صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::میرسالار(ع)


تمام لينکها تماس با ما


نويسندگان :
:: سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری)

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 37
بازدید دیروز : 837
بازدید هفته : 1462
بازدید ماه : 19694
بازدید کل : 274062
تعداد مطالب : 709
تعداد نظرات : 710
تعداد آنلاین : 2



دعای فرج
ذکر کاشف الکرب







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


قبر ابن ملجم کجاست؟

مکان قبر ابن ملجم
عقیق: درباره ی مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی (ع)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می کنند و به مدت 7 روز آن ها را در این مکان می سوزانند. (رحلة ابن بطوطه: 147؛ نفائح العلام: 409؛ تقویم شیعه: 293)


عاقبت شوم
در تاریخ آمده است که حضرت علی (ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (ع) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در 21 رمضان روی داد و چنانچه مشهور است ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه ی او را گرفته، آن را به آتش کشید. (ارشاد، ج1: 22؛ بحارالانوار، ج42: 232، 246، 298)

اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه اش را بیرون کوفه سوزانیدند. (بحارالانوار، ج42: 298؛ انوار العلویة: 390؛ نفائح العلام: 410)


مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!
یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (ع) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.
راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟
او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟
به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.
راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (ع) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (ع) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. (مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540)

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در پنج شنبه 31 / 4


سید حسن خمینی: تا دیروز به امام دشنام می‌دادند و خنجر می‌زدند؛ حالا سر سفره انقلاب نشسته‌اند

 

چکیده : یادگار امام درباره مظلومیت امام خمینی(س) گفت: روزی که امام مبارزات خود را آغاز کرد، بیشترین لطمه را نه از دشمنان ستم شاهی که از افراد سست عنصر خورد. برخی همراهان امام وارد مبارزه نشدند، اما وقتی انقلاب پیروز شد و نهضت امام مورد اقبال عمومی در جهان قرار گرفت بر سر سفره انقلاب نشستند؛ همان کسانی که تا دیروز یا خنجر می زدند، یا دشنام می دادند و یا سکوت می کردند؛ بر سر سفره انقلاب نشستند؛ امام بزرگوارمان زمانی که به یمن استمداد از پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) مبارزه را آغاز کرد، جز خدا به کسی اتکا نداشت

 

یادگار امام (ره) گفت: مظلومیت امیر المؤمنین برای تاریخ یک درس است و گویا خداوند این حوادث را رقم زده تا انسان ها ببینند، اینگونه ظلم‌ها همیشه تاریخ بر افراد رفته است، اما نام مبارک علی(ع) است که همواره در جان ها باقی می ماند.

حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار با مردم قزوین در حرم مطهر امام خمینی(س) با اشاره به روایات فراوان اهل سنت درباره امیر المؤمنین امام علی(ع)، گفت: امروز که این روایات را در کتب اهل سنت درباره امیر المؤمنین مرور می کردم، عظمت این روایات را بسیار بیشتر از آنچه که قبلا تصور می کردم دیدم.

او در ادامه به مرور برخی از روایات اهل سنت درباره حضرت علی(ع) پرداخت و گفت: یکی از کتاب های روایی اهل سنت که روایات عجیبی از امیر المؤمنین در آن نقل شده، «کنز العمال» است. در این کتاب روایتی از زبان پیامبر نقل شده است که ایشان درباره حضرت علی(ع) می فرمایند:« حب علی یأکل الذنوب کما تأکل النار الحطب» یعنی کسی که محبت علی را داشته باشد، این محبت گناهان او را همان گونه که آتش چوب را از بین می برد، می خورد. یا از ایشان نقل می کنند« عنوان صحیفه المؤمن یوم القیامه حب علی ابن ابی طالب» یعنی بر بالای کارنامه عمل مؤمن در روز قیامت محبت علی(ع) نوشته شده است.

سید حسن خمینی گفت: روایت دیگری از پیامبر وجود دارد که در آن می فرمایند اگر مؤمنی، علی را دوست داشته باشد و پایش بلغزد، خداوند در روز قیامت قدم او را روی پل صراط مستحکم می کند و نمی گذارد پایش بلغزد. در روایت دیگری پیامبر(ص) خطاب به امیر المؤمنین علی(ع) می فرمایند:« لایحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق» یعنی کسی جز مؤمن تو را دوست ندارد و کسی جز منافق نسبت به تو بغض ندارد.

یادگار امام در ادامه به برخی دیگر از روایات اهل سنت اشاره کرد که در آن ها همان تعابیر به کار رفته درباره حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع) در روایات شیعیان، درباره امیرالمؤمنین به کار رفته است و گفت: یکی دیگر از بزرگان اهل سنت به نام «ابن ماجه» که کتاب او به نام «سنن ابن ماجه» یکی از کتاب های معروف روایی اهل سنت است، تعبیری درباره امیر المؤمنین دارد که ما در روایات شیعیان آن را درباره سید الشهدا دیده ایم. در این روایت پیامبر اکرم (ص) می فرمایند «علی منی و انا منه» یا روایتی که ما درباره حضرت فاطمه صدیقه(س) داریم؛ « فاطمه بضعة منی، من آذاها فقد آذانی» را از زبان پیامبر درباره امیر المؤمنین به این شکل به کار برده اند: «من آذی علیا فقد آذانی»

او گفت: روایت دیگری در کنز العمال وجود دارد که مطابق با آن پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: « علی منی بمنزلة رأسی من بدنی» به این معنی که علی نسبت به من مثل سر من به بدنم است. در این روایت منظور از «من» شخص پیامبر نیست، بلکه دین و آیین پیامبر را نیز شامل می شود. حضرت علی(ع) به منزله سر این مکتب است و جالب اینکه این روایت را اهل سنت مطرح کرده اند. باز در کنز العمال از زبان پیامبر(ص) نقل شده است که «ان علی لحمه من لحمی و دمه من دمی» یعنی گوشت علی از گوشت من و خون او از خون من است.

سید حسن خمینی در ادامه با اشاره به یکی از معتبرترین کتب تاریخی اهل سنت به نام «تاریخ دمشق» نوشته «ابن عساکر» گفت: این عالم اهل سنت در کتاب تاریخ مدینه دمشق می گوید «یا علی انت منی و انا منک» در این روایت پیامبر(ص) خطاب به امیر المؤمنین می فرمایند تو از منی و من از تو هستم. این تعبیر که «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» به این معنی که ای علی تو برای من مانند هارون برای موسی هستی به اندازه ای در ادبیات اهل سنت به کار برده شده که گویی متواتر است. پرانتزی باز می کنم تا ببینید که بغض با برخی افراد چه می کند. برخی از اهل سنت معادل همین روایت را جعل کردند و به جای هارون نوشتند قارون.

یادگار امام در تبیین منزلت امیر المؤمنین علی(ع) در روایات اهل سنت به روایتی دیگر در کتاب تاریخ دمشق اشاره کرد و گفت: پیامبر در روایتی که ابن عساکر آن را در کتاب خود نقل کرده است می فرماید: هرکس خواست به علم آدم، فهم نوح، حلم و صبر ابراهیم، زهد زکریا و استقامت و پایمردی موسی را ببیند، به علی(ع) نگاه کند. اهل سنت همچنین روایتی از حضرت علی(ع) را نقل می کنند که ایشان ذیل آیه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» بیان کرده اند. حضرت علی(ع) می فرمایند: «رسول الله المنذر و انا الهادی» ایشان رسول خدا(ص) را هشدار دهنده و خود را هدایت کننده می داند.

او در بخش دیگری از سخنان خود مولا علی(ع) را درس آموز مظلومیت دانست و گفت:امیر المؤمنین در موارد زیادی مظلومیت خود را اعلام کرده است. برای مثال معاویه برای ایشان نامه ای نوشته بود به این شرح که«به یاد داری که ریسمان به گردنت انداختند و همان گونه که شتر را می کشند، تو را در کوچه ها کشاندند» ابن ابی الحدید که از علمای اهل سنت است، به نقل نامه ای از امیر المؤمنین خطاب به معاویه می پردازد که ایشان در آن می فرمایند:« قسم به خدا می خواستی بدی ام را بگویی اما مدحم کردی، می خواستی من را مفتضح کنی اما خودت مفتضح شدی. مسلمان اگر مظلوم باشد بر او عیب نیست، مادامی که در دین خود شک نکند.»

سید حسن خمینی در ادامه مظلومیت مولا علی(ع) را ارث شیعه او دانست و گفت: امروز مسلمانان در عراق، سوریه و فلسطین مظلومیت های فراوانی را تحمل می کنند. جا دارد امروز عزادار مصیبت ملت مسلمان غزه را در برابر دشمنان صهیونیستی باشیم، البته جامعه جهانی تنها نظاره گر این واقعه تلخ است.

یادگار امام درباره مظلومیت امام خمینی(س) گفت: روزی که امام مبارزات خود را آغاز کرد، بیشترین لطمه را نه از دشمنان ستم شاهی که از افراد سست عنصر خورد. «زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» برخی همراهان امام وارد مبارزه نشدند، اما وقتی انقلاب پیروز شد و نهضت امام مورد اقبال عمومی در جهان قرار گرفت بر سر سفره انقلاب نشستند؛ همان کسانی که تا دیروز یا خنجر می زدند، یا دشنام می دادند و یا سکوت می کردند؛ بر سر سفره انقلاب نشستند؛ امام بزرگوارمان زمانی که به یمن استمداد از پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) مبارزه را آغاز کرد، جز خدا به کسی اتکا نداشت.

او درباره دلزدگی امیرالمؤمنین از همرهان سست عناصر گفت: در روایات شیعه و سنی از زبان امیر المؤمنین علی(ع) نقل شده است که قریشی ها یا همان همرهان سست عناصر به من خیانت کردند. آنها نسبت من با رسول خدا(ص) را می دانستند اما حق من را ادا نکردند. مظلومیت امیر المؤمنین برای تاریخ یک درس است و گویی خداوند این حوادث را رقم زده تا انسان ها ببینند اینگونه ظلم ها همیشه تاریخ بر افراد رفته است، اما نام مبارک علی است که همواره در جان ها باقی می ماند. اهل سنت این تعبیر را درباره امیر المؤمنین به کار برده اند که «علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار» یعنی علی(ع) هرجا برود حق با اوست.

سید حسن خمینی در گفت: مظلومیت امیر المؤمنین تا آنجا بود که وقتی در کوفه او را به شهادت رساندند، فضای تبلیغاتی را به گونه ای شکل داده بودند که مردم از خود می پرسیدند مگر علی نماز هم می خوانده است؟ خدا را به حق اولیائش قسم می دهیم ما را قدردان نعمت ولایت امیر المؤمنین قرار دهد. خداوند آنها که نان انقلاب امام را خوردند و خیانت کردند را، به راه راست هدایت کند.

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در پنج شنبه 31 / 4


ایت الله سید طیب موسوی میرسالاری

 

  • آيت الله سيد طيب موسوي در سال 1319 شمسي در خانواده­ اي اهل علم و تقوا در روستاي آب لشكر از توابع شهر اهواز متولد شد. وي تحصيلات خود را از مكتب آغاز نمود. سپس براي تكميل دروس به شوشتر رفت. سيد طيب مقدمات را نزد پدر بزرگوارش آموخت و در شوشتر نيز از محضر بزرگاني چون سد محمدحسين آل طيب، سيد محمد جزايري، سيد محمد مرعشي، مقدمات، سيوطي، معالم، شرح لمعه را فرا گرفت. آن­گاه براي ادامه تحصيل راهي نجف اشرف گرديد. وي در نجف دروس سطح را از محضر حضرات: اسد الله تبريزي مدني و ديگر بزرگان حوزه نجف آموخت. حجت الاسلام موسوي پس از بازگشت از نجف مدتي در زادگاهش اقامت داشت. سپس براي تحصيل عازم قم گرديد و در مدت 16 سال از خرمن دانش اساتيد آن سامان خوشه چيد. وي همزمان با تحصيل به تدريس نيز اشتغال داشت و دروس شرح لمعه، مقدمات و سطح را تدريس مي­نمود. آيت الله موسوي در دوران مبارزه عليه رژيم، به عنوان نماينده طلاب در شوراي مركزي مديريت حوزه علميه قم انتخاب گرديد. وي با همكاري طلاب و فضلاي ديگر با تشكيل جلساتي عليه رژيم سخنراني مي­كرد. آيت الله موسوي پس از 16 سال اقامت در قم به درخواست استادش آيت الله آل طيب به شوشتر رفت و در آنجا ساكن گرديد. وي در شوشتر به اقامه جماعت و تدريس پرداخت و منشأ خدمات بسياري گرديد كه از جمله آن تأسيس مدرسه علميه امام صادق(ع) است.  
>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در پنج شنبه 31 / 4


عکس شهدا 6

 

xohc0avavv6gx39bj2c7.jpg

                                    

 سید یدالله موسویq3p5l6t3cwev9n8fnfgf.jpg

                                                                                                            

 

 

6oh80fs7jg0oztitpp7p.jpg

سید عنایت الله موسوی مقدم

سید حمدالله گرامیان

 

 

سید غلامرضا موسوی رادxtjn3b8neve1p8v0zn8s.jpg

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 30 / 4


عکس شهدا5

سید غلامرضا پایداری mxnr35n93wnjnl0r5njm.jpg

lrqfrcmpu0zyzmgs2u77.jpgسیده عالیه بیگم موسوی

j8r96vbat7r9wxodavr3.jpg

سید قربان برند

 

سید حمدالله گرامیان

 

سید احمد اسمار

 

 

    سید الله خواست پرگانی                                                                  

 

   سید قدرت الله جریدیانی

سید حمدالله جنگلی

 

pdbozsp4k3bvmdem9f05.jpg

سید مصطفی اژدر                                             سید یاسین میرسالاری

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 30 / 4


عکس شهدا4

 h4i62asqphb4mapt1d3e.jpgkobces2j70zawtp9nvs0.jpg

1n9yh4iqek3jkrrd6u1i.jpgcsxjna1oe1hk3hs8zprt.jpgpd7uytj09l08qiyk76pe.jpg8ey7walmckp0kjqskifr.jpgnansd4lx32yo3672luql.jpg

 

 

                                                                  

 

 

  شهیدسید  ولی محمودی مقدم

                  سید نعمت الله موسوی    

                                                                                               

       شهید اتون  lu7rprtk4wgg9uhogu4s.jpg

سید ایوب شنطیایی

 

 

 

سید ابوالحسن میرسالاری

سید جمشید ژاغری8i3vli7pynbe2ma7nra5.jpg

lrtsx7fhgcbgtwjprr4d.jpg

 

 

سید غلامرضا موسوی راد2p5q0rjhrqpor4899uvm.jpg

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 30 / 4


عکس شهدا2

 

 

سید عوض اسیان

 

 

 

 

سید یدالله راستگویان

سید علیشاه دونده

 

 

 

wqe1dxs3f955d5kp0xh9.jpg

52hfk8gcjwpnbigqjjj5.jpg

نفردوم از راست شهید دامغانی3سردار جانباز سید رمضان میرسالاری

 

 

 

dkyw7lcr57os82kdvt72.jpg8q0xdmgi9ovyvwl5eoa1.jpg

xfra3se3wqkg69cnvn7p.jpg

 

bp5as17xq1kxy5tuoesm.jpg

سید ادریس پرخیده

0jate1ws6d668xvo97fo.jpg

سید علی اکبر میرسالاری

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 30 / 4


عکس شهدا3

 

             

 

      سید محمدعلی پوسایی

             

   سید عبدالرسول افرازی  

 

 

 

                                                                   سید فضل الله زال دهدشت

wjrsxpig1yc9z3ufroux.jpg

سید نعمت الله سپهرتاج                                                                       سیده مریم موسوی پور

 

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 30 / 4


عکس شهدا1

 نمایش تصویر در وضیعت عادی       نمایش تصویر در وضیعت عادی      نمایش تصویر در وضیعت عادی

سیدحبیب الله مقدسی  سیدعلی دادهاشمی    سیدغلام الهیاری

 

نمایش تصویر در وضیعت عادی                 نمایش تصویر در وضیعت عادی                                

سیدعبدالعلی آشوب                    سیدخدایارهاشمی

 نمایش تصویر در وضیعت عادی               نمایش تصویر در وضیعت عادی

  سیدرضاحاتمی                        سیدجوادهاشمی

 

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در سه شنبه 29 / 4


فرازی از وصیتنامه شهید پرگانی

 چرا توسعه طلبان دنیا روزگار را بر همه سیاه کرده اند، ولحظه ای هم به انسانیت این مردمان نمی اندیشند ،چرا در دنیای امروز همه چیز پیدا می شود به جز غیرت؟ وچرا انسان ها را بی غیرت پرورش می دهند؟چرا همه شئونات انسانی را از جامعه سلب کرده وحتی به آینده کودکان هم رحم نکرده اند؟ چرا دنیا به صحنه ای از نمایش تبدیل گشته که بازیگران صحنه سیاست آن نگذاشته اند که احدی ارزش واقعی خود را دریابد،و گاهی آدمی به اسم هیتلر پیدا می شود که خاطر بازی فضای بیشتر آسمان 17میلیون لیتر خون به زمین می ریزد.
گاهی در این دنیای بی سر ته غذای یک سگ آمریکایی معادل با غذای 250نفرآفریقایی سیاه پوست است، گاهی کس دیگری به اسم صدام پیدا می شود که به قول خودش به خاطر اروند رودی آتشی از جنگ می افروزد، که در حریق شعله های آن حِجله ی تازه عروس ها وگهواره ی کودکان می سوزد،و انسانیّت به آتش کشیده می شود،همه ی مسائل جامعه را باید باچشمی مسلح به عینک الهی بررسی نمود ورضای خدا را در نظ
ر داشت 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 28 / 4


وصیت نامه امیرالمومنین(ع)

 

بسم ‏الله الرحمن الرحیم

این وصیتنامه‏ اى است که امیرالمؤمنین، على بن ابیطالب بدان وصیت مى‏‌کند: گواهى مى‏‌دهد که معبودى جز خدا نیست که یگانه است و شریک ندارد و نیز گواهى می‌دهد که محمد(ص) بنده و رسول اوست، که خداوند او را به راهنمایى و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان پیروزش کند، هرچند مشرکان آن را ناخوش دارند. درود و برکات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است که پروردگار جهان است و شریکى براى او نیست و بدان مأمور گشته‌‏ام و منم از نخستین مسلمانان».

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر کسى‏ که این وصیتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى که پروردگار شماست، سفارش مى‏ کنم و باید نمیرید جز اینکه مسلمان باشید و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، زیرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى‏ فرمود: اصلاح دادن میان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دین را تباه ساخته و از بین مى‌‏برد، افساد میان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظیم [نیرویى جز به وسیله خداى بزرگ نیست].

به خویشان و ارحام خویش توجه داشته باشید و به آنان پیوند کنید، صله رحم کنید تا خداوند در روز قیامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الایتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضیعوا بحضرتکم : از خدا بترسید، از خدا بترسید، درباره یتیمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‎‏تان نوبت قرار ندهید (که گاهى سیر و گاهى گرسنه نگاهشان دارید).

الله الله فى جیرانکم، فانهم وصیه نبیکم ...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره همسایگانتان که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش کرده و پیوسته درباره آنان توصیه مى‏ فرمود، به اندازه اى که ما گمان کردیم براى همسایگان از همسایه خود ارث قرار م ى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است که سهمى در مالشان براى همسایه تعیین کرده!

الله الله فى القرآن، فلایسبقکم الى العمل به احد غیرکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره قرآن مبادا کسى به عمل‏کردن بدان بر شما سبقت جوید.
الله الله فى الصلاه فانه خیر العمل وانها عمود دینکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره نماز، زیرا که نماز ستون دین شماست.

الله الله فى بیت ربکم لاتخلوه ما بقیتم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره خانه پروردگارتان (خانه کعبه)، مبادا تا زنده هستید، آن خانه از شما خالى‏ بماند، که اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شوید و به عذاب دچار مى‏‌شوید و اگر از شما خالى ماند، کیفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد.

الله الله فى الزکاه فانها تطفى غضب ربکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید در دادن زکات اموال خود که زکات خشم پروردگار را فرو نشاند.
الله الله فى شهر رمضان فان صیامه جُنه من النار: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره روزه ماه رمضان، زیرا که آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساکین فشارکوهم فى معاشکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره بینوایان و مسکینان و آنها را در زندگى خود شریک سازید و از خوراک و لباس خود به آنها نیز بدهید.

الله الله فى الجهاد باموالکم وانفسکم والسنتکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره پیکار کردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خویش.
الله الله فى ذریه نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره امت پیغمبرتان، مبادا در میان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبیکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره اصحاب پیغمبرتان؛ زیرا که رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.
الله الله فى النساء و فیما ملکت ایمانکم...: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره زیردستانتان، غلامان و کنیزان، زیرا که آخرین سفارش و وصیت رسول خدا(ص) این بود که فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان که زیردست شما هستند، سفارش مى‏‌کنم».

آنگاه فرمود: الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسید؛ چه، هر کس به شما ستم کند یا اندیشه بد داشته باشد، خداوند شر او را کفایت فرماید.

با مردم به نیکى سخن بگویید، همان گونه که خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منکر را ترک مکنید که رشته کار از دست شما بیرون شود، آنگاه هر چه دعا کنید و از خداوند دفع شر خواهید، پذیرفته نشود و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نیکویى درباره یکدیگر و زنهار از جدایى و تفرقه و پراکندگى و روى‏ گردانیدن از هم و در نیکوکارى، یار و مددکار یکدیگر باشید و بر گناه و ستمکارى کمک مباشید که شکنجه و عذاب خدا بسیار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اکنون با شما وداع مى‏‌کنم و شما را به خدا مى‏‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏‌خوانم.

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در یک شنبه 27 / 4


19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع

 و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد / متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه / ... شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست ، بردن است . علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم ! علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
پیام تسلیت به مناسبت فرا رسیدن 19 و 21 رمضان ، ضربت خوردن و شهادت امام علی ع
19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع و 21 رمضان شهادت آن امام همام بر شیعیان ولایت مدار تسلیت و تعزیت باد

پیام گرامیداشت بمناسبت لَیْلَةِ الْقَدْر ( شبهای قدر) شب رحمت و نزول قرآن کریم سال 93
زيارات مخصوصه امیر مومنان علی ع
نماز اميرالمؤمنين(ع)
فضیلت مسجد و زمین کوفه
 
اعمال مسجد كوفه
زيارت حضرت مسلم بن عقيل ره
زيارت هانى بن عُرْوة ره
 
متن ادبی ؛ ماه در خسوف غم مسجد کوفه
آن شب ، ماه در خسوف غم فرو رفته بود و اشکِ دیده ستارگان ، در آستانه فرو چکیدن بود . مسجد کوفه سه شب بود که انتظار زاهد هر شبه اش را می کشید ؛ گویا گرمی خونی که به صورت محراب شتَک زده بود، در باورش نمی گنجید.
این روزها ، یتیم بچگان کوفه می دانستند نباید سراغ پدر را از مادرانشان بگیرند ؛ حالا معمای آن مرد ناشناس با کوله نان و خرمایش ، برای آنها هم فاش شده بود، اما هنوز روزنه امیدی در دل های کوچکشان سوسو می زد ، مثل کوچه های تاریک و محزون کوفه که هنوز منتظر رد پای آرام و پرصلابت مولا بر شانه های خود بودند.
کودکی به اصرار ، کاسه شیری از مادرش گرفت و به امید شفای پدر ، سایه های تاریک شب را پشت سر گذاشت. با خود می گفت : امشب به عیادت پدرم می روم و به او خواهم گفت هر شب برای شفایش دعا کرده ام ... ، اما پشت در خانه علی (ع) که رسید ... .
چگونه باور کند این پیکر پاک عدالت است که بر دوش حسن و حسین حمل می شود ! این همان علی (ع) ، یکه تاز میدان نبرد و پدر مهربا ن یتیمان کوفه است ! آیا این علی (ع) است که می رود ! مگر شانه هایش از ردّ انبان نان و خرما خسته اند یا مگر الفت یتیمان و بیچارگان را با نگاه مهربان و لبخند پرمهرش از یاد برده است !
نمی دانم کوفه پس از آن شب چگونه تاب ماندن داشت ! نمی دانم مردمانش چگونه نفس کشیدند و سیاهی این عزا و ماتم بزرگ را به سپیدی صبح آمیختند ! آیا زمین تاب آن داشت که با مناجات های پرسوز علی (ع) وداع کند ! آیا آزادگان عالم توانستند تجسم عدالت محض را در زیر خاک کنند ! عرشیان حق دارند این شب غریب را به دیده حیرت بنگرند ؛ چگونه اهل زمین گوهر نایاب نسل آدم را در خاک غفلت و جهل خویش مدفون می سازند!
نمی دانم با علی (ع) چه کردند که می گفت : «خدایا ! مرا از آنها بگیر و حاکم بدی را به جای من بر آنها بگمار !» این روزهای آخر ، لحظه شماری مولا برای رفتن، فرزندانش را بی تاب می کرد. حساب هر شب ماه رمضان را داشت و می فرمود نزدیک است که این محاسن سپید ، به خون سرم رنگین شوند.
گویا از راه و رسم مردم زمانه اش به تنگ آمده بود ؛ اینکه بر منبر برود ، خطبه بخواند و مردمان را به جنگ با دشمنان خدا دعوت کند و آنها به بهانه زمستان و تابستان، دور و برش را خالی کنند.
25 سال سکوت ، حادثه بزرگی است، اما غریبانه تر آن است که دوران کوتاه مدت حکومتش ، مدام به جنگ و درگیری گذشت . انگار به قدری دیر گرد علی (ع) جمع شدند که معنای اسلام حقیقی از ذهن ها رخت بربست. عدالت چیز عجیبی شده بود !
اینک ، اخلاص و برای خدا کارکردن، مفهوم گنگی دارد . حالا ، وقتی علی (ع) دم از عدالت می زند ، بساط جنگ جمل برپا می شود و نارضایتی از تقسیم بیت المال ، ورد زبان ها می گردد . وقتی دم از صلاحیت حاکمان می زند ، فتنه قاسطین علم می شود و قرآن های سرنیزه ! وقتی روشنایی اندیشه و دوری از جمود و خشک مغزی را گوشزد می کند ، سپاه نهروان در مقابلش صف می کشد.
آن روز برای بیعت با علی (ع) ، جامه می دریدند و یکدیگر را زیر دست و پا له می کردند ، روزی بود و امروز که به هر بهانه ، راه خود را از علی (ع) جدا می کنند ، روز دیگری است !
گرچه حکومت عادلانه امیر مؤمنان (ع) حلاوت روزهای حضور پیامبر را زنده می کرد ، ولی چه بسیار کینه ها و عقده های قدیمی با اسلام و پیامبر که اینک به بهانه علی (ع) ، مجال سر برآوردن یافته اند !
باید پرسید علی کیست ؟ علی معیار حق و باطل است . آن قدر عیارش بالاست که زبان دوست و دشمن ، از ثنا و ستایش او لبریز شده است.
زهد با علی (ع) معنا می شود ، وقتی در سفره هر روزش ، جز نان جو و نمک نمی یابی !
معیار عدالت ، علی (ع) است ، وقتی دانشمند مسیحی می گوید : «علی (ع) به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید» . علی (ع) جمع اضداد است.
علی (ع) همان است که روزی به اعجاز دستانش ، خیبرشکن می شود و روزی به اعجاز صبر بی مانندش ، اول مظلوم عالم !
علی (ع) ، یکه تاز میدان خطابه و وعظ است ؛ سحر کلامش در جان ها نفوذ می کرد تا آنجا که در وصفش گفتند : «مادون کلام خالق و مافوق کلام بشر !»
کسی است که پیامبر ، او و پیروانش را به زیور کلام خویش آراست : «قسم به آنکه جانم در دست اوست ، علی و شیعیان او ، رستگاران روز قیامتند ».
علی (ع) دریایی است که تنها به اندازه معرفتت از آن بر می گیری ! علی ساقی است ؛ پیمانه ات را بزرگ تر کن تا از شراب صافی عشق او ، خوب سیراب شوی !
زبان علم و خرد الکن از فضائل اوست ... که کس علی نشناسد به غیر پیغمبر
 

نگاره‌ای از صحنه‌ ای از غدیر خم 
 منسوب به کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة متعلق به بیرونی ، در کتابخانه دانشگاه ادینبورگ انگلستان

 
شهادت امام علی (ع)
به یاری خداوند طی سالیان اخیر بر سر سفره زندگی سراسر افتخار مولی علی (ع) نشستیم و گلگشتی در آن زندگی پربار داشتیم.
اینک قسمت پایانی این زندگی سعادتمندانه یعنی شهادت مولی علی (ع) را به نگاه می نشینیم.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) باختن نیست، بردن است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) به آب رسیدن لب تشنه است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) یافتن گمگشته است.
شهادت در فرهنگ امام علی (ع) امید زندگی است; آرزو است!
و بالاخره شهادت در فرهنگ مولی همان است که قرآن فرمود : «فوز عظیم » برندگی بزرگ.
پیشگویی پیامبر از شهادت امام علی (ع)
شهادت مولی علی (ع) را پیامبر اکرم (ص) به هنگام نزول آیه 1 و 2 سوره عنکبوت پیشگویی کرده بود، که سخن از امتحان است.
مولی علی (ع) با یادآوری خاطره ای از پیامبر، مسئله شهادت خود را پرسید.
فرمود آیا پس از اتمام «جنگ احد» که من سعادت شهادت را نداشتم، و بر من گران آمد، شما نفرمودید بشارت باد بر تو که شهادت در انتظارت نشسته است؟ !
پیامبر (ص) فرمود: همینطور است! حال بگو «فکیف صبرک اذن » در آن هنگام صبرت چگونه است؟
مولی (ع) گفت: شهادت جای شکیبایی و صبر ندارد، بلکه جای شکر و سپاس دارد. (1)
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند ... واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ... آن شب قدر که این تازه براتم دادند
در روایتی جابر بن عبدالله انصاری آورده است که پیامبر (ص) به امام علی (ع) فرمود: تو جانشین منی و تو را خواهند کشت و سرانجام این محاسنت به خون سرت خضاب خواهد شد. (2)
در روایتی آمده است عائشه گوید: «رایت النبی التزم علیا و قبله » پیامبر را دیدم، علی (ع) را در آغوش گرفته، او را می بوسد و می فرماید: «بابی الوحید الشهید» پدرم فدای شهید تنها! (3)
در روایاتی پیامبر (ص) قاتل امیرمؤمنان علی (ع) را شقی ترین مردم و یا شقی ترین این امت نامیده است. (4)

 
آگاهی امام علی (ع) از شهادت خود
و شخص امیرمؤمنان علی (ع) نیز بارها شهادت خود را پیشگویی کرده بود و فرموده بود که محاسنم به خون سرم خضاب خواهد شد و کاملا قاتل خویش را می شناخت!
در آخرین ماه رمضان عمر مبارکش، که در شب بیست و یکم آن به شهادت رسید فرمود:
«اتاکم شهر رمضان و هو سید الشهور و اول السنة » ماه رمضان فرا رسید که بهترین ماهها است و اول سال «سالکان الی الله » است «و فیه تدور رمی السلطان » آسیاب ذات مقدس ربوبی در آن می چرخد، کنایه از آنکه خداوند احسانش را بین بندگان خود به گردش درآورده است. «الا و انکم حاجوا العام صفا واحدا و آیة ذلک انی لست فیکم » امسال حج انجام می دهید به آن نشانه که دیگر علی را در جمع خود نمی بینید. (5)
امام علی (ع) یک عمر بی صبرانه در انتظار شهادت بود و در آخرین رمضان حال و هوای دیگری داشت، هر روزی که از ماه رمضان می گذشت، زمان وصل حضرت نزدیک می شد، او حال ویژه ای می یافت.
وعده وصل چون شود نزدیک ... آتش عشق بیشتر گردد
 
شب نوزدهم میهمان دخترش «ام کلثوم » بود و با ساده ترین افطار، روزه اش را به اتمام رساند و تا صبح بیدار بود.
دخترش به بابا عرض کرد: «ما هذا الذی قد اسهرک؟» چرا امشب بیداری؟ چه حادثه ای بیدارت نگاه داشته است؟
حضرت فرمود: «انی مقتول لو قد اصبحت » به هنگام صبح بر من ضربت خواهند زد، ضربتی که به شهادت ختم می گردد. (6)
آن شب جهان هستی نگران علی (ع) بود! مرغابیها به هنگام خروج مولی از خانه ناله زدند، گوئیا به آنان الهام شده بود که مولی را از دست می دهند.
مولی به نماز صبح ایستاد، سوره حمد را خواند، سپس سوره انبیاء را آغاز کرد و یازده آیه خوانده بود که ناگاه اشقی الاولین والآخرین، ضربت بر فرق نازنینش فرود آورد. (7)
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را ... به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم ... که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند ... ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را

 
تنها جمله ای که به هنگام فرود آمدن ضربت بر فرق نازنین علی (ع) از حضرت شنیده شد، این بود که «فزت و رب الکعبة » به خدای کعبه رستگار شدم! (8)
«فائز» برنده مرحله پایانی مسابقه است و فرق آن با «فلاح » این است که فلاح از بند رستن است. چه بسا کسانی که در مراحلی از یک مسابقه برنده باشند، اما سرانجام در مرحله پایانی ببازند، برنده واقعی آن است که در مرحله پایانی و به اصطلاح «فینال مسابقات » مدال پیروزی را نصیب خود سازد، و امام علی (ع) خود را برنده این مرحله می داند.

 
 کتاب ارزشمند و گرانسنگ الغدیر ؛ علامه امینی
 
 مقدمات و آشنایی با الغدیر  الغدیر ج 1
 
 الغدیر ج 2
 
 الغدیر ج 3 الغدیر ج 4
 
 الغدیر ج 5
 الغدیر ج 6  الغدیر ج 7  الغدیر ج 8
 الغدیر ج 9  الغدیر ج 10  الغدیر ج 11
رفتار مولی در فاصله ضربت تا شهادت
 
و اینک فهرستی از رفتار مولی (ع) از زمان ضربت تا شهادت:
1- گفتن جمله «فزت و رب الکعبة » به هنگام فرود آمدن ضربت.
2- فرمود: «لایفوتنکم الرجل » ابن ملجم را دستگیر کنید. (9)
این بزرگترین توطئه گر و شقی ترین که انسانیت را به ماتم نشاند، نباید از معرکه بگریزد، باید دستگیر گشته به سزای جنایت ننگین خود برسد.
3- سفارش به برخورد انسانی با قاتل «اطیبوا طعامه و الینوا فراشه » (10) غذاهای خوب و بستر نرم به او دهید.
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من ... چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
و در روایتی هست فرمود: «اطعموه من طعامی و اسقوه من شرابی » (11) از همان غذایی که به من می دهید و با همان نوشیدنی که از من پذیرایی می کنید، از قاتلم پذیرایی کنید.
4- سفارش فرمود: «ایاکم و المثله...» او را شکنجه نکنید، اعضایش را نبرید، نگوئید چون علی را کشته باید او را تکه تکه کنیم که پیامبر (ص) فرمود: سگ هار را هم مثله نکنید. (12)
5- فرمود ابن ملجم را نزدم بیاورید، او را نزد مولی آوردند.
حضرت به او فرمود: «ای عدوالله لم احسن الیک » هان دشمن خدا آیا به تو احسان نکردم؟
گفت: بله.
سپس فرمود: «فما حملک علی هذا؟» چه چیزی تو را به این جنایت واداشت؟
این شقی پست پاسخ داد که شمشیرم را چهل روز تیز کردم و از خدا خواستم که بدترین خلق خدا را با آن بکشم!
مولی علی (ع) فرمود: تو خود بدترین خلق خدایی و با همین شمشیر کشته خواهی شد. (13)
6- برای مولی طبیب آوردند، طبیب تا زخم مولی را دید گفت: «وصیتی دارید بفرمائید» که دیگر کار تمام است و زخم به مغز رسیده است. (14)
طبیبا وامکن زخم سرم را ... مسوزان قلب زینب دخترم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر ... نبیند فاطمه زخم سرم را
در و دیوار مسجد هست شاهد ... که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگی را گفتم آنروز ... که زد در کوچه قنفذ همسرم را
- See more at: http://www.lailatolgadr.ir/?MID=21&Type=News&TypeID=37&id=28723#sthash.WszJoaPX.dpuf

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در شنبه 26 / 4


نماز و اعمال شب های قدر


شب  19 :

اول شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى بخوبى و فضيلت آن نميرسد و عمل در آن بهتر است از عمل كردن و هزار ماه و در آن شب تقدير امورات سال ميشود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب باذن پروردگار بزمين نازل ميشود و بخدمت امام زمان ع  مشرف ميشوند.

1- غسل است و بهتر آنستكه مقارن غروب آفتاب غسل كند كه نماز مغرب را با غسل بخواند. 2- دو ركعت نماز است . در هر ركعت بعد از حمد) هفت مرتبه (توحيد و بعد از فراغ هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب اليه .


3- قرآن مجيد را بگيرد و بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:


"اللهم انى اسئلك بكتابك المنزل و مافيه اسمك الاكبر و اسمائك الحسنى و ما يخاف و يرجى ان تجعلنى من عتقائك من النار  "


پس هر چه حاجت دارد بخواهد.


4- آنكه مصحف شريف را بگيرد و بر سر گذارد و بگويد:


" اللهم بحق هذا القران و بحق ارسلته به و بحق كل مؤ من مدحته فيه و بحقك عليهم فلا احداعرف بحقك منك  "

 

پس ده مرتبه بگويد. بك ياالله و ده مرتبه بمحمده پس هر يك از معصومين را نام برد و ده مرتبه بگويد تا بحجة بن الحسين عليه السلام برسد. آنوقت حاجت خود را از خدا بخواهد.

 

شب 20 :

نمازش هشت ركعت است بعد از حمد بهر سوره اى ميسر شود.

 

شب 21 :  

فضيلتش زيادتر است از شب نوزدهم و بايد اعمال آن شب را از غسل و احيا و زيارت امام حسين ) و نماز هفت قل هو الله و قرآن سرگفتن و صد ركعت نماز دعاى جوشن و غيرها در اين شب بعمل آورد و نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره اى كه ميسر است و از اين شب شروع ميشود.

در اين شب حمادبن عثمان  بر حضرت صادق ع  وارد شد. حضرت سئوال كرد كه غسل كرده اى . عرض ‍ كرد بلى . پس حضرت حصيرى طلبيد و حماد را نزديك خويش خواند و مشغول نماز گرديد و پيوسته آنحضرت نماز خواند و حماد نيز خود را بآنحضرت چسبانيده بوده و نماز ميخواند تا از نمازهاى خود فارغ شدند. پس آنحضرت دعا كرد و جماد آمين گفت تا صبح طلوع كرد. آنجناب اذان و اقامه گفت و بعض غلمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اول حمد و انا انزلناه  و در دوم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تقديس و مسلمات شد. پس سر به سجده نهاد و بمقدار يك ساعت بجز چيزى از آنجناب شنيده نشد. پس از آن ، اين دعا را خواند:


"لا اله انت مقلب القلوب و الابصار "

 شب  22 :

 
نمازش هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه خواهد و غسل و دعاهاى اين شب را بعمل آورد.

 

شب23 :

از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مستفاد ميشود ك شب قدر همين شب است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدر ميگردد. و از براى اين شب غير از اعماليكه با دو شب سابق مشترك است چند عمل ديگر است  :

 1- خواندن سوره عنكبوت  و روم  كه حضرت صادق (ع ) قسم ياد فرمود كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است .


2- خواندن سوره حم دخان  .


3- خواندن انا انزلناه  .

نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه ميسر شود علامه مجلسى  فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخوانند و دعاهاى صحيفه كامله را بخوانند، خصوصا دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و بعبادت و تلاوت و دعا بسر آورد. زيرا كه در احاديث معتبر، وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است انتهى .

         

                

************************

 

در این شبهای قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :

 

1-       دو رکعت نماز برای سلامتی آقا  امام زمان (عج)

2-       دو رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر " اللهم اغفرلی لجمیع المومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات"

3-       دو رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل 

4-       دو رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد ازحمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم  بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید . 

5-       خواندن سوره دخان و قدر

 

امیدوارم مفید واقع شده باشد..... من گنهکارم دعا بفرمایید .

   *****************************************************************

دستورات خاص  برای شب های قدربرای آدم های خاص:

1- خواندن سوره یاسین ، بدین گونه که بعد از پایان هر کلمه "مبین" در سوره یاسین 3 بار نادعلی خوانده شود .

2- تفکر در مورد امامت و ولایت امیرالمومنین علی (ع)

3- خواندن 1000بار سوره قدر 


دو نکته خیلی مهم جهت یادآوری :

1-     نماز برای سلامتی آقا امام زمان(عج)

سفارش گردیده از خود آقا به شیخ مفید :

به پیروان ما بگو بین نماز ظهر و عصر 2 رکعت برای سلامتی و ظهور ما نماز بخوانند که همانا ما به یاد آنها خواهیم بود .

2-     همه ما انسانها یک خط آغاز و یک خط پایان داریم ، ای  کاش ای کاش ما می دانستیم در کجای خط پایانیم . پس شاید فردایی نباشد .

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در شنبه 26 / 4


ضرب المثل قوش کریمخانی

 

 

 - 

 


 

 

 


ضرب المثل- معنی ضرب المثل - ضرب المثل قوش کریمخانی

عبارت مثلی بالا که بیشتر در جنوب ایران و بین اهل ادب و تاریخ مصطلح است هنگامی مورد استفاده و استناد قرار میگیرد که دستگاهی زحمت و هزینه نگاهداریش زاید بر سود و فایده آن باشد ، و یا شخصی بیش از حد زحمت وافاضه اش توقع حقوق و دستمزد داشته باشد .

 

در این گونه موارد آن موسسه یا آن شخص را به قوش کریمخانی تشبیه و تمثیل می کنند و عطای فایده اش را به لقای توقع و مزاحمتش می بخشند .

اما ریشه تاریخی این ضرب المثل :
به طوری که در کتب تاریخی آمده است شاهان و رجال وبزرگان ایران غالبا عاشق شکار بوده اند و برای صید پرندگان وحیوانات وحشی به شکل جرگه یا انفرادی از طرق مختلفه استفاده میکرده اند که از آن جمله پرورش پرندگان شکاری بوده است .

 

این پرندگان شکاری عبارت بودند از قرقی ، قوش ، شاهین ، باز ، سنقر ، چرغ ، الاطوغان یا آق طوغان و حتی کلاغ که آنها را در بازخانه و یا به اصطلاح دیگر قوشخانه برای صید پرندگان و آهو و خرگوش و جز اینها تربیت می کرده اند .

در بازخانه سلاطین ایران گاهی تا هفتصد پرنده شکاری از هر قبیل نگهداری می شد که برای هر یک از این پرندگان مامور ومربی مخصوص گماشته بوده اند .

 

شاردن سیاح معروف فرانسوی در عصر صفویه راجع به بازخانه شاهی می نویسد :” در این موسسات دفتری وجود دارد که مخصوص ثبت و ضبط مرغانی است که به شاهنشاه تقدیم می دارند و یا اعلیحضرت اعطاء می فرمایند . در این دفاتر اسامی اشخاص و تاریخ و خصوصیات پرندگان شکاری درج می شود . صید با مرغان شکاری در ایران خرج سنگینی دارد چون طیور صیاد فقط از گوشت تغذیه می کنند و لاغیر، و برای بعضیشان ناگزیرند که در تمام مدت روز منحصرا مرغ خانگی بدهند .”

 

روزی برای کریمخان زند سر دودمان سلسله زندیه که مطلقا اهل این گونه تجملات پر خرج نبوده است قوشی به عنوان تحفه آورده بودند که بسیار قشنگ و زیبا بود .

 

کریمخان از بازیار پرسید :” خوراک این قوش چیست وچگونه باید از این حیوان پذیرایی کرد ؟” بازیار جواب داد :” اینقوش شب و روزی دو وعده غذا می خورد و هر وعده باید گوشت یک مرغ بزرگ یا دو کبوتر به او داد. در فاصله دووعده غذا اگر مقداری از تنقلات نیز به اوداده شود در فربهی و سلامتی بی اثر نخوهد بود! محل سکونت این نوعقوشها باید قفس بالنسبه بزرگ و بسیار زیبا باشد و روزی یک بار او را شستشو دهند تا گرد و غباری که بر سرو رویش نشسته است زایل و زدوده گردد !”

 

کریمخان زند مجددا پرسید :” بگویید ببینم این حیوان زبان بسته در ازای این همه تیمارداری و پرستاری چه فایده ای دارد ؟” جواب دادند :” هرگاه وکیل الرعایا قصد شکار کند و تصادفا کبک یا کبوتری را از دور ببیند قوش را رها میکند و این حیوان احتمال دارد یکی ازآن پرندگان را صید کند و به حضور سلطان بیاورد . همچنین اگر آهویی ازجرگه شکار و تیررس سلطان فرار کند هنر قوش این است که خود را به آهو برساند ودر مقابل دیدگانش آن قدر پرپر می زند تا حضرت وکیل الرعایا به آهونزدیک شوند و آن را هدف قرار دهند !”

 

سرسلسله دودمان زندیه که تاکنون سراپا گوش بود و دیده از حیوان تقدیمی بر نمی داشت با تبسمی که حاکی از کمال صفا و وطن خواهی و رعایت اقتصاد و صرفه جویی در دستگاه سلطنت بود به آورندگان قوش گفت :” با این ترتیب به حساب شما من باید روزی چهار کبوتر ومقداری تنقلات برای تغذیه این حیوان تدارک کنم و یک نفر مربی نیز برای تیمار داشت و پرستاریش استخدام نمایم ؟”

حضار مجلس همگی به علامت تصدیق سر فرود آوردند .

 

کریمخان زند پکی به قلیان زد و به لهجه لری گفت :
” ولش کنید سی خوش بیره ، سی خوش بره .( یعنی رهایش کنید تا خودش بگیرد وخودش بخورد ) در دربار من ستون خرجی برای اینگونه تفریحات و تجملات بی فایده وجود ندارد 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 23 / 4


در خواب ناز بودم شبي

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در چهار شنبه 23 / 4


یامهدی ادرکنی(عح)

 


«بسم الله الرحمن الرحیم» هان ای رهروان راه حقیقت و منتظران منجی موعود! بشارت باد بر شما كه لحظه قيام حضرت قائم (ع) نزدیک است. طليعه صبح ظهور تابيدن گرفته و ديگر
 
چيزی به برآمدن آفتاب حضور نمانده است. او با پرچم «اَلبَیعتُ ِلله» به پشت درب خانه هاتان رسيده است. اكنون كه غیب جمال سرمدی و حسن یوسف زهرا به خوبی عيان شد و رايحه گل
 
نرگس و عطر گل محمدی در سراسر عالم به مشام رسيده است، درب دلهاتان را برايش بگشاييد و عاشقانه با او عهد ببنديد؛ شاید که شما نيز از اصحاب مهدی باشید. امروز را دريابيد كه
 
شايد فردا قضای آن را نپذيرند ...
>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در سه شنبه 22 / 4


دعای مجیر

 یکی از دعاهایی که در ایام البیض ماه مبارک رمضان وارد شده است دعای مجیر است. این دعا، دعائی است رفیع الشأن مروىّ از حضرت رسول‏ صلى الله علیه وآله جبرئیل براى آن حضرت آورد در وقتى که در مقام ابراهیم ‏علیه السلام مشغول به نماز بود و کفعمى در بلد الأمین و مصباح این دعا را ذکر کرده و در حاشیه آن اشاره به فضیلت آن نموده.  از جمله فرموده:

 
هر که این دعا را در ایّام البیض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزیده شود اگر چه بعدد دانه‏هاى باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد و براى شفاء مریض و قضاء دین و غنا و توانگرى و رفع غم خواندن آن نافع است.
 
فرازهای آغازین این دعا در ادامه می آید. برای دریافت کامل آن به مفاتیح الجنان مراجعه نمایید:
 
 
 
سُبْحانَکَ یا اَللَّهُ، تَعالَیْتَ یا رَحْمنُ، اَجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ‏ 
 
منزهى اى خدا برترى تو اى بخشنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى‏ 
 
یا رَحیمُ، تَعالَیْتَ یا کَریمُ، اَجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، 
 
اى مهربان برترى تو اى کریم پناه ده ما را از آتش اى پناه ده 
>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 21 / 4


اصلاحاتي كه به اصلاحات نياز دارد

 

اصلاحاتي كه به اصلاحات نياز دارد
 
 
 
به گزارش فرهنگ نیوز ، اين روزها تحركاتي از سوي اصلاح‌طلبان ديده مي‌شود كه حكايت از مش و روشي تازه در اصول اين گروه دارد و به نظر مي‌رسد كه اين گروه علاوه بر حركت از پل اعتدال تلاش دارد تا از راهي تازه براي ورود به صحنه‌هاي سياسي بهره جويد. 

نگاهي به سخنان سيد‌محمد خاتمي در ديدار با اعضاي كانون زندانيان سياسي قبل از انقلاب حكم تاييدي قابل تامل بر اين ادعاست. 

وي كه از سوی اصلاح‌طلبان به‌عنوان رهبر این جریان شناخته می‌شود در این دیدار با اعلام اینکه «قصد بازگشت به قدرت را ندارد» گفته است: «نه قصد داشتم و نه دارم و نه زمینه‌اش فراهم است که به قدرت بازگردم. ما نسلی هستیم که نباید دیگر به قدرت بازگردیم اما دوست داریم ارزش‌ها و معیارها حفظ شود و شخصیت‌هایی که نسبت به آرمان‌ها و سرنوشت ایران دغدغه بیشتری دارند روی کار بیایند و برای این موضوع تلاش می‌کنیم.» 

اين سخنان خاتمي نه تنها موجب رفع دغدغه‌هاي برخي از منتقدان وي شد بلكه اميدي تازه در دل اصلاح‌طلبا ن روشن كرد و اين امر جاي تعجب ندارد. در حال حاضر اصلاح‌طلبان از روشي تازه براي حضور در عرصه سياست استفاده مي‌كنند و نقشه‌پردازي جدي‌تري در نظر دارند و به نظر مي‌رسد كه خاتمي در اين عرصه نقش جاده‌ صاف‌كن را بازي مي‌كند. 

نگاهي به چند ماه اخير نشان مي‌دهد كه گرچه در حال حاضر اصولگرايان هنوز به اختلافات پيشين خود پايان نداده‌اند، اما تحركات اصلاح‌طلبان براي انتخابات مجلس دهم خزنده و ممتد است و آنها به دنبال فتح سنگر به سنگر گود قدرت هستند تا از اين نردبان پله به پله بالاتر رفته و به ترقي مجدداً دست يابند. 

بنابراين تئوريسن‌‌هاي اين گروه به فكر افتاده و از محمدرضا عارف و ناطق‌نوری به عنوان گزینه‌های مد‌نظر برای سرلیستی انتخابات مجلس نام بردند. 

با اين حال آنها با مشكل اساسی سرلیستی انتخابات مواجه شدند. 

از یک‌سو ناطق‌نوری پاسخ درست و درمانی در زمینه حضور یا عدم حضور در انتخابات مجلس به این جریان نداد و از سوی دیگر اصلاح‌طلبان در‌خصوص سرلیستی محمد‌رضا عارف بیم و امیدهایی دارند. بنابراين اصلاح‌طلبان به اين فكر افتادند تا برای حضور هرچه موفق‌تر در انتخابات آتی مجلس، از چهره و نام محمد خاتمی در انتخابات آتی بهره‌مند شوند و او در حقيقت جاده صاف‌كن انتخابات براي آنها باشد و راه را براي ورود نامزدهاي غير‌مطرح انتخابات باز كند. 

پروژه چرخش نخبگان 
در اين ميان نبايد فراموش كرد اگرچه در زمان دولت نهم و دهم انتقادهای گاه و بیگاه خاتمي از کارنامه دولت احمدی‌نژاد و فضای سیاسی کشور، بر پايگاه اجتماعي خاتمي افزود اما وقايع فتنه ۸۸ (مخصوصا با ایفای نقش رهبر این جریان به عنوان یکی از حامیان اصلی فتنه۸۸)، موجب شد تا نگاه به خاتمي در افكار عمومي تغيير يافته و پشتوانه اجتماعي خود را براي بازگشت به قدرت از دست بدهد بنابراين اينكه وي ترجيح مي‌دهد تا رویه خود را تغییر نداده، در نهایت؛ عزم خویش را برای پرهیز از ورود به میدان رقابت را به اطلاع افکار عمومی برساند عجيب نيست. 

اما اين امر به معناي پايان كار اصلاحات نيست. در حال حاضر اصلاح‌طلبان قصد خروج از قدرت را ندارند بلكه فرایند جديدي را براي استحاله خود آغاز كرده‌اند و اين سياستي است كه طرفداران آنها تحت عنوان چرخش نخبگان از آن ياد مي‌كنند. 

حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامي در اين‌باره به سياست روز مي‌گويد: آنچه مي‌توان از اين اظهارات استنباط كرد اين است كه اصلاح‌طلبان ديگر نمي‌توانند روي چهره‌هاي نسل اول خود حساب باز كنند. داشتن پرونده ارتباط با فتنه و محكوميت چهره‌هاي سياسي نسل اول آنها باعث مي‌شود كه نسل اول اين گروه از رده خارج شده و نتوانند در عرصه سياست گام بردارند. 

سعید نورمحمدی، عضو ستاد ملی جوانان اصلاح‌طلب و جوانترین عضو شورای مشورتی محمد خاتمی در اين‌باره گفته است: در حال حاضر رویکرد جوانان اصلاح‌طلب سازماندهی، تشکیلات‌سازی و آماده شدن برای انتخابات مجلس آینده است. 

وي با اشاره به اينكه جوانان اصلاح‌طلب در انتخابات آینده مجلس حضور پرقدرت خواهند داشت افزود: معتقدیم که انتخابات آینده مجلس باید انتخابات نسل دوم جریان اصلاحات باشد. 

اما علاوه بر این روش، به نظر مي‌رسد كه خاتمی با اعلام این وضعیت در حقیقت قصد دیگری نیز داشته است که آن همان متفرق کردن اذهان عمومی از فعالیت‌های جریان مطبوع خود است تا بدین ‌وسیله هم از بار انتقادات نسبت به جریان اصلاحات کاسته شود و هم بتوانند بدون دردسر به فعالیت‌های پیشین خود بپردازند. 

ايجاد اتاق فكر 
اصلاح‌طلبان اينگونه عنوان مي‌كنند كه اگر چه خاتمي از پذیرش مناصب و مسئولیت‌های اجرایی و نامزدی در انتخابات؛ امتناع مي‌كند اما به عنوان پرچمدار اصلاح‌طلبی، در صحنه باقی مي‌ماند و نقش خود را در تحولات سیاسی ایران ايفا مي‌كند. در عين حال قرارگرفتن در چنین جایگاهی؛ بر اعتبار سیاسی او مي‌افزايد زيرا نشان مي‌دهد او تمايلي به كسب قدرت ندارد. 

با اين وجود به نظر مي‌رسد فراي اين تصوير مردمي برنامه‌اي وسيع‌تر نهفته است و آن تشكيل اتاق فكر اصلاح‌طلبان است به اين ترتيب كه اصلاح‌طلبان چهره‌هاي خارج از رده خود را به اتاق فكر وارد مي‌كنند تا نماد اعتدال در عرصه سياسي عنوان شوند. 

در اين صورت اصلاح‌طلبان با آگاهی از عدم وجود بدنه اجتماعی قدرتمند و فعال به استراتژی آرامش فعال پرداخته و به ‌تدریج بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان را برای یک حرکت توده‌ای آماده مي‌كنند. 

سخنان صریح سید‌محمد خاتمی در‌خصوص عدم خواست و وجود شرایط برای بازگشت وی به قدرت، (هرچند پیش ‌از این نیز این موضوع بارها توسط خاتمی و دیگر سران اصلاح‌طلب به ‌انحاء مختلف بیان‌ شده بود) نشان مي‌دهد كه جريان اصلاح‌طلب تمایلی برای بازگشت به قدرت به‌صورت مستقیم ندارد و بیشتر در‌پی فعالیت در قالب مؤسسات مختلف با هویت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است تا به تدريج راهگشايي كند. 

ترقي در اين‌باره گفت: قرار گرفتن چهره‌هاي نسل اول اصلاح‌طلبان در اتاق فكر موجب مي‌شود تا اين گروه بتواند عملكرد افراطيون خود را نفي كرده و علاوه بر گذشتن از پل اعتدال دولت راه ديگري را براي رسيدن تا فرصت انتخابات برگزيند و بتواند با تخريب اصولگرايان و نقد روحاني زمينه را براي حضور خود ايجاد كند. 

حل اختلافات با كارگزاران 
در اين مسير آنچه كه روشن است حل اختلاف اين گروه با كارگزاران است تا با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي كارگزاران به اهداف خود دست يابد. 

ترقي با تاييد اين نكته گفت: اصلاح‌طلبان تلاش مي‌كنند تا به مرور زمان اختلافاتشان را با كارگزاران حل كنند چرا كه چهره‌هاي كارگزاران ابزار مناسبي براي بازگشت آنها به قدرت بشمار مي‌روند و سوابق فتنه را نيز ندارند و در عين حال از پشتوانه آقاي هاشمي نيز برخوردار هستن

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 21 / 4


میلاد کریم اهل بیت

 شعر ولادت امام حسن (ع)

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 21 / 4


آژیرهای تربیتی مخصوص والدین

 

 

 

والدین در تربیت فرزندان دچار یکسری اشتباهات رایج می شوند، آگاهی از این اشتباهات منجر میشود تا از انجام دادن آنها اجتناب کنند و فضای مناسب تربیتی را برای فرزند خود فراهم آورند.

 

تربیت و فرزند پروری یکی از دشوارترین وظایف والدین است. گاهی والدین در تربیت فرزندان دچار یکسری اشتباهات رایج می شوند. در صورتی که این اشتباهات زیاد تکرار شود موجب مشکلات رفتاری و هیجانی در کودک می شود. آگاهی از این اشتباهات موجب می شود تا از آنها اجتناب کنید.

 

اشتباهات رایج در تربیت فرزندان

1- والدین رفتار خوب فرزند را تشویق نکنند.

 

2- والدین رفتار خوب فرزند را تنبیه کنند.

 

3- والدین رفتار بد فرزند را تشویق کنند.

 

4- والدین رفتار نامطلوب را تنبیه نکنند.

 

1- والدین رفتار خوب فرزند را تشویق نکنند: زمانیکه والدین به رفتار خوب کودک پاداش نمی دهند، یعنی در تحسین کردن رفتار خوب فرزند حساسیت به خرج نمی دهند و رفتارهای خوب آنها را نادیده می گیرند. دچار این اشتباه می شوند البته منظور تشویق مداوم هر گونه کارهای آنها نیست. بلکه توجه به رفتارهای خوب جدید آنها و توجه گاه گاهی شما به رفتارهای مناسب همیشگی آنهاست.

 

2 - والدین رفتار خوب فرزند را تنبیه کنند: گاهی والدین خسته و بی حوصله هستند و با بی توجهی رفتار خوب فرزند خود را نادیده می گیرند، اینکار انگیزه فرزند، شما را از بین می برد. حتماً رفتاری که دوست دارید تکرار شود، تشویق کنید.

 

3- والدین رفتار بد فرزند را تشویق کنند: گاهی فرزندتان با بدرفتاری ممکن است، امتیازی از شما بگیرید. یعنی با ناله و گریه آنچه را می خواهد، می تواند بدست آورد. این خطای والدین رایجترین عملی است که رفتار بد فرزند شما را تداوم می بخشد. وقتی رفتار اشتباه را تشویق می کنید، باعث ایجاد مشکلاتی برای خودتان و فرزندتان می شوید به این معنی که این رفتار در آینده بیشتر تکرار می شود. بعنوان مثال، کودک با ناله می خواهد دیرتر بخوابد. البته گاهی دیرتر خوابیدن ممکن است به مشکلات خواب، ترس کودکان، بدعادت کردن و عوامل دیگری باشد که باید مورد بررسی قرار گیرد.

 

4 - والدین رفتار نامطلوب را تنبیه نکنند: تنبیه نکردن رفتارهای بد آنان ممکن است، موجب تکرار بیشتر آن شود. البته منظور از تنبیه، رفتارهای خشن نیست. بلکه تنبیه باید متناسب با رفتار باشد و هدف از آن، اصلاح رفتار و آگاهی بیشتر کودک نسبت به رفتار خود است.

 

علاوه بر رعایت نکته بالا روشهای دیگری وجود دارد تا شما، در امر تربیت فرزند خود موفق تر باشید:

در هنگام بیان دستورالعمل و خواسته های خود از فرزندتان، سعی کنید دستورالعمل ها را مودبانه و در عین حال قاطع بیان کنید. بیان خواسته و دستورالعمل های متعدد با یکدیگر مناسب نیست. اگر به کودک دستوالعمل های روشن و قاطع بدهید، بهتر با شما همراهی می کند.

 

همچنین سعی کنید الگوی مناسبی از خودتان برای آنان ارائه دهید تا تاثیر بهتری بر روی فرزند خود داشته باشید. هنگام صحبت و گفتگو با آنها، جملات منفی را کاهش دهید، بهتر است جملات مثبت و سازنده بیشتر باشد. در بیان انتظارات، سن فرزندتان را در نظر بگیرید.

 

در نهایت با تلاش، کسب آگاهی و زمان گذاشتن، از بودن با فرزندتان لذت بیشتری ببرید و فضای شاد، آرام و توام با خوشبختی را برای خود و خانواده تان همواره سازید.

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 21 / 4


عکس های ماندگار

حاج اقا سالاری-جاوریان-حاج اقای موسوی- حاج ارمیده

سید رمضان پرویزی - شکرعلی ارمیده

سید علی میرسالاری - سید امیرحسین میرسالاری - سید کاظم مطلوبی میرسالاری

زیارت حرم حضرت امام خمینی(ره)

زیارت حرم حضر ت معصومه (س)

 حاج سید عبدالرضاموسوی 

ازراست :سید کاظم مطلوبی میرسالاری2دکتر زمانیان استاد دانشگاه امیرکبیر 3دکتر سید احمد موسوی میرسالاری مدیر امور بین الملل دانشگاه امیرکبیرتهران

سید مظفر جهان ارا-حاج سید باقر اوری

سید علی جان سالاری-صحنعلی وطن دوست-مرتضی اسینه- سید علی فتح جریده

 

 حاج اسفندیار صلاحی -سید خیرالله عظیمی -جهان نژاد- محمد محمدی

 

 حاج اقای سالاری- غیب الله جاوریان- حاج اقای موسوی - حاج یوسفعلی ارمیده

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 21 / 4


امام علی ع چگونه بود

 



 

وقتی در زمان ابوبکر، ابوسفیان به او پیشنهاد اقدام مسلحانه برای بدست گرفتن قدرت را داد، محکم رد کرد.

وقتی شورشیان، خانه عثمان را محاصره کردند و آب را بروی اهل خانه بستند، پسرانش را به محافظت از خانه گماشت و به اهل آن آب رساند.

وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بیسابقه از او خواستند که حاکم شود گفت “مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید، من هم کمکش میکنم”.

اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت “به خانه روید و مطیع باشید”. گفت “در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد به حق کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگهم دارد”.

سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را برسرش خراب کرد، نه در خانه حبسش کرد و نه حتی علیهش سخن گفت
طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!”؛ اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در خانه حبسشان کرد، و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید.

شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند و از جنگ منصرفش کرد.
سلاحش “کلمه” بود. “غلام آن کلماتم که آتش انگیزد”.

روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”
(خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم”
آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.

بعد از جنگ، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت “کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم!”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.

سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند. با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.

کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت “برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.

نگذاشت در جنگ صفین، یارانش جواب شعارهای زشت یاران معاویه را بدهند. گفت “من بدم می آید که شما زشت گویی کنید، بهتر آنست که از کارهایشان بگویید و حال و روزشان را یاد کنید و به خدا بگویید خدایا خونهای ما و آنها را حفظ کن!”.

“غلام آن کلماتم که آتش انگیزد”. ادب را ببین، مسالمت در عین مقاومت را ببین. صلح اندیشی اینست، نه آنکه از طرف مردم از خونهای بچه هایشان اعلام گذشت کنیم و بسوی طاغوت دست دوستی دراز کنیم.

در میانه صفین، درست سر بزنگاه و آنجا که بقول مالک اشتر “فقط چند قدم و ضربت شمشیر تا خیمه معاویه مانده بود”، مردم نامردمش دست از جنگ کشیدند، جز سلاح “کلمه” سلاح دیگری بر این نافرمانان نکشید. حتی اختیار جنگش دست مردم بود. به جای مردم تصمیم نمی گرفت و نظر برحق خودش را به مردم تحمیل نمی کرد. وقتی قرار بر مذاکره و حکمیت شد، او خواست که مالک اشتر یا ابن عباس را بفرستد، مردمش مخالفت کردند و ابوموسی اشعری را فرستادند، و او باز رای برحق خودش را به مردمش تحمیل نکرد و در عمل میزان را رای مردم قرار داد و جز سلاح “کلمه” به کار نگرفت.

خوارج مسلح، در کمال آزادی علیهش تظاهرات میکردند، نه گفت از من اجازه بگیرید، نه سرکوبشان کرد.

خوارج مسلح، در کمال امنیت در مسجد خدا، وسط نماز جماعت، با صدای بلند برضد او شعار می دادند و او خطاب به خود این آیه را می خواند “فاصبر، ان وعد الله حق”. همین! نه شکنجه، نه تجاوز، نه اعدام.

میگفت “نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ”.

وقتی شنید در مرز کشور تحت حکومتش، مهاجمان خارجی به خانه مردم ریخته اند و غارتگری کرده اند، نگفت “سیاه نمایی نکنید”. خودش اپوزیسیون خودش شد و خبر را به مردم گفت و گفت “مرد مسلمان باید از غم این حادثه بمیرد”!

بارها خودش مردم را به نظارت بر خودش دعوت کرد و انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست! مرحوم مطهری با ذکر شواهدی از گفتار و رفتارش، تلویحا او را “لیبرال” خواند! آنجا که در کتاب “آینده انقلاب” گفت “تعلیمات لیبرالیستی در متن تعالیم اسلام هست”.

مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت. خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع”؛ یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد.

به منصوبانش میگفت “مبادا مانند گرگ درنده به جان مردم بیفتید و خوردنشان را غنیمت شمرید”.

هیچگاه در خانه مردم را نشکست و حرمت حریم خصوصیشان را، حتی آنجا که دانست بساط فحشا پهن است، نقض نکرد.

به قاضی چنان امنیت و استقلالی داده بود که علیه خودش حکم کرد!

به از کارافتاده ها مقرری داد.

در سفری، وقتی که مردم دنبال مرکبش دویدند، ذوق نکرد، برعکس برسرشان فریاد زد! چرا مانند شاهان از او استقبال می کنند! مردم را خوار نمی خواست.

صورتش را نزدیک آتش می برد و می گفت “بچش علی، این سزای حاکمیست که مردمش را فراموش کند”.

خدمات دولتهای قبل را ستود، بویژه برای عُمر سنگ تمام گذاشت، نگفت آنها دزد و فاسد و خائن بودند و حق مرا خوردند!

به معاویه نگفت “خدا حق حکومت را به من داده”. گفت “مردم مرا خواسته اند”.

بر حاکمان واجب کرد که تا ریشه فقر را نکنده اند همسطح فقیرترین مردم زنگی کنند.

در بستر مرگ گفت “مبادا در خون مردم بیفتید و بگویید وای علی کشته شد”.




علی اینچنین بود
>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 14 / 4


تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه سیاسی سم مهلک برای حرکت علمی کشور است

 

تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه سیاسی سم مهلک برای حرکت علمی کشور است
صدها نفر از استادان دانشگاه‌ها عصر امروز در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی به هم‌اندیشی و تبادل نظر در زمینه‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.

 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در ابتدای این نشست که بیش از ۲ ساعت به طول کشید، ۷ نفر از استادان دانشگاه‌ها، دیدگاه‌های مختلف خود را بیان کردند. سپس حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اهمیت «تداوم جدی، پر شتاب و همه جانبه‌ی نهضت علمی» بعنوان عامل اصلی شکل دهنده سرنوشت آینده ایران و جهان اسلام، افزودند: تحقق این هدف مهم، نیازمند فعالیت و مدیریت جهادی کسانی است که عاشق پیشرفت میهن و ملت هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدار با اساتید دانشگاه‌ها را یکی از شیرین‌ترین جلسات خواندند که هدف اصلی آن احترام و تکریم نمادین «دانشمندان و مجموعه زبدگان و نخبگان علمی و فکری کشور» است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطالبی را که برخی از اساتید دانشگاه‌ها در این دیدار بیان کردند، مفید و بسیار خوب دانستند و گفتند: انشاءالله از مجموع این مطالب، در برنامه‌ریزی‌ها و تبادل نظر با مسئولین استفاده خواهد شد و باید تأثیرگذاری این مطالب دیده شود.
ایشان بعد از این مقدمه چند نکته مهم را درخصوص حرکت علمی کشور بیان کردند. لزوم کُند و متوقف نشدن علمی کشور و ادامه آن با حرکتی پرشتاب‌تر و مضاعف، اولین نکته‌ای بود که رهبر انقلاب اسلامی مطرح کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: حرکت علمی کشور موضوعی اساسی برای آینده کشور و جامعه و حتی برای دنیای اسلام است.
ایشان افزودند: پس از سال‌ها تأکید بر اهمیت کار علمی، اکنون حرکت علمی کشور به موفقیت‌های بزرگی دست یافته و در بُعد جهانی نیز شناخته شده است و در واقع می‌توان گفت از نهضت علمی جمهوری اسلامی ایران، در دنیا، رونمایی شده است.
رهبر انقلاب اسلامی به یک دغدغه مهم درخصوص پیشرفت‌های علمی کشور اشاره کردند و گفتند: مهمترین نگرانی این است که نهضت علمی کشور که پس از سال‌ها زحمت و مجاهدت و حرکت در مسیری سخت، به نیمه راه رسیده است، دچار وقفه یا توقف شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: هرگونه توقف در این مسیر و یا کُند شدن شتاب موتور علمی کشور، با عقب‌گرد همراه خواهد بود.
ایشان افزودند: اگر این نهضت و حرکت علمی متوقف شود، بازگرداندن آن، بسیار مشکل خواهد بود بنابراین همه باید با تمام توان، به پیشرفت علمی کشور کمک کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، متوقف شدن حرکت علمی کشور را یکی از نقشه‌های اصلی جبهه دشمنان نظام اسلامی دانستند و درخصوص استفاده مکرر از کلمه «دشمن» گفتند: برخی درخصوص استفاده از کلمه «دشمن» و تکرار آن، حساسیت دارند در حالیکه در قرآن کریم نیز بارها کلمه های شیطان و ابلیس تکرار شده که پیام آن، غافل نشدن از شیطان و دشمن است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: تکیه بر موضوع دشمن به معنای توجه نکردن به مشکلات و عیوب داخلی نیست اما غفلت از دشمن بیرونی، خطای راهبردی عظیمی است که ما را دچار خسارت می‌کند.
ایشان خاطرنشان کردند: مقابله با نقشه و چالش خصمانه دشمن، نیازمند حرکت و مدیریت جهادی در عرصه علمی و مقابله صحیح و هوشمندانه مسئولان و اساتید دانشگاه‌ها با آن است.
رهبر انقلاب اسلامی مسئولان وزارت علوم و دانشگاه‌ها و اساتید را به مراقبت جدی برای ادامه پرشتاب حرکت علمی کشور توصیه مؤکد کردند و افزودند: متأسفانه ما در دوران‌هایی، نمونه‌های نامطلوبی را در دانشگاه‌ها داشتیم که جوانان نخبه را به ترک کشور تشویق می‌کردند و یا در سال‌هایی، افرادی در داخل وزارت علوم، در مقابل حرکت علمی مانع‌تراشی می‌کردند، این موارد به هیچ وجه نباید تکرار شوند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: دانشگاه نباید در اختیار کسانی قرار گیرد که پیشرفت علمی کشور را به هیچ می‌انگارند بلکه باید در اختیار کسانی باشد که عاشق پیشرفت علمی ایران هستند و اهمیت آن را برای سرنوشت کشور و ملت درک می کنند.
رهبر انقلاب از زاویه کوتاه و میان‌مدت نیز، پیشرفت علمی کشور را دارای فواید گرانقدر از جمله بی‌اثر کردن تحریم‌ها خواندند و خاطرنشان کردند: دشمن می‌خواهد با ابزار تحریم بر روی آبروی ملی ایرانیان فشار بیاورد و ملت را تحقیر کند که استمرار «نهضت و پیشرفت علمی»، این ابزار را هم بی‌اثر خواهد کرد.
ایشان توجه مسئولان به شرکت‌های دانش‌بنیان را از عوامل مؤثر در پیوند «علم و صنعت و کشاورزی» خواندند و افزودند: شرکت‌هایی که با استانداردها و شاخصه های لازم، حقیقتاً دانش بنیان هستند می‌توانند در تداوم نهضت علمی، نقش مهمی ایفا کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به برخی افراد تریبون‌دار که در اصل مسئله پیشرفت علمی ایران، اظهار تردید می‌کنند افزودند: این صحبت‌ها از روی بی‌اطلاعی است و باید برای اینگونه افراد در بخش‌های مختلف، تور علمی گذاشت تا پیشرفتهای تحسین برانگیز پزشکی، هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادین و دیگر عرصه‌ها را درک کنند و از سر بی‌اطلاعی سخن نگویند.
ایشان، تدوین نقشه جامع علمی کشور را، مسئله‌ای راهبردی و مبنای سندهای علمی تنظیم شده برای بخش‌های مختلف کشور برشمردند و افزودند: لازم است سهم دانشگاه‌های مختلف در این نقشه جامع علمی، تعیین شود تا مراکز علمی براساس مزیتها و ظرفیتهای خود، مسئولیتشان را در این سند مهم ایفا کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، انطباق هرچه بیشتر فعالیت‌های علمی با نیازهای کشور را، ضرورتی اساسی خواندند و افزودند: البته مقالات علمی استادان ایرانی که در جهان مرجع علمی می‌شود باعث افتخار و نشانه پیشرفت ایران است اما لازم است مقالات و دیگر فعالیت‌های پژوهشی علمی، ناظر به تأمین نیازهای داخلی باشد تا دانشگاه‌ها سهم خود را در کمک به مدیریت کشور به خوبی ایفا کنند.
نکته مهم دیگری که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با استادان دانشگاه‌ها بیان کردند، تأثیرگذاری ویژه «سخن، رفتار و منش استادان» بر دانشجویان بود.
ایشان خاطرنشان کردند: تفوق علمی استاد، برای او جایگاه ویژه‌ای در ذهن و شخصیت دانشجو به وجود می آورد که لازم است از این جایگاه تأثیرگذار برای پرورش جوانانی «خوش روحیه، امیدوار، خوش‌بین، شجاع، آینده‌نگر، دارای ایمان و اعتماد به نفس، معتقد به مبانی نظام، برخوردار از روحیه خدمت و پایبند به تعلقات معنوی و میهنی» استفاده کرد.
رهبر انقلاب در نگاهی نقادانه به جریانی که مرعوب و مغلوب فرهنگ غربی است افزودند: این جریان هرچه را ملی، خودی و میهنی است مستقیم یا غیرمستقیم مایه تحقیر و استهزا قرار می‌دهد و موجبات دلزدگی و یأس دانشجویان را فراهم می کند که این کار، بسیار غلطی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین دروس معارف دانشگاه‌ها را فرصتی بسیار ارزشمند خواندند و خاطرنشان کردند: اگر استادان معارف با هوشمندی، تکیه بر معلومات عمیق و به روز شده، با دانشجو مواجه شوند بیشترین سود را به کشور و جامعه می‌رساند که نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها، باید به این مسئله دقت و برای آن برنامه‌ریزی کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحول بنیادین در علوم انسانی را نیازی حقیقی خواندند اما افزودند: معنای تحول در علوم انسانی، بی‌نیازی از کارهای علمی و تحقیقاتی غربی‌ها نیست.
ایشان در بیان علت لزوم تحول در علوم انسانی گفتند: مبنای علوم انسانی در غرب، مادی و غیرالهی است در حالیکه علوم انسانی هنگامی به حال فرد و جامعه مفید خواهد بود که براساس جهان‌بینی الهی و اسلامی استوار باشد که باید در این زمینه با سرعت مناسب و بدون کندی یا شتاب‌زدگی تلاش کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان، بار دیگر نکته‌ای بسیار مهم را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: مسئولان ذیربط و مدیران دانشگاه‌ها باید با جدیت از تبدیل مراکز علمی به محل جولان و فعالیت‌های جریان‌های سیاسی جلوگیری کنند.
ایشان تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه‌های سیاسی را سهم مهلک حرکت علمی کشور خواندند و خاطرنشان کردند: متأسفانه در دوره‌ای شاهد این پدیده زیان‌بار بودیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأیید و دفاع از نگرش، فهم و مشرب سیاسی در میان دانشجویان تأکید کردند: این مسئله با تبدیل مراکز علمی به جولانگاه جریان‌های سیاسی تفاوت دارد.
ایشان خاطرنشان کردند: آرامش دانشگاه‌ها، زمینه‌ساز و شتاب بخش حرکت علمی کشور است و اگر خدای نکرده این آرامش ضربه بخورد، حرکت علمی متوقف می‌شود و ایران به عقب باز می‌گردد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فضای صفا و معنویت و صدق و اخلاص ماه مبارک رمضان، همگان را به بهره‌گیری حداکثری از این ماه پربرکت و تقویت ارتباط با خداوند و گسترش فضای خوش بینی و اعتماد و محبت و خیرخواهی در روابط اجتماعی توجه کردند.
در ابتدای این دیدار ۷ نفر از استادان رشته های مختلف دانشگاه‌ها، دیدگاه‌های خود را بیان کردند.
دکتر سید احمدرضا خضری – استاد تمام دانشگاه تهران در رشته الهیات و تاریخ تمدن
دکتر عباس علی آبادی – عضو هیأت علمی دانشگاه‌های تهران، اصفهان و مالک اشتر در رشته مهندسی مکانیک
دکتر ابراهیم پور جم – دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس
دکتر شهلا باقری – دانشیار رشته جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
دکتر سیدمهدی رضایت – استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران رشته فارماکولوژی پزشکی
دکتر محمد باقرخرمشاد – دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی رشته علوم سیاسی
دکتر شهرام علمداری – دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، فوق تخصص غدد و متابولیسم در سخنان خود، این محورها را مورد بحث و بررسی قرار دادند.
-     «اقتصاد مقاومتی»، تنها راه استمرار و افزایش پیشرفت کشور در همه شرایط
-    ضرورت شناخت قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و نقاط ضعف و قوت در موضوع اقتصاد مقاومتی
-    ادامه پرشتاب نهضت علمی و تقویت روحیه خودباوری
-    توسعه کیفی آموزش عالی به ویژه در دوره‌های کارشناسی
-    توجه عینی و برنامه‌ریزی شده به ارتباط دانشگاه و صنعت
-    زمینه‌ها و عوامل بازآفرینی تمدن اسلامی، ایرانی
-    تأکید بر جنبش نرم‌افزاری به عنوان موتور محرک شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی – ایرانی
-    پیشنهاد تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای اصلاح ساختارهای دولتی در بخش کشاورزی
-    برنامه ریزی برای مدیریت بازار محصولات کشاورزی به نفع تولید کنندگان
-    اصلاح الگوی تغذیه و توجه به سیاست‌های تبلیغی متناسب با این الگوها
-    ضرورت حساسیت ویژه مسئولان وزارت علوم به حفظ آرامش مراکز آموزش عالی و پرهیز از استفاده از عناصر حاشیه‌ساز
-    ضرورت توجه به نقش اصیل فرهنگ در تحلیل‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی
-    طراحی رشته‌های جدید برای جریان‌سازی در تولید دانش فرهنگی و گفتمان سازی فرهنگی
-    توجه بیشتر وزارت علوم به مصوبات شورای تحول در علوم انسانی
-    اهمیت نظام سازی فرهنگی
-    انتقاد از فعالیت‌های ناهمگون و متفاوت سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی
-    ضرورت تعمیق و کاربردی شدن پژوهش‌ها
-    پیشرفت‌های تحسین‌برانگیز عرصه نانو، اثبات کننده توانایی ایرانیان در رشته‌های علمی
-    لزوم توسعه حمایت‌ها از همه مراحل زنجیره تولید علم تا محصول
-    لزوم رصد مستمر تحولات پرشتاب منطقه‌ای و جهانی برای واکنش به موقع و هوشمندانه در مقابل این تحولات
-    ضرورت تحرک بیشتر دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان اسلام
-    بررسی آسیب‌های بیداری اسلامی و اهمیت «تغذیه فکری و اندیشه‌ای» جریان‌های فعال
-    هوشیاری و مراقبت از جریان تحجر و تکفیر به عنوان عامل تأمین کننده خواست‌های دستگاه سلطه جهانی
-    پیشنهاد توجه ویژه به «مدیریت بحران» و «پدافند غیرعامل» در برنامه ششم توسعه
-    اهمیت تغییر رویکرد نظام آموزشی از دانش محوری به حکمت پروری
-    تبدیل سیاست‌های کلی سلامت به شاخص‌های متعادل، عملی و قابل ارزیابی
-    و اهمیت توجه به شاخص‌های سلامت معنوی در مراحل مختلف تحصیلی

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 14 / 4


ده بیماری که باروزه داری درمان می شوند

 

نتایج پژوهش های علمی بیانگر آن است که حداقل ده بیماری با روزه داری درمان می شود .مطالعه پژوهشگران نشان داده است که روزه گرفتن تاثیر قابل توجهی در کاهش چربی خون بالا، کنترل چاقی، کنترل دیابت نوع ۲، تجزیه چربی ها، سم زدایی بدن، ترمیم بافت ها و سلول ها، کاهش دمای سلول ها، تنظیم ترشح هورمون ها، استراحت دستگاه گوارش و درمان افسردگی دارد.

 *روزه و چربی خون بالا
مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که روزه داری برای افراد مبتلا به چربی خون بالا مفید است؛ روزه داری میزان چربی های نامطلوب (LDL) موجود در خون را کاهش و میزان چربی مفید خون (HDL) را در بدن افزایش می دهد.
*روزه و کنترل چاقی
یکی از نتایج تغییر در رژیم غذایی در زمان روزه داری، ایجاد تناسب اندام برای افراد است که با سوخت بافت چربی و کاهش انرژی دریافتی میسر می شود.
بنابراین به گفته متخصصان تغذیه در صورتی که فرد روزه دار از یک رژیم غذایی مناسب و کم چرب استفاده کند، به دلیل کاهش چربی های بدن حتی ممکن است تا 5 تا 8 کیلوگرم کاهش وزن پیدا کند.
*روزه و کنترل دیابت نوع 2
روزه داری برای مبتلایان به دیابت نوع یک که وابسته به تزریق انسولین هستند، مضر است و ممنوعیت دارد اما در مبتلایان به دیابت نوع 2 (غیروابسته به انسولین) که دارای اضافه وزن بالا نیز هستند و با دریافت منظم دارو قندخون خود را کنترل می کنند، روزه داری نه تنها مضر نیست بلکه فواید زیادی دارد.
*روزه و تجزیه چربی بدن
تحقیقات ثابت کرده است که روزه داری با کاهش 20 تا 30 درصد مصرف مواد غذایی همراه است و نتایجی مانند کم شدن چربی های ذخیره، کم شدن میزان چربی خون و فعال شدن سیستم ایمنی بدن را به دنبال دارد.
با گذشت چند روز از روزه داری کمبود موادغذایی در بدن تشدید می شود و بدن برای جبران این کمبود و تامین انرژی مورد نیاز از منابع درونی خود استفاده می کند که به این حالت خودگوارشی (اتولیز) می گویند.
*روزه و سم زادیی بدن
سم زدایی یا دفع سموم یکی از بهترین فواید روزه داری برای بدن انسان است؛ این فرایند به طور طبیعی از طریق روده ها، کبد، کلیه ها، ریه، برخی غدد و پوست بدن انجام می شود.
با روزه داری این فرایند تسریع می شود چراکه در روزه داری با کاهش چشمگیر ورود مواد غذایی، بدن برای تامین انرژی از ذخایر چربی استفاده می کند و از آنجایی که چربی ها مهمترین عامل تولیدکننده سموم بدن هستند، روزه داری می تواند به دفع سموم بدن کمک شایانی کند.
*روزه و ترمیم بافت ها و سلول های بدن
فرایند ترمیم و رفع التهاب بافت ها و سلول های بدن همزمان با آغاز روزه داری شروع می شود؛ در روزه داری انرژی بدن به جای آن که صرف گوارش مواد غذایی شود، صرف ترمیم بافت ها، التیام زخم ها، بازسازی سلول ها و افزایش توان سیستم ایمنی بدن می شود.
*روزه و کاهش دمای سلول های بدن
با روزه داری به دلیل کاهش سوخت و ساز بدن (متابولیسم) دمای سلول های بدن به ویژه هسته سلول ها کاهش می یابد.
کاهش سوخت و ساز بدن سبب کاهش قندخون می شود. بنابراین کبد برای جبران این کمبود از منابع گلیکوژن ذخیره شده در بدن استفاده می کند که خود عاملی برای جلوگیری از تجمع هیدرات کربن در بدن و تبدیل آن به چربی است و در نهایت سبب کاهش دمای سلول ها می شود.
*روزه و تنظیم ترشح هورمون ها
بسیاری از اختلالات هورمونی با رژیم غذایی مناسب و کاهش وزن تنظیم می شود و از آنجایی که با رعایت یک رژیم غذایی مناسب در طول روزه داری می توان وزن را تا حدودی کاهش داد می توان گفت که روزه داری در تنظیم ترشح هورمون ها بسیار مفید است.
*روزه و استراحت دستگاه گوارش
دهان، مری، معده، کبد، لوزالمعده و روده ها دستگاه گوارش را تشکیل می دهند.
بهترین روش برای استراحت دادن به دستگاه گوارش، روزه داری است؛ به اعتقاد پزشکان، بسیاری از بیماری ها بر اثر عدم هضم و انباشته شدن مواد غذایی در بدن درپی خستگی و کندی دستگاه گوارش بروز می کند، بنابراین روزه داری می تواند به رفع این مشکل کمک کند.
*روزه و افسردگی
برخی محققان از بین بسیاری از درمان های رایج افسردگی، روزه را مفیدترین می دانند؛ روزه علاوه بر پیشگیری از هجوم سلسله افکار منفی به ذهن، ترکیبات شیمیایی مغز را تغییر می دهد و یک تاثیر ضدافسردگی از خود به جا می گذارد.
منبع : نامه نیوز

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 14 / 4


نشانه یک جامعه مرده

 

استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏ کند، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود و این نشانه یک جامعه مرده است ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر
>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در دو شنبه 14 / 4


دعاي يستشير

 

 

 

 

دعاي يستشير

از اميرالمومنين علي (علیه السلام) روايت شده است که دعاي يستشير را پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به من آموخت و امر کرد که آن را در همه حال در سختي و راحتي حفظ کنم و به خلفاء بعد از خودم تعليم نمايم .

و فرمود: از خودت در مدت عمر جدا مکن، تا زمان ملاقات خدا ،بدرستي که اين دعا گنجي است از گنج هاي عرش.عرض کردم يا رسول الله چگونه بخوانم؟

فرمود در صبح و شام اين دعا را بخوان.

ابي بن کعب انصاري از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثواب اين دعا را طلب نمود.

حضرت فرمودند: اي ابي کعب؛ ساکت باش که از کثرت ثواب آن همه علما از حيرت مبهوت و زبان‌شان از کثرت و زيادي ثواب اين دعا نزد خداوند عزوجل براي صاحب اين بند مي آيد.ابن کعب گفت: يا رسول الله پدرم و مادرم فداي تو باد تو مارا از ثواب اين دعا آگاه فرما.پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبسم کرد و فرمود: همانا انسان بر آنچه منع مي شود حريص تر است.

 سپس فرمود شما را به برخي از ثواب هاي اين دعا آگاه مي‌کنم:

اول: کسي که اين دعا را بخواند خير و برکت از فرق سرش تا زمين از آسمان بر او مي بارد و او را انوار آرامش و رحمت مي پوشاند و براي اين دعا انتهايي جز عرش خدا نيست.

 

سوم: خداي تبارک و تعالي او را از عذاب قبر برهاند.

چهارم: تنگي سينه او را برطرف نموده و به او شرح صدر عطا فرمايد.

پنجم: چون روز قيامت فرا رسد، خواننده اين دعا سوار بر شتري تندرو و سفيد مزين و آراسته به مرواريد نزد حق برخيزد، و خداوند مي فرمايد همه کرامتها را به او بدهيد، و گويد: بنده ام در هر جاي بهشت که خواهي ساکن شو.

ششم: اگر اين دعا بر مجنون خوانده شود همان ساعت از آن باز آيد.

هفتم: اگر زني زايمان بر او مشکل شده باشد و اين دعا بر او خوانده شود خداوند زايمان او را آسان و فرزند را در طرفه العيني متولد گرداند.

هشتم: اگر بر شخصي که عاق والدين شده بخواند همانا خداوند امور آن را اصلاح کند.

نهم: هر بنده اي که چهل شب جمعه اين دعا را بخواند همانا خداوند آن را اصلاح کند.

دهم: هر کس در هنگام خواب بخواند و بخوابد حتي اگر خوب نخوانده باشد. ولي به اميد ثواب باشد، خداوند به هر حرفي از اين دعا هزار فرشته کروبي که روي‌شان نوراني تر باشد از آفتاب و ماه شب چهاره بر او بفرستد.

يازدهم: هر گنه کاري که مرتکب کبائر شده باشد و قبل از مردن اين دعا را بخواند شب بميرد يا روز همچون شهيد از دنيا رفته و اگر موفق به توبه نشده باشد خدا به کرم و عفوش او را بيامرزد.

                                   

 بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ الْمُدَبِرُّ بِلا وَزيرٍ وَ لا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشيرُ

ستايش مخصوص خدايى است كه نيست معبودى جز او پادشاه بر حق آشكار آن مدبرى كه وزير و كمك كارى ندارد و نه با مخلوقى از بندگانش مشورت كند

الاْوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ وَالْباقى بَعْدَ فَنآءِ الْخَلْقِ الْعَظيمُ الرُّبُوبِيَّةِ نُورُ السَّمواتِ وَالاْرَضينَ وَ فاطِرُهُما

آغازى كه به وصف درنيايد و آنكه پس ازفناى خلق باقى است آن خدايى كه مقام ربوبيتش بس بزرگ است روشنى آسمانها و زمينها وآفريننده آنهاست

وَ مُبْتَدِعُهُما بِغَيْرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وَ فَتَقَهُما فَتْقًاًً فَقامَتِ السَّمواتُ طآئِعاتٍ بِاَمْرِهِ

و پديدآورنده آنهاست بدون پايه و ستون آنها را آفريد و به نحو خاصى آنها را ازهم گشود پس آسمانها مطيعانه به امرش ايستادند

وَاسْتَقَرَّتِ الاْرضَوُنَ بِاَوْتادِها فَوْقَ الْمآءِ ثُمَّ عَلا

و زمينها نيز با ميخهايش (كوهها) بر زير آب مستقرشدند سپس برآمد

رَبُّنا فِى السَمواتِ الْعُلى اَلرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الاْرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى

پروردگار ما در آسمانهاى بلند آن بخشاينده كه بر عرش مستولى است از آن اوست هرچه درآسمانها و هر چه در زمين و هرچه مابين آن دو و آنچه در زير كره خاك است

فَاَنَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ لا رافِعَ لِما وَضَعْتَ وَ لا واضِعَ لِما رَفَعْتَ وَ لا مُعِزَّ لِمَنْ اَذْلَلْتَ

پس من گواهى میدهم كه براستى تويى خدايى كه هر چه را پست كردى كسى بلندش نتواند كرد و هر چه رابلند كردى كسی پست نتواند كرد

وَ لا مُذِلَّ لِمَنْ اَعْزَزْتَ وَ لا مانِعَ لِما اَعْطَيْتَ وَ لا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ

هر كه را خوار كردى كسی عزت نتوان داد و هر كه را عزت دادى كسى خوارش نتواندآنچه را دادى جلوگير ندارد و آنچه را جلوگيرى كردى كسى نتواند بدهد

وَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ كُنْتَ اِذْ لَمْ تَكُنْ سَمآءٌ مَبْنِيَّةٌ وَ لا اَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ وَ لا شَمْسٌ مُضيَّئَةٌ وَ لا لَيْلٌ مُظْلِمٌ وَ لا نَهارٌ مُضيَّئُ

و تويى خدايى كه معبودىجز تو نيست بودى تو هنگامى كه نه آسمان ساخته اى بود و نه زمين گسترده اى و نه خورشيد درخشنده اى و نه شب تاريك كننده اى و نه روز روشنى دهنده اى

وَ لا بَحْرٌ لُجِّىُّ وَ لا جَبَلٌ راسٍ وَ لا نَجْمٌ سارٍ وَ لا قَمَرٌ مُنيرٌ وَ لا ريحٌ تَهُبُّ

و نه درياى موّاجى و نه كوه استوارى و نه ستاره سير كننده اى و نه ماه تابناك ونه بادى وزان

وَ لا سَحابٌ يَسْكُبُ وَ لا بَرْقٌ يَلْمَعُ وَ لا رَعْدٌ يُسَبِّحُ وَ لا رُوحٌ تَنَفَّسُ

و نه ابرى بارنده و نه برقى درخشنده و نه رعدى به تسبيح غرنده و نه جانى كه دم زند

وَ لا طآئِرٌ يَطيرُ وَ لا نارٌ تَتَوَقَّدُ وَ لا مآءٌ يَطَّرِدُ

و نه پرنده اى كه پرواز كند و نه آتشى كه روشن گردد و نه آبى كه روانگردد بودى

كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ وَ كَوَّنْتَ كُلَّ شَىْءٍ وَ قَدَرْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْءٍ

تو پيش از هر چيز و همه را تو هستى دادى و بر هر چيز قادر و توانا گشتى همه اشياء را توپديد آوردى

وَ اَغْنَيْتَ وَ اَفْقَرْتَ وَ اَمَتَّ وَ اَحْيَيْتَ وَ اَضْحَكْتَ وَ اَبْكَيْتَ وَ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوَيْتَ

توانگر كنى و فقير گردانى و بميرانى و زنده كنى و بخندانى و بگريانى وبر عرش مستولى هستى

فَتَبارَكْتَ يا اَللّهُ وَ تَعالَيْتَ اَنْتَ اللّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ

پس منزهى تو اى خدا و برترى ، تويى خدايى كه معبودى جز تونيست

الْخَلاّقُ الْمُعينُ اَمْرُكَ غالِبٌ وَ عِلْمُكَ نافِذٌ وَ كَيْدُكَ غَريبٌ

آن آفريننده مددكار فرمانت پيروز و دانشت نافذ و كيد و مكرت عجيب وغريب

وَ وَعْدُكَ صادِقٌ وَ قَوْلُكَ حَقُّ وَ حُكْمُكَ عَدْلٌ وَ كَلامُكَ هُدىً

و وعده ات راست و گفتارت درست و حُكمت عدل و داد و كلامت هدايت و ارشاد

وَ وَحْيُك نوُرٌ وَ رَحْمَتُكَ واسِعَةٌ وَ عَفْوُكَ عَظيمٌ وَ فَضْلُكَ كَثيرٌ

و وحيت نور و رحمتت پهناور و گذشتت بس بزرگ و فضل و كرمت بسيار

وَ عَطاؤُكَ جَزيلٌ وَ حَبْلُكَ مَتينٌ وَاِمْكانُكَ عَتيدٌ وَ جارُكَ عَزيزٌ

و عطا و بخششت بسى فراوان و رشته توسل به تو محكم و امكان تدبيراموربر تومهيا است پناهنده به تو نيرومند

وَ بَاْسُكَ شَديدٌ وَ مَكْرُكَ مَكيدٌ اَنْتَ يا رَبِّ مَوْضِعُ كُلِّ شَكْوى

و انتقام و كيفرت سخت و مكر و كيدت زيركانه است تو اى پروردگار من مرجع هرشكايت

حاضِرُ كُلِّ مَلاَءٍ وَ شاهِدُ كُلِّ نَجْوى مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ مُفَرِّجُ كُلِّ حُزْنٍ

و حاضر در هر انجمن و مطلع از هر سخن درگوشى ، حد نهايى هر حاجت ، برطرف كننده هر اندوه ،

غِنى كُلِّ مِسْكينٍ حِصْنُ كُلِّ هارِبٍ اَمانُ كُلِّ خآئِفٍ حْرِزُ الضُّعَفآءِ

توانگرى هر بينا، دژ محكم هر فرارى ، امان بخش هر ترسناك ، پناهگاه ضعيفان،

كَنْزُ الْفُقَرآءِ مُفَرِّجُ الْغَمّآءِ مُعينُ الصّالِحينَ

گنج فقيران ، غمگشاى غمزدگان ياور نيكان و نيك رفتارانى

ذلِكَ اللّهُ رَبُّنا لا اِلهَ اِلاّ هُوَ تَكْفى مِنْ عِبادِكَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ وَ اَنْتَ جارُ مَنْ لاذَ بِكَ وَ تَضَرَّعَ اِلَيْكَ

اين است خدا پروردگارما كه معبودى جز او نيست هر بنده اى از بندگانت كه بر تو توكل كند او را كفايت كنى و تويى پناه كسى كه به تو پناه آورد و تضرع و زارى به درگاهت كند،

عِصْمَةُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِكَ تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَكَ جَبّارُ الْجَبابِرَةِ عَظيمُ الْعُظَمآءِ كَبيرُ الْكُبَرآءِ

نگهدار آنى كه از تو نگهدارى خواهد ويار آنى كه از تو يارى طلبد، بيامرزى گناهان كسى را كه از تو آمرزش خواهد، مسلط بر همه گردنكشان برتر از همه برتران بزرگ همه بزرگان

سَيِّدُ السّاداتِ مَوْلَى الْمَوالى صَريخُ الْمُسْتَصْرِخينَ مُنَفِّسٌ عَنِ الْمَكْروُبينَ مُجيبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرينَ اَسْمَعُ السّامِعينَ

آقاى آقايان سرور سروران دادرس دادخواهان غم زداى غمگینان اجابت كننده دعاى درماندگان شنواترين شنوندگان

اَبْصَرُالنّاظِرينَ اَحْكَمُ الْحاكِمينَ اَسْرَعُ الْحاسِبينَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ

بيناترین بينايان عادلترين حاكمان سريع ترين حسابگران مهربانترين مهربانان

خَيْرُ الغافِرينَ قاضى حَوآئِج الْمُؤْمِنينَ مُغيثُ الصّالِحينَ

بهترين آمرزندگان برآرنده حاجات مؤ منان و فريادرس نيكان و شايستگان

اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ رَبُّ الْعالَمينَ اَنْتَ الْخالِقُ وَ اَنَا الْمَخْلوُقُ

تواى خدايى كه معبودى جز تو نيست اى پروردگار جهانيان تويى آفريننده و منم آفريده شده

وَ اَنْتَ الْمالِكُ وَ اَنَا الْمَمْلوُكُ وَ اَنْتَ الرَّبُّ وَ اَنَا الْعَبْدُ وَ اَنْتَ الرّازِقُ وَ اَنَا الْمَرْزُوقُ

تويى مالك ومنم مملوك تويى پروردگار و منم بنده تويى روزى ده و منم روزى خور

وَ اَنْتَ الْمُعْطى وَ اَنَا السّآئِلُ وَ اَنْتَ الْجَوادُ وَ اَنَا الْبَخيلُ وَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَ اَنَا الضَّعيفُ

تويى دهنده و منم خواهنده تويى بخشنده و منم بخيل و خسيس تويى نيرومند و منم بنده ناتوان

وَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَ اَنَا الذَّليلُ وَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَ اَنَا الْفَقيرُ

تويى عزيز و منم زبون و ذليل تويى توانگر و منم گداى نيازمند

وَ اَنْتَ السَّيِّدُ وَ اَنَا الْعَبْدُ وَ اَنْتَ الْغافِرُ وَ اَنَا الْمُسيَّئُ وَ اَنْتَ الْعالِمُ وَ اَنَا الْجاهِلُ

تويى آقا و منم بنده تويى آمرزنده و منم بدكار شرمنده ؛ تويى دانا و منم نادان ،

وَ اَنْتَ الْحَليمُ وَ اَنَا الْعَجُولُ وَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَ اَنَا الْمَرْحُومُ

تويى بردبار و منم شتاب كار تويى بخشاينده و منم مستوجب رحمت

وَ اَنْتَ الْمُعافى وَ اَنَا الْمُبْتَلى وَ اَنْتَ الْمُجيبُ وَ اَنَا الْمُضْطَرُّ

تويى عافيت بخش و منم بنده گرفتار تويى اجابت كننده و منم بنده درمانده

وَ اَنَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْمُعْطى عِبادَكَ بِلا سُؤالٍ

و من گواهى میدهم كه براستى تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست به بندگانت بدون سؤ ال عطا كنى

وَ اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ الْواحِدُ الاْحَدُ الْمُتَفَرِّدُ الصَّمَدُ الْفَرْدُ وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ

وگواهى میدهم كه براستى تويى خداى يگانه يكتاى تنهاى بى نياز فرد، و بازگشت همه بسوى تو است

وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

ودرود خدا بر محمد و اهل بيت پاك و پاكيزه اش باد

وَاغْفِرْ لى ذُنُوبى وَاسْتُرْ عَلَىَّ عيُوُبى وَافْتَحْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ رِزْقاً واسِعا

و بيامرز گناهانم را و بپوشان بر من عيبهايم را و باز كن براى من از نزد خود درى از رحمت و روزى فراخ

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ حَسْبُنَا اللّهُ وَ نْعِمَ الْوَكيلُ

اى مهربانترين مهربانان و حمد مخصوص پروردگار جهانيان است بس است ما را خدا و نيكو وكيلى است

وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

و جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى والاى بزرگ .

منبع:مهج الدعوات


 

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در شنبه 12 / 4


مژده

مژده                                                  مژده

سادات محترم وخانواده های معظم شهدا

 

کتاب همنشینان مهتاب مروری بر زندگینامه ،وصیت نامه

 

،خاطرات 110 لاله ی در خون خفته ایل وتبارمان با تیراژ

 

1000جلد مجوز نشر گرفت وبزودی وارد بازار می شود  

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در پنج شنبه 10 / 4


حكمت غيبت

 

حکمت غیبت

  باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.

 

   حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.

 

   اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.

 

   خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.

 

   دلیل دیگری که می توان برای غیبت ایشان قایل شد، کثرت گناه و عدم اتحاد و انسجام در میان مسلمانان جهان است، و دیگر، عدم شناخت و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن سرور که سبب تاخیر در ظهور می شود، و علت دیگری که می توان در مورد غیبت در نظر گرفت، عدم شایستگی و توبه عده ای از افراد و طلب نکردن آن حضرت از جانب خدای منان است، در واقع هر حرکت سویی، سبب تاخیر در ظهور می شود و هر چه غیبت به تاخیر افتد مصیبت و گرفتاریهای مردم جهان هم بیشتر خواهد شد.

 

   علت دیگری برای غیبت حضرت مهدی(عج) آزمایش همگان است که خداوند برای دوست و دشمن قرار داده است و بدون شک غیبت آن حضرت تا پایان آزمایشات الهی و احقاق نتیجه باقی خواهد ماند.

 

   در غیبت، نعمانی از محمد بن خلاد روایت می کند که گفت: از حضرت موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود:

                            « احسب الناس ان یترکوا ان یقولو وهم لا یفتنون »

« آیا مردم گمان کردند که (خداوند) آنان را به حال خود می گذارد که بگویند ایمان آوردیم و امتحانی هم ندهند؟ »

 

   سپس (حضرت از من در مورد این آیه شریفه پرسید) مقصود چه امتحانی است؟ عرض کردم: قربانت گردم به نظر ما مقصود آزمایش در امر دین است. حضرت فرمود: « مانند طلا امتحان می شوند؛ همچون طلا خالص می گردند.»

 

   روایت است: خداوند مرگ و حیات را قرار داده تا مردم را امتحان کند و معلوم شود کدام یک از بندگان از حیث عمل بهتر هستند. باید توجه کرد که بر سر دوراهی ها و تردیدها، آن که مخالف هوای نفس و نزدیک به رضای الهی است انتخاب شود؛ زیرا امتحان سنت الهی است و همه در دنیا امتحان می شوند حتی بندگان خوب خدا.

 

   حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:

   « و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»

   « تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»

 

امام جواد(ع) می فرمایند: « امام بعد از من، پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن(امام حسن عسگری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، گفته پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش می باشد (آنگاه امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، پسر او قائم و منتَظر است.

   گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.

 

   گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»

 

   در حدیث دیگر نقل شده است:

« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است: نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).

نشانه اش از حضرت نوح، طول عمر اوست.

نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.

نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.

نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.

نشانه اش از حضرت محمد(ص)، خروج او با شمشیر است.»

 

   حضرت قائم(عج) در نامه ای به سفیرش محمد بن عثمان این چنین می نویسد:

« اما در مورد علت غیبت، خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسایلی که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد ... هر یک از پدران من، بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشتند ولی به هنگامی ظهور خواهم نمود که بیعت احدی از طاغوت ها به گردنم نباشد.

    اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من ذر زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند، من امان برای اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان امان برای اهل آسمان است،

   در مورد مسائلی که به شما سودی نخواهد داشت پرسش نکنید و در مورد آنچه برای شما بیان شده، خود را به زحمت نیندازید و در رابطه با تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما نیز به آن بسته است و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.

 

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در یک شنبه 23 / 3


رحلت جانسوز امام خمینی

 یست و پنجمین سال از عروج ملکوتی رهبرکبیر انقلاب اسلامی،امام خمینی(ره) احیاگر اسلام ناب محمدی ، قافله سالار خونین پانزده خرداد و موسس حکومت دین مدار و مردم سالار می گذرد، اما همچنان یاد او و اندیشه های رهایی بخش آن پیر جماران، چنان بر دل و جان های آزادگان جهان و همه مسلمانان دنیا حکومت می کند که هر چه زمان می گذرد، عمق و ژرفای بیشتری می یابد .

امروز خداوند بزرگ را سپاس گذاریم که در پرتو اندیشه و مکتب سیاسی امام (ره)و در سایه ولایت و رهبری خلف صالحش حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مدظله العالی) و درک و بصیرت بالای پیروان ایشان، کشور عزیزمان به رغم محدودیت ها و تحریم های دولت خودکامه آمریکا ومتحدانش با عزت و سر افرازی، قدرتمند تر از گذشته به پیش می رود .

اینک بر خود لازم می دانیم تا ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) و قیام خونین 15 خرداد را به همه شما بزرگواران علی الخصوص همتباران فهیم و ولایتمدار سادات جلیل میرسالاری تسلیت و تعزیت عرض نماییم.

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در جمعه 14 / 3


رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

 

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

>

نوشته شده توسط سیدکاظم مطلوبی (میرسالاری) در جمعه 14 / 3


:: قبر ابن ملجم کجاست؟
:: سید حسن خمینی: تا دیروز به امام دشنام می‌دادند و خنجر می‌زدند؛ حالا سر سفره انقلاب نشسته‌اند
:: ایت الله سید طیب موسوی میرسالاری
:: عکس شهدا 6
:: عکس شهدا5
:: عکس شهدا4
:: عکس شهدا3
:: عکس شهدا2
:: عکس شهدا1
:: فرازی از وصیتنامه شهید پرگانی
:: وصیت نامه امیرالمومنین(ع)
:: 19 رمضان ضربت خوردن حضرت امام علی مرتضی ع
:: نماز و اعمال شب های قدر
:: ضرب المثل قوش کریمخانی
:: در خواب ناز بودم شبي
:: یامهدی ادرکنی(عح)
:: دعای مجیر
:: اصلاحاتي كه به اصلاحات نياز دارد
:: میلاد کریم اهل بیت
:: آژیرهای تربیتی مخصوص والدین

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 24 صفحه بعد





این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم
mirsalarik@yahoo.com




:: تير 1393
:: خرداد 1393
:: ارديبهشت 1393
:: فروردين 1393
:: اسفند 1392
:: بهمن 1392
:: دی 1392
:: آبان 1392
:: مهر 1392
:: شهريور 1392
:: مرداد 1392
:: تير 1392
:: خرداد 1392
:: ارديبهشت 1392
:: فروردين 1392
:: اسفند 1391
:: بهمن 1391
:: دی 1391
:: آذر 1391
:: آبان 1391
:: مهر 1391
:: شهريور 1391
:: مرداد 1391
:: تير 1391
:: خرداد 1391
:: ارديبهشت 1391
:: فروردين 1391
:: اسفند 1390
:: بهمن 1390
:: دی 1390

آبر برچسب ها

11111111111پ , رودزرد سادات سمینار میرسالاری , رودزرد سادات , سادات میرسالاری , علیزاده , میرسالار میرسالاری , سیره ی شهدا , مرد گفت : شيطان از من شكايت داشت چه شكايتى ؟ دانيال گفت : شيطان مى گفت : من از دست اين عم اوغلى عاجز شده ام ، عم اوغلى خيلى مرا اذيت مى كند، عم اوغلى در حق من خيلى ظلم مى كند , مرد گفت : چه طور مگر شما درباره من چيزى مى دانيد؟ دانيال گفت : من تا امروز خبرى از تو نداشتم ، ولى اتفاقا ديروز شيطان آمد اينجا پيش من و از تو شكايت داشت و گفت : امان از دست اين عم اوغلى , دانيال گفت عجب ، عجب پس اين عم اوغلى تويى , دانيال گفت : خيلى عجيب است ، كجا زندگى مى كنى ؟ مرد گفت : همين نزديكى ، توى آن محله ، و از دست شيطان مردم هم خيال مى كنند كه من آدم بدى هستم ، نمى دانم چه كار كنم ، دانيال پرسيد: اسم شما چيست ؟ مرد گ , مرد گفت : نه من خيلى دلم مى خواهد خوب باشم ولى شيطان با من دشمنى دارد و نمى گذارد خوب باشم , دانيال گفت : تعجب مى كنم كه تو اينقدر از دست شيطان شكايت دارى ، پس چرا شيطان هيچ وقت نمى تواند مرا فريب بدهد، من هم مثل توام ، شايد تو بى انصافى مى كنى كه گناه خودت را به گردن شيطان مى گذارى , نه : اين كارها را نمى تواند بكند ولى نمى دانم چطور بگويم كه شيطان در همه كارى دخالت مى كند، يك جورى دخالت مى كند كه تا مى آييم سرمان را بچرخانيم ما را فريب مى دهد، من از دست شيطان عاجز شده ام ، همه گ ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by matlobi
Design By : wWw.Theme-Designer.Com