آیت الله العظمى میرزا محمد فرزند ملا رجبعلی است وملا رجبعلى فرزند حسن.
میرزا در ماه شعبان سال 1281ق در محله پاچنار تهران دیده به جهان گشود (یعنی 159سال قمری و 145 سال شمسی پیش).
وى در سن 6 سالگی یعنی 1287ق، از نعمت پدر محروم شد وتحت تکفل دائیش علامه سید زین العابدین فرزند ابو القاسم طباطبائی مشهور به سید آقا قرار گرفت. سید او را به جهان علم وفضیلت واخلاق رهنمون نمود .
میرزا محمد در سال 1290 ق همراه با مادر ودائیش به جوار ابوالائمه حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(ع) پناهنده شد و به خاطر مناسبات وارتباطات میان دو خانواده، در خانۀ مجدد شیرازی کبیر، آیة الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی در نجف اشرف، اقامت نمود.
هنگامى که مجدد شیرازی بنا به وظیفه، آهنگ مهاجرت به سرمن رأی (سامراء) نمود ، میرزا محمد به همراه خانواده به او محلق شد و به دلیل حسن تدبیر وکیاست مادر میرزا محمد که بانویى با تقوى و دانشمند بود ، میرزای برزگ امور وشؤونات خانه خود را به این بانوى گرامى واگذار نمود.
در این مورد خلف صالح میزرا محمد ، علامه آیت الله سید مرتضى عسکری می فرمایند : " از ما جراهای شگفت انگیز آنکه مادر میرزا محمد به دلیل برخورداری از هوش وذکاوت سرشار وتحصیلات قرآنی وآشنایى به علم حساب که در آن زمان اندکی از مردم به آن آگاه بودند، این بانوى مکرم ناظر بیت ومسؤول امور مالی میرزای شیرازی می شود . علویه ناظر مادر میرزا محمد از پنجره اتاق مجاور اتاق بحث مجدد بزرگ، استفتائات مردم را می گرفتند وبه خدمت آقا می رساندند وجواب ایشان را به مقلدین می دادند، وسرپرستی خاندان میرزای بزرگ را نیزبه عهده داشتند ".
میرزا محمد در دامان مجدد شیرازی کبیر پرورش یافت و میرزای بزرگ او را ما نند یکی از پسران خود تربیت نمود وبه همین خاطر در اوائل به « میرزا محمد ربیب» معروف بود .
مجدد شیرازی بزرگ از سال 1300 ق تا زمان وفاتش 1312 ق درس ویژه ای را برای میرزا محمد وفرزندش علی آقا در علم توحید و اصول فقه اختصاص دادند، علاوه بر این میرزا محمد در دروس عمومى وخصوصى میرزای بزرگ نیز شرکت می کرد.
میرزا محمد پس از وفات میرزا محمد حسن شیرازی بزرگ به درس وبحث میرزا محمد تقی شیرازی روی آورد . وی همچنین علوم حدیث ودرایت را درمحضر حاج میرزا حسین نوری صاحب مستدرک وسائل الشیعه خواند و از بحث اخلاق معروف ومشهور مولا حسین قلی همدانی بمدت یکسال کسب فیض نمود که این دوره نقطه عطفى درزندگى میرزا محمد محسوب می شود وآثار شگرفی بر جانش برجاى میگذارد ، به همین دلیل میرزا محمد همیشه با افتخار ازسیره وسلوک وزهد وتقوای استاد خود یاد می کرد .
میرزا محمد از کودکی در سال 1292 در سامراء سکونت داشت که همه اوقات خود را با جدیت وتلاش خستگی نا پذیر در دامان استادانش میرزای شیرازی بزرگ و دیگران به تحصیل علوم پرداخت و مصداق تام وتمام فردى بود که از این گذرگاه برای جایگاه جاودانیش توشه های فراوان برداشت .
به امید آن که بازماندگان صالح او ادامه دهندگان علمى و عملى راه او باشند، ان شاء الله .
هیئت تحریریه مجله پیوند آل محمد (ص)
سبب پیدایش این نوشته
عزیزی از منسوبین اقدام به تهیه نسبنامه خاندان آل محمد (یعنی فامیل میرزا محمد تهرانی) نموده است از این بنده ناچیز خواست تا شرحی هرچند مختصر از زندگینامه میرزا محمد تهرانی را تهیه نمایم تا در صدر نسب نامه قرار بگیرد.
این بنده برای چنین موضوعی بضاعتی در خود کار در دست نداشتم ومگر میشد یک قرن زندگی میرزا را در صفحهای چند گنجاند که نکنجد بحر را در کوزه ای .
اما بالاخره با کنکاش و تلاش بسیار و با مدارکی هرچند اندک که در اختیار بود بر آن شدم که شرحی هرچند مختصر از مدارک موجود و دیدههای عینی خود فراهم آورد.
و اکنون این نوشتار که ذرهای از خروار خواهد بود بخشی از زندگینامه میرزا محمد تهرانی است که بهمدت یک قرن زیست و در دوران پر طلاطم و فراز ونشیب زندگی خود ناظر حوادث بسیار بود و از بخت خرم خویش تمامی عمر پر برکت خود را در راه پاسداری ازحریم پر حرمت دو امام همام (یعنی امام هادی و امام عسکری‹ ع› ) در شهر سامرا صرف کرد و سرانجام سر در خاک همان عتبه مقدسه گذارد و در همان حرم بهشت آسا و در کنار امامان خود آرامید ...
مردی از تبار فرزانگان
اگر پدیده بنگری در مییابی که الطاف خداوندی را ارزان نمیفروشند که خداوند در کارگاه هستی خویش میسازد و میشکند و اندک داند کند کسانی که مورد مهر حکیم علی الاطلاق قرار میگیرند که خود فرموده است ‹‹ ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء ››
حال چرا و چگونه است که آن حسن منظر را بهجه نمینمایاند و آن خط و خال را در وجود همگان بهودیعت نمیگذارد که این خود از اسرار خلقت است که همگان را همه چیز نمیدهد. یکی را بوجهل میسازد یکی را محمد (ص) آن دیگری را علی (ع) میسازد و آن یک را حکم .
خلق میآیند و میروند و این کاروان را کاروانسالار راهنما و راهبر است .
اما در همین کاروان بی سر آغاز و بی سرانجام گهگاهی در شبی تار از گوشهای برقی میجهد و موسائی در میان راه نوری را میبیند و فریاد میزند‹‹ إنی آنست ناراً››
وخد این همان پرسش بی پاسخی است که من و تو درگیر آنیم .
او ترا میسازد و بر تو راهنما میگذارد اما چرا جلوه حسن خویش را بههمه نمینمایاند و از عشقبازی با تو سر باز میزند .
این پرده نشین کوی عشق چگونه است که گاه و بیگاه دری را میزند و غباری از گرد راه خویش نثار ذات و هستی میکند و تو میشوی خلیفة راستین او که راه را خوب میبینی و خوب میشناسی و بهجای چشم سربزاران ، چشم دل به تو میبخشد و تو را نظر باز عشق خویش و خلیل و حکیم و روح و حبیب خود میسازد.
|
دیگر حیات او وتو قرب است، همه عشق است، همه منظر است، همه دیدار است.
چرا که او تو را خواسته و در یک شب مبارک یک شب قدر رحیق نظر را در گلوی تو میفشارد و تو را شرح صدر میدهد و براث عباد الرحمن را بتو اهدا میکند و شیخی که مکتب نرفته سید کون میسازد.
پس از این مقدمه میپردازیم بما نحن فیه (یعنی موضوع زندگینامه مرحوم میرزا محمد تهرانی) .
پس ازمدتی کنکاش به مدرکی دست یافتم که (آقابزرگ تهرانی) صاحب : دائرة المعارف بزرگ شیعه ‹‹ الذریعة إلی تصانیف الشیعة ›› آن را بهرشته تحریر در آورده بنام ‹‹ هدیة الرازی إلی المجدد الشیرازی›› کتاب با تمام اختصار گویای مطالب بسیار ایت که زندگی میزرای بزرگ شیرازی را در نجف و سامراء در بر دارد و همه عالمان و طالبان معرفت را که در حوزه علمیة سامراء و در محضر میرزای شیرازی حاضر شدهاند یاد میکند از جمله کسانی که در سن 10 سالگی از نجف به شهر سامراء مهاجرت کرده همین میرزا محمد تهرانی است .
آقا بزرگ تهرانی با اختصار بسیار از میرزا محمد در این کتاب یاد میکند. ما در اینجا همان مختصر از ماجرای زندگی میرزا محمد را ازهمان کتاب ‹‹ هدیة الرازی›› عیناً میآوریم و پساز
آن دیدههای عینی خود را که بهمدت بیش از دو دهه با آن بزرگوار همراه بودیم ذکر خواهیم کرد.
آقابزرگ تهرانی در کتاب « هدایة الرازی » در باره میرزا محمد تهرانی مینویسد :
{( در شعبان سال 1281 هـ.ق در تهران در کوی پاچنار بدنیا آمد ، پدرش در سال 1287 هـ.ق چشم از دنیا فروبست و این سال همان سال قحطی عراق و سال زیارت ناصر الدین شاه قاجار از عتبات بوده.
میرزا محمد همراه بادائی خود بنام سید زین العابدین مشهور به سید آغا و مادرش در سال 1290 هـ.ق به نجف مشرف شد و در سال 1292 هـ.ق بههمراه آن دو یعنی مادر و دائی خود به سامراء مهاجرت کرد. (این سال همان سالی است که میرزای بزرگ از نجف عازم سامراء شده و تا آخر یعنی سال 1312هـ.ق در همان شهر اقامت داشته است.)
از ماجراهای شگفت آنکه مادر میرزا محمد، ناظر خانه میرزا میشود او هم با مادر در خانه میرزا زندگی میکرده و بدین جهت در امان خود میرزا سالها پرورش یافت .
میرزا محمد از 1300 هـ.ق تا زمان وفات میرزای شیرازی در درس مخصوص که میرزای بزرگ برای میرزا محمد و فرزندش میرزا علی آغا گذاشته بود شرکت میکرد. پس از مدتی حاج میرزا محمد پسر دیگرمیرزای شیرازی وسید ابراهیم تهرانی نیز در این بحث شرکت کردند.
بعد از وفات میرزای شیرازی، میرزا محمد تهرانی از استاد ما میرزا محمد تقی شیرازی بهره گرفت وی علوم حدیث را از استاد دیگر ما علامه نوری آموخت او تا امروز درشهر سامراء ساکن است و به تألیف و تصنیف اشتغال دارد. وی با دختر دائی خود یعنی دختر سید آغای مذکور که در سال 1298 هـ.ق در شهر سامراء بهدنیا آمده بود ازدواج کرد. )} :
این مختصر همانست که عیناً از کتاب هدیه الرازی در اینجا آورده شد و آنچه که از این پس قلمی میشود از خود اینجانب علی مشتاق عسکری فرزند آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی و نوه دختری میرزا محمد تهرانی است که بهمدت بیش از 25سال با آن بزرگوار همزیستی داشته است.
از کار و پیشه پدر میرزا محمد تهرانی اطلاع روشنی در دست نمیباشد، و گویا پدر بهکار و پیشه سرگرم بوده است .
در اینجا این پرسش مطرح است که چرا وچگونه این خانواده عزم مهاجرت بهعراق را کرده
و چگونه سر از خانة میرزای شیرازی درآورده است .
گمان میرود که سید زین العابدین تهرانی معروف به سید آغا که دائی میرزا محمد بوده پس از زعامت میرزای شیرازی عهده دار گرد آوری وجوهات در ایران بوده که پس از مهاجرت به نجف بههمراه میرزای شیرازی (میرزای بزرگ) به سامراء رفته و خواهر همین سید زین العابدین مشهور به سید آغا مسئولیت خطیر مالی خانه میرزا را عهده دار میشود و از این به بعد این خانم (یعنی مادر میرزا محمد) را علویه ناضر میخوانند.
چنانچه گذشت میرزا محمد تهرانی در خانه میرزای شیرازی نشو و نما میکند و از سن 9 سالگی تا عنفوان جوانی ناظر همه رویدادهایی است که در زیر لوای زعامت بزرگ و خطیر میرزای شیرازی بر شیعیان بهوقوع میپیوسته است
سرنوشت کودک نه ساله که دست تقدیر او را در سن هفت سالگی یتیم کرده است با زندگی معنوی و علمی و موجهای اقیانوس بیکران معرفتی میرزای شیرازی گره میخورد و این همان الطاف غیبی است که خداوند قرعه فال نظر بخشی رابنام اواز کتاب من حیث لایحتسب بیرون آورده و او را سزاوار عباد الرحمانی میسازد.
وی در سن نوجوانی در درس مخصوص میرزای شیرازی شرکت میکند و از درخت تنومند و پر ثمرة حکمت و معرفت آن بزرگوار خوشهها میچیند.
میرزا محمد در این زمان طلبه ایست فاضل که تاج شرافت و شاگردی مردی را بر تارک دارد که عالم تشیع و اسلام بدو مفتخر است و نفود کلام او جهان را تسخیر کرده است.
از آنجا که این یادداشتها شرح مختصری از زندگانی میرزا محمد تهرانی است از ذکر وقایع دوران میرزای بزرگ در شهر سامراء چشم پوشیدهایم علاقمندان به کتاب هدیه الرازی نوشته آقابزرگ تهرانی رجوع نمایند.
میرزا محمد تهرانی در خانه میرزای بزرگ و در عنایت مادر خود علویه ناظر زندگی را سپری میکند، وی در این دوران شناور اقیانوس حوزههای درس اعلام بزرگ و نام آور کسانی است که گردا گرد شمع فروزان میرزای بزرگ حلقه زده و بهدرس و بحث سرگرم بودهاند.
ماه رمضان سال 1312 هـ.ق از راه میرسد و این همان سالی است که دست قضا ستاره درخشانی را از بلندی آسمان علم و معرفت و فقاهت شیعه میگیرد و میرزای بزرگ ما در شب 24 رمضان این سال دیده از جهان فرو میبندد وجهان تشیع را یتیم میسازد.
پس از انتقال بدن مقدس میرزای بزرگ به نجف حوزة علمی سامراء سرگرم کار خود است و شاگردان مبرز میرزا از جمله میرزا محمد تقی شیرازی و سید حسن صدر حوزه خروشان سامراء را اداره میکنند.
میرزا محمد تهرانی چنانکه گفته شد پس از مرگ میرزای شیرازی در درس میرزا محمد تقی شیرازی شرکت میکند و از این استاد بزرگوار بهره میگیرد و از سوئی دیگر مباحث حدیث را نزد استاد دیگرش علامه نوری فرا میگیرد.
در این زمان دوران افول حوزه علمی سامراء فرا میرسد و اندک اندک بزرگان و سرشناسان حوزه که در محضر میرزای شیرازی به فراگیری علوم سرگرم بودند شهر سامراء را ترک میکنند، از جمله سلسله جنبان حوزه میرزا محمد تقی شیرازی سامراء را ترک گفته و بهکربلای معلا رفته و در آنجا ساکن میشود و نیز یکی دیگر از مبرزترین اعلام حوزه درس سامراء یعنی سید حسن صدر پس از مرگ استادش بمدت دو سال سرپرستی حوزه را بعهده داشته و پس از آن بهشهر کاظمین نقل مکان کرده و دوره زعامت خود را در آن شهر سپری مینماید.
از این پس حوزه علمیة سامراء بهعهده میرزا محمد تهرانی واگذار میگردد.
این مرد بزرگوار که گویا با امامانش امام هادی و امام عسکری عهد بسته بود که آنها را تنها نگذارد همه سختیها را در یک شهر سنی نشین بدوش میکشد و چراغ حوزه شیعه را در شهر سامراء روشن نگه میدارد.
زمانه میگذرد و میرزامحمد تهرانی که از نظر زعامت در میان مردم شهر و طلاب علوم دینیه موقعیتی ممتاز پیدا کرده است خانه او مرجع طالبان علم و اساتید حوزه علمی سامراء و نیز شیوخ قبائل سنی و بزرگان شهر بوده است.
میرزا محمد تهرانی در امر برپاداشتن مراسم مذهبی و اقامه شعائر دینی در تمام سال وسواس بسیار بهخرج میداده بهخصوص عزاداری عاشورای حسینی که این مراسم در حسینیه میرزای شیرازی بر پا میداشته و خود شخصاً در تمامی این مراسم شرکت میکرده است .
یگر مراسمی که آن بزرگوار بدان اهمیت میداده روضه خوانی روزهای هر جمعه در خانه خود بوده است که صبح هر جمعه در بیرونی خانه خود بر پا میشده است و مداحان و خطبا به ادای مراسم میپرداختند.
از آنجاکه شهر سامراء شهری سنی نشین بوده و شیعیان اقلیت شهر را تشکیل میدادهاند میرزا محمد تهرانی که در میان بزرگان قبائل سینی موقعیت در خور احترام داشته، خانه او مرکز حل و فصل بسیاری از اختلافات مردم شهر بوده است و این همان سیاستی بوده که میرزا محمد تهرانی از سیاست میرزای بزرگ در برخورد با سران سنی مذهب شهر بهارث برده بود.
کتاب و کتابخانه
میرزا محمد تهرانی در کارگرد آوری کتاب و تأسیس کتابخانهای جامع و پر بار تلاش بسیار کرده است که حاصل آن تأسیس کتابخانه در منزل خود وی بوده، از سوی دیگر چون فصل الخطاب کار علمی او حدیث بوده در گردآوری مجامیع حدیث تلاش بسیار میکرده .
کتابخانه مراجعین بسیار داشته و مؤلفین و محققین و طلاب علوم دینی از این کتابخانه بهره بسیار میبردهاند و درهمین کتابخانه بوده که میرزا محمد تهرانی که کارگرد آوری حدیث را دنبال میکرده سالیان دراز در همین کتابخانه دست بهکار بزرگ در امر حدیث زده که آن را مستدرک البحار نامیده که این مجموعه به سرنوشتی دردناک دچارگردیده است .
دامادهای میرزا محمد تهرانی
از آنجا که این مرد بزرگ در دامان حوزه علم و معرفت پرورش یافته برای گرد آوری اصحاب معرفت مصمم میگردد که دختران خود را بهازدواج روحانیون و افراد برجسته حوزوی دربیارود.
لازم بهذکر است که حاصل ازدواج میرزا محمد تهرانی با صبیة دائی خود سه پسر و چهار دختر بوده است و وی که حرص بسیار در گرد آوری عالمان و محققین گرد خود داشته در این راه بهتوفیق بزرگی دست مییابد و بهمرور زمان هر چهار دختر خود را بهازدواج مدرسین و بزرگان حوزه در میآورد.
|
لازم بهذکر است که پس از مرگ پدر علامه عسکری مادر وی بابزرگواری دیگر آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی ازدواج کرده است و این میرزاحبیب الله که در سامراء سکونت گزیده یکی از مدرسین سرشناس حوزه علمی سامراء بوده است .
|
میرزا محمد تهرانی دختر سوم خود را به ازدواج سیدی بزرگوار آیت الله سید محمد رضا موسوی شوشتری (میرسالاری )در میآورد که این عالم فرهیخته یکی از مدرسین حوزه علمیه سامراء بوده و تا پایان عمر در مدرسه بزرگ میرزای شیرازی بتدریس اشتغال داشته.
میرزا محمد تهرانی دختر چهارم خود را نیز به ازدواج حجت الاسلام سید محمد حسین سیدی ملقب به ناشر الاسلام در میآورد .
حجت الإسلام سیدی در نشر مکتب أهل بیت علیهم السلام سفرهای متعددی به کشور های آفریقایی و آسیا نموده است .
فرزندان ذکور میرزا محمد تهرانی
فرزندان ذکور میرزا محمد تهرانی چنانکه یاد گردید سه نفر بودهاند، نخستین آنها میرزا نجم الدین بوده که عمری را در تحقیق و تألیف گذرانده و تألیفات وی که به زبان عربی است در دسترس قرار دارد و بخشی از کتابهای نامبرده به زبان فارسی برگردانده شده است .
دومین فرزند ذکور میرزا محمد تهرانی میرزا ابوالحسن از مدرسین حوزه سامراء بوده است. این میرزا ابوالحسن در سالهای آخر عمر به تهران مهاجرت کرده و سالها امامت جماعت مسجد ابو تراب در شمیران را عهده دار بوده است .
پسر سوم میرزا محمد به کار تجارت پرداخته و خدمات خیریه پدر را عهده دار بوده، نامبرده در برنامه تعمیرات و بازسازی مرقد امامزاده سید محمد سالهای متمادی به تلاش و کوشش سرگرم و در این امر دستیار و کمک پدر بوده است. این میرزا مهدی با صبیه آقا بزرگ تهرانی صاحب« الذریعه » ازدواج کرده و اب الزوجه این حقیر میباشد.
موضوع بازسازی عتبه مقدسه سامراء و سـاختن بارگاه امام زاده سـید محمد
میرزا محمد تهرانی در راه باسازی و فراهم آوردن وسائل آسایش زوار حرم امام هادی و امام عسکری (ع) تلاش فراوان بکار میبرده .
از جمله کارهای برجسته میرزا محمد تهرانی توجه به بازسازی زیارتگاه امام زاده سید محمد فرزند امام هادی (ع) بوده است .
بارگاه این امام زاده در 24 کیلومتری شهر سامراء واقع شده و مجاور شهر بلد قرار دارد. این امام زاده مورد توجه بسیارشیعیان عراق میباشد .
|
تا آنجا که بیاد دارم میرزا محمد تهرانی سالی یکی دو بار پیاده به زیارت امامزاده سید محمد میرفت که من خود در یکی از این سفرها پیاده بههمراه آن بزرگواربهزیارت امامزاده مشرف شدم.
نوشتن حدیث و مستدرک بحار الانوار
|
از آنجا که میرزا محمد تهرانی کتابخانه خود را وقف استانه مقدسه امام هشتم امام رضا (ع) نموده است و وصیت او چنان بوده که
:: بازدید از این مطلب : 588