منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 894
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 28

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 6
:: بازدید هفته : 204
:: بازدید ماه : 742
:: بازدید سال : 1980
:: بازدید کلی : 1980
نویسنده : matlobi
یکشنبه 12 مرداد 1393

 

سیدحسن خمینی:
نسبت به درنظر گرفتن یک ظاهر دینی برمی‌آشوبیم، اما وقتی کسی جلوی ما غیبت می‌کند حساس نمی‌شویم. جریان دین دار حاضر در انقلاب ما هرگز به آبشخور تحجر متصل نبوده است
از دیدگاه یادگار امام، ریشه اعتدال اخلاق است. همیشه بین افراط و تفریط خط اعتدال قرار دارد؛ بین خمودگی و شره خط عفت است و شجاعت بین تهور و ترس است. مرز بین افراط و تفریط هم اعتدال و زندگی اخلاقی است.

به گزارش «انتخاب» به نقل از جماران، حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در دیدار با مدیر مسئول و اعضای شورای سردبیری روزنامه ایران، همچنین اعتدال را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می‌کند و معتقد است، اعتدالی مثبت ارزیابی می شود که هم خود شخص معتدل باشد و هم در مقابل تندروی بایستد. اعتدال این نیست که اگر معتدلیم چشم بر هر افراطی گری ببندیم؛ بلکه اعتدال یعنی در اعتدال مان ثابت قدم باشیم و برای اینکه اعتدال در جامعه تحقق پیدا کند، تلاش کنیم. چه بسا انسانهایی شخصا معتدل باشند، اما وقتی در چارچوب ها و شاکله هایی قرار بگیرند، به جریانات بسیار افراطی هم مربوط و منتسب می شوند. آن چیزی که باید در جامعه در جهت محقق کردن آن تلاش کرد، رفتن به سوی اعتدال مثبت است. اینکه ما معتدل باشیم و هرکس هم سر جای خودش، کارش را انجام دهد صحیح نیست؛ اعتدال گرایان مثبت تلاش می کنند بقیه هم اعتدالگرا شوند و به اعتدال گرایش یابند؛ همانطور که عارفِ مثبت اینگونه است و در کناره حرکت نمی کند؛ بلکه در متن جامعه قرار می گیرد.

وی علاوه بر شاخص های ایدئولوژیک، بر دو شاخص رفتاری که همواره باید در حرکتهای اجتماعی مد نظر باشد تاکید دارد: « اولین بعد «جهت» است، حرکت باید دارای جهت صحیح باشد و دوم اینکه حرکت دارای «شیب» یا سرعت مناسب باشد. طبیعی است که به هیچ نقطه ای نمی رسیم که آرمانی باشد. آرمان ها باید باشند تا راه گم نشود؛ زیرا اگر آرمان دست یافتنی بود، آرمان نبود.»

سید حسن خمینی در راستای برقراری ارتباط میان اخلاق و اعتدال، فاسق اجتماعی را کسی میداند که از مسیر اعتدال اجتماعی خارج می شود. او بی ادبی دولتمردان را در ادامه مصداق عدم اعتدال و فسق می داند و می گوید: پیدایش فضاهایی که باعث می‌شود به دلیل هجوم بیگانه یا ضعف داخلی؛ ادب را فراموش کنیم به معنای آن است که یکی از مهم ترین عنصرهای فرهنگی ما مورد هجوم واقع شده است.

وی یکی از قلل رفیع زندگی امام بزرگوار را ادب به شمار می آورد: «‌در طول تاریخ زندگی امام خمینی، ما از ایشان حتی یک واژه غیرمودبانه نه شنیده‌ایم و نه دیگران نقل کرده‌اند. برای نمونه امام خطاب به رییس جمهور وقت آمریکا می‌گویند: «آقای ریگان.»

یادگار امام در عین حال تاکید می‌کند که باید انقلابی باشیم؛ بر مواضع‌مان ثابت‌قدم و نسبت به هنجارها و ارزشهایمان حساسیت داشته باشیم؛ اما این به معنای آن نیست که برای دست یابی به این هدف دهن‌مان را بازکنیم و هر آنچه می‌خواهیم بگوییم و هر کاری که می خواهیم انجام دهیم.

*تدبیر* *و دوری از شعار‌زدگی*

سید حسن خمینی با اشاره به این که مقام معظم رهبری همواره به مسئله رفع محرومیت توجه ویژه‌ای داشته‌اند، اولین نکته قابل توجه در این مسیر را دوری از شعارزدگی و احساسات عنوان می کند: «‌سیاست‌های اقتصادی نیز مانند هر امر عقلایی دیگری محتاج تدبیرند. باید با فکر، اندیشه، تدبیر و دوری از شعارزدگی که می‌تواند دربردارنده نیت سوء یا خیر باشد؛ در مسیر رفع محرومیت قدم گذاشت و در این مسیر هیچ چیز نباید هدف آرمانی ما را دچار روش های غیرعقلانی کند.»

*رابطه تدبیر و امید*

یادگار امام همچنین امید را یکی از نیروهای قدرتمند در وجود آدمی و هم طراز ناطق بودن و اراده مندی عنوان کرده و می گوید: پس از انتخابات ریاست جمهوری چشم اندازی برای امید در جامعه به وجود آمد.

