گفت: این شهید عزیز خیلی مهربان بود و همیشه به اطرافیان خود با محبت برخورد می‌کرد. 

مسئول ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در هفتکل از آغاز اجرای طرح «جمعه‌ها با شهدا» در نماز جمعه هفتکل خبر داد و اظهار کرد: این طرح در نماز جمعه این هفته شهرستان هفتکل آغاز ‌شد. 

محمد ممبینی با بیان اینکه بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده هر هفته از یک شهید در نماز جمعه هفتکل تجلیل خواهد شد، بیان کرد: این اقدام فرهنگی و تأثیرگذار با اجرای طرح «جمعه‌ها با شهدا» از سوی ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل انجام می‌شود. 

وی افزود: این طرح بی‌نظیر هر هفته در نماز جمعه هفتکل اجرا می‌شود و در هر جمعه یک شهید والامقام از هفتکل، رغیوه و نفت سفید تجلیل خواهد شد. 

مسئول ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل خاطرنشان کرد: این طرح که «جمعه‌ها با شهدا» نامگذاری شده است هر هفته در نماز جمعه هفتکل اجرا می‌شود و امروز با تجلیل از طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری آغاز شد. 

وی در مورد چگونگی اجرای طرح نیز گفت: در طرح «جمعه‌ها با شهدا» هر هفته قبل از روز جمعه، فرازهایی از زندگینامه یک شهید والامقام از سوی ستاد اقامه نماز جمعه تهیه می‌شود در اختیار امام جمعه قرار می‌گیرد. 

به گفته این مقام مسئول، امام جمعه نیز در آغاز خطبه دوم نماز جمعه با گرامیداشت یاد و خاطره آن شهید والامقام، فرازهایی از زندگی نامه را که قبلا تهیه شده و در اختیارش قرار گرفته را قرائت می‌کند. 

مسئول ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل، هدف از اجرای طرح «جمعه‌ها با شهدا» در نماز جمعه هفتکل را زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای عزیز عنوان کرد و گفت: امیدوارم بتوانیم که رهرو خوبی برای راه شهدا باشیم و وصیت‌های آنان را در زندگی عملی کنیم. 

وی اضافه کرد: اگر خانواده شهیدی که در نماز جمعه از او یاد می‌شود در منطقه حضور داشته باشند حتما از سوی ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل برای حضور در نماز جمعه دعوت خواهند شد. 

ممبینی از همه دوستداران فرهنگ ایثار و شهادت خواست تا پیشنهادات خود را برای بهتر اجرا شدن طرح «جمعه‌ها با شهدا» در نماز جمعه هفتکل ارائه دهند. 

وی در ادامه بیان کرد: ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل نیز برای استفاده بهتر مومنان و شهروندان از طرح «جمعه‌ها با شهدا» برنامه‌هایی دارد که در آینده اجرا خواهد شد. 

مسئول ستاد اقامه نماز جمعه هفتکل تصریح کرد: سعی بر این است که اگر شهیدی وصیت نامه دارد فرازهایی از وصیت نامه شهید نیز در بین نماز جمعه و نماز عصر توسط مجری برنامه قرائت شود. 

این مقام مسئول عنوان کرد: شهرستان هفتکل 253 شهید والامقام به آرمان‌های انقلاب اسلامی تقدیم کرده است که سردار شهید شکرخدا بهمنی، سردار شهید علی رضا داوودی، سردار شهید کرم سیاهپور، سردار شهید مصدق طاهری، سردار شهید محمدکریم ممبینی، سردار شهید غلامعباس عباسی مکوند و سردار شهید سید عیسی موسوی از آن جمله هستند. 

ممبینی در ادامه با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای نسل سوم اظهار داشت: شهید حسین ممبینی، شهید بهمن درویشی، شهید مهدی بهرامی و شهید محمد اصلانی از جمله جوانان برومند هفتکل هستند که پس از دوران دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل شده‌اند. 

وی در ادامه بیان کرد: این هفته طرح «جمعه‌ها با شهدا» با تجلیل از طلبه شهید سید ابوالحسن میرسالاری فعالیت خود را آغاز کرد.


:: بازدید از این مطلب : 784
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

e448_IMG_3852__Copy_2.jpgسعدیامردنکونام نمیرد هرگز             مرده انست که نامش به نکویی نبرند

تمثال بزرگمرد میرسالاری مرحوم سید عبدالحسین موسوی (میرسالاری) 

برای شادی روحش صلوات


:: بازدید از این مطلب : 468
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 07 شهریور 1392

سمینار سالانه امامزاده میرسالار(ع) مورخه 22/6/92جمعه دراستان مبارکه امامزاده برگزارمی گردد از کلیه همتباران ودوستداران اهل البیت جهت شرکت دعوت به عمل می اید/ از طرف هیئت امنای امامزاده وکانون دانش اموختگان میرسالاری


:: بازدید از این مطلب : 586
|
امتیاز مطلب : 81
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
نویسنده : matlobi
یکشنبه 06 مرداد 1392

 رسول خدا در آستانه ماه مبارک رمضان برای مردم خطبه ای خواندند و در آن به فضایل این ماه و وظایف مردم در آن پرداختند. از بین جمع، امیرالمومنین علیه السلام برخاسته و سوالی درباره برترین عمل در این ماه می پرسد. رسول خدا پاسخ می دهد:

یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ ؛ برترین عمل در این ماه اجتناب از گناهان است.

امیرالمومنین علیه السلام که خود راوی این روایت است اینگونه ادامه می دهد:

فَبَکَی ؛ بعد از آنکه پاسخ مرا داد شروع به گریستن کرد. عرض کردم: اى پیامبر خدا! چه چیزى شما را به گریه انداخت؟

فرمود: اى على! براى آن مى‏گریم كه در این ماه، حرمت تو را مى‏شكنند. گویا مى‏بینم كه تو در حال نماز خواندن براى پروردگار خویشى كه شقى‏ترینِ اوّلین و آخرین، همتای کُشنده ناقه قوم ثمود، بر مى‏خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى‏زند كه مَحاسن تو با آن رنگین مى‏گردد.

عرض کردم: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِكَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی فَقَالَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِك‏

اى رسول خدا، آیا دینم سالم خواهد ماند؟ فرمود: دینت سالم خواهد ماند.

برخورد با ابن ملجم پیش از ترور، قصاص قبل از جنایت بود که در قوانین شریعت، چنین مجوزی در حق هیچ کسی وجود ندارد؛ یعنی نمی توان کسی را پیش از آنکه مرتکب جرمی شود مجازات کرد

بعد اینجا بود که رسول خدا در حضور مردم باز هم بر وصایت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه السلام تاکید کرد و با شدت تمام بر دشمنان و بدخواهان او حمله کرد و فرمود:

اى على! هر كس تو را بكشد، مرا كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا كه تو از من هستى، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من. خداى متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى و تو را براى امامت، انتخاب كرد. هر كس امامت تو را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است.

اى على! تو وصىّ من، پدر فرزندان من (فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام)، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى، در حال حیاتم و پس از مرگم. فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. سوگند به خدایى كه مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ‏ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.[1]

 

امیرالمومنین علیه السلام از شهادت خود خبر می دهد

امّ جعفر، كنیز على علیه السلام نقل می کند:

من به دستان حضرتش آب مى‏ریختم كه سرش را بالا گرفت، محاسن خود را در دست گرفت؛ به آن نگاهی کرد و فرمود: واهاً لَكَ، لَتُخضَبَنَّ بِدَمٍ ؛آه بر تو كه با خون، رنگین خواهى شد. ام جعفر می گوید: روز جمعه بود که آن اتفاق افتاد.[2]

الفتوح می نویسد:

 

امام علی

 

على علیه السلام از نبرد با خوارج بازگشت. مردم به استقبالش شتافتند و او را بر پیروزى ‏اش بر خوارج تبریك مى‏گفتند. وارد مسجد بزرگ (در كوفه) شد. دو ركعت نماز در آن خواند. سپس بر منبر رفت و خطبه نیكویى ایراد كرد. آنگاه رو به پسرش حسین علیه السلام نمود و فرمود: «اى ابا عبد اللّه! از این ماه (یعنى ماه رمضانى كه در آن بودند) چه ‏قدر مانده است؟»

 

حسین علیه السلام عرض کرد: هفده روز، اى امیر مۆمنان!

 امیرالمومنین علیه السلام دست به محاسن مبارکش كه آن روز سفید بود کشید و فرمود: «آن گاه كه شقى‏ترین فردِ امتْ انگیخته شود، این را به خون رنگین خواهد كرد.[3]

 

خبر از تروری ناجوانمردانه

امیرالمومنین علیه السلام در گزارشی خبر از ترور ناجوانمردانه خود می دهد و می فرماید:

إنَّما یَقتُلُنی رَجُلٌ خامِلُ الذِّكرِ، ضَئیلُ النَّسَبِ، غیلَةً فی غَیرِ مَأقِطِ حَربٍ ولا مَعرَكَةِ رِجالٍ ؛ مرا مردى خواهد كشت که گمنام است. او که از تبارى پست است مرا نه در میدان كارزار و نه در معركه مردان بلکه به ‏صورت ترور خواهد کشت.[4]

 

برخورد با ابن ملجم در روز بیعت

شیخ مفید ره به نقل از ابو طفیل عامر بن واثله می نویسد:

امیر مۆمنان مردم را براى بیعت جمع كرد. عبد الرحمان بن ملجم مرادى كه خدا لعنش كند آمد.

فَرَدَّهُ مَرَّتَینِ أو ثَلاثا ثُمَّ بایَعَهُ ؛ امیرالمومنین علیه السلام دو یا سه بار او را رد كرد. بعد [از آنکه ابن ملجم بر بیعت اصرار کرد حضرت پذیرفت و او] بیعت كرد.[5]

خواست که برود امیرالمومنین علیه السلام صدایش کرد و از او پیمان مۆكّد گرفت كه نیرنگ نزند و پیمان نشكند. او هم قول داد. بار دوم که خواست برود دوباره امیر مۆمنان علیه السلام او را صدا كرد و از او عهد و پیمان محكم گرفت كه نیرنگ نزند و پیمان نشكند. او هم قول داد. برای بار سوم نیز این تاکید در پیمان صورت گرفت.

ابن ملجم گفت: اى امیر مۆمنان! به خدا سوگند، ندیدم كه با كسى جز من این گونه رفتار كنى.

امیر مۆمنان بعد از تمثل به شعری فرمود: برو، اى ابن ملجم! به خدا سوگند، فكر نمى‏كنم كه به آنچه گفتى وفا كنى.[6]

 

امام علی

 

حضور در کوفه برای یک جنایت بزرگ

یعقوبی در تاریخ خود می نویسد:

عبد الرحمان بن ملجم مرادى ده روز مانده به آخر شعبان سال چهلم هجرى به كوفه آمد. وقتی خبر آمدنش به على علیه السلام رسید، فرمود: « آمد؟ آگاه باشید كه جز او كسى بر ضدّ من نمانده‏ است. اینك وقت آن رسیده است».

 [ابن مُلجَم‏] به منزل اشعث بن قیس كِنْدى وارد شد و یك ماه آن جا ماند و مشغول تیز كردن شمشیر خود بود. (آماده قتل امیرالمومنین علیه السلام می شد)[7]

 

پرسش و پاسخ

بعد از ملاحظه این اخبار سوالی به ذهن می آید که چرا امیرالمومنین علیه السلام با اینکه خبر داشت ابن ملجم  او را ناجوانمردانه مورد حمله قرار داده و به شهادت خواهد رساند؛ چرا علاج واقعه قبل از وقوع نکرد؟ و چرا با پای خود به مسجد رفت؟

در جواب سوال اول گفته می شود که برخورد با ابن ملجم پیش از ترور، قصاص قبل از جنایت بود که در قوانین شریعت، چنین مجوزی در حق هیچ کسی وجود ندارد؛ یعنی نمی توان کسی را پیش از آنکه مرتکب جرمی شود مجازات کرد.

اما اینکه چرا امیرالمومنین علیه السلام با علم به حادثه راهی مسجد شد و در معرض ترور قرار گرفت پاسخ دیگری دارد.

پاسخهای داده شده به این سوال متعدد و فراوان است که برخی از آنها به همراه نظر علامه طباطبایی ره را می توان در ترجمه المیزان، ج‏18، ص 296 ملاحظه کرد.

برخی گفته اند که این چون از جنس غیب است اصولا تکلیف آور نیست و شخص نباید بر اساس آن رفتار کند. عده ای مانند مرحوم علامه معتقدند که در وقایع حتمی الوقوع (ضروری الوجود)، علم به آن واقعه و اختیار عالم نمی تواند جلوی تحقق آن را بگیرد.

آن حضرت با اختیار تام راهی مسجد شد معنای این سخن تنها این است که امام علی علیه السلام از جزئیات حادثه ای خبر داشت که وقوع آن حتمی بود؛ نه احتمالی تا آرزو شود ای کاش امام علی علیه السلام به مسجد نمی رفت و ...

آیت الله جوادی آملی در نظری مشابه می گوید: علم غیب گاهی به واقع محتوم و تغییر ناپذیر تعلّق می گیرد. بنابراین، بعضی از چیزهایی که پیامبران و امامان از طریق غیب می دانند، همان چیزی است که حتماً واقع خواهد شد. این گونه آگاهی چیزی نیست که با آن بتوان تغییری ایجاد کرد و سرنوشت چیزی را تغییر داد.[8]

 

توضیح این بیانات:

آگاهی امیرالمومنین علیه السلام به نحوه شهادتش درست مانند آگاهی شخصی است که از راه غیب، صحنه واقعی شهادت خود را پیشاپیش می ببیند و از زمان، مکان و جزئیات آن مطلع می شود؛ آنچه در پیش روی امیرالمومنین علیه السلام بود یک واقعه قطعی بود نه یک واقعه احتمالی تا کسی آرزو کند که ای کاش حضرت نمی رفت و ...

معنای این سخن مجبور بودن حضرت در رفتن به مسجد نیست؛ آن حضرت با اختیار تام راهی مسجد شد معنای این سخن تنها این است که امام علی علیه السلام از جزئیات حادثه ای خبر داشت که وقوع آن حتمی بود؛ نه احتمالی تا آرزو شود ای کاش امام علی علیه السلام به مسجد نمی رفت و ...

خلاصه اینکه حضرت از راه غیب می دانست که در سحر 19 رمضان سال 40 با اختیار خود قطعا به مسجد خواهد رفت و قطعا ضربتی خواهد خورد که محاسن شریفش به خون سرش رنگین می شود.

 


:: بازدید از این مطلب : 736
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران