انساب سادات میرسالاری در ایران


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



نظر شمادرباره هیئت امنای امامزاده میرسالار(ع)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 915
بازدید دیروز : 1772
بازدید هفته : 6345
بازدید ماه : 30509
بازدید کل : 311263
تعداد مطالب : 727
تعداد نظرات : 49
تعداد آنلاین : 2



دعای فرج
ذکر کاشف الکرب

تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
قیامت در چند قدمی ماست
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 8 / 6
به گزارش بوتیا پاتوق: سوره انبیاء آیه «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ». قیامت نزدیک شد … . چه اتفاقی افتاده است که بیانگر نزدیک‌تر شدن قیامت و باعث ترس و توجه بیشتر مردم به قیامت باشد؟ از روزی که این آیه نازل شده، صدها سال و ده‌ها نسل گذشته است، اما قیامت به […] قیامت در چند قدمی ماست قیامت در چند قدمی ماست به گزارش بوتیا پاتوق: سوره انبیاء آیه «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ». قیامت نزدیک شد … . چه اتفاقی افتاده است که بیانگر نزدیک‌تر شدن قیامت و باعث ترس و توجه بیشتر مردم به قیامت باشد؟ از روزی که این آیه نازل شده، صدها سال و ده‌ها نسل گذشته است، اما قیامت به وقوع نپیوسته است!) نفرموده است که قیامت نزدیک شد [اگر چه این مفهوم را نیز می‌رساند]، و به فرض که مفهوم همین باشد، زمان نداده است و یا مدتی برای تعیین نزدیکی یا دوری بیان نداشته است که بگوییم: چند قرن گذشت، پس چرا نرسید؟ «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ»، یعنی: حساب به مردم نزدیک شد، نه این که مردم به آن نزدیک شدند. چرا که مردم طالب و خواهان نیستند و همچنان از آن غافل هستند (فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ)، اما «حساب» طالب مردم است و به آنان نزدیک می‌شود. مثل مرگ که در سوره جمعه می‌فرماید: «این مرگی که شما از آن فرار می‌کنید، او شما را ملاقات خواهد کرد». دقت شود که اگر فرموده بود: «یوم الحساب» نزدیک شد و یا فرموده بود: «یقترب الساعة – قیامت نزدیک شد یا می‌شود»، منظور همان قیامت بود و خبر از نزدیک شدن آن می‌داد، اما در این آیه، مقصود متذکر نمودن مردم، به یادآوری اصل موضوع «حساب» است، لذا حق تعالی آنان را متذکر شد تا در زمان حیات، از حساب غافل نشوند. انسان با مردنش وارد عرصه حساب می‌شود، هر چند که قیامت هنوز برپا نشده است. الف – مردم (جنس انسان)، گاهی نمی‌دانند؛ و انبیاء و اولیاء و دانشمندان به آنان تعلیم می‌دهند تا بدانند، اما گاهی می‌دانند، ولی به خاطر اشتغال و علاقه فراوان به امور دیگری، از آنچه می‌دانند غفلت می‌کنند و این اشتغال به یک امر و غفلت از امر دیگر، به حدی می‌شود که حتی اگر ذکر و یاد آن نیز به میان آید، از آن اعراض می‌کنند. لذا در آیه هم به این غفلت از «حساب» اشاره نموده و هم به اعراض از آن؛ و در آیه بعد نیز تکمیل می‌نماید که هیچ حرف تازه‌ای که برای آنان علم باشد و یا هیچ تذکری که برای آنان یادآوری باشد، از جانب خدا برای آنان نیامد، مگر آن که آن را شنیدند، اما چون مشغول بازی بودند، غفلت و اعراض کردند. لذا می‌فرماید: هر عملی می‌کنند، حساب و نتیجه حساب، یعنی بازده عملشان به آنان نزدیک می‌شود، اما باز غافلند و اعراض می‌کنند. ب – اتفاقات بسیاری رخ داد که نشان دهنده نزدیک شدن قیامت نیز بود؛ از جمله ختم نبوت. ختم نبوت یعنی اکمال و اتمام دین، یعنی شریعت نهایی برای همه مردم، یعنی کامل شدن ملزومات هدایت تا آخرالزمان، یعنی نزدیک شدن تحقق تمامی وعده‌های الهی و …؛ پس قیامت نیز نزدیک می‌شود. لذا پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، دو انگشت خود را به هم چسبانده و فرمودند: «بُعِثْتُ أَنَا وَالسَّاعَة کهَاتَیْن» یعنی: من و قیامت مانند این دو انگشت با هم مبعوث شدیم – ولی آیه مذکور به زمان قیامت یا نزدیکی و دوری آن اشاره ندارد، بلکه به شرح حال مردم و تذکر به آنان تصریح می‌نماید که حساب و نتیجه اعمال به آنان نزدیک می‌شود، اما در بازی و غفلت و اعراض به سر می‌برند. وَ هُمْ فى‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ‏؛ و آنان از نزدیک شدن آن بى‏خبر و از آن رویگردانند. آرى، این مردم نه در اندیشه نزدیک شدن هنگامه حسابرسى هستند و نه براى فرارسیدن آن مى‏اندیشند و آماده مى‏گردند، بلکه همچنان از اندیشه در مورد آن و آمادگى براى رویارویى با آن رویگردانند و سرباز مى‏زنند. آیه شریفه نشانگر این واقعیت است و انسان را به این سو تشویق و ترغیب مى‏کند که خویشتن را براى رستاخیز و فرا رسیدن آن و حساب و حسابرسى آماده سازد. فراموش کردن دادگاه عدل قیامت سر چشمه اصلى بدبختی هاى آدمى است، و در این صورت است که آدمی خود را در برابر قانون شکنى ها و مظالم آزاد مى بیند، و این گونه گرفتار مجازات ابدى می شود: “فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ “؛ سوره ی سجده، آیه ی ۱۴، امروز شما عذاب را، به کیفر فراموشی ملاقات روز قیامت، بچشید؛ زیرا ما هم شما را از یاد بردیم تا عذاب همیشگی را به کیفر کردار زشتی که انجام دادید بچشید. قرآن تأکید مى کند که حقیقت آخرت در حافظه انسان به طور فطرى منعکس است. آن سان که مى تواند با به کار بردن عقل و تصدیق رسالت پروردگارش از آن نتیجه گیرد ، ولى پرده هاى شهوات که بر روى قلبش افتاده است و افکار باطل او را به فراموشى مى اندازد. از این رو امروز براى آخرت مهیا نمى شود بلکه همچنان در انحراف و عصیان مى ماند تا مستحق عذاب خدا شو>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شاه کلید اخلاقی شدن
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 8 / 6
به گزارش بوتیا پاتوق: ماه رمضان ماه دوستی با خدا و دشمنی با شیطان است. ماهی است که خودش نامی از اسامی پروردگار است چنانچه حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند که این ماه را بدون ذکر ماه نام نبرید و بگویید ماه رمضان چون رمضان اسمی از اسم های خداست. در این ماه باید کوشید […] شاه کلید اخلاقی شدن شاه کلید اخلاقی شدن به گزارش بوتیا پاتوق: ماه رمضان ماه دوستی با خدا و دشمنی با شیطان است. ماهی است که خودش نامی از اسامی پروردگار است چنانچه حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند که این ماه را بدون ذکر ماه نام نبرید و بگویید ماه رمضان چون رمضان اسمی از اسم های خداست. در این ماه باید کوشید در فروغ دین الهی شد و راه و رسم خدایی شدن و رنگ الهی گرفتن را آموخت. یکی از فروع دین تولی و تبری است که در این نوشتار می کوشیم از منظر اخلاقی به ویژه با توجه به این ماه عزیز و گرامی آن را مورد توجه قرار دهیم. تولی و تبری تولی به معنای دوستی است و در فروغ دین به معنای دوستی با دوستان خداست. امّا برای یک مسلمان کامل بودن تنها تولی کفایت نمی کند بلکه بال دیگر پرواز و اوج گرفتن آدمی تبری است. تبری به معنی دشمنی است و در فروع دین به معنای دشمنی با دشمنان خداست. با دو بال تولی و تبری است که انسان اوج می گیرد و در بعد اجتماعی و روانی به تکامل می رسد. ماه رمضان ماه تولی و تبری است. دوستی با خدا و هر آنچه که او دوست می دارد و دشمنی با دشمنان خدا و هر آنچه که او دشمن می دارد. از این رو باید محوریت اساسی در اخلاق انسان مومن تبری و تولی باشد. تولی و تبری در اخلاق در واقع انسان مومن دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا را ملاک خویش در اخلاقیات قرار می دهد. از این رو می کوشد با تمسّک به برگزیدگان الهی متعلّق به اخلاق الهی شود و از رذایل اخلاقی که دشمن الهی است دوری نماید. در این راستا حسن خلق زیبنده و برازنده مومن است که می کوشد تولی و تبری را در خود مجّلی نماید. حسن خلق خلق به معنی خوی و طبع و عادت است و حسن خلق یعنی خویش خوئی و نیک طبعی. انسان خوش اخلاق کسی است که عادات پسندیده جزء سرشت وی گردیده و نیک طبعی او در گفتار و کردار و معاشرت با دیگران متحلی است. مومن متخلّق به حسن خلق تولی و تبری را در خود به ظهور رسانده است و با الگو و اسوه قرار دادن دوستان خدا و با تشبه به آن ها دوستی ایشان را به ظهور و بروز رسانیده است. چرا که تنها با عمل و تجلی در گفتار و رفتار است که می توان ادعای دوستی واقعی را نمود. دوستی با دوستان خدا تشبه به آن ها در اخلاق و گفتار پسندیده است و دشمنی با دشمنان خدا دوری کردن از عادات ناپسند و غیراخلاقی است. قرآن کریم به شیوه ای مستدل و دلنشین می فرماید: «ولا تستوی الحسنة و لا السیّئة، إدفع بالّتی هی احسن فاذا الذی بنیک و بنیه عداوه کانّه ولی حمیم؛ بدی و نیکی یکسان نیست. (بدی را) با آنچه نیکوتر است دفع کن. آن وقت آنکه میان تو و او دشمنی ای بود گویی دوستی صدیق است.» (فصلت/ ۲۴) عالی ترین نمونه های اخلاق در تولی و تبری بر این اساس انسان مومن باید بکوشد با الگو قرار دادن و تأسی به برترین های اخلاقی که بهترین دوستان خدایند خود را به زینت تولی و تبری ترین نماید و عالی ترین نمونه های اخلاقی در اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) و خود شخص حضرت رسول (صلی الله علیه واله وسلم) متجلی است که قرآن کریم در وصف حضرتش می فرماید: «انک لعلی خلق عظیم؛ تو دارای خلق و خوی بزرگی هستی.» (قلم/ ۴). حضرت رسول (صلی الله علیه واله وسلم) خود فرمودند: أحسن الناس ایماناً، أحسنهم أخلاقاً و الطفهم با هله وأنا ألطفکم باهلی؛ نیکوترین مردم از نظر ایمان، نیکوترین شان از نظر اخلاق و مهربان دین آن ها به خانواده اش می باشد و من به خانواده ام از همه شما مهربان ترم. شاه کلید اخلاق الهی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) و رذیل حدیثی فرمودند: انی بعثت لا تممّ مکارم الاخلاق؛ من برای اتمام مکارم اخلاقی مبعوث شدم. با توجه به این حدیث شریف برای آنکه بتوان اسوه و الگوی نبوی را در زندگی پیاده کرد و از آن طریق با تشبهه به خوبان در اخلاق و کسب حسن خلق و دوری از بدان و دشمنان خدا، تولی و تبری را در نهاد و سرشت خویش تجّلی نمود، خود رسول مهربانی ها یک شاه کلید به دست ما داده است و آن کسب مکارم اخلاقی است! مکارم اخلاقی البته غیر از محاسن اخلاقی است! به راستی چه تفاوتی میان مکارم و محاسن در اخلاق وجود دارد؟! مکارم اخلاقی شاه کلید نبوی! اهل فن مکارم را مرتبه ای برتر از محاسن اخلاقی می دانند. در واقع محاسن اخلاقی به صورت فطری در همه ی انسان ها وجود دارد. تنها کافی است کمی غبار فطرت را بر طرف کرد. آن گاه عقل بشر نیز محاسن اخلاقی را می فهمد و بدان ها ملتزم می شود. امّا مکارم اخلاقی آن سجایای اخلاقی و آن عادات پسندیده ای است که شاید عقل مصلحت اندیش آن ها را عقلانی نپندارد! مثلاً احسان و نیکی به دیگران جزء محاسن اخلاقی است و هر عقلی در صورتی که صادقانه با این مساله مواجه شود آن را نیک می داند. امّا ایثار در جایی که انسان خودش محتاج و نیازمند است دیگر تنها محاسن اخلاقی نیست بلکه جزء مکارم اخلاقی است. چون چیزی است فراتر از عقل آدمی و مرتبه ای برتر در نهاد آدمی را شکوفا می سازد. از این رو شاه کلید نبوی برای اخلاقی شدن بی تردید کسب کارم اخلاقی است و بس! و از همین شاهراه است که تولی و تبری در بعد اخلاقی انسان متجلی می شود و ماه رمضان فرصتی است دوباره برای جستجوی شاه کلید نبوی! به ویژه آنکه امام رضا (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «بنده با حسن خلق خود به درجه ی روزه دار نماز خوان می رسد.» منابع و مآخذ:>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هفت آیه مخصوص از سوره یوسف جهت یافتن شغل و روزی
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 8 / 6
هفت آیه مخصوص از سوره یوسف جهت یافتن شغل و روزی آیات۵۰ تا ۵۶ سوره یوسف جهت یافتن شغل و روزی هر کسی که بیکار باشد و معطل باشد و هیچ کار از دست او بر نیاید روز پنجشنبه اول ماه روزه بدارد(اولین روز پنج شنبه ماه قمری) هنگام افطاری قبل از افطار کردن ,همچنین بعد از نماز خفتن(نماز عشا) , و همچنین در جامه خواب وقت خواب رفتن این هفت آیه از سوره یوسف را بخواند: (آیات۵۰ تا ۵۶ ) بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ (۵۰) قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ یُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ ماعَلِمْنَا عَلَیْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِیزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ (۵۱) ذَلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ (۵۲)‏ وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ (۵۳) وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مِکِینٌ أَمِینٌ (۵۴) قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ (۵۵) وَکَذَلِکَ مَکَّنِّا لِیُوسُفَ فِی الأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ (۵۶) سپس هنگام خواب صد مرتبه ذکر (لا الهالا الله )و صد مرتبه ذکر ( الله اکبر) و صد مرتبه ذکر ( سبحان الله) و صد مرتبه ذکر( استغفرالله) و صد مرتبه (صلوات) فرستد. و بخواب رود… در روز جمعه بعد از نماز صبح بنویسد این هفت آیه سوره یوسف را در کاغذی سفید یا زرد با مرکب یا جوهر مشکی یا آب زعفران و نیت کند بر هیچ کسی ظلم نکند و آنچه راستی و حق باشد را بیان کند و سپس این آیه نوشته شده را در بیرون سرای , بالای در ورودی منزل بیاویزد .در همان هفته مقصودش حاصل شود. در هنگام روزه و در هنگام نوشتن و خواندن آیه سعی کن دائم الوضو باشی.عطر به خود بزن و جامه پاک بپوش>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دعاهای بسیار مجرب برای حاجت گرفتن
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 8 / 6
به گزارش بوتیا پاتوق: گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید دعایی بسیار مجرب:گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید دعایی به جهت برآمدن حاجت از شیخ بهاءالدین عاملی که بسیار مجرّب است: از شیخ بهاءالدین عاملی رسیده که در شب جمعه این دعا را بر چهل و یک […] دعاهای بسیار مجرب برای حاجت گرفتن دعاهای بسیار مجرب برای حاجت گرفتن به گزارش بوتیا پاتوق: گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید دعایی بسیار مجرب:گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید دعایی به جهت برآمدن حاجت از شیخ بهاءالدین عاملی که بسیار مجرّب است: از شیخ بهاءالدین عاملی رسیده که در شب جمعه این دعا را بر چهل و یک دانه گندم بخواند و بر بام خانه ریزد تا مرغها بخورند اگر حاجتش روا نشود بر من بد گویند. بِسْمِ الله الرّحْمنِ الرّحیم لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ بِعَوْنِکَ وَ قُدْرَتِکَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ بِحَقِکَ وَ حُرْمَتِکَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ فَرَجاً فَرَجَنی مِنْ اَمْری فَرَجاً وَ مَخْرَجاً رَبَنّا یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ به هر دانه گندم یک بار بخواند.>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بعد از بهشت و جهنم ،آخر کار انسان کجاست؟
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 8 / 6
پس از ورود به بهشت و جهنم، آخر کار انسان کجاست؟ آیا در یک جا ماندن انسانی که میل به بی‌نهایت دارد، تکراری نمی‌شود و دیگر آن که آیا ممکن است که یک جهنمی، اهل بهشت شود؟... پس از ورود به بهشت و جهنم، آخر کار انسان کجاست؟ آیا در یک جا ماندن انسانی که میل به بی‌نهایت دارد، تکراری نمی‌شود و دیگر آن که آیا ممکن است که یک جهنمی، اهل بهشت شود؟ بهشت, جهنم, بهشت و جهنم, راه رسیدن به بهشت, اهل بهشت, بهشتیان, جهنمیان, بهشت رفتن, بهشت, راههای دستیابی به بهشت بعد از بهشت و جهنم ،آخر کار انسان کجاست؟ آخر کار انسان کجاست؟ اگر نگاه به آن عالَم نیز نگاه مادی و فیزیکی باشد، قطعاً این سۆال پیش می‌آید که آخرش کجاست؟ یا آخر کار انسان کجاست؟ چرا که عالم ماده محدود است و به بیان امیرالمۆمنین علیه‌السلام: «هر محدودی قابل شمارش است»؛ چنان چه برای طبیعت آخری بیان شده است، چه در علوم قرآنی و چه در علوم تجربی. اما اگر نگاه عاقلانه، حکیمانه و غیر مادی، یعنی معنوی باشد، آخری ندارد، چنان چه هیچ یک از امور غیر مادی آخر ندارند. انسان می‌تواند با استناد به آیات قرآن کریم و یا تجربیات عملی بگوید که آخر خورشید خاموش شدن است و یا آخر زمین متلاشی شدن در فضاست، اما در معنویات چنین نمی‌باشد؛ آخر علم کجاست؟ آخر زیبایی کجاست؟ آخر قدرت کجاست؟ آخر ثروت و غنا کجاست و …؟ بدیهی است که حدّی ندارند، چرا که اینها همه کمالات هستند و تجلی آن هستی محض. «کمال حقیقی» همان الله جلّ جلاله می‌باشد که محدود به حدّی نیست. لذا سیر تکاملی بشر نیز چون «انّا الیه راجعون» است، حدّی ندارد که بدان متوقف شده و بگوید این آخرش است. هر چه رشد کند، هر چه بیشتر وجودش تجلی کمالات گردد، باز به پایان یا آخر نمی‌رسد. چنان چه هیچ کس نمی‌تواند در این عالم (یا حتی عالم دیگر) به آخر علم یا ثروت و غنا برسد و اگر تمامی علوم و سرمایه‌ها را نیز یک جا جمع کنند و به کسی بدهند، باز هم جای بیشتر شدن دارد و آخرش نیست. پس فرض آخر و پایان، یک خطای تصور ذهنی است و نه یک ضرورت عقلی. آیا یک جا ماندن بی‌میلی (زدگی) نمی‌آورد؟ البته که یک جا ماندن، بی‌میلی و زدگی می‌آورد. آن هم برای انسانی که به قول شما، میل به بی‌نهایت دارد. اما دقت شود که یک جا ماندن یعنی «سکون»، که عاقبت موجب فساد نیز می‌شود (همان دلزدگی خود نوعی فساد در شوق است)، اما در بهشت سکونی نیست که خستگی و دلزدگی بیاورد، بلکه «ثبات» است و معنای این دو خیلی با هم فرق دارد. انسان از این که مثلاً ده ساعت روی یک صندلی بنشیند و به یک منظره نگاه کند، خسته و دلزده می‌شود، اما هیچ‌گاه از ثبات وجودی خود یا ثبات عقل و ایمانی خود، خسته و دلزده نمی‌شود. متأسفانه، اغلب ما مردم (مسلمان یا اهل کتاب و معتقد به بهشت و جهنم)، نه جهنم را درست شناخته‌ایم و نه بهشت را؛ لذا گمان می‌کنیم که بهشت یعنی کاخی در وسط یک جنگل سبز و مملو از انواع و اقسام خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، لباس‌ها و تجویزها و سایر لذاتی که برای بدن بهشتی است. شباهت‌هایی بین این عالم و آن عالم هست و البته تفاوت‌هایی هم وجود دارد. اما همین شباهت‌ها سبب می‌شود تا شناخت و درک عالم دیگر برای ما در این عالم، ممکن و میسر گردد؛ چه زیبا سرود میرفندرسکی: چرخ با این اختران، نقض و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد، آن چه در بالاستی صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی در این عالم انسان هم لذت مادی دارد و هم لذت معنوی، این دو از هم جدا هستند، هر چند که در امتداد یک دیگر باشند و یا در یک دیگر تأثیر بگذارند. به عنوان مثال: تناول یک غذای خوب و خوش مزّه، بسیار لذت (مادی) دارد، اما به هیچ وجه با لذت «لقای محبوب»، هم سنخ و قابل قیاس نیست، و اگر آن غذای خوب در کنار یار میل شود، لذتش چند برابر شده و دیگر قابل توصیف نمی‌باشد. بهشت نیز همین‌طور است. لذت اکله، اشربه، حور و قصور یک لذت است، اما لذت لقاء الله، وصال محبوب و قرار گرفتن در «عند ملیک مقتدر»، یک لذت دیگر است. دقت شود که نعمات بهشتی، سفره‌ی محبوب است برای عاشق از سفر رسیده، نه این که هدف و مقصود و محبوب همان باشد. پس، بهشت یک جا ماندن، یک جا ساکن شدن، مدتی طویل خوردن و آشامیدن و تزویج نیست که دلزدگی بیاورد، بلکه ثباتِ بدون تزلزل، بدون دغدغه، بدون خطر، بدون احتمالات و …، در مسیر رشد و کمال همیشگی است که بسیار لذت بخش، شورآفرین و شوق‌آور می‌باشد و این سیرِ کمالی، پایانی ندارد. بهشت آیا جهنمی، اهل بهشت می‌شود؟ هم بهشت طبقات و درجات دارد و هم جهنم. اما تفاوت‌ سیر در این طبقات و درجات در این است که کسی که وارد بهشت شد، هیچگاه از آن اخراج یا خارج نمی‌شود، اما دلیلی نیست که هیچ کس در هیچ شرایطی از جهنم خارج نگردد. بدیهی است که انسان دارای باورهای اعتقادی و نیز رفتارهای عملی می‌باشد. پس هر کدام ثواب یا عقاب مخصوص خود را دارند. از این رو کسانی که در زندگی دنیوی اعتقادی به پروردگار عالم، مبدأ و معاد، نبوت و ولایت نداشتند، در این دنیا سیر قهقرایی طی کرده‌اند و خداوند متعال برای آنان «خلود = جاودانگی» در جهنم را وعید داده است، اما اگر کسانی اعتقادات درستی داشته‌اند، ولی در عمل درگیر گناهانی شده بوده‌اند که هر چند آنها را به کفر نکشانده است، اما با عذاب‌های مرگ، قبر، برزخ پاک نشده و یا قابل شفاعت نیز نگردیده‌اند چه؟ از یک سو به خاطر اعتقادات‌شان لایق بهشت می‌باشند و از سوی دیگر به خاطر کردارشان لایق جهنم می‌گردند. مرحوم علامه حلّی، برای خروج مۆمنین گناهکار جهنمی و ورودشان به بهشت دو دلیل اقامه می‌نماید: ۱٫ انسانی که هم ایمان و عمل صالح دارد و هم گناه، به خاطر ایمان و عمل خویش مستحق پاداش است و به خاطر انجام گناهش مستحق عذاب است و در نتیجه اگر اول وارد بهشت شود برای دریافت پاداش اعمال و بعد جهنم رود درست نیست. به اتفاق مسلمین کسی از بهشت آخرتی خارج نمی‌شود و اگر برعکس شود که اول جهنم رود و بعد از مدتی وارد بهشت شود این مشکلی ندارد و مورد نظر ما می‌باشد، صورت سوم این است که عذاب و پاداش با هم باشند که این امکان ندارد و محال است، تنها راه همان راه دوم است. ۲٫ دلیل دوم این است که بر خداوند قبیح است که بنده خود را به خاطر یک خطا و یا چند خطا که از او سر زده، با این که ایمان و عمل صالح دارد برای همیشه در جهنم نگهدارد و با کسی که در تمام عمر مشرک و کافر بوده است یکجا عذاب نماید و امر قبیح و زشت نسبت به خداوند محال است و از او صادر نمی‌شود.(کشف المراد، همان، ص ۴۱۴). در نتیجه ممکن است اگر شیعه از گناه خویش توبه نکند و شفاعت و دستگیری او را نکند مدتی در جهنم بماند و بعد از پاک شدن نجات یابد. * در قرآن کریم، برای ۱۳ جرم و معصیت (که کفر و شرک در رأس آنها قرار داده است)، خلود در جهنم تصریح شده است: ۱٫ کافران (آل عمران۱۱۶) – ۲٫ مشرکان (نحل۲۹) – ۳٫ منافقان (مجادله۱۷) – ۴٫ مرتدان (آل عمران۸۶-۸۸) – ۵٫ تکذیب کنندگان آیات الهی (اعراف۳۶) – ۶٫ دشمنان خدا و پیامبر(ص) (توبه۶۳) ۷٫ ظالمان و ستمگران (شوری۴۵) – ۸٫ اشقیاء (هود۱۰۶-۱۰۷) – ۹٫ آنها که غرق در گناهند (بقره۸۱) – ۱۰٫ قاتل مومن (نساء ۹۳) – ۱۱٫ رباخواران (بقره ۲۷۵) – ۱۲٫ سبک اعمالان (مومنون۱۰۲-۱۰۳) – ۱۳٫ گنهکاران به طور عام (جن۲۳). اما از سوی دیگر می‌فرماید که خداوند متعال به غیر از شرک، هر گناهی را که بخواهد می‌بخشد و او عادل است، به هیچ کس، اندک ظلمی نمی‌شود: «إنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَکَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یشَاءُ وَمَن یشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا * أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یزَکُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ یزَکِّی مَن یشَاءُ وَلاَ یظْلَمُونَ فَتِیلًا» (النساء، ۴۸ و ۴۹) ترجمه: مسلماً خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمى‏بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‏بخشاید و هر کس به خدا شرک ورزد به یقین گناهى بزرگ بربافته است * آیا به کسانى که خویشتن را پاک مى‏شمارند ننگریسته‏اى [چنین نیست] بلکه خداست که هر که را بخواهد پاک مى‏گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‏بینند». براساس روایتی که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، انسان‏ها در قیامت سه دسته‏اند : یک دسته انسان‏هایی‏اند که در عالم حشر در آن هنگام که مردم درگیر مواقف و عوالم حشرند، تحت سایه خداوند و در جوار قرب حقند و نیاز به طی آن عوالم و مواقف ندارند چون آن مراحل را در این دنیا پشت سر گذاشتند. گروهی دیگر انسان‏هایی‏اند که باید از حساب و عذاب بگذرند که از جمله آن جهنم موقت است تا پس از پس تطهیر و تسویه در عالم قیامت به خدا برسند و عده‏ای دیگر انسان‏هایی‏اند که چون مجموع وجودشان رو به غیر خدا داشته و در حال فرار از خدا بوده‏اند به قعر جهنم فرو خواهند رفت، (بحارالانوار، ج ۷، ص ۱۸۳، روایت ۳۱). بنابراین عده‏ای مستقیم وارد بهشت و بهشت‏ها می‏شوند، عده‏ای پس از گذر از مواقف‏ها و از جمله جهنم موقت وارد بهشت می‏گردند و عده‏ای نیز در جهنم جاودانه خواهند بود. به بیانی دیگر: همه کسانی که وارد جهنم می‏شوند برای همیشه در جهنم نخواهند بود و تنها عده‌ی خاصی مانند کافران برای همیشه در جهنم خواهند بود، (ر.ک: آیت‌الله مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۶، ص ۴۸۳، دار الکتب الاسلامیه).>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فروش منزل
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 5 / 6

یک باب منزل مسکونی به ادرس اهواز -زیباشهر-نبش شهیدزرگر -مرادی الف بلاک ۱ -طبقه سوم ساختمان میرسالاری به مساحت ۱۰۰ متر مربع  باامکانات فول به فروش می رسد جهت اطلاعات بیشتر باشماره ۰۹۱۶۳۷۳۱۵۲۲ سید کاظم مطلوبی میرسالاری   تماس حاصل فرمایید/

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سمینار سالانه
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : شنبه 30 / 5

 

جمعه ای بود وگذشت و در حصار شایدها باز ماندیم!!

 

آنقدرها هم که گفتیم وشنیدیم منتظر نبودیم!!

اشتیاق آمدنت را فریاد زدیم ولی در هیاهوی زمان فراموش کردیم انتظار و عاشقی و دلدادگی

چگونه است

نوشتیم و سرودیم و خواندیم  شعر هجرانت را ولی زندگیمان بی تو  چه راحت گذشت!!

شنیدیم که  یادمان هستی و از حال ما با خبری همت کردیم ولحظه ای مهربانیت را تصور کردیم

رمضان آمد و به نیمه رسید و گذشت و باز شمشیری بر فرق عدالت نشست و باز گفتیم

شاید جمعه ای دیگر....

ولی هر چه که هستیم غروب آدینه آئینه دلمان تار میشود و غربت تمامی وجودمان را میگیرد

شاید خود ندانیم چرا ولی دل بهانه ی تو را میگیرد و تورا میجوید

درجمعه ای دیگر منتظران گل نرگس در کنار بارگاه سلاله پاک رسول (ص)حضرت امامزاده میرسالار(ع)به امید تعجیل در ظهورش گرد هم می اییم ودعای فرج رازمزمه می کنیم

سمینار بزرگ تکریم امامزادگان وهمایش سالانه سادات میرسالاری

مکان :بقعه متبرکه امامزاده میرسالار(ع)

زمان :14/6/1393

سخنران :



 

 
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حسن حقوقدان! منتقدان لرزان بروند به جهنم!
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 29 / 5

 

افسران - شعر به جهنم

گر منتقدی باش، ولیکن به جهنم/ اشک تو چکیده‌ست به دامن؟ به جهنم!

دلواپس فردای وطن گشت برادر؟/ زخم است به جان وی و بر تن؟ به جهنم!

صلحی که نمودیم، نیارزد به پشیزی/ کوبیدن آب است به هاون؟ به جهنم!

ما پسته خورانیم، شما غصه خورانید/ در شهر گرانی شده؟ اصلاً به جهنم!

ماشین چو گران است، مکدر شده باشم/ ماندید چو در له‌شده آهن، به جهنم!

ما جمله دل‌آرام، شدیداً همه شادیم/ بشنید کسی مطلب موهَن؟ به جهنم!

اندر صف ناجور سبد له‎شده‎گانید/ کم آبی و کم نانی و کلاً به جهنم!

تعلیق شد آنگونه اگر هسته‌ایِ ما/ بشنو تو زمن فوری و آناً، به جهنم

ای کاسب تحریم، تو سرهنگی و اکنون/ هم نیست کسی البته ایمن؟ به جهنم!

شد زندگی‌ات لنگ؟ نه این گفته دروغ است/ حیف است اگر نشنوی از من، به جهنم!

ما جمله چنینیم، لذا معتدلانیم/گویم به شما البته جمعاً، به جهنم!

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
برگردکه بربهارمان می خندند
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 29 / 5

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مردی انست که.........
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : پنج شنبه 28 / 5

 

 

 

 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اطلاعیه مهم
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 26 / 5

امروز تکریم امامزادگان ،حرکت درمسیرفرهنگ اسلامی ومحقق کننده   خواسته های فرهنگی مقام معظم رهبری است.

به اطلاع عموم سادات ودوستداران اهل بیت(ع) می رسانیم مراسم تکریم وتجلیل امامزادگان در مورخه 14/6/1393در بقعه متبرکه حضرت امامزاده میرسالار(ع)برگزار می شو داز عموم جهت شرکت دراین مراسم معنوی دعوت به عمل می اید/

از جمله برنامه های این مراسم:سخنرانی .رونمایی ونصب تابلوی 8متری درب ورودی حضرت امامزاده میرسالار(ع)-کلنگ زنی 30 باب زایر سرابا حضور مسئولین استانی -رونمایی از کتاب همنشینان مهتاب (شهدای سادات میرسالاری)-

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 25 / 5


 

آن خراج زیر ....بحر تا بر

آنکه میدانی که نامش هست دشوار

آن .... صاف و گرم و نرم و روشن

ساق پا یا لاله ای که از بلوره

کف پا یا خون عاشق پایماله

بند تنبان چون دو افعی هست خونریز

یا چو دو افعی که گنج در دست دارند

جفت ... مثل شاخ صاف رسته

هر کسی اقبال پیروزیش گردد

دمبدم برگونه هایش می زدی آب 

بس که طاقت رفت دل برداشت فریاد

چون خرامان گشت سرو قد رعناش

گفتمش ای نازنین ، ای سرو قامت

طغرل شیرین کاری یا قجیری

غنچه نشکفته ای، یا خرمن گل

نکته فهمی یا خبر از خود مداری

شاهباز لامکانی یا تذروی

یا بسان بلبلی بر ساحت باغ

خود چه بازی در شکار ای یار طناز

این دوزلفین یا که زنجیر عدالت

راست بر گو مهر گنجت برقراره

پرده پوشیده این راز بردار

از بیانم سرخ شد آن سرو آزاد

در تکلم لب گشاد او با دلی شاد

چون که شد هنگام پیری احمقی چه؟

عاشقی زیبنده فصل جوانی است

رفته ای از هوش برمن چشم بگشا

گرچه اندر صید گیری گشته ای فرد

اصل من از مردمان روزبهانه

جغد ویرانه نیم صراف دوران

چشم مرغان صحن گلزارم ندیده

آهوی مشکین ، غزال فیلمانم

چون شنیدم این سخن زان راحت جان

تا جهان باشد همیشه شاد باشی

 

گنج خسرو ، تخت خاقان ، تاج قیصر

درج گوهر، گنج یاقوت ، در مروار

این چه سیماب، این چه مهتاب ، این چه گلشن

این چه عکس و این چه شیشه ، این چه نوره

این چه خون و این چه خونریزی چه حاله

در بهاران مثل گل های سر آویز

تا امانت را بصاحب واگذارند

سم آهو در میانش نقش بسته

پاسبانی گنج او روزیش گردد

تا که خیزد نرگس مخمورش از خواب

کای پری پیکر نگار آدمی زاد

گشت دل پایبند زلفین چلیپاش

دل شده جویای وصفت تا قیامت

پازنی، سررم زنی، یا موش گیری

یا رسیده بر مشامت بوی سنبل

صید خودنشناس یا جویا شکاری

یا چو جغد تیه یا قمری بسروی

یا گرفتاری بدست رو سیه زاغ

یا کبوتر بچه ای در جنگل باز

بی مروت این چه عدل است این چه حالت

یا بضرب تیغ مردان گشته پاره

وزن گنجت را به مشتاقان توبشمار

عارفانه در سخن داد بیان داد

در جوابم گفت ای فرزانه استاد

حالت پیری به کار عاشقی چه ؟

آب و رنگ نو بهار زندگانی است

تا  بگویم با تو حالم را سراپا

من شکارت را نشایم ای جوانمرد

زان سبب هم غمزه ای در قصد جانه

کس نزد مهر عقیقم را به سوهان

دست دوران برگی از بارم نچیده

صید قید و بند صیادان ندانم

آفرین خواندم بر آن بلقیس دوران

از گزند چشم بد آزاد باشی

 


 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تصاویر/ حاج قاسم در گذر زمان
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 22 / 5

 

 
 

 

 
 
سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی از دیروز تا امروز

تصاویر/جوانی حاج قاسم

تصاویر/جوانی حاج قاسم

تصاویر/جوانی حاج قاسم

تصاویر/جوانی حاج قاسم

تصاویر/جوانی حاج قاسم
 
 
 
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داعش
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 22 / 5

 

دولت اسلامی (به عربی: الدولة الاسلامیة) که پیشتر خود را دولت اسلامی عراق و شام (به عربی: الدولة الاسلامیة فی العراق والشام) نامیده‌بود،[۱۸][۱۹][۲۰] و بیشتر با نام اختصاری داعش شناخته می‌شود، گروهی شورشی فعال است که در عراق و سوریه حضور فعال دارد و خود را کشوری مستقل دانسته بخش‌هایی از شمال سوریه و عراق را در تصرف خود دارد. این گروه به رهبری ابوبکر البغدادی از جنگجویان سلفیِ جداشده از شبکهٔ القاعده تأسیس شده و با دولت‌های عراق و سوریه و گروه‌های مخالف دولت سوریه وارد جنگ شده‌است.[۲۱]

داعش با دیگر گروه‌های قاعده از جمله جبههٔ نصرت می‌جنگد و القاعده نسبت داعش به خود را رد کرده‌است.[۲۲] داعش در پی تشکیل حکومتی اسلامی در سراسر سرزمین‌های اسلامی منطقه و حتی فراتر است. تخریب مسجدها و بناهای مذهبی و آرامگاه‌ها و حسینیه‌های مرتبط با شیعیان از جمله کارهای داعش در منطقه‌های تحت‌تصرفش است.

فعالیت نظامی داعش نخست در سوریه آغاز شد. داعش که از گروه‌های تندرو جدا شده‌بود موفق شد بخش‌هایی از شمال سوریه را تصرف کند و تقریباً سراسر استان رقه را تصاحب نماید. سپس همزمان با اقدام نظامی در سوریه به عراق حمله کرد و موفق شد رمادی و فلوجه مرکز استان انبار را در عراق بگیرد. در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی) داعش با گسترش اقدام نظامی خویش توانست موصل دومین شهر عراق را تصرف کند و بخش زیادی از خاک عراق را نیز به دست آورد، از جمله تکریت. سپس در سوریه نیز پیشروی کرد و منطقه‌هایی که دست دیگر مخالفان نظام سوریه در استان‌های دیرالزور و حسکه بود را به دست آورد. تا تیرماه (ژوئیه) حدود یک سوم خاک سوریه در تصرف داعش بوده‌است و بخش‌های زیادی از عراق را نیز در دست دارد. بیشتر بخش‌های نفت‌خیز سوریه و بسیاری از نفت‌خیز عراق را داعش در اختیار دارد. البته فعالیت‌های داعش تنها به سوریه و عراق محدود نمی‌شود و فعالیت‌هایی از او در اردن گزارش شده‌است، همچنین به دولت لبنان اعلان جنگ کرده‌است.

داعش که پس از گرفتن موصل بیانیهٔ تشکیل خلافت اسلامی با خلیفگی ابوبکر بغدادی را صادر کرد و فعالیت‌های حکومتی خود را که از پیش بیشتر در سوریه آغاز شده‌بود گسترش داد (از جملهٔ این اقدام‌ها چاپ اسکناس با واحد دینار داعش و گذرنامه، درست کردن پلیس، صدور نفت، راه‌اندازی شبکهٔ تلویزیون، برگزاری گشت‌های گردشگری است)؛ نام خود را از «دولت اسلامی عراق و شام» به «دولت اسلامی» تغییر داد. داعشی‌ها که نخست‌وزیر دارند و استاندار و برخی دیگر سمت‌های حکومتی را تشکیل داده‌اند[نیازمند منبع]، قانون‌هایی سختگیرانه دارند و مجازات‌های سنگینی قرار داده‌اند.

برخی این سازمان را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده‌اند. سران سابق حزب بعث عراق و سازمان شبه‌نظامی بوکو حرام هم از فعالیت‌های داعش حمایت کرده‌اند.[۲۳

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کشف یک اشتباه در قرآن!
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : جمعه 22 / 5

  

لشکر حضرت سلیمان را میبیند به سایر مورچه ها میگوید :پناه بگیرید تا لشکر سلیمان شما را خرد نکنند (لایحطمنکم)
به گزارش جهان، محمد صادق عبدالهی در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت:
تعدادی از دانشمندان جمع شدند تا با تحقیق در متن قرآن ؛ خطا و اشتباهی در آن بیابند و به این ترتیب قرآن را رد کنند!!!!
 
لذا بسیار در متن قرآن و کلمات آن دقت کردند تا اینکه به این آیه رسیدند که در مورد داستان حضرت سلیمان است که وقتی مورچه ای
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عاشقانه ترین دیدار یک زن و شوهر ایرانی (+عکس)
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 19 / 5

 

 مسعود تقی زاده در آبان 1362 و در عملیات والفجر چهار در کانی ‌مانگا به شهادت رسید. پیکرش 12 سال بعد در آبان 1374 و مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (صلوات الله علیها) به زادگاهش بازگشت.
 

عاشقانه ترین دیدار یک زن و شوهر ایرانی (+عکس)

 
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شیطان بر چه کسانی سلطه ندارد
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 12 / 5

 

**رهایی از فکر گناه نیازمند شناخت عواملی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:


**هر گاه فکر گناه بر کسی هجوم ببرد، نباید آن را انجام دهد بلکه باید با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که به فکر گناه افتاد انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.(1)

**ذکر خدا راه رهایی از گناه: کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد.

**امام صادق (ع) می فرمایند: شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد جز آنکه او از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک بشمارد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند (2) و نیز فرمودند: هر گاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند، و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توکل کن) که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند، چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند، سلطه ای ندارد.(3)

**به فرموده امام علی (ع): مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان، زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهانی مانند عُجب و خودپسندی و خودبسندی شده و مدح ثناگویی و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد ( و ازاین حالت ها به خدا پناه نبرد).

**نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راهکار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیاز است که همواره درصدد رفع حاحت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.

**مصداق ذکر: امام صادق (ع) می فرمایند: ذکر خدا تنها گفتن "سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر" نیست، بلکه ذکر خدا به این است هر گاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند، ترکش کنی.

**همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر ماثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر ماثور هر چند با قلم یا زبان باشد، عملی صالح است ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود بلکه ذکر قلبی که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بدون رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلب را عهده دار خواهد بود؛ یعنی درسیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد پس ذکر آنها ذکر خداست.(4)

**امام صادق (ع) می فرمایند: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(5)

**نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می کند زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود درصدد وسوسه و نفوذ درحریم دل است که با ذکر مداوم می توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی خاص، شیطان در او نفوذ کرد می توان اثر تلخ پدید آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچمنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده مرهون یاد خدا بودن است، بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود تا از این برکات فراوان بهره مند شد(6). اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فرا گیرد و دلش نرم و درونش آرام گردد و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.

**هر که دریاهای اشکش حاصل است گو بیا کو در خور این منزل است وانکه او را دیده خون بار نیست گو برو کو را بر ما کار نیست(7)

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شما هم حسرت زندگی دیگران را می خورید
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 12 / 5

 

**یک ضرب المثل معروف می گوید: «پای خود را به اندازه گلیم خودت دراز کن» گویا برخی افراد حد و حدودشان را فراموش می کنند و دست به مقایسه های بی امانی می زنند که گاه امان زندگی را می برد و فرصت نفس کشیدن را به آن نمی دهد. همین خشم های انباشته شده از تصورات ناعادلانه از خویش و حسرت خوردن نسبت به آنچه دیگران دارند در روابط اجتماعی بویژه روابط بین زوجین مانند بمب منفجر شده و آنجاست که هر نتیجه ای محتمل است و باید منتظر فاجعه ای بود.

 

**حسرت ورزان با پوشیدن جامه خیالی دیگران همچون ضربه های پتک لحظه به لحظه شخصیت خویش را نشانه می گیرند و با حسرت به گذشته و آینده واکنش های بیش از حد و ناسنجیده ای را از خود نشان می دهند. این نوع عملکردهای فکری و پراکندگی افکار در نتیجه حسرت ورزی همچون چرخه ای معیوب تکرار شده که نه تنها انواع بیماری های روحی و روانی را به دنبال دارد بلکه یکی از پلیدترین افکاری است که زندگی را به نابودی می کشاند. برای اجتناب از حسرت ورزیدن و مقایسه کمبودهای اغراق آمیز خود با دیگران با دکتر اعظم عسگری روانشناس بالینی به گفت و گو نشستیم تا ابعاد مختلف این پدیده را بررسی کرده و عواقب منفی حسرت را در زندگی بدانیم.

 

**قضاوت افراد از داشته های خویش و نداشته های دیگران بر چه مبنایی استوار است؟

 

**رفتار اجتماعی انسان تکلیف فوق العاده پیچیده ای در زندگی اجتماعی است. در جریان تعاملات اجتماعی افراد گرایش دارند سنجش های خود از دیگران را صحیح بدانند اما این که مبنای این سنجش ها چیست اغلب نادیده انگاشته می شوند، بر همین اساس است که گفته می شود روابط اجتماعی انسان باعث رشد، احساس رضایت، شادکامی و شادی و در مواقعی خشم، حسادت و نارضایتی می شود. زمانی که افراد ارزیابی صحیح و منطقی خود را بر اساس ظواهر و معیارهای سطحی بنا می کنند، احساساتی نظیر اضطراب، غم و حسادت رشد می کند. این دردهای عاطفی ریشه در ضعف اعتماد به نفس و منیت افراد داشته و بخش مهمی از وجود انسان را تشکیل می دهند.

 

**دکتر اعظم عسگری از ابعاد روانشناسی حسرت ورزیدن و عواقب منفی آن می گوید

 

**در واقع اغلب اوقات فراموش می کنیم که منحصر به فرد هستیم و تشخیص خود را از دیگران از دست می دهیم چنانچه مفاهیمی مانند من، نداشته های من و داشته های او پیوسته خشم و نگرانی و ستیزه را در درون انسان ایجاد می کند طوری که آکنده شدن ذهن از منفی بافی ها نوعی شکنجه ناآگاهانه مداوم یا واکنش های جنگ یا فرار ایجاد می کند. این واکنش های دفاعی که در زیر سطح آگاهی ما رخ می دهد در واقع از عمیق ترین مشکلات و دردهای انسان ناشی می شود.

 

**بیماری، خشم، آسیب دیدگی، رنجش، حسرت و ناامید شدن حاصل گفت و گوی منفی و مداوم « من ضعیف پنداشته» در فرد است. گفت و گوهایی مانند «این عادلانه نیست»، «من استحقاق بیشتری دارم» و «چرا آن ها دارند، من ندارم». از این رو تکاپوی منفی را در درون فرد به جریان می اندازد. تصورات ناعادلانه پنداشتن شرایط خود، دیگران را بالاتر از خود دیدن، انکار شرایط زندگی خود و بدین شکل اضطراب و نگرانی مداوم را تقویت کردن و در اعماق درد و رنج فرورفتن منجربه هدر دادن لحظات گرانبهای عمر می شود.

 

**رنج کشیدن از تفاوت میان آنچه هست (واقعیت) و آنچه «من می خواهم باشد» و حتی فراتر از آن «دیگران نباید داشته باشند» ترس از آینده ایجاد می کند و بدین ترتیب فرد به کارهای بی نتیجه از قبیل مقایسه کردن خود با دیگران و حسرت ورزی دست می زند.

 

**رهایی از حسرت های خود ساخته نیازمند چه راهکارهایی است؟

 

**حسرت خوردن غافل شدن از خرد هستی (نیرویی برتر) است، باید توجه داشت وجود هر کسی در والاترین شکل خود تجلی پیدا می کند. برای رهایی از این معضلات به تصمیم گرفتن، منفی ها را رها کردن و اراده واقعی خود را به کار بستن، از ترس و حسد رها شدن، خودخواهی و خواسته های غیر منطقی خویش را رها کردن و آرامش را در عین نقصان های زندگی پیدا کردن، نیاز است.

 

**تعلقات زندگی همگی موقت و گذرا هستند بنابراین باید از بردگی آرزو و خواهش های مقایسه با دیگران رها شد زیرا تا زمانی که اسیر خواهش های غیر منطقی «من خویش» باشیم در جریان منفی زندگی اسیر امواج خروشان حسد خواهیم بود و در نهایت به باتلاق حسرت های گذشته فرود می آییم و در طغیان امواج زندگی زخم بر می داریم.

 

**برای جدا شدن از حسرت های خودساخته به پالایش درون نیاز داریم زیرا آرامش و خشنودی در عمق وجود انسان ریشه دارد و این مهم امکانپذیر نیست مگر این که افراد به پذیرش دست پیدا کنند.

 

**چگونه می توان با پذیرش منیت خویش از نگاه ناعادلانه از وجود خویشتن فاصله گرفت؟

 

**پذیرش یعنی قبول خود، اعتماد به خود، شاکر بودن ، این که دیگر نمی خواهیم بیش از این به زندگی توأم با درد و رنج و حسرت ادامه دهیم ، تلاش در تغییر عواطف و هیجانات منفی به مثبت، استفاده از تمام منابع وجودی خویشتن، پذیرفتن شرایط آنگونه که هست و فاصله گرفتن از نگاه ناعادلانه از وجود خویشتن است. هدیه پذیرش، آرامش به خویشتن است و تقدیم آرامش به خویشتن، رسیدن به انسانیت کامل و ریشه های حسد و حسرت را خشکاندن است.

 

**انسان تا زمانی که به زندگی دیگران حسرت می خورد احساس ناامنی و آسیب پذیری می کند بنابراین شکستن سدهایی که مانع احساس عشق و آرامش می شوند، در هم ریختن تمام موانعی که زندگی را به کام ما تلخ می کند ، رها کردن پیشداوری ها نسبت به دیگران و تغییرپذیر شدن، شرایط تازه زندگی را فراهم می کنند. به عبارت دیگر باورهای آسیب زا و منفی را از خود دور کردن و مسیرهای بن بست را رها و به جریان هستی متصل شدن نیازمند گذاشتن کوله بار حسرت بر زمین است. فقط در این صورت است که بارقه امید دوباره در دل ایجاد می شود و اطمینان از دست رفته به همه جوانب زندگی برمی گردد.

 

**نکته حائز اهمیت دیگر برای رهایی از این گونه تصورات ناعادلانه تمرکز بر وجود خویشتن و دیگران را به عنوان سرچشمه حسرت هایمان مورد سرزنش قرار ندادن است، از سوی دیگر به درون خود نگریستن و پذیرفتن واقعیت های زندگی و مسئولیت کامل زندگی تنها راه رسیدن به آزادی و بلوغ عاطفی و دور ریختن احساسات بهبود نیافته و حسرت های تلنبار شده است در واقع آگاهی از احساسات مبنای بهبودی رضایت خود و ارتباط سالم و مؤثر با دیگران است.

 

**نگاه ناعادلانه نسبت به داشته های خود و حسرت خوردن به آنچه دیگران دارند، چه عواقب منفی را در زندگی در پی دارد؟

 

**زخم های رنجش و حسرت موجب ایجاد بیماری های مختلفی در انسان می شود بنابراین راه رسیدن به آرامش واقعی شناخت احساسات مثبت و منفی و وجین کردن علف های هرز خشم و کینه و حسد از ذهن است. احساسات مسموم جنبه های منفی شخصیت تأثیر ویرانگری بر زندگی خود و اطرافیان از قبیل طلاق، انکار مسئولیت ها، مقایسه بی امان، حسرت خوردن و نگرانی مداوم و... به جا می گذارد اما هنگامی که روند بازسازی را در خود شروع می کنیم بخش های مختلف وجود خود را مالک می شویم و به نوعی احترام به خود را افزایش داده و هماهنگی و تعادل را بدست می آوریم. باید توجه داشت، شدت دردهای روحی همیشه با خطای شناختی ارتباط دارد و با فاصله گرفتن از این دردها رویدادهای زندگی را معنایی تازه می توان بخشید.

 

**با فاصله گرفتن ازخودآزاری و هزینه پیشرفت های دیگران و رنج کشیدن از دست نیافتن به چشم اندازهای خودساخته می توان تصویرهای ذهنی خود را هرس کرد. این گونه افراد باید گفت و گوهای درونی خود را تغییر دهند زیرا تا زمانی که حسرت می خوریم، قربانی هستیم و هر اندازه خود را انکار کنیم ضربه پذیری و بیماری از حسرت های گذشته و آینده در جسم و جان مان بیشتر لانه می کند. زندگی سراسر حسرت و پشیمانی را ترک کردن نیازمند اراده ای انسانی است. به جرأت می توان گفت حسد، حسرت و رنجش ها غل و زنجیرهای روح انسان هستند و آرامش عظیم روحی در سایه داشتن ذهن آرام، پذیرنده، امید و امکان تغییر است.

 

**آیا برخی از زنان در نتیجه چشم و همچشمی، حسرت زندگی دیگران را می خورند، باعث ایجاد ناملایمتی هایی در زندگی خانوادگی می شوند؟

 

**در بطن بیشتر حسرت ورزان روح پلیدی که همانا خود کم بینی است نهفته است. حسرت خوردن از آنچه دیگران دارند و من ندارم در محیط خانوادگی خشم و آزردگی و ناامنی ایجاد می کندو همین مناظرات خانواده و در نتیجه بحث ها و گفت و گوهای بی حاصل عوارض جبران ناپذیری به جا می گذارند بدین ترتیب که گاهی افراد در رقابت ناسالم با دیگران بدون پیش بینی پذیری دست به خطر می زنند، ریسک می کنند و لطمات جبران ناپذیری به اعضای خانواده می زنند. مثلاً فردی را در نظر بگیرید که برای پاسخگویی به حسرت و رقابت طلبی های همسرش دست به معاملات نادرستی مانند نزول و ربا می زند.

 

**این نوع حسرت ها و مقایسه های بی امان از یک سو آسیب های جدی به آینده فرزندان و خانواده وارد می کند و از سوی دیگر مشاجرات مکرر، کشمکش ها و قهر و آشتی ها روابط را به جایی می رساند که به مویی بند می شوند و هر لحظه امکان گسسته شدن و جدایی را ایجاد می کنند. در واقع کنش و واکنش ها سلسله وار عمل کرده و همه جنبه های زندگی را تحت الشعاع منفی خودش قرار می دهد.

 

**به این ترتیب این گونه افراد دکمه کنترل احساس و ناایمنی را به دست دیگران می دهند طوری که پیشرفت و تلاش دیگران را تحمل نمی کنند و این مسأله منجر به ایجاد بیماری های خطرناک و مهلک از قبیل ناراحتی های قلبی و عروقی، سرطان و... می شود. همچنین درگیر شدن های متعدد در خانواده آرامش زندگی را از بین می برد.

 

**افرادی که در جریان رقابت و حسادت با دیگران حرکت می کنند در مسیر زندگی ممکن است از افراد ناباب دنباله روی کنند. آنان به افرادی بی اراده و کم جرأت مبدل می شوند و برای رسیدن به دیگران و جبران حسرت های زندگی تمام نیروهای حقیقی وجودشان را تحلیل می برند و نابود می کنند و گاهی ممکن است دست به اعمال و رفتاری بزنند که واقعاً توان آن را ندارند و همین رفتارها باعث می شود حسرت ورزان از درون خود را عصبانی ببینند./آفتاب




 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
متن کامل پیام مهم حاج قاسم سلیمانی درباره غزه
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 12 / 5

 

 
سرلشکر سلیمانی در پیام مهمی بر مسلح ماندن مقاومت فلسطینی تاکید کرد و گفت: تمام جهان بداند که خلع سلاح مقاومت، جوسازی باطلی است؛ وهمی است که محقق نمی شود.
به گزارش سخن سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز گذشته در پیام مهمی به موضوع این روزهای غزه و تاکید بر مسلح ماندن مقاومت فلسطینی در برابر تجاوزات ارتش رژیم صهیونیستی پرداخت که متن کامل این پیام مهم به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

أّلا تقاتلون قوماً نکثوا أیمانهم وهموا بإخراج الرسول وهم بدؤوکم أول مرة أتخشونهم فالله أحق أن تخشوه ان کنتم مؤمنین..(سوره مبارکه التوبة ۱۳).

عزیران فلسطین، تمامی فلسطین و در غزه پایمرد و مقاوم...

سلام بر شما از قلب و رحمت و برکات پرودگار بلند مرتبه.

ای کسانی که در این لحظات باشکوه از تاریخ امت و آزادگی انسانیت، زیباترین نشانه های مقاومت و مقابله با دشمنی ستمکارانه بر ملت فلسطینی قهرمان ما را درغزه می نویسید...

ای کسانی که به دشمن اشغالگر و توطئه گران همراه او از دور و نزدیک درس مبارزطلبی و مبارزه برای حق و کرامت را می دهید.

فلسطین آن قلب تپنده ای است که خون را در رگ های بشریت جاری می‌کند تا به انسانیت حیاتی جدید را در هر زمان تقدیم کند.

فلسطین به جهان سعادت را هدیه می کند و با خون فرزندان و کودکان مظلومش خوشه های آزادی و آزادگی را آبیاری می کند، وجدان ها را تکان می دهد و ملت ها را از خواب عمیق خود بیدار می کند.

فلسطین در این برهه از زمان، حد فاصل بین حق و باطل، ستم و عدالت و ظالم و مظلوم است.

فلسطین آتشفشانی الهی است که نمی توان آن را جز با نابودی اشغالگر غاصب خاموش کرد.

سلام خدا بر این زنان و مردان محکم و مقاوم که پرچم انسانیت پاک و مطهر را بالا بردند و با پایمردی شان، رایت اسلام را بر فراز نشاندند.

رحمت و غفران خدا بر شهدا؛ شهدای فلسطین و مقاومت.

سلام بر فرماندهان مقاومت که نام های خود را با حروف شرف در تاریخ فلسطین ثبت کردند؛ فرماندهانی که سازش نمی پذیرند و در برابر فشارهای تسلیم و توطئه های تسلیم پذیری، عقب نشینی نمی کنند.

سلام بر برادران من، سران سیاسی حماس و جهاد اسلامی و همه گروه های مقاومت...

سلام و درود به فرماندهان و مقاومان در گردان های قسام، گروهان های قدس، ابوعلی مصطفی، شهدای الاقصی و تیپ ناصر صلاح الدین و همه مجاهدان و جنبش های مقاومت در روی زمین.

منظره‌های دردناک فلسطین قلب‌های ما را خون می‌کند و سینه‌هامان را اندوه شدید در بر می‌گیرد؛ اندوهی که در جوهره خود خشم عمیق را دارد؛ خشمی که جام آن در زمانی مناسب بر سر صهیونیست‌های جنایتکار خواهد ریخت.

لعنت خدا بر آنکه بر شما ستم کرد و می‌کند...

لعنت خدا بر هر ظالمی که از این رژیم جنایتکار دفاع کرد و می‌کند؛ از آن حمایت کرد و می‌کند و به ویژه در رأس این ستم جهانی، آمریکا...

لعنت خدا بر هر کس که راه های امدادرسانی را به روی شما بست و با صهیونیست ها در جنایت هایشان شریک شد.

لعنت خدا بر هر کس که اندوه شما و تلخکامی تان را می بیند و با سکوت بزدلانه اجازه قتل ملت مظلومتان را می دهد.

تمام جهان بداند که خلع سلاح مقاومت، جوسازی باطلی است؛ وهمی است که محقق نمی شود؛ رویاهایی که در بیداری تعبیر نمی شوند و آرزوهایی که به گورها برده خواهند شد.

ما در محضر خدای عزوجل، با شهدا عهد می‌بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم؛ ما تأکید می کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالابردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست برنخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.

به همه یادآوری می کنیم که ما عاشقان شهادتیم و شهادت در راه فلسطین و در مسیر قدس، آرزویی برای هر مسلمان شریف است و بلکه آزادگان به این امر افتخار می‌کنند.

در این لحظه مهم در تاریخ امت مان، می گوییم و همه براداران را توصیه می کنیم که تفنگ و سلاح و خون و کرامت خود را در دفاع از انسانیت و اسلام که در فلسطین خلاصه شده است، به کار گیرند؛ به جای اینکه با یکدیگر بجنگند، جنگی که دشمنان را شاد می کند و توان ها (در جبهه خودی) را می‌زداید.

وحدت برای فلسطین، دشمنان را دچار وحشت و تمام جهان را برای غاصبان آن ناامن می‌کند.

سربلندی، اعتلا، پیروزی و توفیق الهی برای همه زنان و مردان مجاهد و مقاوم و شجاع و صبور در راه فلسطین عزیز آرزو دارم.

واقتلوهم من حیث ثقفتموهم وأخرجوهم من حیث أخرجوکم (البقرة ۱۹۱).

قاتلوهم یعدبهم الله بأیدیکم ویخزهم وینصرکم علیهم ویشف صدور قوم مؤمنین(التوبة ۱۴)...
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شروط و بندهای طرح «مقاومت» برای آتش‌بس در غزه اعلام شد
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 12 / 5

 

منابع مطلع از مذاکرات آتش‌بس غزه در قاهره اعلام کردند که همه گروه‌های فلسطینی حاضر در قاهره طرحی برای آتش‌بس ارائه کرده‌اند که پایان کامل محاصره غزه، پایان تجاوزات شهرکنشینان و بازسازی غزه از طریق کمک به دولت وحدت ملی فلسطین از مهم‌ترین بندهای آن است.

به گزارش خبرگزاری فارس، شبکه خبری المیادین به نقل از منابع آگاه از مذاکرات آتش‌بس در قاهره اعلام کرد که حماس تصمیم گرفته است تا پایان کامل محاصره غزه به هر قیمت و به هر شکلی که شده به مبارزه خود با رژیم صهیونیستی ادامه بدهد.

المیادین اعلام کرد که گروه‌های فلسطینی که در قاهره هستند، به شکل متحد طرحی ارائه کرده‌اند که بر پایان جنگ، محاصره غزه و تجاوزات شهرکنشینان و آزادی اسرای فلسطینی تاکید می‌کند.

ایهاب الغصین سخنگوی دولت حماس در غزه در این خصوص به المیادین گفت: این طرح روز یکشنبه با طرف مصری بررسی می‌شود. امیدواریم مصر با آن تعامل کند.

الغصین با بیان اینکه فلسطینی‌ها از حقوق خود هرگز عقب‌نشینی نخواهند کرد از سکوت کشورهای عربی بشدت انتقاد کرد و آن را شرم‌آور دانست.

بندهای این طرح به قرار زیر است:

1- توقف کامل جنگ و خروج فوری ارتش رژیم صهیونیستی از غزه.

2- پایان محاصره غزه و باز شدن گذرگاه‌های آن و تامین امنیت ورود و خروج افراد و کالا به غزه است.

3- آزادی صید در آب‌های بین‌المللی تا فاصله 12 مایل.

4- پایان یافتن منطقه حائل که اسرائیل آن را برغزه تحمیل کرده است.

5- بازسازی غزه از طریق برگزاری کنفرانس بین‌المللی کمک‌کنندگان به غزه و تامین کمک‌های فوری از طریق دولت وحدت ملی فلسطین.

6- پاینبدنی اسرائیل به اجرای کامل توافق تبادل اسرا موسوم به توافق «شالیط» و آزادی اسرایی که اخیرا پس از آزادی بازداشت شدند.

7- تعهد اسرائیل به اجرای مرحله چهارم توافق آزادی‌ اسرایی که اسرائیل با تشکیلات خودگردان بر سر آن توافق کرده اما طرف اسرائیلی از اجرای آن شانه خالی کرده است.

8- توقف تجاوزات مکرر شهرکنشینان در پی اتفاقات 11 ژوئن در کرانه باختری.

بنا بر گزارش‌های اسرائیلی، هنوز هیئتی از رژیم صهیونیستی به قاهره اعزام نشده است. از طرفی دیگر ویلیام برنز مذاکره کننده‌ آمریکایی که قرار بود به قاهره برود، به دلیل عدم اعزام هیئت اسرائیلی ، سفر خود به قاهره را به تعویق انداخته است.

از طرفی دیگر، المیادین به نقل از فوزی برهوم سخنگوی جنبش حماس اعلام کرد که تا زمانی که نیروهای ارتش صهیونیستی در غزه هستند، آتش‌بسی در کار نخواهد بود.

رژیم صهیونیستی از شنبه شب بخشی از نیروهای خود در غزه را به عقب برگردانده و خبرگزاری فرانسه امروز گزارش کرد، عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل در بخش‌هایی از غزه هنوز ادامه دارد.
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پس از انتخابات چشم اندازی برای امید در جامعه به وجود آمد
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : سه شنبه 12 / 5

 

سیدحسن خمینی:
نسبت به درنظر گرفتن یک ظاهر دینی برمی‌آشوبیم، اما وقتی کسی جلوی ما غیبت می‌کند حساس نمی‌شویم. جریان دین دار حاضر در انقلاب ما هرگز به آبشخور تحجر متصل نبوده است
از دیدگاه یادگار امام، ریشه اعتدال اخلاق است. همیشه بین افراط و تفریط خط اعتدال قرار دارد؛ بین خمودگی و شره خط عفت است و شجاعت بین تهور و ترس است. مرز بین افراط و تفریط هم اعتدال و زندگی اخلاقی است.

به گزارش «انتخاب» به نقل از جماران، حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در دیدار با مدیر مسئول و اعضای شورای سردبیری روزنامه ایران، همچنین اعتدال را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می‌کند و معتقد است، اعتدالی مثبت ارزیابی می شود که هم خود شخص معتدل باشد و هم در مقابل تندروی بایستد. اعتدال این نیست که اگر معتدلیم چشم بر هر افراطی گری ببندیم؛ بلکه اعتدال یعنی در اعتدال مان ثابت قدم باشیم و برای اینکه اعتدال در جامعه تحقق پیدا کند، تلاش کنیم. چه بسا انسانهایی شخصا معتدل باشند، اما وقتی در چارچوب ها و شاکله هایی قرار بگیرند، به جریانات بسیار افراطی هم مربوط و منتسب می شوند. آن چیزی که باید در جامعه در جهت محقق کردن آن تلاش کرد، رفتن به سوی اعتدال مثبت است. اینکه ما معتدل باشیم و هرکس هم سر جای خودش، کارش را انجام دهد صحیح نیست؛ اعتدال گرایان مثبت تلاش می کنند بقیه هم اعتدالگرا شوند و به اعتدال گرایش یابند؛ همانطور که عارفِ مثبت اینگونه است و در کناره حرکت نمی کند؛ بلکه در متن جامعه قرار می گیرد.

وی علاوه بر شاخص های ایدئولوژیک، بر دو شاخص رفتاری که همواره باید در حرکتهای اجتماعی مد نظر باشد تاکید دارد: « اولین بعد «جهت» است، حرکت باید دارای جهت صحیح باشد و دوم اینکه حرکت دارای «شیب» یا سرعت مناسب باشد. طبیعی است که به هیچ نقطه ای نمی رسیم که آرمانی باشد. آرمان ها باید باشند تا راه گم نشود؛ زیرا اگر آرمان دست یافتنی بود، آرمان نبود.»

سید حسن خمینی در راستای برقراری ارتباط میان اخلاق و اعتدال، فاسق اجتماعی را کسی میداند که از مسیر اعتدال اجتماعی خارج می شود. او بی ادبی دولتمردان را در ادامه مصداق عدم اعتدال و فسق می داند و می گوید: پیدایش فضاهایی که باعث می‌شود به دلیل هجوم بیگانه یا ضعف داخلی؛ ادب را فراموش کنیم به معنای آن است که یکی از مهم ترین عنصرهای فرهنگی ما مورد هجوم واقع شده است.

وی یکی از قلل رفیع زندگی امام بزرگوار را ادب به شمار می آورد: «‌در طول تاریخ زندگی امام خمینی، ما از ایشان حتی یک واژه غیرمودبانه نه شنیده‌ایم و نه دیگران نقل کرده‌اند. برای نمونه امام خطاب به رییس جمهور وقت آمریکا می‌گویند: «آقای ریگان.»

یادگار امام در عین حال تاکید می‌کند که باید انقلابی باشیم؛ بر مواضع‌مان ثابت‌قدم و نسبت به هنجارها و ارزشهایمان حساسیت داشته باشیم؛ اما این به معنای آن نیست که برای دست یابی به این هدف دهن‌مان را بازکنیم و هر آنچه می‌خواهیم بگوییم و هر کاری که می خواهیم انجام دهیم.

*تدبیر* *و دوری از شعار‌زدگی*

سید حسن خمینی با اشاره به این که مقام معظم رهبری همواره به مسئله رفع محرومیت توجه ویژه‌ای داشته‌اند، اولین نکته قابل توجه در این مسیر را دوری از شعارزدگی و احساسات عنوان می کند: «‌سیاست‌های اقتصادی نیز مانند هر امر عقلایی دیگری محتاج تدبیرند. باید با فکر، اندیشه، تدبیر و دوری از شعارزدگی که می‌تواند دربردارنده نیت سوء یا خیر باشد؛ در مسیر رفع محرومیت قدم گذاشت و در این مسیر هیچ چیز نباید هدف آرمانی ما را دچار روش های غیرعقلانی کند.»

*رابطه تدبیر و امید*

یادگار امام همچنین امید را یکی از نیروهای قدرتمند در وجود آدمی و هم طراز ناطق بودن و اراده مندی عنوان کرده و می گوید: پس از انتخابات ریاست جمهوری چشم اندازی برای امید در جامعه به وجود آمد.

او در ادامه هر فعل ارادی را شامل 4 مرحله تصور، تصدیق، شوق و اراده دانسته و اضافه می‌کند: «‌در هر کاری ابتدا باید موضوع را تصور کرد که در غیر این صورت حرکتی به وجود نخواهد آمد. در مرحله دوم انسان باید فایده‌مندی آن کار را تصدیق کند، زیرا تنها فایده عقلایی است که در انسان ایجاد انگیزه می‌کند؛ در این مرحله باید شروط شیء، موانع و مقتضی را در نظر گرفت. وقتی این شرایط در نظر گرفته شد، شوق انجام کار در انسان ایجاد می‌شود که به تعبیر فلاسفه با منتهی شدن آن به «شوق مؤکد»، حرکت در انسان پدید می‌آید. اگر بخواهیم از تصدیق به شوق وارد شویم لازمه آن امید است؛ در حالی که اگر بخواهیم به نقاط ضعف توجه کنیم حرکتی هم رخ نمی‌دهد. همچنین وقتی که در اثر حرکت، شوق ایجاد شد، باز هم به امید نیاز داریم تا به مقصد برسیم. لذا مکانیسم تأثیر امید در مراحل دوم و سوم کار است. بنابراین تدبیر، مقدمه امید است و بعد از قبول تحقق پذیر بودن یک امر به امید خواهیم رسید. امید در امور عقلایی -اموری که عقلا آن را ممکن بدانند- به عرصه وارد می‌شود؛ در حالی که اگر ما به امور ممتنع الحصول و غیرعقلایی امید ببندیم، دچار خیال شده‌ایم.»

سید حسن خمینی خودباوری، مردم باوری و خداباوری را سه عامل پیدایش امید در حرکت‌های اجتماعی می‌داند و تأکید دارد که امید باعث می‌شود تا تدبیری که پشت سر داریم ما را به حرکت وا دارد؛ در حالی که اگر تدبیر نباشد، امید صرفا یک توهم است که ما نمونه‌های فراوان آن را دیده‌ایم که توهم چه بلایی بر سر افراد می‌آورد. 

*عقلانیت* و *اعتدال*

یادگار امام درباره اهمیت عقلانیت درکنار نیت خیر می گوید: این‌که کسی صرفا نیت خوب داشته باشد برای کارنامه اعمال انسان خوب است، اما اگر عقلانیت پشت آن نباشد مشخص نیست که الزاما نتیجه خوبی داشته باشد.

به اعتقاد سید حسن خمینی جامعه ایران پیش از انقلاب گمشده‌ای داشت و آن خرد، اندیشه، تدبیر و عقلانیت بود و انقلاب این چهار اصل را بنیان خود قرار داد. زیرا صرف اینکه کسی بگوید من محور عالم و «طاووس علیین شده» هستم، انرژی درونی را زیاد می‌کند، اما این انرژی کجا را می خواهد آباد کند؟ گاهی اوقات این انرژی مثل بمب محیط اطراف را از بین می برد. بنابراین باید به تدبیر و عقلانیت در کنار سایر عوامل توجه کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی با تاکید بر ضرورت حفظ اعتدال در مسایل دینی همچنین می‌افزاید: خیلی اوقات ما نسبت به درنظر گرفتن یک ظاهر دینی برمی‌آشوبیم، اما وقتی کسی جلوی ما غیبت می‌کند حساس نمی‌شویم. وای به حال ما اگر خودمان غیبت کنیم، خودمان تهمت بزنیم و خودمان بد دیگران را بخواهیم! اگر کسی جلوی امام غیبت می‌کرد، ایشان از جا بلند می‌شد و می‌رفت یا او را نهی می‌کرد.

از آن سو، ظواهر دینی را هم نمی‌شد مقابل امام فراموش کرد. در عین حال، مهم این است که امام در بند ظواهر نماندند؛ گوهر دین از دست نرفت که به ظاهر بسنده کنیم. همین امام می فرماید که بیان احکام و نجات دین فدایی می‌خواهد؛ همین امام می‌گوید خون دلی که من از مقدسین خوردم، از هیچ‌کس دیگری نخوردم. در همین فیضیه، ظرف پسر امام را آب کشیدند. قدم به قدم زندگی امام اگر چه آمیخته به تقیدات کامل و بدون تسامح به احکام دینی است اما در رفتار ایشان با کسانی که احیانا در نکاتی تقیدات لازم را ندارند، برخوردی کاملا انسانی، تربیتی بود؛ نه اینکه به صرف یک لغزش کسی را از دایره دین داران خارج کنند و با تهمت‌های ناروا او را برانند.

سید حسن خمینی همچنین با اشاره به حرکت گروه‌های تکفیری در عراق می‌گوید: تحجرستیزی ریشه انقلاب اسلامی است و جریان دین دار حاضر در انقلاب ما هرگز به آبشخور تحجر متصل نبوده است؛ برعکس، متحجران از همراهی با انقلاب بازماندند و بعدها سوار قطار آن شدند. بسیاری تصور می کردند که تعبد به معنی تخته کردن در عقل است؛ همچنان‌که گروهی بر این باور بودند که تعقل به معنی چشم بستن بر هر نوع تفکر دینی است. این در حالی است که پیام انقلاب ما و امام به دنیا، بازآوردن دین به عرصه جامعه به منظور بهبود آن و رسیدن به فردایی بهتر برای اجتماع است.

یادگار امام یادآور می‌شود که «انقلاب امام، انقلاب روزگار ما در حوزه دین، و به معنای آشتی عقلانیت و تعبد است. این در حالی است که آنچه امروز در کشورهای اطراف مشاهده می کنیم، حماقت است، نه تحجر و تحجر پیش آن پادشاه است.» 

*دولت تدبیر و امید*

فراز پایانی سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این دیدار سرشار از امید به آینده انقلاب اسلامی است:
«‌انقلاب اسلامی در اثر امید پررنگ به یک آینده بهتر و با تدبیر امام شکل گرفت؛ تدبیری که در عقلانیت سیاسی-تاریخی مردم ایران و روحانیت شیعه و عقلانیتی که در آموزه‌های دینی و سیره خاندان گرامی پیامبر ریشه داشت. بنابر این شعار تدبیر و امید را به عنوان یکی از  اصلی‌ترین شعارهای انقلاب گرامی می‌داریم و برای اعضای دولت که کار را با این شعار به دست گرفتند، آرزوی موفقیت داریم. خدا را شکر می‌کنیم که امسال امید به آینده بسیار بیشتر از گذشته است؛ تلاش دولت را ارج می‌نهیم و امیدواریم آقای روحانی و اعضای دولت فرصت پیش رو را مغتنم شمرده به موفقیت بیشتر تبدیل کنند و تلاش خود را برای حل بیشتر مشکلات به جا مانده در کشور مصروف کنند و ان‌شاءالله روزهای بهتری برای کشور در پیش داشته باشیم.»

وی همچنین با اشاره به اوضاع عمومی جهان اسلام از همگان خواست تا با توجه به حساسیت منطقه اندکی از اختلافات بکاهند و با کمک به دولت باعث سرافرازی بیشتر برای ایران و مسلمانان در جهان شوند.
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ذکرهای شگفت انگیز
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 11 / 5

 

حل مشکلات پیچیده با توصیه‌های آیت الله بهجت.
 
 

 حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمودند: اگر می خواهید روزی شما فراوان شود این دعا را زیاد بخوانید. مثلاً اگر می خواهید 110 مرتبه بخوانید. اول دعا و آخر آن هم صلوات بفرستید: «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عن من سواک».

 


حب و قرب الهی
حضرت آیت الله العظمی بهجت در خصوص ازدیاد حب الهی و بالا رفتن مرتبه فرموده اند: کار آسان و کوچک و مفید، بعد از ملاحظه واجبات و محرمات، صلوات فرستادن است؛ صلوات محبت آور است و محبت انسان را بالا می کشد.
 


راه دور شدن از ریا
از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای دوری از ریا چه باید کرد؟ فرمودند: با عقیده کامل اکثار حوقله: بسیار «لا حول و لا قوه الا بالله» بگویید.

 


حل مشکلات پیچیده با نماز جعفر طیار
از آیت الله العظمی بهجت سؤال شد که برای حل مشکلات پیچیده چه کنیم؟ فرمودند: مداومت بر نماز جعفر طیار داشته باشد؛ خداوند شما را موفق می کند.

 

 

رفع پستی های درون و بیرون
شخصی از آیت الله بهجت سؤال کرد: ما آلوده به پستی های درونی و بیرونی هستیم در رفع آنها ما را یاری کنید.
آقا فرمودند: زیاد بگویید «استغفرالله» و خسته نشوید و خاطر جمع باشد این علاج است. (دائکم الذنوب و دوائکم الاستغفار).

 

گشایش بخت دختران
از آیت الله بهجت سؤال شد: ازدواج دختری سر نمی گیرد و به اصطلاح بختش باز نمی شود  و از شما راهنمایی می خواهد.؟ا
فرمودند: نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن دعائی که در کتاب زاد المعاد مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند، گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد.

 


همچنین حضرت استاد  بار دیگر در پاسخ به چنین  سوالی فرمودند: ایه «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان» (سوره فرقان ایه 74) را فراوان بخوانید.

 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خبر مهم
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 11 / 5

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست

کتاب همنشینان مهتاب مروری بر زندگینامه ،وصیت نامه وخاطرات سرداران و110شهید سادات میرسالاری    مجوز چاپ گرفت  و بزودی منتشر می شود

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جدید ترین عکس های امامزاده میرسالار(ع)
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 11 / 5

 

 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
قبر ابن ملجم کجاست؟
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : پنج شنبه 31 / 4

مکان قبر ابن ملجم
عقیق: درباره ی مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی (ع)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می کنند و به مدت 7 روز آن ها را در این مکان می سوزانند. (رحلة ابن بطوطه: 147؛ نفائح العلام: 409؛ تقویم شیعه: 293)


عاقبت شوم
در تاریخ آمده است که حضرت علی (ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (ع) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در 21 رمضان روی داد و چنانچه مشهور است ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه ی او را گرفته، آن را به آتش کشید. (ارشاد، ج1: 22؛ بحارالانوار، ج42: 232، 246، 298)

اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه اش را بیرون کوفه سوزانیدند. (بحارالانوار، ج42: 298؛ انوار العلویة: 390؛ نفائح العلام: 410)


مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!
یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (ع) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.
راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟
او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟
به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.
راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (ع) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (ع) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. (مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540)

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

 

چکیده : یادگار امام درباره مظلومیت امام خمینی(س) گفت: روزی که امام مبارزات خود را آغاز کرد، بیشترین لطمه را نه از دشمنان ستم شاهی که از افراد سست عنصر خورد. برخی همراهان امام وارد مبارزه نشدند، اما وقتی انقلاب پیروز شد و نهضت امام مورد اقبال عمومی در جهان قرار گرفت بر سر سفره انقلاب نشستند؛ همان کسانی که تا دیروز یا خنجر می زدند، یا دشنام می دادند و یا سکوت می کردند؛ بر سر سفره انقلاب نشستند؛ امام بزرگوارمان زمانی که به یمن استمداد از پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) مبارزه را آغاز کرد، جز خدا به کسی اتکا نداشت

 

یادگار امام (ره) گفت: مظلومیت امیر المؤمنین برای تاریخ یک درس است و گویا خداوند این حوادث را رقم زده تا انسان ها ببینند، اینگونه ظلم‌ها همیشه تاریخ بر افراد رفته است، اما نام مبارک علی(ع) است که همواره در جان ها باقی می ماند.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار با مردم قزوین در حرم مطهر امام خمینی(س) با اشاره به روایات فراوان اهل سنت درباره امیر المؤمنین امام علی(ع)، گفت: امروز که این روایات را در کتب اهل سنت درباره امیر المؤمنین مرور می کردم، عظمت این روایات را بسیار بیشتر از آنچه که قبلا تصور می کردم دیدم.

او در ادامه به مرور برخی از روایات اهل سنت درباره حضرت علی(ع) پرداخت و گفت: یکی از کتاب های روایی اهل سنت که روایات عجیبی از امیر المؤمنین در آن نقل شده، «کنز العمال» است. در این کتاب روایتی از زبان پیامبر نقل شده است که ایشان درباره حضرت علی(ع) می فرمایند:« حب علی یأکل الذنوب کما تأکل النار الحطب» یعنی کسی که محبت علی را داشته باشد، این محبت گناهان او را همان گونه که آتش چوب را از بین می برد، می خورد. یا از ایشان نقل می کنند« عنوان صحیفه المؤمن یوم القیامه حب علی ابن ابی طالب» یعنی بر بالای کارنامه عمل مؤمن در روز قیامت محبت علی(ع) نوشته شده است.

سید حسن خمینی گفت: روایت دیگری از پیامبر وجود دارد که در آن می فرمایند اگر مؤمنی، علی را دوست داشته باشد و پایش بلغزد، خداوند در روز قیامت قدم او را روی پل صراط مستحکم می کند و نمی گذارد پایش بلغزد. در روایت دیگری پیامبر(ص) خطاب به امیر المؤمنین علی(ع) می فرمایند:« لایحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق» یعنی کسی جز مؤمن تو را دوست ندارد و کسی جز منافق نسبت به تو بغض ندارد.

یادگار امام در ادامه به برخی دیگر از روایات اهل سنت اشاره کرد که در آن ها همان تعابیر به کار رفته درباره حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع) در روایات شیعیان، درباره امیرالمؤمنین به کار رفته است و گفت: یکی دیگر از بزرگان اهل سنت به نام «ابن ماجه» که کتاب او به نام «سنن ابن ماجه» یکی از کتاب های معروف روایی اهل سنت است، تعبیری درباره امیر المؤمنین دارد که ما در روایات شیعیان آن را درباره سید الشهدا دیده ایم. در این روایت پیامبر اکرم (ص) می فرمایند «علی منی و انا منه» یا روایتی که ما درباره حضرت فاطمه صدیقه(س) داریم؛ « فاطمه بضعة منی، من آذاها فقد آذانی» را از زبان پیامبر درباره امیر المؤمنین به این شکل به کار برده اند: «من آذی علیا فقد آذانی»

او گفت: روایت دیگری در کنز العمال وجود دارد که مطابق با آن پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: « علی منی بمنزلة رأسی من بدنی» به این معنی که علی نسبت به من مثل سر من به بدنم است. در این روایت منظور از «من» شخص پیامبر نیست، بلکه دین و آیین پیامبر را نیز شامل می شود. حضرت علی(ع) به منزله سر این مکتب است و جالب اینکه این روایت را اهل سنت مطرح کرده اند. باز در کنز العمال از زبان پیامبر(ص) نقل شده است که «ان علی لحمه من لحمی و دمه من دمی» یعنی گوشت علی از گوشت من و خون او از خون من است.

سید حسن خمینی در ادامه با اشاره به یکی از معتبرترین کتب تاریخی اهل سنت به نام «تاریخ دمشق» نوشته «ابن عساکر» گفت: این عالم اهل سنت در کتاب تاریخ مدینه دمشق می گوید «یا علی انت منی و انا منک» در این روایت پیامبر(ص) خطاب به امیر المؤمنین می فرمایند تو از منی و من از تو هستم. این تعبیر که «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» به این معنی که ای علی تو برای من مانند هارون برای موسی هستی به اندازه ای در ادبیات اهل سنت به کار برده شده که گویی متواتر است. پرانتزی باز می کنم تا ببینید که بغض با برخی افراد چه می کند. برخی از اهل سنت معادل همین روایت را جعل کردند و به جای هارون نوشتند قارون.

یادگار امام در تبیین منزلت امیر المؤمنین علی(ع) در روایات اهل سنت به روایتی دیگر در کتاب تاریخ دمشق اشاره کرد و گفت: پیامبر در روایتی که ابن عساکر آن را در کتاب خود نقل کرده است می فرماید: هرکس خواست به علم آدم، فهم نوح، حلم و صبر ابراهیم، زهد زکریا و استقامت و پایمردی موسی را ببیند، به علی(ع) نگاه کند. اهل سنت همچنین روایتی از حضرت علی(ع) را نقل می کنند که ایشان ذیل آیه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» بیان کرده اند. حضرت علی(ع) می فرمایند: «رسول الله المنذر و انا الهادی» ایشان رسول خدا(ص) را هشدار دهنده و خود را هدایت کننده می داند.

او در بخش دیگری از سخنان خود مولا علی(ع) را درس آموز مظلومیت دانست و گفت:امیر المؤمنین در موارد زیادی مظلومیت خود را اعلام کرده است. برای مثال معاویه برای ایشان نامه ای نوشته بود به این شرح که«به یاد داری که ریسمان به گردنت انداختند و همان گونه که شتر را می کشند، تو را در کوچه ها کشاندند» ابن ابی الحدید که از علمای اهل سنت است، به نقل نامه ای از امیر المؤمنین خطاب به معاویه می پردازد که ایشان در آن می فرمایند:« قسم به خدا می خواستی بدی ام را بگویی اما مدحم کردی، می خواستی من را مفتضح کنی اما خودت مفتضح شدی. مسلمان اگر مظلوم باشد بر او عیب نیست، مادامی که در دین خود شک نکند.»

سید حسن خمینی در ادامه مظلومیت مولا علی(ع) را ارث شیعه او دانست و گفت: امروز مسلمانان در عراق، سوریه و فلسطین مظلومیت های فراوانی را تحمل می کنند. جا دارد امروز عزادار مصیبت ملت مسلمان غزه را در برابر دشمنان صهیونیستی باشیم، البته جامعه جهانی تنها نظاره گر این واقعه تلخ است.

یادگار امام درباره مظلومیت امام خمینی(س) گفت: روزی که امام مبارزات خود را آغاز کرد، بیشترین لطمه را نه از دشمنان ستم شاهی که از افراد سست عنصر خورد. «زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» برخی همراهان امام وارد مبارزه نشدند، اما وقتی انقلاب پیروز شد و نهضت امام مورد اقبال عمومی در جهان قرار گرفت بر سر سفره انقلاب نشستند؛ همان کسانی که تا دیروز یا خنجر می زدند، یا دشنام می دادند و یا سکوت می کردند؛ بر سر سفره انقلاب نشستند؛ امام بزرگوارمان زمانی که به یمن استمداد از پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) مبارزه را آغاز کرد، جز خدا به کسی اتکا نداشت.

او درباره دلزدگی امیرالمؤمنین از همرهان سست عناصر گفت: در روایات شیعه و سنی از زبان امیر المؤمنین علی(ع) نقل شده است که قریشی ها یا همان همرهان سست عناصر به من خیانت کردند. آنها نسبت من با رسول خدا(ص) را می دانستند اما حق من را ادا نکردند. مظلومیت امیر المؤمنین برای تاریخ یک درس است و گویی خداوند این حوادث را رقم زده تا انسان ها ببینند اینگونه ظلم ها همیشه تاریخ بر افراد رفته است، اما نام مبارک علی است که همواره در جان ها باقی می ماند. اهل سنت این تعبیر را درباره امیر المؤمنین به کار برده اند که «علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار» یعنی علی(ع) هرجا برود حق با اوست.

سید حسن خمینی در گفت: مظلومیت امیر المؤمنین تا آنجا بود که وقتی در کوفه او را به شهادت رساندند، فضای تبلیغاتی را به گونه ای شکل داده بودند که مردم از خود می پرسیدند مگر علی نماز هم می خوانده است؟ خدا را به حق اولیائش قسم می دهیم ما را قدردان نعمت ولایت امیر المؤمنین قرار دهد. خداوند آنها که نان انقلاب امام را خوردند و خیانت کردند را، به راه راست هدایت کند.

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ایت الله سید طیب موسوی میرسالاری
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : پنج شنبه 31 / 4

 

  • آيت الله سيد طيب موسوي در سال 1319 شمسي در خانواده­ اي اهل علم و تقوا در روستاي آب لشكر از توابع شهر اهواز متولد شد. وي تحصيلات خود را از مكتب آغاز نمود. سپس براي تكميل دروس به شوشتر رفت. سيد طيب مقدمات را نزد پدر بزرگوارش آموخت و در شوشتر نيز از محضر بزرگاني چون سد محمدحسين آل طيب، سيد محمد جزايري، سيد محمد مرعشي، مقدمات، سيوطي، معالم، شرح لمعه را فرا گرفت. آن­گاه براي ادامه تحصيل راهي نجف اشرف گرديد. وي در نجف دروس سطح را از محضر حضرات: اسد الله تبريزي مدني و ديگر بزرگان حوزه نجف آموخت. حجت الاسلام موسوي پس از بازگشت از نجف مدتي در زادگاهش اقامت داشت. سپس براي تحصيل عازم قم گرديد و در مدت 16 سال از خرمن دانش اساتيد آن سامان خوشه چيد. وي همزمان با تحصيل به تدريس نيز اشتغال داشت و دروس شرح لمعه، مقدمات و سطح را تدريس مي­نمود. آيت الله موسوي در دوران مبارزه عليه رژيم، به عنوان نماينده طلاب در شوراي مركزي مديريت حوزه علميه قم انتخاب گرديد. وي با همكاري طلاب و فضلاي ديگر با تشكيل جلساتي عليه رژيم سخنراني مي­كرد. آيت الله موسوي پس از 16 سال اقامت در قم به درخواست استادش آيت الله آل طيب به شوشتر رفت و در آنجا ساكن گرديد. وي در شوشتر به اقامه جماعت و تدريس پرداخت و منشأ خدمات بسياري گرديد كه از جمله آن تأسيس مدرسه علميه امام صادق(ع) است.  
>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فرازی از وصیتنامه شهید پرگانی
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : دو شنبه 28 / 4

 چرا توسعه طلبان دنیا روزگار را بر همه سیاه کرده اند، ولحظه ای هم به انسانیت این مردمان نمی اندیشند ،چرا در دنیای امروز همه چیز پیدا می شود به جز غیرت؟ وچرا انسان ها را بی غیرت پرورش می دهند؟چرا همه شئونات انسانی را از جامعه سلب کرده وحتی به آینده کودکان هم رحم نکرده اند؟ چرا دنیا به صحنه ای از نمایش تبدیل گشته که بازیگران صحنه سیاست آن نگذاشته اند که احدی ارزش واقعی خود را دریابد،و گاهی آدمی به اسم هیتلر پیدا می شود که خاطر بازی فضای بیشتر آسمان 17میلیون لیتر خون به زمین می ریزد.
گاهی در این دنیای بی سر ته غذای یک سگ آمریکایی معادل با غذای 250نفرآفریقایی سیاه پوست است، گاهی کس دیگری به اسم صدام پیدا می شود که به قول خودش به خاطر اروند رودی آتشی از جنگ می افروزد، که در حریق شعله های آن حِجله ی تازه عروس ها وگهواره ی کودکان می سوزد،و انسانیّت به آتش کشیده می شود،همه ی مسائل جامعه را باید باچشمی مسلح به عینک الهی بررسی نمود ورضای خدا را در نظ
ر داشت 

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
وصیت نامه امیرالمومنین(ع)
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : یک شنبه 27 / 4

 

بسم ‏الله الرحمن الرحیم

این وصیتنامه‏ اى است که امیرالمؤمنین، على بن ابیطالب بدان وصیت مى‏‌کند: گواهى مى‏‌دهد که معبودى جز خدا نیست که یگانه است و شریک ندارد و نیز گواهى می‌دهد که محمد(ص) بنده و رسول اوست، که خداوند او را به راهنمایى و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان پیروزش کند، هرچند مشرکان آن را ناخوش دارند. درود و برکات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است که پروردگار جهان است و شریکى براى او نیست و بدان مأمور گشته‌‏ام و منم از نخستین مسلمانان».

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر کسى‏ که این وصیتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى که پروردگار شماست، سفارش مى‏ کنم و باید نمیرید جز اینکه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، زیرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى‏ فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‌‏برد، افساد میان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست].

به خویشان و ارحام خویش توجه داشته باشید و به آنان پیوند کنید، صله رحم کنید تا خداوند در روز قیامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الایتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضیعوا بحضرتکم : از خدا بترسید، از خدا بترسید، درباره یتیمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‎‏تان نوبت قرار ندهید (که گاهى سیر و گاهى گرسنه نگاهشان دارید).

الله الله فى جیرانکم، فانهم وصیه نبیکم ...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره همسایگانتان که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش کرده و پیوسته درباره آنان توصیه مى‏ فرمود، به اندازه اى که ما گمان کردیم براى همسایگان از همسایه خود ارث قرار م ى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است که سهمى در مالشان براى همسایه تعیین کرده!

الله الله فى القرآن، فلایسبقکم الى العمل به احد غیرکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره قرآن مبادا کسى به عمل‏کردن بدان بر شما سبقت جوید.
الله الله فى الصلاه فانه خیر العمل وانها عمود دینکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره نماز، زیرا که نماز ستون دین شماست.

الله الله فى بیت ربکم لاتخلوه ما بقیتم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (خانه کعبه)، مبادا تا زنده هستید، آن خانه از شما خالى‏ بماند، که اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شوید و به عذاب دچار مى‏‌شوید و اگر از شما خالى ماند، کیفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزکاه فانها تطفى غضب ربکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید در دادن زکات اموال خود که زکات خشم پروردگار را فرو نشاند.
الله الله فى شهر رمضان فان صیامه جُنه من النار: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره روزه ماه رمضان، زیرا که آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساکین فشارکوهم فى معاشکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسکینان و آنها را در زندگى خود شریک سازید و از خوراک و لباس خود به آنها نیز بدهید.

الله الله فى الجهاد باموالکم وانفسکم والسنتکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره پیکار کردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خویش.
الله الله فى ذریه نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره اصحاب پیغمبرتان؛ زیرا که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.
الله الله فى النساء و فیما ملکت ایمانکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره زیردستانتان، غلامان و کنیزان، زیرا که آخرین سفارش و وصیت رسول خدا(ص) این بود که فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان که زیردست شما هستند، سفارش مى‏‌کنم».

آنگاه فرمود: الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید؛ چه، هر کس به شما ستم کند یا اندیشه بد داشته باشد، خداوند شر او را کفایت فرماید.

با مردم به نیکى سخن بگویید، همان گونه که خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نشود و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیکویى درباره یکدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراکندگى و روى‏ گردانیدن از هم و در نیکوکارى، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکارى کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اکنون با شما وداع مى‏‌کنم و شما را به خدا مى‏‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏‌خوانم.

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع
نویسنده : سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)
تاریخ : شنبه 26 / 4

 و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد / متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه / ... شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست ، بردن است . علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم ! علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
پیام تسلیت به مناسبت فرا رسیدن 19 و 21 رمضان ، ضربت خوردن و شهادت امام علی ع
19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد

پیام گرامیداشت بمناسبت لَیْلَةِ الْقَدْر ( شبهای قدر) شب رحمت و نزول قرآن کریم سال 93
زيارات مخصوصه امیر مومنان علی ع
نماز اميرالمؤمنين(ع)
فضیلت مسجد و زمین کوفه
 
اعمال مسجد كوفه
زيارت حضرت مسلم بن عقيل ره
زيارت هانى بن عُرْوة ره
 
متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه
آن شب ، ماه در خسوف غم فرو رفته بود و اشکِ دیده ستارگان ، در آستانه فرو چکیدن بود . مسجد کوفه سه شب بود که انتظار زاهد هر شبه اش را می کشید ؛ گویا گرمی خونی که به صورت محراب شتَک زده بود، در باورش نمی گنجید.
این روزها ، یتیم بچگان کوفه می دانستند نباید سراغ پدر را از مادرانشان بگیرند ؛ حالا معمای آن مرد ناشناس با کوله نان و خرمایش ، برای آنها هم فاش شده بود، اما هنوز روزنه امیدی در دل های کوچکشان سوسو می زد ، مثل کوچه های تاریک و محزون کوفه که هنوز منتظر رد پای آرام و پرصلابت مولا بر شانه های خود بودند.
کودکی به اصرار ، کاسه شیری از مادرش گرفت و به امید شفای پدر ، سایه های تاریک شب را پشت سر گذاشت. با خود می گفت : امشب به عیادت پدرم می روم و به او خواهم گفت هر شب برای شفایش دعا کرده ام ... ، اما پشت در خانه علی (ع) که رسید ... .
چگونه باور کند این پیکر پاک عدالت است که بر دوش حسن و حسین حمل می شود ! این همان علی (ع) ، یکه تاز میدان نبرد و پدر مهربا ن یتیمان کوفه است ! آیا این علی (ع) است که می رود ! مگر شانه هایش از ردّ انبان نان و خرما خسته اند یا مگر الفت یتیمان و بیچارگان را با نگاه مهربان و لبخند پرمهرش از یاد برده است !
نمی دانم کوفه پس از آن شب چگونه تاب ماندن داشت ! نمی دانم مردمانش چگونه نفس کشیدند و سیاهی این عزا و ماتم بزرگ را به سپیدی صبح آمیختند ! آیا زمین تاب آن داشت که با مناجات های پرسوز علی (ع) وداع کند ! آیا آزادگان عالم توانستند تجسم عدالت محض را در زیر خاک کنند ! عرشیان حق دارند این شب غریب را به دیده حیرت بنگرند ؛ چگونه اهل زمین گوهر نایاب نسل آدم را در خاک غفلت و جهل خویش مدفون می سازند!
نمی دانم با علی (ع) چه کردند که می گفت : «خدایا ! مرا از آنها بگیر و حاکم بدی را به جای من بر آنها بگمار !» این روزهای آخر ، لحظه شماری مولا برای رفتن، فرزندانش را بی تاب می کرد. حساب هر شب ماه رمضان را داشت و می فرمود نزدیک است که این محاسن سپید ، به خون سرم رنگین شوند.
گویا از راه و رسم مردم زمانه اش به تنگ آمده بود ؛ اینکه بر منبر برود ، خطبه بخواند و مردمان را به جنگ با دشمنان خدا دعوت کند و آنها به بهانه زمستان و تابستان، دور و برش را خالی کنند.
25 سال سکوت ، حادثه بزرگی است، اما غریبانه تر آن است که دوران کوتاه مدت حکومتش ، مدام به جنگ و درگیری گذشت . انگار به قدری دیر گرد علی (ع) جمع شدند که معنای اسلام حقیقی از ذهن ها رخت بربست. عدالت چیز عجیبی شده بود !
اینک ، اخلاص و برای خدا کارکردن، مفهوم گنگی دارد . حالا ، وقتی علی (ع) دم از عدالت می زند ، بساط جنگ جمل برپا می شود و نارضایتی از تقسیم بیت المال ، ورد زبان ها می گردد . وقتی دم از صلاحیت حاکمان می زند ، فتنه قاسطین علم می شود و قرآن های سرنیزه ! وقتی روشنایی اندیشه و دوری از جمود و خشک مغزی را گوشزد می کند ، سپاه نهروان در مقابلش صف می کشد.
آن روز برای بیعت با علی (ع) ، جامه می دریدند و یکدیگر را زیر دست و پا له می کردند ، روزی بود و امروز که به هر بهانه ، راه خود را از علی (ع) جدا می کنند ، روز دیگری است !
گرچه حکومت عادلانه امیر مؤمنان (ع) حلاوت روزهای حضور پیامبر را زنده می کرد ، ولی چه بسیار کینه ها و عقده های قدیمی با اسلام و پیامبر که اینک به بهانه علی (ع) ، مجال سر برآوردن یافته اند !
باید پرسید علی کیست ؟ علی معیار حق و باطل است . آن قدر عیارش بالاست که زبان دوست و دشمن ، از ثنا و ستایش او لبریز شده است.
زهد با علی (ع) معنا می شود ، وقتی در سفره هر روزش ، جز نان جو و نمک نمی یابی !
معیار عدالت ، علی (ع) است ، وقتی دانشمند مسیحی می گوید : «علی (ع) به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید» . علی (ع) جمع اضداد است.
علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم !
علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
کسی است که پیامبر ، او و پیروانش را به زیور کلام خویش آراست : «قسم به آنکه جانم در دست اوست ، علی و شیعیان او ، رستگاران روز قیامتند ».
علی (ع) دریایی است که تنها به اندازه معرفتت از آن بر می گیری ! علی ساقی است ؛ پیمانه ات را بزرگ تر کن تا از شراب صافی عشق او ، خوب سیراب شوی !
زبان علم و خرد الکن از فضائل اوست ... که کس علی نشناسد به غیر پیغمبر
 

نگاره‌ای از صحنه‌ ای از غدیر خم 
 منسوب به کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة متعلق به بیرونی ، در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ انگلستان

 
شهادت امام علی (ع)
به یاری خداوند طی سالیان اخیر بر سر سفره زندگی سراسر افتخار مولی علی (ع) نشستیم و گلگشتی در آن زندگی پربار داشتیم.
اینک قسمت پایانی این زندگی سعادتمندانه یعنی شهادت مولی علی (ع) را به نگاه می نشینیم.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست، بردن است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) به آب رسیدن لب تشنه است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) یافتن گمگشته است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) امید زندگی است; آرزو است!
و بالاخره شهادت در فرهنگ مولی همان است که قرآن فرمود : «فوز عظیم » برندگی بزرگ.
پیشگویی پیامبر از شهادت امام علی (ع)
شهادت مولی علی (ع) را پیامبر اکرم (ص) به هنگام نزول آیه 1 و 2 سوره عنکبوت پیشگویی کرده بود، که سخن از امتحان است.
مولی علی (ع) با یادآوری خاطره ای از پیامبر، مسئله شهادت خود را پرسید.
فرمود آیا پس از اتمام «جنگ احد» که من سعادت شهادت را نداشتم، و بر من گران آمد، شما نفرمودید بشارت باد بر تو که شهادت در انتظارت نشسته است؟ !
پیامبر (ص) فرمود: همینطور است! حال بگو «فکیف صبرک اذن » در آن هنگام صبرت چگونه است؟
مولی (ع) گفت: شهادت جای شکیبایی و صبر ندارد، بلکه جای شکر و سپاس دارد. (1)
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ... آن شب قدر که این تازه براتم دادند
در روایتی جابر بن عبدالله انصاری آورده است که پیامبر (ص) به امام علی (ع) فرمود: تو جانشین منی و تو را خواهند کشت و سرانجام این محاسنت به خون سرت خضاب خواهد شد. (2)
در روایتی آمده است عائشه گوید: «رایت النبی التزم علیا و قبله » پیامبر را دیدم، علی (ع) را در آغوش گرفته، او را می بوسد و می فرماید: «بابی الوحید الشهید» پدرم فدای شهید تنها! (3)
در روایاتی پیامبر (ص) قاتل امیرمؤمنان علی (ع) را شقی ترین مردم و یا شقی ترین این امت نامیده است. (4)

 
آگاهی امام علی (ع) از شهادت خود
و شخص امیرمؤمنان علی (ع) نیز بارها شهادت خود را پیشگویی کرده بود و فرموده بود که محاسنم به خون سرم خضاب خواهد شد و کاملا قاتل خویش را می شناخت!
در آخرین ماه رمضان عمر مبارکش، که در شب بیست و یکم آن به شهادت رسید فرمود:
«اتاکم شهر رمضان و هو سید الشهور و اول السنة » ماه رمضان فرا رسید که بهترین ماهها است و اول سال «سالکان الی الله » است «و فیه تدور رمی السلطان » آسیاب ذات مقدس ربوبی در آن می چرخد، کنایه از آنکه خداوند احسانش را بین بندگان خود به گردش درآورده است. «الا و انکم حاجوا العام صفا واحدا و آیة ذلک انی لست فیکم » امسال حج انجام می دهید به آن نشانه که دیگر علی را در جمع خود نمی بینید. (5)
امام علی (ع) یک عمر بی صبرانه در انتظار شهادت بود و در آخرین رمضان حال و هوای دیگری داشت، هر روزی که از ماه رمضان می گذشت، زمان وصل حضرت نزدیک می شد، او حال ویژه ای می یافت.
وعده وصل چون شود نزدیک ... آتش عشق بیشتر گردد
 
شب نوزدهم میهمان دخترش «ام کلثوم » بود و با ساده ترین افطار، روزه اش را به اتمام رساند و تا صبح بیدار بود.
دخترش به بابا عرض کرد: «ما هذا الذی قد اسهرک؟» چرا امشب بیداری؟ چه حادثه ای بیدارت نگاه داشته است؟
حضرت فرمود: «انی مقتول لو قد اصبحت » به هنگام صبح بر من ضربت خواهند زد، ضربتی که به شهادت ختم می گردد. (6)
آن شب جهان هستی نگران علی (ع) بود! مرغابیها به هنگام خروج مولی از خانه ناله زدند، گوئیا به آنان الهام شده بود که مولی را از دست می دهند.
مولی به نماز صبح ایستاد، سوره حمد را خواند، سپس سوره انبیاء را آغاز کرد و یازده آیه خوانده بود که ناگاه اشقی الاولین والآخرین، ضربت بر فرق نازنینش فرود آورد. (7)
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را ... به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم ... که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند ... ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را

 
تنها جمله ای که به هنگام فرود آمدن ضربت بر فرق نازنین علی (ع) از حضرت شنیده شد، این بود که «فزت و رب الکعبة » به خدای کعبه رستگار شدم! (8)
«فائز» برنده مرحله پایانی مسابقه است و فرق آن با «فلاح » این است که فلاح از بند رستن است. چه بسا کسانی که در مراحلی از یک مسابقه برنده باشند، اما سرانجام در مرحله پایانی ببازند، برنده واقعی آن است که در مرحله پایانی و به اصطلاح «فینال مسابقات » مدال پیروزی را نصیب خود سازد، و امام علی (ع) خود را برنده این مرحله می داند.

 
 کتاب ارزشمند و گرانسنگ الغدیر ؛ علامه امینی
 
 مقدمات و آشنایی با الغدیر  الغدیر ج 1
 
 الغدیر ج 2
 
 الغدیر ج 3 الغدیر ج 4
 
 الغدیر ج 5
 الغدیر ج 6  الغدیر ج 7  الغدیر ج 8
 الغدیر ج 9  الغدیر ج 10  الغدیر ج 11
رفتار مولی در فاصله ضربت تا شهادت
 
و اینک فهرستی از رفتار مولی (ع) از زمان ضربت تا شهادت:
1- گفتن جمله «فزت و رب الکعبة » به هنگام فرود آمدن ضربت.
2- فرمود: «لایفوتنکم الرجل » ابن ملجم را دستگیر کنید. (9)
این بزرگترین توطئه گر و شقی ترین که انسانیت را به ماتم نشاند، نباید از معرکه بگریزد، باید دستگیر گشته به سزای جنایت ننگین خود برسد.
3- سفارش به برخورد انسانی با قاتل «اطیبوا طعامه و الینوا فراشه » (10) غذاهای خوب و بستر نرم به او دهید.
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من ... چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
و در روایتی هست فرمود: «اطعموه من طعامی و اسقوه من شرابی » (11) از همان غذایی که به من می دهید و با همان نوشیدنی که از من پذیرایی می کنید، از قاتلم پذیرایی کنید.
4- سفارش فرمود: «ایاکم و المثله...» او را شکنجه نکنید، اعضایش را نبرید، نگوئید چون علی را کشته باید او را تکه تکه کنیم که پیامبر (ص) فرمود: سگ هار را هم مثله نکنید. (12)
5- فرمود ابن ملجم را نزدم بیاورید، او را نزد مولی آوردند.
حضرت به او فرمود: «ای عدوالله لم احسن الیک » هان دشمن خدا آیا به تو احسان نکردم؟
گفت: بله.
سپس فرمود: «فما حملک علی هذا؟» چه چیزی تو را به این جنایت واداشت؟
این شقی پست پاسخ داد که شمشیرم را چهل روز تیز کردم و از خدا خواستم که بدترین خلق خدا را با آن بکشم!
مولی علی (ع) فرمود: تو خود بدترین خلق خدایی و با همین شمشیر کشته خواهی شد. (13)
6- برای مولی طبیب آوردند، طبیب تا زخم مولی را دید گفت: «وصیتی دارید بفرمائید» که دیگر کار تمام است و زخم به مغز رسیده است. (14)
طبیبا وامکن زخم سرم را ... مسوزان قلب زینب دخترم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر ... نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد هست شاهد ... که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آنروز ... که زد در کوچه قنفذ همسرم را
- See more at: http://www.lailatolgadr.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=37&id=28723#sthash.WszJoaPX.dpuf

>
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

تعداد صفحات : 25
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 25 صفحه بعد


آمار مطالب

:: کل مطالب : 727
:: کل نظرات : 49

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 12

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 915
:: باردید دیروز : 1772
:: بازدید هفته : 6345
:: بازدید ماه : 30509
:: بازدید سال : 158877
:: بازدید کلی : 311263

RSS

Powered By
loxblog.Com