او در ادامه هر فعل ارادی را شامل 4 مرحله تصور، تصدیق، شوق و اراده دانسته و اضافه می‌کند: «‌در هر کاری ابتدا باید موضوع را تصور کرد که در غیر این صورت حرکتی به وجود نخواهد آمد. در مرحله دوم انسان باید فایده‌مندی آن کار را تصدیق کند، زیرا تنها فایده عقلایی است که در انسان ایجاد انگیزه می‌کند؛ در این مرحله باید شروط شیء، موانع و مقتضی را در نظر گرفت. وقتی این شرایط در نظر گرفته شد، شوق انجام کار در انسان ایجاد می‌شود که به تعبیر فلاسفه با منتهی شدن آن به «شوق مؤکد»، حرکت در انسان پدید می‌آید. اگر بخواهیم از تصدیق به شوق وارد شویم لازمه آن امید است؛ در حالی که اگر بخواهیم به نقاط ضعف توجه کنیم حرکتی هم رخ نمی‌دهد. همچنین وقتی که در اثر حرکت، شوق ایجاد شد، باز هم به امید نیاز داریم تا به مقصد برسیم. لذا مکانیسم تأثیر امید در مراحل دوم و سوم کار است. بنابراین تدبیر، مقدمه امید است و بعد از قبول تحقق پذیر بودن یک امر به امید خواهیم رسید. امید در امور عقلایی -اموری که عقلا آن را ممکن بدانند- به عرصه وارد می‌شود؛ در حالی که اگر ما به امور ممتنع الحصول و غیرعقلایی امید ببندیم، دچار خیال شده‌ایم.»

سید حسن خمینی خودباوری، مردم باوری و خداباوری را سه عامل پیدایش امید در حرکت‌های اجتماعی می‌داند و تأکید دارد که امید باعث می‌شود تا تدبیری که پشت سر داریم ما را به حرکت وا دارد؛ در حالی که اگر تدبیر نباشد، امید صرفا یک توهم است که ما نمونه‌های فراوان آن را دیده‌ایم که توهم چه بلایی بر سر افراد می‌آورد. 

*عقلانیت* و *اعتدال*

یادگار امام درباره اهمیت عقلانیت درکنار نیت خیر می گوید: این‌که کسی صرفا نیت خوب داشته باشد برای کارنامه اعمال انسان خوب است، اما اگر عقلانیت پشت آن نباشد مشخص نیست که الزاما نتیجه خوبی داشته باشد.

به اعتقاد سید حسن خمینی جامعه ایران پیش از انقلاب گمشده‌ای داشت و آن خرد، اندیشه، تدبیر و عقلانیت بود و انقلاب این چهار اصل را بنیان خود قرار داد. زیرا صرف اینکه کسی بگوید من محور عالم و «طاووس علیین شده» هستم، انرژی درونی را زیاد می‌کند، اما این انرژی کجا را می خواهد آباد کند؟ گاهی اوقات این انرژی مثل بمب محیط اطراف را از بین می برد. بنابراین باید به تدبیر و عقلانیت در کنار سایر عوامل توجه کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی با تاکید بر ضرورت حفظ اعتدال در مسایل دینی همچنین می‌افزاید: خیلی اوقات ما نسبت به درنظر گرفتن یک ظاهر دینی برمی‌آشوبیم، اما وقتی کسی جلوی ما غیبت می‌کند حساس نمی‌شویم. وای به حال ما اگر خودمان غیبت کنیم، خودمان تهمت بزنیم و خودمان بد دیگران را بخواهیم! اگر کسی جلوی امام غیبت می‌کرد، ایشان از جا بلند می‌شد و می‌رفت یا او را نهی می‌کرد.

از آن سو، ظواهر دینی را هم نمی‌شد مقابل امام فراموش کرد. در عین حال، مهم این است که امام در بند ظواهر نماندند؛ گوهر دین از دست نرفت که به ظاهر بسنده کنیم. همین امام می فرماید که بیان احکام و نجات دین فدایی می‌خواهد؛ همین امام می‌گوید خون دلی که من از مقدسین خوردم، از هیچ‌کس دیگری نخوردم. در همین فیضیه، ظرف پسر امام را آب کشیدند. قدم به قدم زندگی امام اگر چه آمیخته به تقیدات کامل و بدون تسامح به احکام دینی است اما در رفتار ایشان با کسانی که احیانا در نکاتی تقیدات لازم را ندارند، برخوردی کاملا انسانی، تربیتی بود؛ نه اینکه به صرف یک لغزش کسی را از دایره دین داران خارج کنند و با تهمت‌های ناروا او را برانند.

سید حسن خمینی همچنین با اشاره به حرکت گروه‌های تکفیری در عراق می‌گوید: تحجرستیزی ریشه انقلاب اسلامی است و جریان دین دار حاضر در انقلاب ما هرگز به آبشخور تحجر متصل نبوده است؛ برعکس، متحجران از همراهی با انقلاب بازماندند و بعدها سوار قطار آن شدند. بسیاری تصور می کردند که تعبد به معنی تخته کردن در عقل است؛ همچنان‌که گروهی بر این باور بودند که تعقل به معنی چشم بستن بر هر نوع تفکر دینی است. این در حالی است که پیام انقلاب ما و امام به دنیا، بازآوردن دین به عرصه جامعه به منظور بهبود آن و رسیدن به فردایی بهتر برای اجتماع است.

یادگار امام یادآور می‌شود که «انقلاب امام، انقلاب روزگار ما در حوزه دین، و به معنای آشتی عقلانیت و تعبد است. این در حالی است که آنچه امروز در کشورهای اطراف مشاهده می کنیم، حماقت است، نه تحجر و تحجر پیش آن پادشاه است.» 

*دولت تدبیر و امید*

فراز پایانی سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این دیدار سرشار از امید به آینده انقلاب اسلامی است:
«‌انقلاب اسلامی در اثر امید پررنگ به یک آینده بهتر و با تدبیر امام شکل گرفت؛ تدبیری که در عقلانیت سیاسی-تاریخی مردم ایران و روحانیت شیعه و عقلانیتی که در آموزه‌های دینی و سیره خاندان گرامی پیامبر ریشه داشت. بنابر این شعار تدبیر و امید را به عنوان یکی از  اصلی‌ترین شعارهای انقلاب گرامی می‌داریم و برای اعضای دولت که کار را با این شعار به دست گرفتند، آرزوی موفقیت داریم. خدا را شکر می‌کنیم که امسال امید به آینده بسیار بیشتر از گذشته است؛ تلاش دولت را ارج می‌نهیم و امیدواریم آقای روحانی و اعضای دولت فرصت پیش رو را مغتنم شمرده به موفقیت بیشتر تبدیل کنند و تلاش خود را برای حل بیشتر مشکلات به جا مانده در کشور مصروف کنند و ان‌شاءالله روزهای بهتری برای کشور در پیش داشته باشیم.»

وی همچنین با اشاره به اوضاع عمومی جهان اسلام از همگان خواست تا با توجه به حساسیت منطقه اندکی از اختلافات بکاهند و با کمک به دولت باعث سرافرازی بیشتر برای ایران و مسلمانان در جهان شوند.

:: بازدید از این مطلب : 518
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
شنبه 11 مرداد 1393

 

حل مشکلات پیچیده با توصیه‌های آیت الله بهجت.
 
 

 حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمودند: اگر می خواهید روزی شما فراوان شود این دعا را زیاد بخوانید. مثلاً اگر می خواهید 110 مرتبه بخوانید. اول دعا و آخر آن هم صلوات بفرستید: «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عن من سواک».

 


حب و قرب الهی
حضرت آیت الله العظمی بهجت در خصوص ازدیاد حب الهی و بالا رفتن مرتبه فرموده اند: کار آسان و کوچک و مفید، بعد از ملاحظه واجبات و محرمات، صلوات فرستادن است؛ صلوات محبت آور است و محبت انسان را بالا می کشد.
 


راه دور شدن از ریا
از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای دوری از ریا چه باید کرد؟ فرمودند: با عقیده کامل اکثار حوقله: بسیار «لا حول و لا قوه الا بالله» بگویید.

 


حل مشکلات پیچیده با نماز جعفر طیار
از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای حل مشکلات پیچیده چه کنیم؟ فرمودند: مداومت بر نماز جعفر طیار داشته باشد؛ خداوند شما را موفق می کند.

 

 

رفع پستی های درون و بیرون
شخصی از آیت الله بهجت سؤال کرد: ما آلوده به پستی های درونی و بیرونی هستیم در رفع آنها ما را یاری کنید.
آقا فرمودند: زیاد بگویید «استغفرالله» و خسته نشوید و خاطر جمع باشد این علاج است. (دائکم الذنوب و دوائکم الاستغفار).

 

گشایش بخت دختران
از آیت الله بهجت سؤال شد: ازدواج دختری سر نمی گیرد و به اصطلاح بختش باز نمی شود  و از شما راهنمایی می خواهد.؟ا
فرمودند: نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن دعائی که در کتاب زاد المعاد مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند، گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد.

 


همچنین حضرت استاد  بار دیگر در پاسخ به چنین  سوالی فرمودند: ایه «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان» (سوره فرقان ایه 74) را فراوان بخوانید.

 


:: بازدید از این مطلب : 517
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : matlobi
شنبه 11 مرداد 1393

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست

کتاب همنشینان مهتاب مروری بر زندگینامه ،وصیت نامه وخاطرات سرداران و110شهید سادات میرسالاری    مجوز چاپ گرفت  و بزودی منتشر می شود


:: بازدید از این مطلب : 491
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
شنبه 11 مرداد 1393

 

 


:: بازدید از این مطلب : 617
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
شنبه 28 تیر 1393

 چرا توسعه طلبان دنیا روزگار را بر همه سیاه کرده اند، ولحظه ای هم به انسانیت این مردمان نمی اندیشند ،چرا در دنیای امروز همه چیز پیدا می شود به جز غیرت؟ وچرا انسان ها را بی غیرت پرورش می دهند؟چرا همه شئونات انسانی را از جامعه سلب کرده وحتی به آینده کودکان هم رحم نکرده اند؟ چرا دنیا به صحنه ای از نمایش تبدیل گشته که بازیگران صحنه سیاست آن نگذاشته اند که احدی ارزش واقعی خود را دریابد،و گاهی آدمی به اسم هیتلر پیدا می شود که خاطر بازی فضای بیشتر آسمان 17میلیون لیتر خون به زمین می ریزد.
گاهی در این دنیای بی سر ته غذای یک سگ آمریکایی معادل با غذای 250نفرآفریقایی سیاه پوست است، گاهی کس دیگری به اسم صدام پیدا می شود که به قول خودش به خاطر اروند رودی آتشی از جنگ می افروزد، که در حریق شعله های آن حِجله ی تازه عروس ها وگهواره ی کودکان می سوزد،و انسانیّت به آتش کشیده می شود،همه ی مسائل جامعه را باید باچشمی مسلح به عینک الهی بررسی نمود ورضای خدا را در نظ
ر داشت 


:: بازدید از این مطلب : 1331
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
جمعه 27 تیر 1393

 

بسم ‏الله الرحمن الرحیم

این وصیتنامه‏ اى است که امیرالمؤمنین، على بن ابیطالب بدان وصیت مى‏‌کند: گواهى مى‏‌دهد که معبودى جز خدا نیست که یگانه است و شریک ندارد و نیز گواهى می‌دهد که محمد(ص) بنده و رسول اوست، که خداوند او را به راهنمایى و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان پیروزش کند، هرچند مشرکان آن را ناخوش دارند. درود و برکات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است که پروردگار جهان است و شریکى براى او نیست و بدان مأمور گشته‌‏ام و منم از نخستین مسلمانان».

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر کسى‏ که این وصیتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى که پروردگار شماست، سفارش مى‏ کنم و باید نمیرید جز اینکه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، زیرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى‏ فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‌‏برد، افساد میان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست].

به خویشان و ارحام خویش توجه داشته باشید و به آنان پیوند کنید، صله رحم کنید تا خداوند در روز قیامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الایتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضیعوا بحضرتکم : از خدا بترسید، از خدا بترسید، درباره یتیمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‎‏تان نوبت قرار ندهید (که گاهى سیر و گاهى گرسنه نگاهشان دارید).

الله الله فى جیرانکم، فانهم وصیه نبیکم ...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره همسایگانتان که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش کرده و پیوسته درباره آنان توصیه مى‏ فرمود، به اندازه اى که ما گمان کردیم براى همسایگان از همسایه خود ارث قرار م ى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است که سهمى در مالشان براى همسایه تعیین کرده!

الله الله فى القرآن، فلایسبقکم الى العمل به احد غیرکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره قرآن مبادا کسى به عمل‏کردن بدان بر شما سبقت جوید.
الله الله فى الصلاه فانه خیر العمل وانها عمود دینکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره نماز، زیرا که نماز ستون دین شماست.

الله الله فى بیت ربکم لاتخلوه ما بقیتم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (خانه کعبه)، مبادا تا زنده هستید، آن خانه از شما خالى‏ بماند، که اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شوید و به عذاب دچار مى‏‌شوید و اگر از شما خالى ماند، کیفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزکاه فانها تطفى غضب ربکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید در دادن زکات اموال خود که زکات خشم پروردگار را فرو نشاند.
الله الله فى شهر رمضان فان صیامه جُنه من النار: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره روزه ماه رمضان، زیرا که آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساکین فشارکوهم فى معاشکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسکینان و آنها را در زندگى خود شریک سازید و از خوراک و لباس خود به آنها نیز بدهید.

الله الله فى الجهاد باموالکم وانفسکم والسنتکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره پیکار کردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خویش.
الله الله فى ذریه نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره اصحاب پیغمبرتان؛ زیرا که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.
الله الله فى النساء و فیما ملکت ایمانکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره زیردستانتان، غلامان و کنیزان، زیرا که آخرین سفارش و وصیت رسول خدا(ص) این بود که فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان که زیردست شما هستند، سفارش مى‏‌کنم».

آنگاه فرمود: الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید؛ چه، هر کس به شما ستم کند یا اندیشه بد داشته باشد، خداوند شر او را کفایت فرماید.

با مردم به نیکى سخن بگویید، همان گونه که خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نشود و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیکویى درباره یکدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراکندگى و روى‏ گردانیدن از هم و در نیکوکارى، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکارى کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اکنون با شما وداع مى‏‌کنم و شما را به خدا مى‏‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏‌خوانم.


:: بازدید از این مطلب : 607
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 26 تیر 1393

 و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد / متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه / ... شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست ، بردن است . علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم ! علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
پیام تسلیت به مناسبت فرا رسیدن 19 و 21 رمضان ، ضربت خوردن و شهادت امام علی ع
19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد

پیام گرامیداشت بمناسبت لَیْلَةِ الْقَدْر ( شبهای قدر) شب رحمت و نزول قرآن کریم سال 93
زيارات مخصوصه امیر مومنان علی ع
نماز اميرالمؤمنين(ع)
فضیلت مسجد و زمین کوفه
 
اعمال مسجد كوفه
زيارت حضرت مسلم بن عقيل ره
زيارت هانى بن عُرْوة ره
 
متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه
آن شب ، ماه در خسوف غم فرو رفته بود و اشکِ دیده ستارگان ، در آستانه فرو چکیدن بود . مسجد کوفه سه شب بود که انتظار زاهد هر شبه اش را می کشید ؛ گویا گرمی خونی که به صورت محراب شتَک زده بود، در باورش نمی گنجید.
این روزها ، یتیم بچگان کوفه می دانستند نباید سراغ پدر را از مادرانشان بگیرند ؛ حالا معمای آن مرد ناشناس با کوله نان و خرمایش ، برای آنها هم فاش شده بود، اما هنوز روزنه امیدی در دل های کوچکشان سوسو می زد ، مثل کوچه های تاریک و محزون کوفه که هنوز منتظر رد پای آرام و پرصلابت مولا بر شانه های خود بودند.
کودکی به اصرار ، کاسه شیری از مادرش گرفت و به امید شفای پدر ، سایه های تاریک شب را پشت سر گذاشت. با خود می گفت : امشب به عیادت پدرم می روم و به او خواهم گفت هر شب برای شفایش دعا کرده ام ... ، اما پشت در خانه علی (ع) که رسید ... .
چگونه باور کند این پیکر پاک عدالت است که بر دوش حسن و حسین حمل می شود ! این همان علی (ع) ، یکه تاز میدان نبرد و پدر مهربا ن یتیمان کوفه است ! آیا این علی (ع) است که می رود ! مگر شانه هایش از ردّ انبان نان و خرما خسته اند یا مگر الفت یتیمان و بیچارگان را با نگاه مهربان و لبخند پرمهرش از یاد برده است !
نمی دانم کوفه پس از آن شب چگونه تاب ماندن داشت ! نمی دانم مردمانش چگونه نفس کشیدند و سیاهی این عزا و ماتم بزرگ را به سپیدی صبح آمیختند ! آیا زمین تاب آن داشت که با مناجات های پرسوز علی (ع) وداع کند ! آیا آزادگان عالم توانستند تجسم عدالت محض را در زیر خاک کنند ! عرشیان حق دارند این شب غریب را به دیده حیرت بنگرند ؛ چگونه اهل زمین گوهر نایاب نسل آدم را در خاک غفلت و جهل خویش مدفون می سازند!
نمی دانم با علی (ع) چه کردند که می گفت : «خدایا ! مرا از آنها بگیر و حاکم بدی را به جای من بر آنها بگمار !» این روزهای آخر ، لحظه شماری مولا برای رفتن، فرزندانش را بی تاب می کرد. حساب هر شب ماه رمضان را داشت و می فرمود نزدیک است که این محاسن سپید ، به خون سرم رنگین شوند.
گویا از راه و رسم مردم زمانه اش به تنگ آمده بود ؛ اینکه بر منبر برود ، خطبه بخواند و مردمان را به جنگ با دشمنان خدا دعوت کند و آنها به بهانه زمستان و تابستان، دور و برش را خالی کنند.
25 سال سکوت ، حادثه بزرگی است، اما غریبانه تر آن است که دوران کوتاه مدت حکومتش ، مدام به جنگ و درگیری گذشت . انگار به قدری دیر گرد علی (ع) جمع شدند که معنای اسلام حقیقی از ذهن ها رخت بربست. عدالت چیز عجیبی شده بود !
اینک ، اخلاص و برای خدا کارکردن، مفهوم گنگی دارد . حالا ، وقتی علی (ع) دم از عدالت می زند ، بساط جنگ جمل برپا می شود و نارضایتی از تقسیم بیت المال ، ورد زبان ها می گردد . وقتی دم از صلاحیت حاکمان می زند ، فتنه قاسطین علم می شود و قرآن های سرنیزه ! وقتی روشنایی اندیشه و دوری از جمود و خشک مغزی را گوشزد می کند ، سپاه نهروان در مقابلش صف می کشد.
آن روز برای بیعت با علی (ع) ، جامه می دریدند و یکدیگر را زیر دست و پا له می کردند ، روزی بود و امروز که به هر بهانه ، راه خود را از علی (ع) جدا می کنند ، روز دیگری است !
گرچه حکومت عادلانه امیر مؤمنان (ع) حلاوت روزهای حضور پیامبر را زنده می کرد ، ولی چه بسیار کینه ها و عقده های قدیمی با اسلام و پیامبر که اینک به بهانه علی (ع) ، مجال سر برآوردن یافته اند !
باید پرسید علی کیست ؟ علی معیار حق و باطل است . آن قدر عیارش بالاست که زبان دوست و دشمن ، از ثنا و ستایش او لبریز شده است.
زهد با علی (ع) معنا می شود ، وقتی در سفره هر روزش ، جز نان جو و نمک نمی یابی !
معیار عدالت ، علی (ع) است ، وقتی دانشمند مسیحی می گوید : «علی (ع) به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید» . علی (ع) جمع اضداد است.
علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم !
علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
کسی است که پیامبر ، او و پیروانش را به زیور کلام خویش آراست : «قسم به آنکه جانم در دست اوست ، علی و شیعیان او ، رستگاران روز قیامتند ».
علی (ع) دریایی است که تنها به اندازه معرفتت از آن بر می گیری ! علی ساقی است ؛ پیمانه ات را بزرگ تر کن تا از شراب صافی عشق او ، خوب سیراب شوی !
زبان علم و خرد الکن از فضائل اوست ... که کس علی نشناسد به غیر پیغمبر
 

نگاره‌ای از صحنه‌ ای از غدیر خم 
 منسوب به کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة متعلق به بیرونی ، در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ انگلستان

 
شهادت امام علی (ع)
به یاری خداوند طی سالیان اخیر بر سر سفره زندگی سراسر افتخار مولی علی (ع) نشستیم و گلگشتی در آن زندگی پربار داشتیم.
اینک قسمت پایانی این زندگی سعادتمندانه یعنی شهادت مولی علی (ع) را به نگاه می نشینیم.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست، بردن است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) به آب رسیدن لب تشنه است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) یافتن گمگشته است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) امید زندگی است; آرزو است!
و بالاخره شهادت در فرهنگ مولی همان است که قرآن فرمود : «فوز عظیم » برندگی بزرگ.
پیشگویی پیامبر از شهادت امام علی (ع)
شهادت مولی علی (ع) را پیامبر اکرم (ص) به هنگام نزول آیه 1 و 2 سوره عنکبوت پیشگویی کرده بود، که سخن از امتحان است.
مولی علی (ع) با یادآوری خاطره ای از پیامبر، مسئله شهادت خود را پرسید.
فرمود آیا پس از اتمام «جنگ احد» که من سعادت شهادت را نداشتم، و بر من گران آمد، شما نفرمودید بشارت باد بر تو که شهادت در انتظارت نشسته است؟ !
پیامبر (ص) فرمود: همینطور است! حال بگو «فکیف صبرک اذن » در آن هنگام صبرت چگونه است؟
مولی (ع) گفت: شهادت جای شکیبایی و صبر ندارد، بلکه جای شکر و سپاس دارد. (1)
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ... آن شب قدر که این تازه براتم دادند
در روایتی جابر بن عبدالله انصاری آورده است که پیامبر (ص) به امام علی (ع) فرمود: تو جانشین منی و تو را خواهند کشت و سرانجام این محاسنت به خون سرت خضاب خواهد شد. (2)
در روایتی آمده است عائشه گوید: «رایت النبی التزم علیا و قبله » پیامبر را دیدم، علی (ع) را در آغوش گرفته، او را می بوسد و می فرماید: «بابی الوحید الشهید» پدرم فدای شهید تنها! (3)
در روایاتی پیامبر (ص) قاتل امیرمؤمنان علی (ع) را شقی ترین مردم و یا شقی ترین این امت نامیده است. (4)

 
آگاهی امام علی (ع) از شهادت خود
و شخص امیرمؤمنان علی (ع) نیز بارها شهادت خود را پیشگویی کرده بود و فرموده بود که محاسنم به خون سرم خضاب خواهد شد و کاملا قاتل خویش را می شناخت!
در آخرین ماه رمضان عمر مبارکش، که در شب بیست و یکم آن به شهادت رسید فرمود:
«اتاکم شهر رمضان و هو سید الشهور و اول السنة » ماه رمضان فرا رسید که بهترین ماهها است و اول سال «سالکان الی الله » است «و فیه تدور رمی السلطان » آسیاب ذات مقدس ربوبی در آن می چرخد، کنایه از آنکه خداوند احسانش را بین بندگان خود به گردش درآورده است. «الا و انکم حاجوا العام صفا واحدا و آیة ذلک انی لست فیکم » امسال حج انجام می دهید به آن نشانه که دیگر علی را در جمع خود نمی بینید. (5)
امام علی (ع) یک عمر بی صبرانه در انتظار شهادت بود و در آخرین رمضان حال و هوای دیگری داشت، هر روزی که از ماه رمضان می گذشت، زمان وصل حضرت نزدیک می شد، او حال ویژه ای می یافت.
وعده وصل چون شود نزدیک ... آتش عشق بیشتر گردد
 
شب نوزدهم میهمان دخترش «ام کلثوم » بود و با ساده ترین افطار، روزه اش را به اتمام رساند و تا صبح بیدار بود.
دخترش به بابا عرض کرد: «ما هذا الذی قد اسهرک؟» چرا امشب بیداری؟ چه حادثه ای بیدارت نگاه داشته است؟
حضرت فرمود: «انی مقتول لو قد اصبحت » به هنگام صبح بر من ضربت خواهند زد، ضربتی که به شهادت ختم می گردد. (6)
آن شب جهان هستی نگران علی (ع) بود! مرغابیها به هنگام خروج مولی از خانه ناله زدند، گوئیا به آنان الهام شده بود که مولی را از دست می دهند.
مولی به نماز صبح ایستاد، سوره حمد را خواند، سپس سوره انبیاء را آغاز کرد و یازده آیه خوانده بود که ناگاه اشقی الاولین والآخرین، ضربت بر فرق نازنینش فرود آورد. (7)
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را ... به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم ... که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند ... ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را

 
تنها جمله ای که به هنگام فرود آمدن ضربت بر فرق نازنین علی (ع) از حضرت شنیده شد، این بود که «فزت و رب الکعبة » به خدای کعبه رستگار شدم! (8)
«فائز» برنده مرحله پایانی مسابقه است و فرق آن با «فلاح » این است که فلاح از بند رستن است. چه بسا کسانی که در مراحلی از یک مسابقه برنده باشند، اما سرانجام در مرحله پایانی ببازند، برنده واقعی آن است که در مرحله پایانی و به اصطلاح «فینال مسابقات » مدال پیروزی را نصیب خود سازد، و امام علی (ع) خود را برنده این مرحله می داند.

 
 کتاب ارزشمند و گرانسنگ الغدیر ؛ علامه امینی
 
 مقدمات و آشنایی با الغدیر  الغدیر ج 1
 
 الغدیر ج 2
 
 الغدیر ج 3 الغدیر ج 4
 
 الغدیر ج 5
 الغدیر ج 6  الغدیر ج 7  الغدیر ج 8
 الغدیر ج 9  الغدیر ج 10  الغدیر ج 11
رفتار مولی در فاصله ضربت تا شهادت
 
و اینک فهرستی از رفتار مولی (ع) از زمان ضربت تا شهادت:
1- گفتن جمله «فزت و رب الکعبة » به هنگام فرود آمدن ضربت.
2- فرمود: «لایفوتنکم الرجل » ابن ملجم را دستگیر کنید. (9)
این بزرگترین توطئه گر و شقی ترین که انسانیت را به ماتم نشاند، نباید از معرکه بگریزد، باید دستگیر گشته به سزای جنایت ننگین خود برسد.
3- سفارش به برخورد انسانی با قاتل «اطیبوا طعامه و الینوا فراشه » (10) غذاهای خوب و بستر نرم به او دهید.
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من ... چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
و در روایتی هست فرمود: «اطعموه من طعامی و اسقوه من شرابی » (11) از همان غذایی که به من می دهید و با همان نوشیدنی که از من پذیرایی می کنید، از قاتلم پذیرایی کنید.
4- سفارش فرمود: «ایاکم و المثله...» او را شکنجه نکنید، اعضایش را نبرید، نگوئید چون علی را کشته باید او را تکه تکه کنیم که پیامبر (ص) فرمود: سگ هار را هم مثله نکنید. (12)
5- فرمود ابن ملجم را نزدم بیاورید، او را نزد مولی آوردند.
حضرت به او فرمود: «ای عدوالله لم احسن الیک » هان دشمن خدا آیا به تو احسان نکردم؟
گفت: بله.
سپس فرمود: «فما حملک علی هذا؟» چه چیزی تو را به این جنایت واداشت؟
این شقی پست پاسخ داد که شمشیرم را چهل روز تیز کردم و از خدا خواستم که بدترین خلق خدا را با آن بکشم!
مولی علی (ع) فرمود: تو خود بدترین خلق خدایی و با همین شمشیر کشته خواهی شد. (13)
6- برای مولی طبیب آوردند، طبیب تا زخم مولی را دید گفت: «وصیتی دارید بفرمائید» که دیگر کار تمام است و زخم به مغز رسیده است. (14)
طبیبا وامکن زخم سرم را ... مسوزان قلب زینب دخترم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر ... نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد هست شاهد ... که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آنروز ... که زد در کوچه قنفذ همسرم را
- See more at: http://www.lailatolgadr.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=37&id=28723#sthash.WszJoaPX.dpuf


:: بازدید از این مطلب : 611
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
پنج‌شنبه 26 تیر 1393


شب  19 :

اول شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى بخوبى و فضيلت آن نميرسد و عمل در آن بهتر است از عمل كردن و هزار ماه و در آن شب تقدير امورات سال ميشود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب باذن پروردگار بزمين نازل ميشود و بخدمت امام زمان ع  مشرف ميشوند.

1- غسل است و بهتر آنستكه مقارن غروب آفتاب غسل كند كه نماز مغرب را با غسل بخواند. 2- دو ركعت نماز است . در هر ركعت بعد از حمد) هفت مرتبه (توحيد و بعد از فراغ هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب اليه .


3- قرآن مجيد را بگيرد و بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:


"اللهم انى اسئلك بكتابك المنزل و مافيه اسمك الاكبر و اسمائك الحسنى و ما يخاف و يرجى ان تجعلنى من عتقائك من النار  "


پس هر چه حاجت دارد بخواهد.


4- آنكه مصحف شريف را بگيرد و بر سر گذارد و بگويد:


" اللهم بحق هذا القران و بحق ارسلته به و بحق كل مؤ من مدحته فيه و بحقك عليهم فلا احداعرف بحقك منك  "

 

پس ده مرتبه بگويد. بك ياالله و ده مرتبه بمحمده پس هر يك از معصومين را نام برد و ده مرتبه بگويد تا بحجة بن الحسين عليه السلام برسد. آنوقت حاجت خود را از خدا بخواهد.

 

شب 20 :

نمازش هشت ركعت است بعد از حمد بهر سوره اى ميسر شود.

 

شب 21 :  

فضيلتش زيادتر است از شب نوزدهم و بايد اعمال آن شب را از غسل و احيا و زيارت امام حسين ) و نماز هفت قل هو الله و قرآن سرگفتن و صد ركعت نماز دعاى جوشن و غيرها در اين شب بعمل آورد و نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره اى كه ميسر است و از اين شب شروع ميشود.

در اين شب حمادبن عثمان  بر حضرت صادق ع  وارد شد. حضرت سئوال كرد كه غسل كرده اى . عرض ‍ كرد بلى . پس حضرت حصيرى طلبيد و حماد را نزديك خويش خواند و مشغول نماز گرديد و پيوسته آنحضرت نماز خواند و حماد نيز خود را بآنحضرت چسبانيده بوده و نماز ميخواند تا از نمازهاى خود فارغ شدند. پس آنحضرت دعا كرد و جماد آمين گفت تا صبح طلوع كرد. آنجناب اذان و اقامه گفت و بعض غلمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اول حمد و انا انزلناه  و در دوم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تقديس و مسلمات شد. پس سر به سجده نهاد و بمقدار يك ساعت بجز چيزى از آنجناب شنيده نشد. پس از آن ، اين دعا را خواند:


"لا اله انت مقلب القلوب و الابصار "

 شب  22 :

 
نمازش هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه خواهد و غسل و دعاهاى اين شب را بعمل آورد.

 

شب23 :

از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مستفاد ميشود ك شب قدر همين شب است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدر ميگردد. و از براى اين شب غير از اعماليكه با دو شب سابق مشترك است چند عمل ديگر است  :

 1- خواندن سوره عنكبوت  و روم  كه حضرت صادق (ع ) قسم ياد فرمود كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است .


2- خواندن سوره حم دخان  .


3- خواندن انا انزلناه  .

نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه ميسر شود علامه مجلسى  فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخوانند و دعاهاى صحيفه كامله را بخوانند، خصوصا دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و بعبادت و تلاوت و دعا بسر آورد. زيرا كه در احاديث معتبر، وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است انتهى .

         

                

************************

 

در این شبهای قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :

 

1-       دو رکعت نماز برای سلامتی آقا  امام زمان (عج)

2-       دو رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر " اللهم اغفرلی لجمیع المومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات"

3-       دو رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل 

4-       دو رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد ازحمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم  بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید . 

5-       خواندن سوره دخان و قدر

 

امیدوارم مفید واقع شده باشد..... من گنهکارم دعا بفرمایید .

   *****************************************************************

دستورات خاص  برای شب های قدربرای آدم های خاص:

1- خواندن سوره یاسین ، بدین گونه که بعد از پایان هر کلمه "مبین" در سوره یاسین 3 بار نادعلی خوانده شود .

2- تفکر در مورد امامت و ولایت امیرالمومنین علی (ع)

3- خواندن 1000بار سوره قدر 


دو نکته خیلی مهم جهت یادآوری :

1-     نماز برای سلامتی آقا امام زمان(عج)

سفارش گردیده از خود آقا به شیخ مفید :

به پیروان ما بگو بین نماز ظهر و عصر 2 رکعت برای سلامتی و ظهور ما نماز بخوانند که همانا ما به یاد آنها خواهیم بود .

2-     همه ما انسانها یک خط آغاز و یک خط پایان داریم ، ای  کاش ای کاش ما می دانستیم در کجای خط پایانیم . پس شاید فردایی نباشد .


:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 23 تیر 1393

 

 

 - 

 


 

 

 


ضرب المثل- معنی ضرب المثل - ضرب المثل قوش کریمخانی

عبارت مثلی بالا که بیشتر در جنوب ایران و بین اهل ادب و تاریخ مصطلح است هنگامی مورد استفاده و استناد قرار میگیرد که دستگاهی زحمت و هزینه نگاهداریش زاید بر سود و فایده آن باشد ، و یا شخصی بیش از حد زحمت وافاضه اش توقع حقوق و دستمزد داشته باشد .

 

در این گونه موارد آن موسسه یا آن شخص را به قوش کریمخانی تشبیه و تمثیل می کنند و عطای فایده اش را به لقای توقع و مزاحمتش می بخشند .

اما ریشه تاریخی این ضرب المثل :
به طوری که در کتب تاریخی آمده است شاهان و رجال وبزرگان ایران غالبا عاشق شکار بوده اند و برای صید پرندگان وحیوانات وحشی به شکل جرگه یا انفرادی از طرق مختلفه استفاده میکرده اند که از آن جمله پرورش پرندگان شکاری بوده است .

 

این پرندگان شکاری عبارت بودند از قرقی ، قوش ، شاهین ، باز ، سنقر ، چرغ ، الاطوغان یا آق طوغان و حتی کلاغ که آنها را در بازخانه و یا به اصطلاح دیگر قوشخانه برای صید پرندگان و آهو و خرگوش و جز اینها تربیت می کرده اند .

در بازخانه سلاطین ایران گاهی تا هفتصد پرنده شکاری از هر قبیل نگهداری می شد که برای هر یک از این پرندگان مامور ومربی مخصوص گماشته بوده اند .

 

شاردن سیاح معروف فرانسوی در عصر صفویه راجع به بازخانه شاهی می نویسد :” در این موسسات دفتری وجود دارد که مخصوص ثبت و ضبط مرغانی است که به شاهنشاه تقدیم می دارند و یا اعلیحضرت اعطاء می فرمایند . در این دفاتر اسامی اشخاص و تاریخ و خصوصیات پرندگان شکاری درج می شود . صید با مرغان شکاری در ایران خرج سنگینی دارد چون طیور صیاد فقط از گوشت تغذیه می کنند و لاغیر، و برای بعضیشان ناگزیرند که در تمام مدت روز منحصرا مرغ خانگی بدهند .”

 

روزی برای کریمخان زند سر دودمان سلسله زندیه که مطلقا اهل این گونه تجملات پر خرج نبوده است قوشی به عنوان تحفه آورده بودند که بسیار قشنگ و زیبا بود .

 

کریمخان از بازیار پرسید :” خوراک این قوش چیست وچگونه باید از این حیوان پذیرایی کرد ؟” بازیار جواب داد :” اینقوش شب و روزی دو وعده غذا می خورد و هر وعده باید گوشت یک مرغ بزرگ یا دو کبوتر به او داد. در فاصله دووعده غذا اگر مقداری از تنقلات نیز به اوداده شود در فربهی و سلامتی بی اثر نخوهد بود! محل سکونت این نوعقوشها باید قفس بالنسبه بزرگ و بسیار زیبا باشد و روزی یک بار او را شستشو دهند تا گرد و غباری که بر سرو رویش نشسته است زایل و زدوده گردد !”

 

کریمخان زند مجددا پرسید :” بگویید ببینم این حیوان زبان بسته در ازای این همه تیمارداری و پرستاری چه فایده ای دارد ؟” جواب دادند :” هرگاه وکیل الرعایا قصد شکار کند و تصادفا کبک یا کبوتری را از دور ببیند قوش را رها میکند و این حیوان احتمال دارد یکی ازآن پرندگان را صید کند و به حضور سلطان بیاورد . همچنین اگر آهویی ازجرگه شکار و تیررس سلطان فرار کند هنر قوش این است که خود را به آهو برساند ودر مقابل دیدگانش آن قدر پرپر می زند تا حضرت وکیل الرعایا به آهونزدیک شوند و آن را هدف قرار دهند !”

 

سرسلسله دودمان زندیه که تاکنون سراپا گوش بود و دیده از حیوان تقدیمی بر نمی داشت با تبسمی که حاکی از کمال صفا و وطن خواهی و رعایت اقتصاد و صرفه جویی در دستگاه سلطنت بود به آورندگان قوش گفت :” با این ترتیب به حساب شما من باید روزی چهار کبوتر ومقداری تنقلات برای تغذیه این حیوان تدارک کنم و یک نفر مربی نیز برای تیمار داشت و پرستاریش استخدام نمایم ؟”

حضار مجلس همگی به علامت تصدیق سر فرود آوردند .

 

کریمخان زند پکی به قلیان زد و به لهجه لری گفت :
” ولش کنید سی خوش بیره ، سی خوش بره .( یعنی رهایش کنید تا خودش بگیرد وخودش بخورد ) در دربار من ستون خرجی برای اینگونه تفریحات و تجملات بی فایده وجود ندارد 


:: بازدید از این مطلب : 532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : matlobi
دوشنبه 23 تیر 1393

 


:: بازدید از این مطلب : 442
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران