انساب سادات میرسالاری در ایران
این وبلاگ برای معرفی طایفه سادات صحیح النسب میرسالاری طراحی گردید .در این وبلاگ اداب ورسوم ،مطالب تاریخی،معرفی شخصیت هاو...........می پردازیم

نظر شمادرباره هیئت امنای امامزاده میرسالار(ع)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 446
بازدید دیروز : 695
بازدید هفته : 4793
بازدید ماه : 11992
بازدید کل : 266360
تعداد مطالب : 687
تعداد نظرات : 15
تعداد آنلاین : 2



دعای فرج
ذکر کاشف الکرب

آمار مطالب

کل مطالب : 687
کل نظرات : 15

آمار کاربران

افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 446
باردید دیروز : 695
بازدید هفته : 4793
بازدید ماه : 11992
بازدید سال : 113974
بازدید کلی : 266360
تبلیغات
امام علی ع چگونه بود

 



 

وقتی در زمان ابوبکر، ابوسفیان به او پیشنهاد اقدام مسلحانه برای بدست گرفتن قدرت را داد، محکم رد کرد.

وقتی شورشیان، خانه عثمان را محاصره کردند و آب را بروی اهل خانه بستند، پسرانش را به محافظت از خانه گماشت و به اهل آن آب رساند.

وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بیسابقه از او خواستند که حاکم شود گفت “مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید، من هم کمکش میکنم”.

اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت “به خانه روید و مطیع باشید”. گفت “در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد به حق کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگهم دارد”.

سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را برسرش خراب کرد، نه در خانه حبسش کرد و نه حتی علیهش سخن گفت
طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!”؛ اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در خانه حبسشان کرد، و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید.

شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند و از جنگ منصرفش کرد.
سلاحش “کلمه” بود. “غلام آن کلماتم که آتش انگیزد”.

روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”
(خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم”
آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.

بعد از جنگ، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت “کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم!”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.

سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند. با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.

کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت “برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.

نگذاشت در جنگ صفین، یارانش جواب شعارهای زشت یاران معاویه را بدهند. گفت “من بدم می آید که شما زشت گویی کنید، بهتر آنست که از کارهایشان بگویید و حال و روزشان را یاد کنید و به خدا بگویید خدایا خونهای ما و آنها را حفظ کن!”.

“غلام آن کلماتم که آتش انگیزد”. ادب را ببین، مسالمت در عین مقاومت را ببین. صلح اندیشی اینست، نه آنکه از طرف مردم از خونهای بچه هایشان اعلام گذشت کنیم و بسوی طاغوت دست دوستی دراز کنیم.

در میانه صفین، درست سر بزنگاه و آنجا که بقول مالک اشتر “فقط چند قدم و ضربت شمشیر تا خیمه معاویه مانده بود”، مردم نامردمش دست از جنگ کشیدند، جز سلاح “کلمه” سلاح دیگری بر این نافرمانان نکشید. حتی اختیار جنگش دست مردم بود. به جای مردم تصمیم نمی گرفت و نظر برحق خودش را به مردم تحمیل نمی کرد. وقتی قرار بر مذاکره و حکمیت شد، او خواست که مالک اشتر یا ابن عباس را بفرستد، مردمش مخالفت کردند و ابوموسی اشعری را فرستادند، و او باز رای برحق خودش را به مردمش تحمیل نکرد و در عمل میزان را رای مردم قرار داد و جز سلاح “کلمه” به کار نگرفت.

خوارج مسلح، در کمال آزادی علیهش تظاهرات میکردند، نه گفت از من اجازه بگیرید، نه سرکوبشان کرد.

خوارج مسلح، در کمال امنیت در مسجد خدا، وسط نماز جماعت، با صدای بلند برضد او شعار می دادند و او خطاب به خود این آیه را می خواند “فاصبر، ان وعد الله حق”. همین! نه شکنجه، نه تجاوز، نه اعدام.

میگفت “نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ”.

وقتی شنید در مرز کشور تحت حکومتش، مهاجمان خارجی به خانه مردم ریخته اند و غارتگری کرده اند، نگفت “سیاه نمایی نکنید”. خودش اپوزیسیون خودش شد و خبر را به مردم گفت و گفت “مرد مسلمان باید از غم این حادثه بمیرد”!

بارها خودش مردم را به نظارت بر خودش دعوت کرد و انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست! مرحوم مطهری با ذکر شواهدی از گفتار و رفتارش، تلویحا او را “لیبرال” خواند! آنجا که در کتاب “آینده انقلاب” گفت “تعلیمات لیبرالیستی در متن تعالیم اسلام هست”.

مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت. خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع”؛ یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد.

به منصوبانش میگفت “مبادا مانند گرگ درنده به جان مردم بیفتید و خوردنشان را غنیمت شمرید”.

هیچگاه در خانه مردم را نشکست و حرمت حریم خصوصیشان را، حتی آنجا که دانست بساط فحشا پهن است، نقض نکرد.

به قاضی چنان امنیت و استقلالی داده بود که علیه خودش حکم کرد!

به از کارافتاده ها مقرری داد.

در سفری، وقتی که مردم دنبال مرکبش دویدند، ذوق نکرد، برعکس برسرشان فریاد زد! چرا مانند شاهان از او استقبال می کنند! مردم را خوار نمی خواست.

صورتش را نزدیک آتش می برد و می گفت “بچش علی، این سزای حاکمیست که مردمش را فراموش کند”.

خدمات دولتهای قبل را ستود، بویژه برای عُمر سنگ تمام گذاشت، نگفت آنها دزد و فاسد و خائن بودند و حق مرا خوردند!

به معاویه نگفت “خدا حق حکومت را به من داده”. گفت “مردم مرا خواسته اند”.

بر حاکمان واجب کرد که تا ریشه فقر را نکنده اند همسطح فقیرترین مردم زنگی کنند.

در بستر مرگ گفت “مبادا در خون مردم بیفتید و بگویید وای علی کشته شد”.




علی اینچنین بود
>
تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه سیاسی سم مهلک برای حرکت علمی کشور است

 

تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه سیاسی سم مهلک برای حرکت علمی کشور است
صدها نفر از استادان دانشگاه‌ها عصر امروز در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی به هم‌اندیشی و تبادل نظر در زمینه‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.

 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در ابتدای این نشست که بیش از ۲ ساعت به طول کشید، ۷ نفر از استادان دانشگاه‌ها، دیدگاه‌های مختلف خود را بیان کردند. سپس حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اهمیت «تداوم جدی، پر شتاب و همه جانبه‌ی نهضت علمی» بعنوان عامل اصلی شکل دهنده سرنوشت آینده ایران و جهان اسلام، افزودند: تحقق این هدف مهم، نیازمند فعالیت و مدیریت جهادی کسانی است که عاشق پیشرفت میهن و ملت هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدار با اساتید دانشگاه‌ها را یکی از شیرین‌ترین جلسات خواندند که هدف اصلی آن احترام و تکریم نمادین «دانشمندان و مجموعه زبدگان و نخبگان علمی و فکری کشور» است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطالبی را که برخی از اساتید دانشگاه‌ها در این دیدار بیان کردند، مفید و بسیار خوب دانستند و گفتند: انشاءالله از مجموع این مطالب، در برنامه‌ریزی‌ها و تبادل نظر با مسئولین استفاده خواهد شد و باید تأثیرگذاری این مطالب دیده شود.
ایشان بعد از این مقدمه چند نکته مهم را درخصوص حرکت علمی کشور بیان کردند. لزوم کُند و متوقف نشدن علمی کشور و ادامه آن با حرکتی پرشتاب‌تر و مضاعف، اولین نکته‌ای بود که رهبر انقلاب اسلامی مطرح کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: حرکت علمی کشور موضوعی اساسی برای آینده کشور و جامعه و حتی برای دنیای اسلام است.
ایشان افزودند: پس از سال‌ها تأکید بر اهمیت کار علمی، اکنون حرکت علمی کشور به موفقیت‌های بزرگی دست یافته و در بُعد جهانی نیز شناخته شده است و در واقع می‌توان گفت از نهضت علمی جمهوری اسلامی ایران، در دنیا، رونمایی شده است.
رهبر انقلاب اسلامی به یک دغدغه مهم درخصوص پیشرفت‌های علمی کشور اشاره کردند و گفتند: مهمترین نگرانی این است که نهضت علمی کشور که پس از سال‌ها زحمت و مجاهدت و حرکت در مسیری سخت، به نیمه راه رسیده است، دچار وقفه یا توقف شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: هرگونه توقف در این مسیر و یا کُند شدن شتاب موتور علمی کشور، با عقب‌گرد همراه خواهد بود.
ایشان افزودند: اگر این نهضت و حرکت علمی متوقف شود، بازگرداندن آن، بسیار مشکل خواهد بود بنابراین همه باید با تمام توان، به پیشرفت علمی کشور کمک کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، متوقف شدن حرکت علمی کشور را یکی از نقشه‌های اصلی جبهه دشمنان نظام اسلامی دانستند و درخصوص استفاده مکرر از کلمه «دشمن» گفتند: برخی درخصوص استفاده از کلمه «دشمن» و تکرار آن، حساسیت دارند در حالیکه در قرآن کریم نیز بارها کلمه های شیطان و ابلیس تکرار شده که پیام آن، غافل نشدن از شیطان و دشمن است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: تکیه بر موضوع دشمن به معنای توجه نکردن به مشکلات و عیوب داخلی نیست اما غفلت از دشمن بیرونی، خطای راهبردی عظیمی است که ما را دچار خسارت می‌کند.
ایشان خاطرنشان کردند: مقابله با نقشه و چالش خصمانه دشمن، نیازمند حرکت و مدیریت جهادی در عرصه علمی و مقابله صحیح و هوشمندانه مسئولان و اساتید دانشگاه‌ها با آن است.
رهبر انقلاب اسلامی مسئولان وزارت علوم و دانشگاه‌ها و اساتید را به مراقبت جدی برای ادامه پرشتاب حرکت علمی کشور توصیه مؤکد کردند و افزودند: متأسفانه ما در دوران‌هایی، نمونه‌های نامطلوبی را در دانشگاه‌ها داشتیم که جوانان نخبه را به ترک کشور تشویق می‌کردند و یا در سال‌هایی، افرادی در داخل وزارت علوم، در مقابل حرکت علمی مانع‌تراشی می‌کردند، این موارد به هیچ وجه نباید تکرار شوند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: دانشگاه نباید در اختیار کسانی قرار گیرد که پیشرفت علمی کشور را به هیچ می‌انگارند بلکه باید در اختیار کسانی باشد که عاشق پیشرفت علمی ایران هستند و اهمیت آن را برای سرنوشت کشور و ملت درک می کنند.
رهبر انقلاب از زاویه کوتاه و میان‌مدت نیز، پیشرفت علمی کشور را دارای فواید گرانقدر از جمله بی‌اثر کردن تحریم‌ها خواندند و خاطرنشان کردند: دشمن می‌خواهد با ابزار تحریم بر روی آبروی ملی ایرانیان فشار بیاورد و ملت را تحقیر کند که استمرار «نهضت و پیشرفت علمی»، این ابزار را هم بی‌اثر خواهد کرد.
ایشان توجه مسئولان به شرکت‌های دانش‌بنیان را از عوامل مؤثر در پیوند «علم و صنعت و کشاورزی» خواندند و افزودند: شرکت‌هایی که با استانداردها و شاخصه های لازم، حقیقتاً دانش بنیان هستند می‌توانند در تداوم نهضت علمی، نقش مهمی ایفا کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به برخی افراد تریبون‌دار که در اصل مسئله پیشرفت علمی ایران، اظهار تردید می‌کنند افزودند: این صحبت‌ها از روی بی‌اطلاعی است و باید برای اینگونه افراد در بخش‌های مختلف، تور علمی گذاشت تا پیشرفتهای تحسین برانگیز پزشکی، هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادین و دیگر عرصه‌ها را درک کنند و از سر بی‌اطلاعی سخن نگویند.
ایشان، تدوین نقشه جامع علمی کشور را، مسئله‌ای راهبردی و مبنای سندهای علمی تنظیم شده برای بخش‌های مختلف کشور برشمردند و افزودند: لازم است سهم دانشگاه‌های مختلف در این نقشه جامع علمی، تعیین شود تا مراکز علمی براساس مزیتها و ظرفیتهای خود، مسئولیتشان را در این سند مهم ایفا کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، انطباق هرچه بیشتر فعالیت‌های علمی با نیازهای کشور را، ضرورتی اساسی خواندند و افزودند: البته مقالات علمی استادان ایرانی که در جهان مرجع علمی می‌شود باعث افتخار و نشانه پیشرفت ایران است اما لازم است مقالات و دیگر فعالیت‌های پژوهشی علمی، ناظر به تأمین نیازهای داخلی باشد تا دانشگاه‌ها سهم خود را در کمک به مدیریت کشور به خوبی ایفا کنند.
نکته مهم دیگری که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با استادان دانشگاه‌ها بیان کردند، تأثیرگذاری ویژه «سخن، رفتار و منش استادان» بر دانشجویان بود.
ایشان خاطرنشان کردند: تفوق علمی استاد، برای او جایگاه ویژه‌ای در ذهن و شخصیت دانشجو به وجود می آورد که لازم است از این جایگاه تأثیرگذار برای پرورش جوانانی «خوش روحیه، امیدوار، خوش‌بین، شجاع، آینده‌نگر، دارای ایمان و اعتماد به نفس، معتقد به مبانی نظام، برخوردار از روحیه خدمت و پایبند به تعلقات معنوی و میهنی» استفاده کرد.
رهبر انقلاب در نگاهی نقادانه به جریانی که مرعوب و مغلوب فرهنگ غربی است افزودند: این جریان هرچه را ملی، خودی و میهنی است مستقیم یا غیرمستقیم مایه تحقیر و استهزا قرار می‌دهد و موجبات دلزدگی و یأس دانشجویان را فراهم می کند که این کار، بسیار غلطی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین دروس معارف دانشگاه‌ها را فرصتی بسیار ارزشمند خواندند و خاطرنشان کردند: اگر استادان معارف با هوشمندی، تکیه بر معلومات عمیق و به روز شده، با دانشجو مواجه شوند بیشترین سود را به کشور و جامعه می‌رساند که نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها، باید به این مسئله دقت و برای آن برنامه‌ریزی کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تحول بنیادین در علوم انسانی را نیازی حقیقی خواندند اما افزودند: معنای تحول در علوم انسانی، بی‌نیازی از کارهای علمی و تحقیقاتی غربی‌ها نیست.
ایشان در بیان علت لزوم تحول در علوم انسانی گفتند: مبنای علوم انسانی در غرب، مادی و غیرالهی است در حالیکه علوم انسانی هنگامی به حال فرد و جامعه مفید خواهد بود که براساس جهان‌بینی الهی و اسلامی استوار باشد که باید در این زمینه با سرعت مناسب و بدون کندی یا شتاب‌زدگی تلاش کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان، بار دیگر نکته‌ای بسیار مهم را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: مسئولان ذیربط و مدیران دانشگاه‌ها باید با جدیت از تبدیل مراکز علمی به محل جولان و فعالیت‌های جریان‌های سیاسی جلوگیری کنند.
ایشان تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه‌های سیاسی را سهم مهلک حرکت علمی کشور خواندند و خاطرنشان کردند: متأسفانه در دوره‌ای شاهد این پدیده زیان‌بار بودیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأیید و دفاع از نگرش، فهم و مشرب سیاسی در میان دانشجویان تأکید کردند: این مسئله با تبدیل مراکز علمی به جولانگاه جریان‌های سیاسی تفاوت دارد.
ایشان خاطرنشان کردند: آرامش دانشگاه‌ها، زمینه‌ساز و شتاب بخش حرکت علمی کشور است و اگر خدای نکرده این آرامش ضربه بخورد، حرکت علمی متوقف می‌شود و ایران به عقب باز می‌گردد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فضای صفا و معنویت و صدق و اخلاص ماه مبارک رمضان، همگان را به بهره‌گیری حداکثری از این ماه پربرکت و تقویت ارتباط با خداوند و گسترش فضای خوش بینی و اعتماد و محبت و خیرخواهی در روابط اجتماعی توجه کردند.
در ابتدای این دیدار ۷ نفر از استادان رشته های مختلف دانشگاه‌ها، دیدگاه‌های خود را بیان کردند.
دکتر سید احمدرضا خضری – استاد تمام دانشگاه تهران در رشته الهیات و تاریخ تمدن
دکتر عباس علی آبادی – عضو هیأت علمی دانشگاه‌های تهران، اصفهان و مالک اشتر در رشته مهندسی مکانیک
دکتر ابراهیم پور جم – دانشیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس
دکتر شهلا باقری – دانشیار رشته جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
دکتر سیدمهدی رضایت – استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران رشته فارماکولوژی پزشکی
دکتر محمد باقرخرمشاد – دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی رشته علوم سیاسی
دکتر شهرام علمداری – دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، فوق تخصص غدد و متابولیسم در سخنان خود، این محورها را مورد بحث و بررسی قرار دادند.
-     «اقتصاد مقاومتی»، تنها راه استمرار و افزایش پیشرفت کشور در همه شرایط
-    ضرورت شناخت قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و نقاط ضعف و قوت در موضوع اقتصاد مقاومتی
-    ادامه پرشتاب نهضت علمی و تقویت روحیه خودباوری
-    توسعه کیفی آموزش عالی به ویژه در دوره‌های کارشناسی
-    توجه عینی و برنامه‌ریزی شده به ارتباط دانشگاه و صنعت
-    زمینه‌ها و عوامل بازآفرینی تمدن اسلامی، ایرانی
-    تأکید بر جنبش نرم‌افزاری به عنوان موتور محرک شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی – ایرانی
-    پیشنهاد تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای اصلاح ساختارهای دولتی در بخش کشاورزی
-    برنامه ریزی برای مدیریت بازار محصولات کشاورزی به نفع تولید کنندگان
-    اصلاح الگوی تغذیه و توجه به سیاست‌های تبلیغی متناسب با این الگوها
-    ضرورت حساسیت ویژه مسئولان وزارت علوم به حفظ آرامش مراکز آموزش عالی و پرهیز از استفاده از عناصر حاشیه‌ساز
-    ضرورت توجه به نقش اصیل فرهنگ در تحلیل‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی
-    طراحی رشته‌های جدید برای جریان‌سازی در تولید دانش فرهنگی و گفتمان سازی فرهنگی
-    توجه بیشتر وزارت علوم به مصوبات شورای تحول در علوم انسانی
-    اهمیت نظام سازی فرهنگی
-    انتقاد از فعالیت‌های ناهمگون و متفاوت سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی
-    ضرورت تعمیق و کاربردی شدن پژوهش‌ها
-    پیشرفت‌های تحسین‌برانگیز عرصه نانو، اثبات کننده توانایی ایرانیان در رشته‌های علمی
-    لزوم توسعه حمایت‌ها از همه مراحل زنجیره تولید علم تا محصول
-    لزوم رصد مستمر تحولات پرشتاب منطقه‌ای و جهانی برای واکنش به موقع و هوشمندانه در مقابل این تحولات
-    ضرورت تحرک بیشتر دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان اسلام
-    بررسی آسیب‌های بیداری اسلامی و اهمیت «تغذیه فکری و اندیشه‌ای» جریان‌های فعال
-    هوشیاری و مراقبت از جریان تحجر و تکفیر به عنوان عامل تأمین کننده خواست‌های دستگاه سلطه جهانی
-    پیشنهاد توجه ویژه به «مدیریت بحران» و «پدافند غیرعامل» در برنامه ششم توسعه
-    اهمیت تغییر رویکرد نظام آموزشی از دانش محوری به حکمت پروری
-    تبدیل سیاست‌های کلی سلامت به شاخص‌های متعادل، عملی و قابل ارزیابی
-    و اهمیت توجه به شاخص‌های سلامت معنوی در مراحل مختلف تحصیلی

>
تعداد بازدید از این مطلب: 17
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ده بیماری که باروزه داری درمان می شوند

 

نتایج پژوهش های علمی بیانگر آن است که حداقل ده بیماری با روزه داری درمان می شود .مطالعه پژوهشگران نشان داده است که روزه گرفتن تاثیر قابل توجهی در کاهش چربی خون بالا، کنترل چاقی، کنترل دیابت نوع ۲، تجزیه چربی ها، سم زدایی بدن، ترمیم بافت ها و سلول ها، کاهش دمای سلول ها، تنظیم ترشح هورمون ها، استراحت دستگاه گوارش و درمان افسردگی دارد.

 *روزه و چربی خون بالا
مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که روزه داری برای افراد مبتلا به چربی خون بالا مفید است؛ روزه داری میزان چربی های نامطلوب (LDL) موجود در خون را کاهش و میزان چربی مفید خون (HDL) را در بدن افزایش می دهد.
*روزه و کنترل چاقی
یکی از نتایج تغییر در رژیم غذایی در زمان روزه داری، ایجاد تناسب اندام برای افراد است که با سوخت بافت چربی و کاهش انرژی دریافتی میسر می شود.
بنابراین به گفته متخصصان تغذیه در صورتی که فرد روزه دار از یک رژیم غذایی مناسب و کم چرب استفاده کند، به دلیل کاهش چربی های بدن حتی ممکن است تا 5 تا 8 کیلوگرم کاهش وزن پیدا کند.
*روزه و کنترل دیابت نوع 2
روزه داری برای مبتلایان به دیابت نوع یک که وابسته به تزریق انسولین هستند، مضر است و ممنوعیت دارد اما در مبتلایان به دیابت نوع 2 (غیروابسته به انسولین) که دارای اضافه وزن بالا نیز هستند و با دریافت منظم دارو قندخون خود را کنترل می کنند، روزه داری نه تنها مضر نیست بلکه فواید زیادی دارد.
*روزه و تجزیه چربی بدن
تحقیقات ثابت کرده است که روزه داری با کاهش 20 تا 30 درصد مصرف مواد غذایی همراه است و نتایجی مانند کم شدن چربی های ذخیره، کم شدن میزان چربی خون و فعال شدن سیستم ایمنی بدن را به دنبال دارد.
با گذشت چند روز از روزه داری کمبود موادغذایی در بدن تشدید می شود و بدن برای جبران این کمبود و تامین انرژی مورد نیاز از منابع درونی خود استفاده می کند که به این حالت خودگوارشی (اتولیز) می گویند.
*روزه و سم زادیی بدن
سم زدایی یا دفع سموم یکی از بهترین فواید روزه داری برای بدن انسان است؛ این فرایند به طور طبیعی از طریق روده ها، کبد، کلیه ها، ریه، برخی غدد و پوست بدن انجام می شود.
با روزه داری این فرایند تسریع می شود چراکه در روزه داری با کاهش چشمگیر ورود مواد غذایی، بدن برای تامین انرژی از ذخایر چربی استفاده می کند و از آنجایی که چربی ها مهمترین عامل تولیدکننده سموم بدن هستند، روزه داری می تواند به دفع سموم بدن کمک شایانی کند.
*روزه و ترمیم بافت ها و سلول های بدن
فرایند ترمیم و رفع التهاب بافت ها و سلول های بدن همزمان با آغاز روزه داری شروع می شود؛ در روزه داری انرژی بدن به جای آن که صرف گوارش مواد غذایی شود، صرف ترمیم بافت ها، التیام زخم ها، بازسازی سلول ها و افزایش توان سیستم ایمنی بدن می شود.
*روزه و کاهش دمای سلول های بدن
با روزه داری به دلیل کاهش سوخت و ساز بدن (متابولیسم) دمای سلول های بدن به ویژه هسته سلول ها کاهش می یابد.
کاهش سوخت و ساز بدن سبب کاهش قندخون می شود. بنابراین کبد برای جبران این کمبود از منابع گلیکوژن ذخیره شده در بدن استفاده می کند که خود عاملی برای جلوگیری از تجمع هیدرات کربن در بدن و تبدیل آن به چربی است و در نهایت سبب کاهش دمای سلول ها می شود.
*روزه و تنظیم ترشح هورمون ها
بسیاری از اختلالات هورمونی با رژیم غذایی مناسب و کاهش وزن تنظیم می شود و از آنجایی که با رعایت یک رژیم غذایی مناسب در طول روزه داری می توان وزن را تا حدودی کاهش داد می توان گفت که روزه داری در تنظیم ترشح هورمون ها بسیار مفید است.
*روزه و استراحت دستگاه گوارش
دهان، مری، معده، کبد، لوزالمعده و روده ها دستگاه گوارش را تشکیل می دهند.
بهترین روش برای استراحت دادن به دستگاه گوارش، روزه داری است؛ به اعتقاد پزشکان، بسیاری از بیماری ها بر اثر عدم هضم و انباشته شدن مواد غذایی در بدن درپی خستگی و کندی دستگاه گوارش بروز می کند، بنابراین روزه داری می تواند به رفع این مشکل کمک کند.
*روزه و افسردگی
برخی محققان از بین بسیاری از درمان های رایج افسردگی، روزه را مفیدترین می دانند؛ روزه علاوه بر پیشگیری از هجوم سلسله افکار منفی به ذهن، ترکیبات شیمیایی مغز را تغییر می دهد و یک تاثیر ضدافسردگی از خود به جا می گذارد.
منبع : نامه نیوز

>
تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نشانه یک جامعه مرده

 

استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏ کند، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود و این نشانه یک جامعه مرده است ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر
>
تعداد بازدید از این مطلب: 6
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دعاي يستشير

 

 

 

 

دعاي يستشير

از اميرالمومنين علي (علیه السلام) روايت شده است که دعاي يستشير را پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به من آموخت و امر کرد که آن را در همه حال در سختي و راحتي حفظ کنم و به خلفاء بعد از خودم تعليم نمايم .

و فرمود: از خودت در مدت عمر جدا مکن، تا زمان ملاقات خدا ،بدرستي که اين دعا گنجي است از گنج هاي عرش.عرض کردم يا رسول الله چگونه بخوانم؟

فرمود در صبح و شام اين دعا را بخوان.

ابي بن کعب انصاري از پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثواب اين دعا را طلب نمود.

حضرت فرمودند: اي ابي کعب؛ ساکت باش که از کثرت ثواب آن همه علما از حيرت مبهوت و زبان‌شان از کثرت و زيادي ثواب اين دعا نزد خداوند عزوجل براي صاحب اين بند مي آيد.ابن کعب گفت: يا رسول الله پدرم و مادرم فداي تو باد تو مارا از ثواب اين دعا آگاه فرما.پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبسم کرد و فرمود: همانا انسان بر آنچه منع مي شود حريص تر است.

 سپس فرمود شما را به برخي از ثواب هاي اين دعا آگاه مي‌کنم:

اول: کسي که اين دعا را بخواند خير و برکت از فرق سرش تا زمين از آسمان بر او مي بارد و او را انوار آرامش و رحمت مي پوشاند و براي اين دعا انتهايي جز عرش خدا نيست.

 

سوم: خداي تبارک و تعالي او را از عذاب قبر برهاند.

چهارم: تنگي سينه او را برطرف نموده و به او شرح صدر عطا فرمايد.

پنجم: چون روز قيامت فرا رسد، خواننده اين دعا سوار بر شتري تندرو و سفيد مزين و آراسته به مرواريد نزد حق برخيزد، و خداوند مي فرمايد همه کرامتها را به او بدهيد، و گويد: بنده ام در هر جاي بهشت که خواهي ساکن شو.

ششم: اگر اين دعا بر مجنون خوانده شود همان ساعت از آن باز آيد.

هفتم: اگر زني زايمان بر او مشکل شده باشد و اين دعا بر او خوانده شود خداوند زايمان او را آسان و فرزند را در طرفه العيني متولد گرداند.

هشتم: اگر بر شخصي که عاق والدين شده بخواند همانا خداوند امور آن را اصلاح کند.

نهم: هر بنده اي که چهل شب جمعه اين دعا را بخواند همانا خداوند آن را اصلاح کند.

دهم: هر کس در هنگام خواب بخواند و بخوابد حتي اگر خوب نخوانده باشد. ولي به اميد ثواب باشد، خداوند به هر حرفي از اين دعا هزار فرشته کروبي که روي‌شان نوراني تر باشد از آفتاب و ماه شب چهاره بر او بفرستد.

يازدهم: هر گنه کاري که مرتکب کبائر شده باشد و قبل از مردن اين دعا را بخواند شب بميرد يا روز همچون شهيد از دنيا رفته و اگر موفق به توبه نشده باشد خدا به کرم و عفوش او را بيامرزد.

                                   

 بسم الله الرحمن الرحیم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ الْمُدَبِرُّ بِلا وَزيرٍ وَ لا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشيرُ

ستايش مخصوص خدايى است كه نيست معبودى جز او پادشاه بر حق آشكار آن مدبرى كه وزير و كمك كارى ندارد و نه با مخلوقى از بندگانش مشورت كند

الاْوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ وَالْباقى بَعْدَ فَنآءِ الْخَلْقِ الْعَظيمُ الرُّبُوبِيَّةِ نُورُ السَّمواتِ وَالاْرَضينَ وَ فاطِرُهُما

آغازى كه به وصف درنيايد و آنكه پس ازفناى خلق باقى است آن خدايى كه مقام ربوبيتش بس بزرگ است روشنى آسمانها و زمينها وآفريننده آنهاست

وَ مُبْتَدِعُهُما بِغَيْرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وَ فَتَقَهُما فَتْقًاًً فَقامَتِ السَّمواتُ طآئِعاتٍ بِاَمْرِهِ

و پديدآورنده آنهاست بدون پايه و ستون آنها را آفريد و به نحو خاصى آنها را ازهم گشود پس آسمانها مطيعانه به امرش ايستادند

وَاسْتَقَرَّتِ الاْرضَوُنَ بِاَوْتادِها فَوْقَ الْمآءِ ثُمَّ عَلا

و زمينها نيز با ميخهايش (كوهها) بر زير آب مستقرشدند سپس برآمد

رَبُّنا فِى السَمواتِ الْعُلى اَلرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الاْرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى

پروردگار ما در آسمانهاى بلند آن بخشاينده كه بر عرش مستولى است از آن اوست هرچه درآسمانها و هر چه در زمين و هرچه مابين آن دو و آنچه در زير كره خاك است

فَاَنَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ لا رافِعَ لِما وَضَعْتَ وَ لا واضِعَ لِما رَفَعْتَ وَ لا مُعِزَّ لِمَنْ اَذْلَلْتَ

پس من گواهى میدهم كه براستى تويى خدايى كه هر چه را پست كردى كسى بلندش نتواند كرد و هر چه رابلند كردى كسی پست نتواند كرد

وَ لا مُذِلَّ لِمَنْ اَعْزَزْتَ وَ لا مانِعَ لِما اَعْطَيْتَ وَ لا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ

هر كه را خوار كردى كسی عزت نتوان داد و هر كه را عزت دادى كسى خوارش نتواندآنچه را دادى جلوگير ندارد و آنچه را جلوگيرى كردى كسى نتواند بدهد

وَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ كُنْتَ اِذْ لَمْ تَكُنْ سَمآءٌ مَبْنِيَّةٌ وَ لا اَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ وَ لا شَمْسٌ مُضيَّئَةٌ وَ لا لَيْلٌ مُظْلِمٌ وَ لا نَهارٌ مُضيَّئُ

و تويى خدايى كه معبودىجز تو نيست بودى تو هنگامى كه نه آسمان ساخته اى بود و نه زمين گسترده اى و نه خورشيد درخشنده اى و نه شب تاريك كننده اى و نه روز روشنى دهنده اى

وَ لا بَحْرٌ لُجِّىُّ وَ لا جَبَلٌ راسٍ وَ لا نَجْمٌ سارٍ وَ لا قَمَرٌ مُنيرٌ وَ لا ريحٌ تَهُبُّ

و نه درياى موّاجى و نه كوه استوارى و نه ستاره سير كننده اى و نه ماه تابناك ونه بادى وزان

وَ لا سَحابٌ يَسْكُبُ وَ لا بَرْقٌ يَلْمَعُ وَ لا رَعْدٌ يُسَبِّحُ وَ لا رُوحٌ تَنَفَّسُ

و نه ابرى بارنده و نه برقى درخشنده و نه رعدى به تسبيح غرنده و نه جانى كه دم زند

وَ لا طآئِرٌ يَطيرُ وَ لا نارٌ تَتَوَقَّدُ وَ لا مآءٌ يَطَّرِدُ

و نه پرنده اى كه پرواز كند و نه آتشى كه روشن گردد و نه آبى كه روانگردد بودى

كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ وَ كَوَّنْتَ كُلَّ شَىْءٍ وَ قَدَرْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْءٍ

تو پيش از هر چيز و همه را تو هستى دادى و بر هر چيز قادر و توانا گشتى همه اشياء را توپديد آوردى

وَ اَغْنَيْتَ وَ اَفْقَرْتَ وَ اَمَتَّ وَ اَحْيَيْتَ وَ اَضْحَكْتَ وَ اَبْكَيْتَ وَ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوَيْتَ

توانگر كنى و فقير گردانى و بميرانى و زنده كنى و بخندانى و بگريانى وبر عرش مستولى هستى

فَتَبارَكْتَ يا اَللّهُ وَ تَعالَيْتَ اَنْتَ اللّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ

پس منزهى تو اى خدا و برترى ، تويى خدايى كه معبودى جز تونيست

الْخَلاّقُ الْمُعينُ اَمْرُكَ غالِبٌ وَ عِلْمُكَ نافِذٌ وَ كَيْدُكَ غَريبٌ

آن آفريننده مددكار فرمانت پيروز و دانشت نافذ و كيد و مكرت عجيب وغريب

وَ وَعْدُكَ صادِقٌ وَ قَوْلُكَ حَقُّ وَ حُكْمُكَ عَدْلٌ وَ كَلامُكَ هُدىً

و وعده ات راست و گفتارت درست و حُكمت عدل و داد و كلامت هدايت و ارشاد

وَ وَحْيُك نوُرٌ وَ رَحْمَتُكَ واسِعَةٌ وَ عَفْوُكَ عَظيمٌ وَ فَضْلُكَ كَثيرٌ

و وحيت نور و رحمتت پهناور و گذشتت بس بزرگ و فضل و كرمت بسيار

وَ عَطاؤُكَ جَزيلٌ وَ حَبْلُكَ مَتينٌ وَاِمْكانُكَ عَتيدٌ وَ جارُكَ عَزيزٌ

و عطا و بخششت بسى فراوان و رشته توسل به تو محكم و امكان تدبيراموربر تومهيا است پناهنده به تو نيرومند

وَ بَاْسُكَ شَديدٌ وَ مَكْرُكَ مَكيدٌ اَنْتَ يا رَبِّ مَوْضِعُ كُلِّ شَكْوى

و انتقام و كيفرت سخت و مكر و كيدت زيركانه است تو اى پروردگار من مرجع هرشكايت

حاضِرُ كُلِّ مَلاَءٍ وَ شاهِدُ كُلِّ نَجْوى مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ مُفَرِّجُ كُلِّ حُزْنٍ

و حاضر در هر انجمن و مطلع از هر سخن درگوشى ، حد نهايى هر حاجت ، برطرف كننده هر اندوه ،

غِنى كُلِّ مِسْكينٍ حِصْنُ كُلِّ هارِبٍ اَمانُ كُلِّ خآئِفٍ حْرِزُ الضُّعَفآءِ

توانگرى هر بينا، دژ محكم هر فرارى ، امان بخش هر ترسناك ، پناهگاه ضعيفان،

كَنْزُ الْفُقَرآءِ مُفَرِّجُ الْغَمّآءِ مُعينُ الصّالِحينَ

گنج فقيران ، غمگشاى غمزدگان ياور نيكان و نيك رفتارانى

ذلِكَ اللّهُ رَبُّنا لا اِلهَ اِلاّ هُوَ تَكْفى مِنْ عِبادِكَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ وَ اَنْتَ جارُ مَنْ لاذَ بِكَ وَ تَضَرَّعَ اِلَيْكَ

اين است خدا پروردگارما كه معبودى جز او نيست هر بنده اى از بندگانت كه بر تو توكل كند او را كفايت كنى و تويى پناه كسى كه به تو پناه آورد و تضرع و زارى به درگاهت كند،

عِصْمَةُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِكَ تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَكَ جَبّارُ الْجَبابِرَةِ عَظيمُ الْعُظَمآءِ كَبيرُ الْكُبَرآءِ

نگهدار آنى كه از تو نگهدارى خواهد ويار آنى كه از تو يارى طلبد، بيامرزى گناهان كسى را كه از تو آمرزش خواهد، مسلط بر همه گردنكشان برتر از همه برتران بزرگ همه بزرگان

سَيِّدُ السّاداتِ مَوْلَى الْمَوالى صَريخُ الْمُسْتَصْرِخينَ مُنَفِّسٌ عَنِ الْمَكْروُبينَ مُجيبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرينَ اَسْمَعُ السّامِعينَ

آقاى آقايان سرور سروران دادرس دادخواهان غم زداى غمگینان اجابت كننده دعاى درماندگان شنواترين شنوندگان

اَبْصَرُالنّاظِرينَ اَحْكَمُ الْحاكِمينَ اَسْرَعُ الْحاسِبينَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ

بيناترین بينايان عادلترين حاكمان سريع ترين حسابگران مهربانترين مهربانان

خَيْرُ الغافِرينَ قاضى حَوآئِج الْمُؤْمِنينَ مُغيثُ الصّالِحينَ

بهترين آمرزندگان برآرنده حاجات مؤ منان و فريادرس نيكان و شايستگان

اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ رَبُّ الْعالَمينَ اَنْتَ الْخالِقُ وَ اَنَا الْمَخْلوُقُ

تواى خدايى كه معبودى جز تو نيست اى پروردگار جهانيان تويى آفريننده و منم آفريده شده

وَ اَنْتَ الْمالِكُ وَ اَنَا الْمَمْلوُكُ وَ اَنْتَ الرَّبُّ وَ اَنَا الْعَبْدُ وَ اَنْتَ الرّازِقُ وَ اَنَا الْمَرْزُوقُ

تويى مالك ومنم مملوك تويى پروردگار و منم بنده تويى روزى ده و منم روزى خور

وَ اَنْتَ الْمُعْطى وَ اَنَا السّآئِلُ وَ اَنْتَ الْجَوادُ وَ اَنَا الْبَخيلُ وَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَ اَنَا الضَّعيفُ

تويى دهنده و منم خواهنده تويى بخشنده و منم بخيل و خسيس تويى نيرومند و منم بنده ناتوان

وَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَ اَنَا الذَّليلُ وَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَ اَنَا الْفَقيرُ

تويى عزيز و منم زبون و ذليل تويى توانگر و منم گداى نيازمند

وَ اَنْتَ السَّيِّدُ وَ اَنَا الْعَبْدُ وَ اَنْتَ الْغافِرُ وَ اَنَا الْمُسيَّئُ وَ اَنْتَ الْعالِمُ وَ اَنَا الْجاهِلُ

تويى آقا و منم بنده تويى آمرزنده و منم بدكار شرمنده ؛ تويى دانا و منم نادان ،

وَ اَنْتَ الْحَليمُ وَ اَنَا الْعَجُولُ وَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَ اَنَا الْمَرْحُومُ

تويى بردبار و منم شتاب كار تويى بخشاينده و منم مستوجب رحمت

وَ اَنْتَ الْمُعافى وَ اَنَا الْمُبْتَلى وَ اَنْتَ الْمُجيبُ وَ اَنَا الْمُضْطَرُّ

تويى عافيت بخش و منم بنده گرفتار تويى اجابت كننده و منم بنده درمانده

وَ اَنَا اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْمُعْطى عِبادَكَ بِلا سُؤالٍ

و من گواهى میدهم كه براستى تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست به بندگانت بدون سؤ ال عطا كنى

وَ اَشْهَدُ بِاَنَّكَ اَنْتَ اللّهُ الْواحِدُ الاْحَدُ الْمُتَفَرِّدُ الصَّمَدُ الْفَرْدُ وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ

وگواهى میدهم كه براستى تويى خداى يگانه يكتاى تنهاى بى نياز فرد، و بازگشت همه بسوى تو است

وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ

ودرود خدا بر محمد و اهل بيت پاك و پاكيزه اش باد

وَاغْفِرْ لى ذُنُوبى وَاسْتُرْ عَلَىَّ عيُوُبى وَافْتَحْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ رِزْقاً واسِعا

و بيامرز گناهانم را و بپوشان بر من عيبهايم را و باز كن براى من از نزد خود درى از رحمت و روزى فراخ

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ حَسْبُنَا اللّهُ وَ نْعِمَ الْوَكيلُ

اى مهربانترين مهربانان و حمد مخصوص پروردگار جهانيان است بس است ما را خدا و نيكو وكيلى است

وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

و جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى والاى بزرگ .

منبع:مهج الدعوات


 

 

>
تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مژده

مژده                                                  مژده

سادات محترم وخانواده های معظم شهدا

 

کتاب همنشینان مهتاب مروری بر زندگینامه ،وصیت نامه

 

،خاطرات 110 لاله ی در خون خفته ایل وتبارمان با تیراژ

 

1000جلد مجوز نشر گرفت وبزودی وارد بازار می شود  

>
تعداد بازدید از این مطلب: 19
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حكمت غيبت

 

حکمت غیبت

  باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.

 

   حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.

 

   اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.

 

   خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.

 

   دلیل دیگری که می توان برای غیبت ایشان قایل شد، کثرت گناه و عدم اتحاد و انسجام در میان مسلمانان جهان است، و دیگر، عدم شناخت و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن سرور که سبب تاخیر در ظهور می شود، و علت دیگری که می توان در مورد غیبت در نظر گرفت، عدم شایستگی و توبه عده ای از افراد و طلب نکردن آن حضرت از جانب خدای منان است، در واقع هر حرکت سویی، سبب تاخیر در ظهور می شود و هر چه غیبت به تاخیر افتد مصیبت و گرفتاریهای مردم جهان هم بیشتر خواهد شد.

 

   علت دیگری برای غیبت حضرت مهدی(عج) آزمایش همگان است که خداوند برای دوست و دشمن قرار داده است و بدون شک غیبت آن حضرت تا پایان آزمایشات الهی و احقاق نتیجه باقی خواهد ماند.

 

   در غیبت، نعمانی از محمد بن خلاد روایت می کند که گفت: از حضرت موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود:

                            « احسب الناس ان یترکوا ان یقولو وهم لا یفتنون »

« آیا مردم گمان کردند که (خداوند) آنان را به حال خود می گذارد که بگویند ایمان آوردیم و امتحانی هم ندهند؟ »

 

   سپس (حضرت از من در مورد این آیه شریفه پرسید) مقصود چه امتحانی است؟ عرض کردم: قربانت گردم به نظر ما مقصود آزمایش در امر دین است. حضرت فرمود: « مانند طلا امتحان می شوند؛ همچون طلا خالص می گردند.»

 

   روایت است: خداوند مرگ و حیات را قرار داده تا مردم را امتحان کند و معلوم شود کدام یک از بندگان از حیث عمل بهتر هستند. باید توجه کرد که بر سر دوراهی ها و تردیدها، آن که مخالف هوای نفس و نزدیک به رضای الهی است انتخاب شود؛ زیرا امتحان سنت الهی است و همه در دنیا امتحان می شوند حتی بندگان خوب خدا.

 

   حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:

   « و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»

   « تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»

 

امام جواد(ع) می فرمایند: « امام بعد از من، پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن(امام حسن عسگری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، گفته پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش می باشد (آنگاه امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، پسر او قائم و منتَظر است.

   گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.

 

   گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»

 

   در حدیث دیگر نقل شده است:

« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است: نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).

نشانه اش از حضرت نوح، طول عمر اوست.

نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.

نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.

نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.

نشانه اش از حضرت محمد(ص)، خروج او با شمشیر است.»

 

   حضرت قائم(عج) در نامه ای به سفیرش محمد بن عثمان این چنین می نویسد:

« اما در مورد علت غیبت، خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسایلی که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد ... هر یک از پدران من، بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشتند ولی به هنگامی ظهور خواهم نمود که بیعت احدی از طاغوت ها به گردنم نباشد.

    اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من ذر زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند، من امان برای اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان امان برای اهل آسمان است،

   در مورد مسائلی که به شما سودی نخواهد داشت پرسش نکنید و در مورد آنچه برای شما بیان شده، خود را به زحمت نیندازید و در رابطه با تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما نیز به آن بسته است و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.

 

>
تعداد بازدید از این مطلب: 34
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رحلت جانسوز امام خمینی

 یست و پنجمین سال از عروج ملکوتی رهبرکبیر انقلاب اسلامی،امام خمینی(ره) احیاگر اسلام ناب محمدی ، قافله سالار خونین پانزده خرداد و موسس حکومت دین مدار و مردم سالار می گذرد، اما همچنان یاد او و اندیشه های رهایی بخش آن پیر جماران، چنان بر دل و جان های آزادگان جهان و همه مسلمانان دنیا حکومت می کند که هر چه زمان می گذرد، عمق و ژرفای بیشتری می یابد .

امروز خداوند بزرگ را سپاس گذاریم که در پرتو اندیشه و مکتب سیاسی امام (ره)و در سایه ولایت و رهبری خلف صالحش حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مدظله العالی) و درک و بصیرت بالای پیروان ایشان، کشور عزیزمان به رغم محدودیت ها و تحریم های دولت خودکامه آمریکا ومتحدانش با عزت و سر افرازی، قدرتمند تر از گذشته به پیش می رود .

اینک بر خود لازم می دانیم تا ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) و قیام خونین 15 خرداد را به همه شما بزرگواران علی الخصوص همتباران فهیم و ولایتمدار سادات جلیل میرسالاری تسلیت و تعزیت عرض نماییم.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 72
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

 

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

>
تعداد بازدید از این مطلب: 46
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ذاکر اهل بیت سید بنیامین میرسالاری

 

>
تعداد بازدید از این مطلب: 83
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


میلاد حضرت ابوالفضل العباس مبارک

 

 

 

ولادت حضرت ابوالفضل,میلاد حضرت ابوالفضل,تولد حضرت ابوالفضل

حضرت ابوالفضل العباس نخستين فرزند از ازدواج حضرت امير المؤمنين على(عليه السلام) و ام البنين بود ايشان در روز چهارم شعبان  سال 26 هجرى در مدينه چشم به جهان گشودند.

 

 

 

ماجراى ازدواج على(عليه السلام) با ام البنين

قضيه ازدوادج مادر مكرمه اش ام البنين با حضرت على(عليه السلام) بدين گونه بود كه پس از شهادت حضرت زهرا(عليها السلام) على(عليه السلام) برادرش عقيل كه در علم نسب شناسى آگاهى كامل داشت و قبايل و خصلت هاى اخلاقى و روحى انها آشنا بود را به حضور طلبيد و از وى خواست كه براى آن حضرت همسرى شايسته و از قبيله اى كه اجدادش از شجاعان و دلير مردان باشند پيدا كند تا ثمره ازدواجشان فرزندانى شجاع و رشيد باشند پس از مدتى عقيل زنى از طايفه بنى كلاب را به حضرت معرفى كرد كه داراى آن ويژگى ها بود نامش فاطمه دختر حزام بن خالد بود و نياكانش همه از دليرمردان بودند. حضرت با وى ازدواج نمود و او نيز وظيفه مادرى و سر پرستى براى فرزندان حضرت زهرا(عليها السلام) را به عهده گرفت و آنان را چون فرزندان خود بلكه بيشتر از فرزندانش دوست مى داشت گويند وقتى وى را فاطمه صدا مى زدند وى گفت مرا فاطمه صدا نكنيد زيرا فرزندان با شنيدن نام فاطمه به ياد غم هاى مادرشان مى افتند و ناراحت مى شوند بلكه مرا خادم خود بناميد. و حضرت على(عليه السلام) ولى را ام البنين يعنى مادر پسران ناميد و به اين نام شهرت يافت.

 

تولد حضرت عباس

حضرت ابوالفضل نخستين فرزند از چنين بانوى با معرفت و حق شناسى بود تولد وى، خانه على(عليه السلام) و دل مولا را غرق نور و سرور ساخت وقتى كه به دنيا آمد حضرت على(عليه السلام) در گوش او اذان و اقامه گفت نام خدا و رسول خدا را بر گوش وى خواند و نام او را عباس قرار داد.

 

با آن كه اين نوزاد بسيار خوش منظر و زيبا بود به طورى كه وى را قمر بنى هاشم ناميده اند و به ماه شب چهارده تشبيه نموده اند و حضرت وى را به نام عباس نام نهاد و آن به اين علت بود كه عباس هم به معناى شير شرزه و خشمگين است و هم به معناى عبوس و چهره گرفته زيرا كه ايشان نسبت به ظالمان چهره اى خشمگين داشتند.

 

در روز هفتم تولدش گوسفندى را به عنوان عقيقه ذبح كردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

 

با آن كه هنگام تولد پدر خوشحالى مى كند، حضرت گاهى قنداقه عباس خردسال را در آغوش مى گرفت و آستين دست هاى كوچك او را بالا مى زد و بر بازوان او بوسه مى زد و اشك مى ريخت حضرت در پاسخ ام البنين نسبت به اين كار فرمود اين دست ها براى كمك و يارى به برادرش حسين قطع خواهد شد.

 

حضرت عباس در خانه على(عليه السلام) و در دامان مادر با ايمان وفادارش و در كنار امام حسين رشد كرد و درس هاى بزرگ انسانيت صداقت و اخلاق را فرا گرفت تربيت خاص امام على(عليه السلام) بى شك در شكل دادن به شخصيت فكرى و روحى اين نوجوان سهم عمده اى داشت روزى حضرت على(عليه السلام) عباس خردسال خود را نشاده بود و حضرت زينب(عليها السلام) هم حضور داشت امام به اين كودك عزيز گفت به بگو يك عباس گفت يك فرمود بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت شرم دارم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ام دو بگويم حضرت از معرفت اين فرزند خوشحال شد و پيشانى عباس را بوسيد.

 

شجاعت و شهامت عباس

دلاورى هاى اين نوجوان از زمان پدر بزرگوارش در جنگ هاى آن حضرت با مخالفين نمودار بود كه برخى جلوه هايى از شجاعت اين نوجوان را در جنگ صفين در تاريخ ثبت كرده اند. گويند: در يكى از روزهاى نبرد صفين نوجوانى از سپاه على(عليه السلام) بيرون امد كه نقاب بر چهره داشت و از حركات او نشانه هاى شجاعت، هيبت و قدرت هويدا بود از سپاه شام كسى جرأت نكرد به ميدان بيايد معاويه يكى از مردان سپاه خود به نام ابى شقاء كه دلاورى نام آور بود را گفت به جنگ اين جوان برو وى گفت اى امير شأن بالاتر از آن است كه جنگ وى بروم بلكه من هفت پسر دارم و يكى از آنها را مى فرستم تا او را از پاى درآورد وى يكى از پسرانش را فرستاد كه از پاى درآمد پسر بعدى اش را فرستاد كه او هم به سرنوشت برادر قبل دچار شد تا اين كه هر هفت پسر در نبرد با او كشته شدند و در اين هنگام پدر خود به ميدان كارزار آمد و پس از رد و بدل شدن ضرباتى چند ابن شعثاء نيز بمانند فرزندانش به هلاكت رسيد كه اين موجب تعجب حاضران شد حضرت على(عليه السلام) وى را فرا خواند و نقاب از چهره اش برداشت و پيشانى اش را بوسيد و در اين هنگام همگان ديدند كه اين نوچوان عباس بن على قمر بنى هاشم است.

 

و همچنين نقل كرده اند در جنگ صفين هنگامى كه سپاه معاويه بر آب مسلط بودند و سپاه اسلام در تشنگى به سر مى برد جمعى را در ركاب امام حسين(عليه السلام) فرستاد كه شريعه فرات را از سپاه دشمن پس بگيرند كه در اين جمع كه موفق به باز كردن راه آب براى سپاه اسلام شده بودند حضرت عباس نيز حضور داشت.

 

پس از مرگ معاويه كه حاكم مدينه مى خواست از امام حسين(عليه السلام) براى خلافت يزيد بيعت بگيرد سى نفر از جوانان بنى هاشم به فرماندهى حضرت عباس با شمشيرهاى برهنه بيرون خانه و پشت در ايستاده بودند و منتظر اشاره امام بودند كه اگر نيازى باشد مانع بروز هر حادثه اى شوند و اينان در تحت فرماندهى حضرت عباس قرار داشتند.

 

فضائل عباس

حضرت امام سجاد درباره حضرت عباس مى فرمايد: خداوند عمويم عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ايثار و فداكارى كرد و از جان خود گذشت چنان فداكارى كرد كه دو دستش قلم شد خداوند نيز به او همانند جعفر بن ابى طالب در مقابل آن دو دست قطع شده دو بال عطا كرد كه با آنها در بهشت با فرشتگان پرداز مى كند عباس نزد خداوند مقام و منزلتى بسيار بزرگ دارد كه همه شهيدان در قيامت به او غبطه مى خورد.

 

چنانچه شاعر نيز در اين باب مى گويد:

چون اقتدا به جعفر طيار كرده ايم    برد از ماست با پرِ جان در فضاى دوست

در پيروى زخط علمدار كربلاست    دوستى كه داده ايم به راه رضاى درست

 

امام صادق نيز در ستايش از حضرت عباس مى فرمايد:

عموى ما عباس داراى بصيرة نافذ و ايمانى استوار بود همراه امام حسين جهاد كرد و آزمايش خوبى داد و به شهادت رسيد.

 

علم عباس

وى تنها به عنوان يك قهرمان نامدار و دلاور مطرح نبود بلكه فضائل علمى، تقوايى او و دانش رفيع را از خردسالى از سرچمشه علوم الهى به دست آورده بود چنانچه برخى روايات اشاره به اين نكته دارند كه وى از زمان كودكى شروع به تغذيه علمى نموده است.

مقام فقهى او بسيار بالا بوده است و در نزد راويان مورد وثوق و اعتماد بوده است و از جهت پارسايى در درجه بالا قرار داشت چنانچه برخى از رجاليون درباره ايشان گفته اند: عباس از فقيهان و دين شناسان اولاد ائمه بود، عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود و ديگران نيز وى را اين گونه تعريف نموده اند كه عباس از بزرگان و فاضلان فقهاى اهل بيت بود بلكه وى عالم استاد نديده بود.

 

حضرت عباس و امام حسين(عليهم السلام)

حضرت عباس همان جايگاه را نسبت به امام حسين(عليه السلام) داشت كه حضرت على نسبت به پيامبر(صلى الله عليه وآله)داشت ايشان پشتوانه و تكيه گاهى براى امام حسين بودند چنانچه امير المؤمنين چنين جايگاهى را نسبت به پيامبر داشت.

 

عباس همان طور كه على(عليه السلام) هميان نان و خرما به دوش مى گرفت و براى مستمندان مى برد او نيز به اتفاق برادرش حسين(عليه السلام) بسيارى از گرسنگان مدينه را سير مى كرد عباس همچنانكه على كه باب حوائج دربار پيامبر بود و هر كس رو به ساحت ايشان مى كرد اول على(عليه السلام) را مى خواند وى نيز باب حوائج آستان امام حسين بود و هر كس براى رفع حوائج به دربار حسين مى شتافت عباس را مى خواند.

 

عباس مانند پدر كه در بستر پيغمبر خوابيد و فداكارى كرد در روز عاشورا براى اطفال و آوردن آب فداكارى كرد.

 

القاب حضرت عباس

براى ايشان 16 لقب شمرده اند كه هر كدام جلوه اى از فضائل، كرامات و عظمت وى را نشان مى دهد و ما برخى از آنها را برمى شمريم.

 

1 ـ عباس: چون مثل شير حمله مى كرد دلير بود ترس در دل دشمن مى ريخت و فريادهاى حماسى اش لرزه بر اندام حريفان مى افكند.

 

2 ـ ابوالفضل: نام پسرش فضل بود و هم اين كه وى پدر فضيلت و خوبى ها بود و فضل و نيكى زاده او و مولود سرشت پاكش بود.

 

3 ـ ابوالقربه: (پدر مشك) به خاطر مشك آبى كه بر دوش مى گرفت و از كودكى ميان بنى هاشم سقايى مى كرد.

 

4 ـ سقا: به خاطر اين كه آب آور تشنگان بخصوص در سفر كربلا بود.

 

5 ـ قمر بنى هاشم: وى در ميان بنى هاشم زيباترين و جذاب ترين چهره را داشت و چنين ماه درخشان در شب تار مى درخشيد.

 

6 ـ باب الحوائج: آستان رفيعش قبله حاجات و توسل به آن حضرت بر آورند و نياز دردمندان است.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ایت الله روضاتی

 

کتاب شناس و نسخه شناسی که عالم علم انساب بود/ روابط آیت الله روضاتی با امام موسی صدر

فرهنگ > دین و اندیشه - آیت الله سید محمدعلی روضاتی در خانواده ای اهل علم و روحانی متولد شد و نسب این خانواده به 'سید محمدباقر خوانساری اصفهانی' صاحب کتاب 'روضات الجنات' باز می گردد.
 

حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان ، محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به علاقه در علوم رجال، شرح حال و تحقق آثار گذشتگان، گفت: این عالم دینی در علم انساب بی نظیر بود.

وی تصریح کرد: خاندان روضاتی خاندانی اصیل، شریف و شناخته شده و اهل علم بوده و هستند. این محقق تاریخ اسلام گفت: آیت الله روضاتی اهل کتاب و نسخ خطی بودند و چندین سال در قم به فراگیری علوم دینی پرداختند.

وی گفت: امام موسی صدر از دوستان آیت الله روضاتی بودند و تا موقعی که در ایران بودند با این عالم دینی رابطه علمی و دوستانه داشتند.

حجت الاسلام جعفریان با اشاره به تلاش های آیت الله روضاتی در باره نسخ قدیمی و خطی به ویژه کتاب روضات الجنات، افزود: بیشترین تخصص آیت الله روضاتی علم رجال، انساب و شرح حال بود. وی اظهار داشت: آیت الله روضاتی در این علوم زحمات زیادی کشیدند که اینک دست نوشته های ایشان به صورت خطی موجود است.

نویسنده کتابهای تاریخ اسلام گفت: آیت الله روضاتی به عنوان محققی در جهان اسلام علاقه فراوانی به نسخ خطی داشتند و چندین جلد فهرست نسخ خطی را به نگارش درآورده اند. وی حمایت از محققان را از ویژگی های آیت الله روضاتی برشمرد و اظهار داشت: بسیاری از عالمان و دانشمندانی در قم حضور دارند که در زمینه های تصحیح آثار فقهی از راهنمایی و حمایت های آیت الله روضاتی بهره مند شدند.

این پژوهشگر تاریخ اسلام افزود:یکی از تخصص های آیت الله روضاتی در زمینه نهج البلاغه و نسخ خطی آن بود.

وی با اشاره به درج نام 'شیخ آقا بزرگ تهرانی' در کتاب 'الذریعه' از آیت الله روضاتی، گفت: وی یادداشتهایی بر کتاب الذریعه نوشته اند که در دوجلد به چاپ رسیده است.

حجت الاسلام جعفریان تصریح کرد: این محقق دینی بیش از 50 سال یادداشت هایی بر کتاب 'طبقات الاعلام الشیعه' نوشتند که بتازگی در قالب یک کتاب توسط انتشارات مجلس شورای اسلامی به چاپ رسیده است.

وی تصریح کرد: آیت الله روضاتی در دو کتاب خود با عنوان 'دو گفتار' مقالات پژوهشی بسیار را تالیف کرده اند که برای برخی از آنها 50 سال تحقیق کرده اند.

این محقق تاریخ اسلام گفت: آیت الله روضاتی در کتابهای خود دقت فراوانی داشتند که مبادا از نظر نگارشی و تحقیق یک کلمه کم یا زیاد شود.

وی تصریح کرد: اگر یادداشت ها، حواشی و نکاتی که این عالم دینی بر کتاب های چاپی نوشته اند و در جاهای مختلف به نگارش درآورده اند به صورت یکجا جمع شود بالغ بر 20 جلد کتاب قطور خواهد شد.

پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به ویژگی های اخلاقی و تقوایی آیت الله روضاتی گفت: این عالم دینی فردی باایمان، اهل پژوهش، کتاب دوست و کتاب شناس و دارای ارتباطات قوی مردمی بود.

وی تصریح کرد: آیت الله روضاتی بیش از اینکه در بین مردم شناخته شده باشند به واسطه چهره علمی که داشتند در بین محققان دارای جایگاهی بزرگ هستند و با بزرگانی چون آیت الله استادی و آیت الله شبیری زنجانی همواره ارتباطات علمی و دوستانه داشتند.

وی با بیان اینکه آیت الله روضاتی در علم فقه دانش خوبی داشتند، تصریح کرد: تخصص این عالم ربانی انساب و رجال و همچنین نسخ خطی بود و در این زمینه دقتی بسیار بالا داشتند.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عالم انساب

 

مرحوم آیت الله بروجردی در علم انساب و شناخت دقیق وکامل سلسه سادات نیز استادی مبرز و صاحب نظر بودند. آنچه ایشان در رسالۀ انساب خاندان خود نوشته اند، و خداوند توفیق ترجمه آن را به نویسنده داده است، گواهی بر این معنی و دور نمائی از این واقعیت است. نه تنها انساب سادات و علویان، بلکه انساب بسیاری از علمای بزرگ را نیز به خوبی در ذهن داشتند، و گاهی در خلال درس به مناسبت ها اظهار می کردند و اهل اطلاع چنان که باید درک می نمودند.

 

به یاد دارم در یکی از سالهای بین 1328 تا 1330 شمسی بود که در طبقه فوقانی مدرسۀ فیضیۀ طرف دست چپ ورودی از میدان آستانه، جنب حجرۀ استاد شهید مطهری، مجلس جشنی گرفتند. گفتند مجلس به خاطر این است که آیت الله بروجردی می خواهد عمامۀ سیاه به سر آقای میرجهانی اصفهانی بگذارد که تا آن موقع (به سن شصت سالگی) شیخ بوده و عمامه سفید بر سر داشته است!

 

من هم در آن مجلس حضور داشتم. نخست مرحوم حاج انصاری واعظ مشهور قم دربارۀ نسب عالی سادات بازماندگان دودمان حضرت رسول اکرم (ص) سخن گفت که پیغمبر فرموده است«لعن الله داخل النسب ولعن الله خارج النسب» ....، و در پایان اعلام  داشت که بر حضرت آیت الله بروجردی ثابت شده است که آقای میرجهانی سید هستند، وباید عمامه سیاه که علامت سادات است به سر بگذارند.

 

آن گاه مرحوم آیت الله بروجردی طی شور و هیجان حضار عمامۀ سفید را از سر آقای میر جهانی برداشتند، وعمامه سیاه به سر او گذاشتند، وبه دنبال آن صدای صلوات حاضران مجلس که همه از علما و فضلا وطلاب علوم دینی بودند برخاست. مرحوم میرجهانی تا سالها بعد در قید حیات بود. به تهران آمد، و با همان عمامۀ سیاه در میان مردم شناخته می شد و اهل فضل و حال بود. کتابهائی هم تألیف کرده و چاپ و منتشر شده است.

 

آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در رابطه با علم انساب آیت الله بروجردی می گویند:«ناگفته نماند که آن فقیه بزرگ اسلام، در علم انساب نیز، محقق ومتبحر بود، چنان که در مورد شجرۀ یکی از سادات عالیقدر، در خارج از ایران، بعضی از علمای انساب عامه، تشکیک یا رد کرده بودند و ایشان با اطلاع وسیعی که از این علم داشتند، محققانه شبهه را رفع نمودند. دریک جریان عجیب دیگر نیز، ایشان از حفظ، شجرۀ انساب چند سلسله از سادات را تا آن جا که به هم متصل می شوند از حفظ خوانده بودند».

>
تعداد بازدید از این مطلب: 76
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عکس/ دستخط منسوب به امام حسین(ع)

 ارسال به دوستان

 
 

مصحف منسوب به امام حسین(ع) از آیه 72 سوره کهف تا آخر سوره طه را شامل می‌شود و روی پوست آهو به خط کوفی نگاشته شده است.

خبرگزاری فارس: عکس/ دستخط منسوب به امام حسین(ع)
  •  
  •  

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، در سوم شعبان سال چهارم هجری، دومین فرزند گرامی امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) متولد شد.

بر اساس روایات اسلامی، این امام همام همچون پدر و جد بزرگوارش از خط خوشی برخوردار بود.

تصویری که مشاهده می‌شود، قرآن منسوب به دستخط مبارک حضرت سیدالشهدا(ع) است که روی پوست آهو به خط کوفی جلی نگاشته شده است:

 

 

این مصحف شریف از آیه 72 سوره کهف تا آخر سوره طه را شامل می‌شود. صفحه نخست این قرآن دارای مُذهّب و در صفحه آخر آن رقم مبارک «کتبة حسین بن علی» کتابت شده است.

مصحف شریف منسوب به امام حسین(ع) هم‌اکنون در کنار 75 نسخه دیگر خطی از قرآن کریم در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.


>
تعداد بازدید از این مطلب: 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حجاب

>
تعداد بازدید از این مطلب: 102
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در سالگرد شهادت استاد مطهری رحمت الله علیه و روز بزرگداشت مقام استاد، مدیر و تعدادی از مدرسین مدرسه علمیه امام جعفر صادق علیه السلام، جهت پاسداشت مقام شامخ استاد، با استاد گرانقدر و پیشکسوت حوزه، حضرت آیت الله سید محمود میرسالاری، دیدار کردند. گفتنی است که این استاد برجسته، بیش از نیم قرن، عمر با برکت خود را صرف تربیت طلاب در سطوح مختلف نموده و هم اکنون بیش از دو سال است که در اثر بیماری خانه نشین شده است.سید محمود میرسالاری سید محمود میرسالاری

>
تعداد بازدید از این مطلب: 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آموزش پس انداز کردن به کودکان

.

 

مسئه ای قدیمی که همیشه برای افراد فقیر وجود داشته این است که آنها به دلیل داشتن پول کم که در حد مخارج زندگی آنها نیست قادر به کردن آن نیستند. آیا شما فکر می کنید این قضیه درست است؟

آموزش پس انداز کردن به کودکان

آمریکا یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و کمتر از ۵۰ درصد آنها تا کنون یا پس اندازی ندارند یا مقدار کمی بازنشستگی در حساب خود دارند. اگر شما فردی خوش شانس باشید و در سن ۲۵ سالگی کار خود را آغاز کنید, در سن ۶۵ ساگی شانس شما برای پولدار شدن یک به صد می باشد و اگر شما فوق العاده خوش شانس باشید در سن ۶۵ سالگی جزء ۶۳% افرادی هستید که زندگی روزمره خود را به وسیله موسسه خیریه و کمک دوستان و خانواده می گذرانید. اگر شما درده ی بیست قرار دارید و بگونه ای زندگی می کنید که هر شش ماه مایل به خرید یک تلفن هوشمند هستید و یا میخواهید پول خود را صرف خریدن ردیف جلو کنسرت گروه موردعلاقه تان کنید ,امار ها و اعداد شما را حمایت نخواهند کرد.

یکی از دلایل این مشکل شاید این باشد که شما هیچگاه یاد نگرفته اید چگونه پول خود را کنید و یا اینکه چگونه در آغاز کار به موارد ساده و بی اهمیت بی توجه باشید و دیسیپلین زندگی خود را افزایش دهید. این موارد به دریافتی شما ربطی ندارد اما به اینکه چگونه از پولهای دریافتی خود مراقبت می کنید مربوط می شود. به علاوه این مورد به مسولیت پذیری شما مربوط می شود که چگونه گامهای کودکانه ای در ابتدا بردارید و زندگی خود را در آینده محکم تر کنید. اگر شما در دسته ی والدین هستید، می توانید بهترین معلم برای خود باشید. از طرفی اگر شما یک زندگی بدون برنامه در زمینه اقتصادی داشته باشید  فرزندان شما افرادی بی مسولیت در برابر پولهایشان هستند.  به جای خواندن نکته هایی برای پیشرفت عادات کردن از سنین اولیه به کودکان خود عادات کردن پول را آموزش دهید.  دانشگاه استانفورد الگوی ساده ای را برای فهماندن اینکه چگونه مداخله فرزندان می تواند به آنها در کردن کمک کند و از ریسک به دورشان کند , طراحی کردند.  در اینجا راه حل های ساده ای وجود دارد که باعث می شود به کودکان خود کمک کنید چگونه کنند و برای زندگی خود برنامه ریزی کنند.

۱) کار خود را با کردن ۵۰ درصد از پولهایی که فرزندانتان به عنوان هدیه دریافت می کنند شروع کنید. بانک های خیلی زیادی برای پول وجود دارد. یکی از آنها را در نزدیکی خود پیدا کنید و شروع به گذاشتن پول فرزندتان در آن بکنید.

۲) با فرزندان خود بازیهای اجتماعی که با پس انداز کردن در ارتباط است انجام دهید. یک پاکت ایجاد کنید و از آنها بخواهید بخشی از پول خود را در ان بگذارید.

۳) زمانی که شما در حال بودجه بندی برای خانه هستید فرزندان خود را در این کار مشارکت دهید و اهمیت این موضوع را برای آنها روشن کنید.

۴) هر چیزی را که فرزندان خود درخواست میکنند برایشان تهیه نکنید . درخواست آنها را به تاخیر بیندازید.

۵) فرزندان خود را به راه ندازی یک تجارت کوچک در محله و یا مدرسه تشویق کنید.

به یاد داشته باشید که اگر والد هستید می توانید نقش مهمی در زندگی اقتصادی کودکانتان داشته باشید. هر چه شما مسولیت پذیر تر باشید فرزندانتان آینده ی بهتری خواهد داشت.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 102
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نرم افزار حافظ


همزمان با نمایشگاه کتاب تهران؛
نرم‌افزار چندرسانه‌ای حافظ رونمایی می‌شود خبرگزاری رسا ـ مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور از رونمایی نرم‌افزار چند رسانه‌ای جامع حافظ همزمان با نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام سید مسعود میرسالاری، مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور در نشست خبری نرم‌افزار دانشنامه چندرسانه‌ای حافظ که پیش از ظهر امروز در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی برگزار شد، گفت: طراحی نرم‌‌افزار «دانشنامه چند رسانه‌ای حافظ» حاصل هفت سال پژوهش و تحقیق کارشناسان بوده است.
وی با بیان این که  در این هفت سال به دنبال تولید نرم‌افزار ملی بوده‌ایم، افزود: این امر با نگاهی نو، ابعاد تازه‌ای از کار پژوهشی و شناخت شخصیت حافظ و دیوان او را پیش روی ما قرار داد.
مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور اظهار داشت:  پژوهشگران از این پس می‌توانند به کمک این نرم‌افزار، در ابعاد وسیع‌تری نسبت به شناخت شخصیت و غزل‌های حافظ کارهای تحقیقاتی انجام دهند.
حجت‌الاسلام میرسالاری با اشاره به این که برای نخستین بار صحیح‌خوانی، دقیق‌خوانی و فارسی‌خوانی در این نرم‌افزار مورد توجه قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: نکاتی همچون تکیه بر غزل‌ها، تأکید بر کلمات و شیوه ترکیب واژه‌ها و نیز خواندن صحیح الفاظ از جمله این موارد هستند.
مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور افزود: نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ برای تمام سطوح علمی از ابتدایی تا تحصیلات عالی و اساتید برجسته علم و ادب طراحی شده است و همه افراد جامعه به نوعی مخاطب این رسانه هستند و به گونه‌ای این نرم‌افزار عمومی و  تخصصی است.
وی  با بیان این‌که سرعت و دقت در پژوهش برای همه اندیشمندان و دانشجویان ره‌آورد این اثر ارزنده است، گفت: علم روز در طراحی این نرم‌افزار به کمک طراحان آمده و هنر شعر را به راحتی در اختیار مخاطبان قرار داده است.
حجت‌الاسلام میرسالاری ابراز داشت: یکی از اولویت‌های طراحی این نرم‌افزار برای طراحان  فارسی‌خوانی بوده است  و ادای کلمات به سبک دقیق در این نرم‌افزار جامع حافظ مورد تأکید قرار گرفته است.
وی با اشاره به این‌که نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ دارای ویژگی‌ها و قابلیت‌های بسیاری است، تصریح کرد: متن کامل دیوان حافظ، نمایش غزل‌ها و سایر اشعار به خط نستعلیق همراه با فونت‌های رایانه‌ای دیگر، قابلیت قرائت و روایت‌خوانی صحیح تمام ابیات دیوان با صدای استاد آهی و زیبایی‌خوانی 15 نفر از گویندگان صدا و سیما و شرح گویای استاد آهی بر هر غزل و بیان ظرایف شعری ابیات برخی از ویژگی‌های این نرم‌افزار است.
مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور در ادامه افزود: 9 ترجمه به زبان‌های مختلف همچون عربی، انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، ترکی آذری، ترکی استانبولی، فارسی و تاجیکی، بارگذاری متن 15 شرح و تفسیر برجسته نگاشته شده در طول هفت قرن اخیر و امکان بازبینی غزلیات و ابیات مرتبط  با آیات و روایات را از دیگر قابلیت‌های نرم‌افزار چندرسانه‌ای حافظ عنوان کرد.
وی با بیان این‌که نرم‌افزار چندرسانه‌ای حافظ شامل متن کامل 140 جلد کتاب مرتبط با حافظ است، اظهار داشت: در این نرم‌افزار فونت استاندارد مورد استفاده قرار گرفته و مشکلات انتقال متون را برطرف کرده است.
حجت‌الاسلام میرسالاری با اشاره به این‌که قرائت، تفسیر و ترجمه کامل آیات قرآن در نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ پیش‌بینی شده است، گفت: شرح گویای استاد آهی بر هر غزل شامل 200 ساعت صدا از دیگر ویژگی‌های نرم‌افزار چندرسانه‌ای حافظ است.
وی ارائه فرهنگ‌نامه‌، اصطلاح‌نامه‌ و واژه‌نامه را از دیگر بخش‌های نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ عنوان کرد و افزود: ویژگی دیگر این نرم‌افزار تعریف و توضیح آرایه‌های ادبی مورد استفاده از غزل‌های حافظ است.
مدیر پروژه‌های ادبیات فارسی مرکز نور با بیان این‌که بخش کتاب‌نامه مرتبط با دیوان حافظ این نرم‌افزار شامل 2هزار و 300 کتاب است، ابراز داشت: امکان بازسازی غزل‌ها در بیش از 50 نسخه خطی موجود در موزه‌های سراسر دنیا از دیگر امکانات نرم‌افزار جامع چند رسانه‌ای حافظ است.
حجت‌الاسلام میرسالاری ارائه بیش از 130 هزار فیش به صورت فعالیت‌های موضوعی برای کاربران را از دیگر قابلیت های نرم‌افزار چندرسانه‌ای حافظ برشمرد و گفت: این فعالیت‌های موضوعی حاصل چهار سال کار مرکز حافظ شناسی و دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز است.
وی با اشاره به این‌که فالنامه حافظ یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که در این نرم‌افزار گنجانده شده، خاطرنشان کرد: نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ از سوی هشت نفر از اساتید ادبیات ایران مقدمه‌نویسی شده و امکان چاپ، یادداشت‌برداری و صوت زمینه هم برای آن در نظر گفته شده است.
مدیر پروژه تولید نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ با بیان این‌که نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی و عرضه خواهد شد، اظهار داشت: با توجه به تلاش‌های فراوانی که برای تولید این نرم‌افزار صورت گرفته پیش‌بینی استقبال گسترده از آن را داریم.
وی خاطرنشان کرد: 10 جلد از کتاب‌ها و بیانات علامه طباطبایی در مورد حافظ هم در این نرم‌افزار وجود دارد و هدف از آن توضیح و تبیین صحیح دیوان این شاعر گرانقدر است.
حجت‌الاسلام میرسالاری با بیان این‌که در بخش نگارخانه نرم‌افزار چند قطعه فیلم، صدا و بیش از هزار تصویر از جلسات حافظ‌خوانی در شیراز و مقبره این شاعر بزرگ وجود دارد، گفت: نرم‌افزار چند رسانه‌ای حافظ به صورت جداگانه برای گوشی‌های هوشمند طراحی شده و در قالب بسته‌ای واحد عرضه خواهد شد./907/پ201/پ
/ پايان خبر /

>
تعداد بازدید از این مطلب: 105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


قطره ای از دریای حیات طیبه شیخ الطائفة آیة الله العظمى میرزا محمد طهرانى

 

 

 


آیت الله العظمى میرزا محمد فرزند ملا رجبعلی است وملا رجبعلى فرزند حسن.

میرزا در ماه شعبان سال 1281ق در محله پاچنار تهران دیده به جهان گشود (یعنی 159سال قمری و 145 سال شمسی پیش).

وى در سن 6 سالگی  یعنی 1287ق، از نعمت پدر محروم شد وتحت تکفل دائیش علامه سید زین  العابدین فرزند ابو القاسم طباطبائی مشهور به سید آقا قرار گرفت. سید  او را به جهان علم وفضیلت واخلاق رهنمون نمود .

میرزا محمد در سال 1290 ق همراه با مادر ودائیش به جوار ابوالائمه حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(ع) پناهنده شد و به خاطر مناسبات وارتباطات میان دو خانواده، در خانۀ مجدد شیرازی کبیر، آیة الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی در نجف اشرف، اقامت نمود.

 هنگامى که مجدد شیرازی بنا به وظیفه،  آهنگ مهاجرت به سرمن رأی (سامراء) نمود ، میرزا محمد به همراه خانواده به او محلق شد و به دلیل حسن تدبیر وکیاست مادر میرزا محمد که بانویى با تقوى و دانشمند بود ، میرزای برزگ امور وشؤونات خانه خود را به  این بانوى گرامى  واگذار نمود.

در این مورد خلف صالح میزرا محمد ، علامه آیت الله سید مرتضى عسکری می فرمایند : " از ما جراهای شگفت انگیز آنکه مادر میرزا محمد به دلیل برخورداری از هوش وذکاوت سرشار وتحصیلات قرآنی وآشنایى به علم حساب که در آن زمان اندکی از مردم به آن آگاه بودند، این بانوى مکرم  ناظر بیت ومسؤول امور مالی میرزای شیرازی می شود . علویه ناظر مادر میرزا محمد از پنجره اتاق مجاور اتاق بحث مجدد بزرگ، استفتائات مردم را می گرفتند وبه خدمت آقا می رساندند وجواب ایشان را به مقلدین می دادند، وسرپرستی خاندان میرزای بزرگ را نیزبه عهده  داشتند ".

میرزا محمد در دامان مجدد شیرازی کبیر پرورش یافت و میرزای بزرگ او را ما نند یکی از پسران خود تربیت نمود وبه همین خاطر در اوائل به « میرزا محمد ربیب» معروف بود .

مجدد شیرازی بزرگ از سال 1300 ق تا زمان وفاتش 1312 ق درس ویژه ای را برای میرزا محمد وفرزندش علی آقا در علم توحید و اصول فقه اختصاص دادند، علاوه بر این میرزا محمد در دروس عمومى وخصوصى میرزای بزرگ نیز شرکت می کرد.

میرزا محمد پس از وفات میرزا محمد حسن شیرازی بزرگ به درس وبحث میرزا محمد تقی شیرازی روی آورد . وی همچنین علوم حدیث ودرایت را درمحضر حاج میرزا حسین نوری صاحب مستدرک وسائل الشیعه  خواند و از بحث اخلاق معروف ومشهور مولا حسین قلی همدانی بمدت یکسال کسب فیض نمود که این دوره نقطه عطفى درزندگى  میرزا محمد محسوب می شود وآثار شگرفی بر جانش برجاى میگذارد ،  به همین دلیل  میرزا محمد همیشه با افتخار ازسیره وسلوک وزهد وتقوای استاد خود یاد می کرد .

میرزا محمد از کودکی در سال 1292 در سامراء سکونت داشت که همه اوقات خود را با جدیت وتلاش خستگی نا پذیر در دامان استادانش میرزای شیرازی بزرگ و دیگران  به تحصیل علوم  پرداخت و مصداق تام وتمام فردى بود که از این گذرگاه برای جایگاه جاودانیش توشه های فراوان برداشت .

به امید آن که بازماندگان صالح او ادامه دهندگان علمى و عملى راه او باشند،  ان شاء الله .

                                                      هیئت تحریریه مجله پیوند آل محمد (ص)

 


سبب پیدایش این نوشته

عزیزی از منسوبین اقدام به تهیه نسب‌نامه خاندان آل محمد (یعنی فامیل میرزا محمد تهرانی) نموده است از این بنده ناچیز خواست تا شرحی هرچند مختصر از زندگینامه میرزا محمد تهرانی را تهیه نمایم تا در صدر نسب نامه قرار بگیرد.

این بنده برای چنین موضوعی بضاعتی در خود کار در دست نداشتم ومگر می‌شد یک قرن زندگی میرزا را در صفحه‌ای چند گنجاند که نکنجد بحر را در کوزه ای .

اما بالاخره با کنکاش و تلاش بسیار و با مدارکی هرچند اندک که در اختیار بود بر آن شدم که شرحی هرچند مختصر از مدارک موجود و دیده‌های عینی خود فراهم آورد.

و اکنون این نوشتار که ذره‌‌‌ای از خروار خواهد بود بخشی از زندگینامه میرزا محمد تهرانی است که به‌مدت یک قرن زیست و در دوران پر طلاطم و فراز ونشیب زندگی خود ناظر حوادث بسیار بود و از بخت خرم خویش تمامی عمر پر برکت خود را در راه پاسداری ازحریم پر حرمت دو امام همام (یعنی امام هادی و امام عسکری‹ ع› ) در شهر سامرا صرف کرد و سرانجام سر در خاک همان عتبه مقدسه گذارد و در همان حرم بهشت آسا و در کنار امامان خود آرامید ...

 

 مردی از تبار فرزانگان

اگر پدیده بنگری در می‌یابی که الطاف خداوندی را ارزان نمی‌فروشند که خداوند در کارگاه هستی خویش می‌سازد و می‌شکند و اندک داند کند کسانی که مورد مهر حکیم علی الاطلاق قرار می‌گیرند که خود فرموده است ‹‹ ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء ››

حال چرا و چگونه است که آن حسن منظر را بهجه نمی‌نمایاند و آن خط و خال را در وجود همگان به‌ودیعت نمی‌گذارد که این خود از اسرار خلقت است که همگان را همه چیز نمی‌دهد. یکی را بوجهل می‌سازد یکی را محمد (ص) آن دیگری را علی (ع) می‌سازد و آن یک را حکم .

خلق می‌آیند و می‌روند و این کاروان‌ را کاروان‌‌سالار راهنما و راهبر است .

اما در همین کاروان بی سر آغاز و بی سرانجام گه‌گاهی در شبی تار از گوشه‌ای برقی می‌جهد و موسائی در میان راه نوری را می‌بیند و فریاد می‌زند‹‹ إنی آنست ناراً››

وخد این همان پرسش بی پاسخی است که من و تو درگیر آنیم .

او ترا می‌سازد و بر تو راهنما می‌گذارد اما چرا جلوه حسن خویش را به‌همه نمی‌نمایاند  و از عشق‌بازی با تو سر باز می‌زند .

این پرده نشین کوی عشق چگونه است که گاه و بی‌گاه دری را می‌زند و غباری از گرد راه خویش نثار ذات و هستی می‌کند و تو می‌شوی خلیفة راستین او که راه را خوب می‌بینی و خوب می‌شناسی و به‌جای چشم سربزاران ، چشم دل به تو می‌بخشد و تو را نظر باز عشق خویش و خلیل و حکیم و روح و حبیب خود می‌سازد.

 

آنگاه است که گوش تو برای شنیدن راز هستی از پشت پرده خلقت آماده می‌شود وتو در اینجا محرم حریم شده‌ای وساکنان حرم ستر وعفاف ملکوت با تو همره وهم‌نشین وهم‌راز شده‌اند .

 دیگر حیات او وتو قرب است، همه عشق است، همه منظر است، همه دیدار است.

چرا که او تو را خواسته و در یک شب مبارک یک شب قدر رحیق نظر را در گلوی تو می‌فشارد و تو را شرح صدر می‌دهد و براث عباد الرحمن را بتو اهدا می‌کند و شیخی که مکتب نرفته سید کون می‌سازد.

پس از این مقدمه می‌پردازیم بما نحن فیه (یعنی موضوع زندگی‌نامه مرحوم میرزا محمد تهرانی) .

پس ازمدتی کنکاش به مدرکی دست یافتم که (آقابزرگ تهرانی) صاحب : دائرة المعارف بزرگ شیعه ‹‹ الذریعة إلی تصانیف الشیعة ›› آن را به‌رشته تحریر در آورده بنام ‹‹ هدیة الرازی إلی المجدد الشیرازی›› کتاب با تمام اختصار گویای مطالب بسیار ایت که زندگی میزرای بزرگ شیرازی را در نجف و سامراء در بر دارد و همه عالمان و طالبان معرفت را که در حوزه علمیة سامراء و در محضر میرزای شیرازی حاضر شده‌اند یاد می‌کند از جمله کسانی که در سن 10 سالگی از نجف به شهر سامراء مهاجرت کرده همین میرزا  محمد تهرانی است .

آقا بزرگ تهرانی با اختصار بسیار از میرزا محمد در این کتاب یاد می‌کند. ما در اینجا همان مختصر از ماجرای زندگی میرزا محمد را ازهمان کتاب ‹‹ هدیة الرازی›› عیناً می‌آوریم و پساز
آن دیده‌های عینی خود را که به‌مدت بیش از دو دهه با آن بزرگوار همراه بودیم ذکر خواهیم کرد.

آقابزرگ تهرانی در کتاب « هدایة الرازی » در باره میرزا محمد تهرانی می‌نویسد :

{( در شعبان سال 1281 هـ.ق در تهران در کوی پاچنار بدنیا آمد ، پدرش در سال 1287 هـ.ق چشم از دنیا فروبست و این سال همان سال قحطی عراق و سال زیارت ناصر الدین شاه قاجار از عتبات بوده.

میرزا محمد همراه بادائی خود بنام سید زین العابدین مشهور به سید آغا و مادرش در سال 1290 هـ.ق به نجف مشرف شد و در سال 1292 هـ.ق به‌همراه آن دو یعنی مادر و دائی خود به سامراء مهاجرت کرد. (این سال همان سالی است که میرزای بزرگ از نجف عازم سامراء شده و تا آخر یعنی سال 1312هـ.ق در همان شهر اقامت داشته است.)

از ماجراهای شگفت آنکه مادر میرزا محمد، ناظر خانه میرزا می‌شود او هم با مادر در خانه میرزا زندگی می‌کرده و بدین جهت در امان خود میرزا سال‌ها پرورش یافت .

میرزا محمد از 1300 هـ.ق تا زمان وفات میرزای شیرازی در درس مخصوص که میرزای بزرگ برای میرزا محمد و فرزندش میرزا علی آغا گذاشته بود شرکت می‌کرد. پس از مدتی حاج میرزا محمد پسر دیگرمیرزای شیرازی وسید ابراهیم تهرانی نیز در این بحث شرکت کردند.

بعد از وفات میرزای شیرازی، میرزا محمد تهرانی از استاد ما میرزا محمد تقی شیرازی بهره گرفت وی علوم حدیث را از استاد دیگر ما علامه نوری آموخت او تا امروز درشهر سامراء ساکن است و به تألیف و تصنیف اشتغال دارد. وی با دختر دائی خود یعنی دختر سید آغای مذکور که در سال 1298 هـ.ق در شهر سامراء به‌دنیا آمده بود ازدواج کرد. )} :

این مختصر همانست که عیناً از کتاب هدیه الرازی در اینجا آورده شد و آنچه که از این پس قلمی می‌شود از خود اینجانب علی مشتاق عسکری فرزند آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی و نوه دختری میرزا محمد تهرانی است که به‌مدت بیش از 25سال با آن بزرگوار همزیستی داشته است.

از کار و پیشه پدر میرزا محمد تهرانی اطلاع روشنی در دست نمی‌باشد، و گویا پدر به‌کار و پیشه سرگرم بوده است .

در اینجا این پرسش مطرح است که چرا وچگونه این خانواده عزم مهاجرت به‌عراق را کرده

و چگونه سر از خانة میرزای شیرازی در‌آورده است .

گمان می‌رود که سید زین العابدین تهرانی معروف به سید آغا که دائی میرزا محمد بوده پس از زعامت میرزای شیرازی عهده دار گرد آوری وجوهات در ایران بوده که پس از مهاجرت به نجف به‌همراه میرزای شیرازی (میرزای بزرگ) به سامراء رفته و خواهر همین سید زین العابدین مشهور به سید آغا مسئولیت خطیر مالی خانه میرزا را عهده دار می‌شود و از این به بعد این خانم (یعنی مادر میرزا محمد) را علویه ناضر می‌خوانند.

چنانچه گذشت میرزا محمد تهرانی در خانه میرزای شیرازی نشو و نما می‌کند و از سن 9 سالگی تا عنفوان جوانی ناظر همه رویدادهایی است که در زیر لوای زعامت بزرگ و خطیر میرزای شیرازی بر شیعیان به‌وقوع می‌پیوسته است

سرنوشت کودک نه ساله که دست تقدیر او را در سن هفت سالگی یتیم کرده است با زندگی معنوی و علمی و موج‌های اقیانوس بی‌کران معرفتی میرزای شیرازی گره می‌خورد و این همان الطاف غیبی است که خداوند قرعه فال نظر بخشی رابنام اواز کتاب من حیث لایحتسب بیرون آورده و او را سزاوار عباد الرحمانی می‌سازد.

وی در سن نوجوانی در درس مخصوص میرزای شیرازی شرکت می‌کند و از درخت تنومند و پر ثمرة حکمت و معرفت آن بزرگوار خوشه‌ها می‌چیند.

میرزا محمد در این زمان طلبه ایست فاضل که تاج شرافت و شاگردی مردی را بر تارک دارد که عالم تشیع و اسلام بدو مفتخر است و نفود کلام او جهان را تسخیر کرده است.

از آنجا که این یادداشت‌ها شرح مختصری از زندگانی میرزا محمد تهرانی است از ذکر وقایع دوران میرزای بزرگ در شهر سامراء چشم پوشیده‌ایم علاقمندان به کتاب هدیه الرازی نوشته آقابزرگ تهرانی رجوع نمایند.

میرزا محمد تهرانی در خانه میرزای بزرگ و در عنایت مادر خود علویه ناظر زندگی را سپری می‌کند، وی در این دوران شناور اقیانوس حوزه‌های درس اعلام بزرگ و نام آور کسانی است که گردا گرد شمع فروزان میرزای بزرگ حلقه زده و به‌درس و بحث سرگرم بوده‌اند.

ماه رمضان سال 1312 هـ.ق از راه می‌رسد و این همان سالی است که دست قضا ستاره درخشانی را از بلندی آسمان علم و معرفت و فقاهت شیعه می‌گیرد و میرزای بزرگ ما در شب 24 رمضان این سال دیده از جهان فرو می‌بندد وجهان تشیع را یتیم می‌سازد.

پس از انتقال بدن مقدس میرزای بزرگ به نجف حوزة علمی سامراء سرگرم کار خود است و شاگردان مبرز میرزا از جمله میرزا محمد تقی شیرازی و سید حسن صدر حوزه خروشان سامراء را اداره می‌کنند.

میرزا محمد تهرانی چنانکه گفته شد پس از مرگ میرزای شیرازی در درس میرزا محمد تقی شیرازی شرکت می‌کند و از این استاد بزرگوار بهره می‌گیرد و از سوئی دیگر مباحث حدیث را نزد استاد دیگرش علامه نوری فرا می‌گیرد.

در این زمان دوران افول حوزه علمی سامراء فرا می‌رسد و اندک اندک بزرگان و سرشناسان حوزه که در محضر میرزای شیرازی به فراگیری علوم سرگرم بودند شهر سامراء را ترک می‌کنند، از جمله سلسله جنبان حوزه میرزا محمد تقی شیرازی سامراء را ترک گفته و به‌کربلای معلا رفته و در آنجا ساکن می‌شود و نیز یکی دیگر از مبرزترین اعلام حوزه درس سامراء یعنی سید حسن صدر پس از مرگ استادش بمدت دو سال سرپرستی حوزه را بعهده داشته و پس از آن به‌شهر کاظمین نقل مکان کرده و دوره زعامت خود را در آن شهر سپری می‌نماید.

از این پس حوزه علمیة سامراء به‌عهده میرزا محمد تهرانی واگذار می‌گردد.

این مرد بزرگوار که گویا با امامانش امام هادی و امام عسکری عهد بسته بود که آن‌‌ها را تنها نگذارد همه سختی‌ها را در یک شهر سنی نشین بدوش می‌کشد و چراغ حوزه شیعه را در شهر سامراء روشن نگه می‌دارد.

زمانه می‌گذرد و میرزامحمد تهرانی که از نظر زعامت در میان مردم شهر و طلاب علوم دینیه موقعیتی ممتاز پیدا کرده است خانه او مرجع طالبان علم و اساتید حوزه علمی سامراء و نیز شیوخ قبائل سنی و بزرگان شهر بوده است.

میرزا محمد تهرانی در امر برپاداشتن مراسم مذهبی و اقامه شعائر دینی در تمام سال وسواس بسیار به‌خرج می‌داده به‌خصوص عزاداری عاشورای حسینی که این مراسم در حسینیه میرزای شیرازی بر پا می‌داشته و خود شخصاً در تمامی این مراسم شرکت می‌کرده است .

یگر مراسمی که آن بزرگوار بدان اهمیت می‌داده روضه خوانی روزهای هر جمعه در خانه خود بوده است که صبح هر جمعه در بیرونی خانه خود بر پا می‌شده است و مداحان و خطبا به ادای مراسم می‌پرداختند.

از آنجاکه شهر سامراء شهری سنی نشین بوده و شیعیان اقلیت شهر را تشکیل می‌داده‌اند میرزا محمد تهرانی که در میان بزرگان قبائل سینی موقعیت در خور احترام داشته، خانه او مرکز حل و فصل بسیاری از اختلافات مردم شهر بوده است و این همان سیاستی بوده که میرزا محمد تهرانی از سیاست میرزای بزرگ در برخورد با سران سنی مذهب شهر به‌ارث برده بود.

 

کتاب و کتابخانه

میرزا محمد تهرانی در کارگرد آوری کتاب و تأسیس کتابخانه‌ای جامع و پر بار تلاش بسیار کرده است که حاصل آن تأسیس کتابخانه در منزل خود وی بوده، از سوی دیگر چون فصل الخطاب کار علمی او حدیث بوده در گردآوری مجامیع حدیث تلاش بسیار می‌کرده .

کتابخانه مراجعین بسیار داشته و مؤلفین و محققین و طلاب علوم دینی از این کتابخانه بهره بسیار می‌برده‌اند و درهمین کتابخانه بوده که میرزا محمد تهرانی که کارگرد آوری حدیث را دنبال می‌کرده سالیان دراز در همین کتابخانه دست به‌کار بزرگ در امر حدیث زده که آن را مستدرک البحار نامیده که این مجموعه به سرنوشتی دردناک دچارگردیده است . 

  

دامادهای میرزا محمد تهرانی

از آنجا که این مرد بزرگ در دامان حوزه علم و معرفت پرورش یافته برای گرد آوری اصحاب معرفت مصمم می‌گردد که دختران خود را به‌ازدواج روحانیون و افراد برجسته حوزوی دربیارود.

لازم به‌ذکر است که حاصل ازدواج میرزا محمد تهرانی با صبیة دائی خود سه پسر و چهار دختر بوده است و وی که حرص بسیار در گرد آوری عالمان و محققین گرد خود داشته در این راه به‌توفیق بزرگی دست می‌یابد و به‌مرور زمان هر چهار دختر خود را به‌ازدواج مدرسین و بزرگان حوزه در‌ می‌آورد.

 

از جمله دختر بزرگ خود را نخست به‌ازدواج عالمی بزرگوار سید محمد اسماعیل شیخ الاسلام که این بزرگوار پدر مجاهد و علامه سترک حضرت علامه سید مرتضی عسکری پرچمدار و مدافع مکتب تشیع درزمان حاضر است که این بزرگوار در زمان نوشتن این یادداشتها حیات دارد و جهان تشیع از نوشته‌ها و تألیفات بسیار این بزرگوار بهره‌مند می‌باشند.

لازم به‌ذکر است که پس از مرگ پدر علامه عسکری مادر وی بابزرگواری دیگر  آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی ازدواج کرده است و این میرزاحبیب الله که در سامراء سکونت گزیده یکی از مدرسین سرشناس حوزه علمی سامراء بوده است .

 

میرزا محمد تهرانی دختر دیگر خود را که مادر این حقیر می‌باشد به ‌ازدواج حاج شیخ ذبیح الله محلاتی در می‌آورد و این شیخ زبیح الله محلاتی همان کسی است که پس از مهاجرت از محلات به نجف اشرف بمدت 12 سال در نزد اساتید بزرگ تلمذ کرده و از حوزه‌های پر بار درس نجف بهره‌ها برده و همانگونه که خود محلاتی در خاطرات خود می‌نویسد که پس از 12 سال ماندن در نجف و سرگرم درس و حوزه بودن هوای زیارت سامراء کرده و سفری بدان شهر می‌کند. حاج شیخ محلاتی که حرفه خطابه و منبر را پیشه کرده و تا این زمان نیز مجرد بسر برده مورد توجه میرزا محمد قرار می‌گیرد و با یکی از دختران میرزا محمد عقد ازدواج می بندد و سرنوشت او با شهر سامراء گره می‌خورد وی مجاور شهر سامراء می‌شود «برای آگاهی از زندگینامه مرحوم حاج شیخ محلاتی پدر اینجانب به زندگی‌نامه او که به‌قلم خود آن مرحوم گرد آمده و در همین نسب نامه تهیه گردید مراجعه شود، از جمله فهرست تألیفات فراوان مرحوم محلاتی که به زبان عربی و فارسی است در همانجا ارائه شده اسد» .  

میرزا محمد تهرانی دختر سوم خود را به ازدواج سیدی بزرگوار آیت الله سید محمد رضا موسوی شوشتری (میرسالاری )در می‌آورد که این عالم فرهیخته یکی از مدرسین حوزه علمیه سامراء بوده و تا پایان عمر در مدرسه بزرگ میرزای شیرازی بتدریس اشتغال داشته.  

میرزا محمد تهرانی دختر چهارم خود را نیز به ازدواج حجت الاسلام سید محمد حسین سیدی ملقب به ناشر الاسلام در می‌آورد .

حجت الإسلام سیدی در نشر مکتب أهل بیت علیهم السلام سفرهای متعددی به کشور های آفریقایی و آسیا نموده است .

 

فرزندان ذکور میرزا محمد تهرانی

فرزندان ذکور میرزا محمد تهرانی چنانکه یاد گردید سه نفر بوده‌اند، نخستین آنها میرزا نجم الدین بوده که عمری را در تحقیق و تألیف گذرانده و تألیفات وی که به زبان عربی است در دسترس قرار دارد و بخشی از کتاب‌‌های نامبرده به زبان فارسی برگردانده شده است .         

دومین فرزند ذکور میرزا محمد تهرانی میرزا ابوالحسن از مدرسین حوزه سامراء بوده است. این میرزا ابوالحسن در سالهای آخر عمر به تهران مهاجرت کرده و سالها امامت جماعت مسجد ابو تراب در شمیران را عهده دار بوده است . 

پسر سوم میرزا محمد به کار تجارت پرداخته و خدمات خیریه پدر را عهده دار بوده، نامبرده در برنامه تعمیرات و بازسازی مرقد امام‌زاده سید محمد سالهای متمادی به تلاش و کوشش سرگرم و در این امر دستیار و کمک پدر بوده است. این میرزا مهدی با صبیه آقا بزرگ تهرانی صاحب« الذریعه » ازدواج کرده و اب الزوجه این حقیر می‌باشد.   

 

موضوع بازسازی عتبه مقدسه سامراء و سـاختن بارگاه امام زاده سـید محمد

میرزا محمد تهرانی در راه باسازی و فراهم آوردن وسائل آسایش زوار حرم امام هادی و امام عسکری (ع) تلاش فراوان بکار می‌برده .

از جمله کارهای برجسته میرزا محمد تهرانی توجه به بازسازی زیارتگاه امام زاده سید محمد فرزند امام هادی (ع) بوده است .

بارگاه این امام زاده در 24 کیلومتری شهر سامراء واقع شده و مجاور شهر بلد قرار دارد. این امام زاده مورد توجه بسیارشیعیان عراق می‌باشد .

 

میرزا محمد تهرانی بازسازی مرقد این امام زاده را وجه همت خویش قرارداد و با یک برنامه کوتاه مدت و دراز مدت به بازسازی و توسعه صحن و حرم و گنبد و گل‌دسته‌های این امام‌زاده همت فراوان بکار برد و وسائل آسایش زوار این امام زاده را از لحاظ مسکن، آب شرب، برق و دیگر مسائل مورد توجه فراهم آورد.

تا آنجا که بیاد دارم میرزا محمد تهرانی سالی یکی دو بار پیاده به زیارت امام‌زاده سید محمد می‌رفت که من خود در یکی از این سفرها پیاده به‌همراه آن بزرگواربه‌زیارت امام‌زاده مشرف شدم.

 

نوشتن حدیث و مستدرک بحار الانوار

 

میرزا محمد تهرانی در کتابخانه خود تعکف و دست بکاری بزرگ می‌‌زند، نامبرده اقدام بگرد آوری حدیث می‌نماید و این مجموعه را « مستدرک بحار » می‌نامد وی سالها سرگرم نوشتن و فراهم آوردن این مجموعه گرانقدر بوده است .

از آنجا که میرزا محمد تهرانی کتابخانه خود را وقف استانه مقدسه امام هشتم امام رضا (ع) نموده است و وصیت او چنان بوده که>

تعداد بازدید از این مطلب: 82
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اطلاعیه

جشن میلاد امام اول شیعیان درحرم امامزاده میرسالار(ع) برگزار می‌شوداز کلیه علاقمندان

جهت شرکت دراین مراسم معنوی دعوت به عمل می اید

.زمان :سه شنبه همزمان با نماز مغرب وعشا

سخنران:حجت الاسلام محمودی اصل امام جمعه دیشموک

>
تعداد بازدید از این مطلب: 100
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آغاز ایام البیض؛

آغاز ایام البیض؛
اعمال شب و روز 13 رجب/ ذکری که ثوابش معادل روزه ماه رجب است
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: علاوه بر اینکه در روایات، اعمالی در باب بهره‌مندی از فضیلت ماه رجب وارد شده است؛ حتی برای کسانی که قادر به روزه داری این ماه نیستند، اذکاری از ائمه معصومین(ع) سفارش شده است تا همه دلسوختگان و مشتاقان بتوانند با انجام کوچکترین عمل از ثواب و فضیلت روزه این ماه مبارک بهره مند گردند.

ماه رجب و ماه‌هاى شعبان و رمضان، از ماه‌هاى بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضى از روایات اين‌گونه برمى‌آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصى دارد؛ تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امت».

یکی از اعمالی که در ماه رجب بسیار بر آن تأکید شده است؛ روزه است. چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهى از او دور مى‌شود و درهاى جهنم به روى او بسته خواهد شد. و نیز در روایات آمده است که هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌هاى حرام.

در روایتى از رسول خدا (ص) آمده است: هر گاه کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ .

همچنين رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس 400 مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد. همچنین ايشان فرمودند: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد.

در روایتى آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، 70 مرتبه و شبانگاه نیز 70 مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَىَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضى خواهد بود...».در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وى را بیامرزد.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است كه هر کس با نیت پاک در ماه رجب، 10 هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و 70 فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند.

اعمال شب سیزدهم

مستحبّ است در هريك از ماه رجب وشعبان و رمضان آنكه در شب سيزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند.در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيّت . درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيّت است.

از حضرت صادق(ع) مرويست كه هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را دريابد و جميع گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت هاى قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت هاى پیشین نداده بود و آن شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت هاى سابق نداده بود و آن سوره هاى «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهاى این امّت جمع کرده است».

از امام (ع) سوال شد: «چگونه مى توان میان آنها جمع کرد؟» فرمود: «در لیالى بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعتى پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگذارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند». امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را ـ جز شرک ـ مى آمرزد».

 اعمال روز سیزدهم ماه

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین على (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. در اين روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت امير المؤ منين(ع) در ميان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانى دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این سه روز را روزه بگیرد.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 111
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


میلاد باسعادت مولاعلی(ع) مبارکباد

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                

>
تعداد بازدید از این مطلب: 100
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سخنان حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در برنامه سمت خدا مورخ 04 مهر 1391

 

سوال – من نوزده سال دارم و پدرم نماز نمی خواند و وقتی صبح ها او را برای نماز صدا می زنم خودش را به خواب می زند یا با من دعوا می کند. من نمی دانم چکار کنم . من احساس می کنم که سایه ی مال حرام بر زندگی ما افتاده است . راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – من با استفاده از قرآن جواب این سوال را می دهم . قرآن همه داستان ها را برای ما تعریف کرده است و گفته که حتی در خانه ی اهل، فرزند نااهل دیده می شود. حضرت نوح پیامبر بود ولی فرزندش نااهل شد. فرعون نااهل بود ولی همسرش خوب بود. این نمونه های قرآنی به ما می گوید که محیط به ما فشار می آورد ولی ما را مجبور نمی کند. مثلا سرما به ما فشار می آورد که سرما بخوریم ولی ما مجبور نیستیم که سرما بخوریم و با لباس از خودمان محافظت می کنیم. روایت داریم : کسی که در بین افراد غافل، یاد خدا می کند مثل درخت سبزی در کویر است. در قرآن داریم: اگر راه شما درست است، شما راه خودتان را بروید حتی اگر همه راه اشتباه بروند. این پدر چطور ساعت ها با همه حرف می زند ولی با خدایی که این زبان را به او داده صحبت نمی کند؟ شما که خدا را قبول دارید و نسبت به نماز کاهل هستید آیا دل تان آرام می گیرد که نماز نخوانید؟ این پدرو مادرها باید فکر کنند که آیا به خدا نیاز دارند یا خیر ؟ چرا پسر شما باید بسوزد و گریه کند تا شما نماز بخوانید. گاهی داریم که دختر می خواهد تقوا داشته باشد ولی پدر و مادر جلوی او را می گیرند. در قرآن داریم که به پدر و مادر احسان کن ولی اگر پدر و مادر راه اشتباه را می روند، فرزند نباید از آنها اطاعت کند. احسان یعنی محبت کردن و این با اطاعت فرق می کند. اگر پدر و مادر امر به منکر کنند فرزند نباید از آنها اطاعت کند. این فرزند از اولیاء خداست و در این خانه ی تاریک ،چراغ روشنی است و خدا کار او را جبران خواهد کرد.

سوال – من پسری هجده ساله هستم و همیشه نمازم را به جماعت می خوانم و سعی می کنم که از محرمات دوری کنم ولی مدتی است که با دختری رابطه دارم که به او علاقه دارم .تمام حرف های ما از احساس به دور است و ما با پیامک همدیگر را امر به معروف می کنیم مثلا برای نماز صبح همدیگر را بیدار می کنیم. ما نمی توانیم از هم دور باشیم .ما باید چکار کنیم ؟

پاسخ- من به این آقا پسر توصیه می کنم که از خیر امر به معروف بگذرد. گاهی شیطان به سراغ انسان می آید. فردی بچه های سیّد را می بوسید و به او می گفتند که اینکار حرام است ولی او می گفت که این بچه ی سیّد و اولاد پیامبر است و این کار ثواب دارد. بعد بچه ی کچلی را آوردند که او ببوسد، او گفت : آیا من باید همه ی ثواب ها را ببرم؟ اگر شما می خواهید امر به معروف کنید چرا به فرد دیگری پیامک نمی زنید که برای نماز صبح بیدار بشود ؟ این کار شیطان است که گناه را توجیه می کند. شیطان تجربه ی زیادی دارد. در قرآن داریم که شیطان اعمال بد شما را زیبا نشان می دهد.

سوال – من علاقه ای به پوشیدن چادر ندارم ولی پدرم مرا مجبور به پوشیدن چادر می کند. اگر دین اسلام اجباری است من این دین را نمی خواهم، در نتیجه تصمیم گرفته ام که دیگر نماز نخوانم و واجبات دین را انجام ندهم .راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – ما انسانها هیچی نیستیم .حضرت علی(ع) به فرد متکبری گفت که در اول نطفه هستی و در آخر مردار و الان هم حمال نجاست هستی .قرآن می فرماید : اگرهمه ی شما کافر بشوید در من اثری ندارد. اگر همه ی مردم پشت به خورشید خانه بسازند از ارزش نور خورشید کم نمی شود و اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند بازهم اثری در ارزش نور خورشید ندارد. چادر حجاب برتر است .اگر شما از چادر به مانتو بروید، فرزند شما از مانتو به بد حجابی و نوه ی شما از بدحجابی به بی حجابی می رود و این سیر طبیعی است .گناهان قدم به قدم است. اگر شیطان بخواهد فردی را مشروب خوار بکند اول نمی گوید که شراب بخور، اول می گوید که به مسجد نرو بعد عمامه ات را بردار بعد تا چند سال دیگر روی من کار می کند تا مرا مشروب خوار کند. در قرآن داریم که خانمها طوری بیرون نیایید که کسانی که بیمار هستند چشم شان به آنها بیفتد. یعنی در قرآن اسم مانتو یا چادر نیامده است. ممکن است که فردی چادر سرش باشد ولی پوشیده نباشد. در اسلام مهم تحریک نکردن است .کسانی که امید به ازدواج ندارند می توانند حجابشان کمتر باشد. اصل حجاب این است که جامعه باید سالم باشد. در دانشگاه هر چیزی که ذهن دانشجو را منحرف کند ظلم دینی است. مثلا آقا در حال درس خواندن است و خانمی با بدترین لباس از کنار او رد می شود و حواس او را پرت می کند. این آقا نمی تواند خوب درس بخواند .پیامبر می خواستند نماز بخوانند و پارچه ای جلویشان بود که گل رویش بود، پیامبر فرمود که این پارچه حواس من را پرت می کند. حواس پیامبر با گل پارچه پرت می شود ولی حواس دانشجو با بودن دو دختر بدحجاب در کنارش پرت نمی شود؟ اگر بی حجابی حلال هم باشد و مشکلی هم نداشته باشد، باز هم باید در دانشگاه حجاب رعایت بشود. راننده اگر چشم چران باشد تصادف می کند چون تمرکزش را از دست می دهد . در درس خواندن تمرکز مهم است .دختر بچه را باید از کوچکی به حجاب عادت داد تا در نُه سالگی بتواند حجاب را بپذیرد .ما باید بچه را تربیت کنیم که حکم خدا را بپذیرد.

سوال – صفحه ی 96 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه خدا می فرماید: خدا چیزی به شما یاد داد که اگر پیامبر نبود راهی برای دست یابی شما به این علم نبود . بعضی از علوم را فقط باید انبیاء به ما بگویند. انبیاء باید چیزهایی را به ما یاد بدهند که به عقل ما نمی رسد. انسان نمی تواند راهی به عالم ملکوت و قیامت داشته باشد. ما از غیب خبر نداریم و قرآن به ما خبرهای غیبی می دهد. علم مخصوص خداست و جرقه هایی از آن را به انبیاء عنایت می کند.

سوال – شوهر من نماز خوان بود ولی الان دو سال است که نماز نمی خواند و می گوید که به من می گویند که همسرت گفته که من شوهرم را نماز خوان کرده ام. در صورتی که این طورنبوده است . راهنمایی بفرمایید.

پیامبر- بعضی ها می فهمند که عملی حق است ولی می گوید که اگر من به آن عمل کنم، می گویند که ما به او گفتیم و این باعث کسر شان من می شود. این آقا متکبر است .خدا از لقمان قصه نقل می کند در حالیکه می تواند از زبان خودش نقل کند. به فرض که خانم شما این حرف را زده است، این اشکالی ندارد .کلاغ معلم فرزندان آدم شد که بتوانند مرده را خاک کنند، آیا اشکال دارد که کلاغ معلم شود ؟ هدهد به سلیمان گفت که من چیزی می دانم که تو نمی دانی .سلیمان گفت که بگو و او داستان ملکه سبا را تعریف کرد. سلیمان روی حرف او اقدام کرد. اشکالی ندارد که انسان بگوید :مادرم یا همسرم نماز را به من یاد داد.
یکی از مسئولین مملکتی و از چهره های محبوب می گفتند که داشتم شعری می خواندم که الهی جسم و جانم خسته گشته، در رحمت به رویم بسته گشته . فرد بیسوادی گفت که اگر خسته هستی چند ساعتی بخواب و در رحمت خدا هیچ وقت به روی کسی بسته نیست ، با شیندین این حرفها از فرد بیسواد خجالت کشیدم. بعضی از خانمها به شوهرهایشان می گویند که از قدم من وضع مالی ات خوب شد و آقا قبول نمی کند ، درست این است که آقا بگوید: الحمدلله که وضع مالی ام خوب شده است. خدا می داند که چه کسی قدم دارد .یک بچه ی از تربت حیدریه به امام خمینی نامه نوشت که من یک بچه ی دبستانی هستم و می خواستم به شما پند بدهم ولی خجالت کشیدم .امام این نامه را می خواند و می گوید که شاید من عیبی دارم که نه خودم و نه شما فهمیده اید ولی این بچه تربت حیدریه فهمیده است .ما نیاز به پند دادیم .اگر شما مشورت کنید و کاری را انجام بدهید، کسی به شما حسودی نخواهد کرد زیرا دیگران هم در آن کار شما سهیم هستند. هیچ پدری نسبت به پسرش حسودی نمی کند زیرا می گوید که هر چه هم ترقی کند ،این پسر من است. من طلبه بودم و در مجمعی پیر مردی گفت که آقای بروجردی بارها از من استفاده کرد ولی من از ایشان استفاده نکردم. این پیرمرد دلش به این خوش بود. ما باید حرف حق را از همه کس بپذیریم. روایت داریم که از دیوانه ها هم یاد بگیرید. بعضی از دیوانه ها فیلسوف هستند. گاهی در پشت ماشین ها کلمه های حکمت آمیزی می نویسند. من از دیوانه ای یاد گرفتم که صحبت های عمومی اثرش کمتر از صحبت های خصوصی است .این آقا رشد و سعادت خودش را از دست می دهد بخاطر یک حرف .در قرآن داریم :مورچه ای به مورچه ها گفت که سلیمان و لشکرش شما را زیر پا له می کنند و آنها بی شعورهستند. سلیمان خندید و گفت :خدا را شکر که من زبان مورچه ها را هم می فهمم. باید تلخی هارا کنار شیرینی ها گذاشت .گاهی نرده جلوی دره افتادن را می گیرد حتی اگر انسان به نرده ها بخورد. این ها بخاطر تکبر است. اگر آب تمیز باشد اسب روی آن پا نمی گذارد ولی اگر آب گِل بشود اسب در آب راه می رود. انسان نباید برای یاد گرفتن تکبر داشته باشد . ما باید روی نفس مان پا بگذاریم .

>
تعداد بازدید از این مطلب: 91
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


کاش زمان مرگمان رامی دانستیم

سه حیوانی که زمان مرگشان را می‌دانند

تحقیقات نشان می‌دهد مرگ آگاهی در بعضی از حیوانات وجود دارد و با مطالعه دقیق رفتار آنها

می‌توان نتیجه گرفت که لحظات پایان عمر حیوانات برای خودشان و اطرافیانشان قابل‌درک است.

شامپانزه‌ها
شامپانزه‌ها شبیه‌ترین موجودات به انسان به لحاظ تکاملی هستند و خصوصیات فیزیکی و روان‌شناختی

مشابه زیادی با انسان‌ها دارند. زیست‌شناسانی که مدت‌ها محل زندگی شامپانزه‌ها در باغ‌وحش اسکاتلند

را زیر نظر گرفتند برای مثال به مرگ شامپانزه ماده پنجا‌ه سال‌های در سال ۲۰۰۸ اشاره می‌کنند.
در آخرین ساعات زندگی این شامپانزه، همه اعضای گروه روی سکوی نزدیک او جمع شده و آرام پوست او

را نوازش می‌کردند. پس از مرگ این شامپانزه ماده، همه از او دور شدند و تنها دختر او تمام شب را کنار

مادرش باقی ماند. نکته جالب دیگر این که حتی پس از چند روز و عادی شدن رفتار شامپانزه‌ها، آنها تا چند

روز روی سکویی که شامپانزه پیر آخرین ساعات زندگی‌اش را روی آن گذراند، جست‌وخیز نمی‌کردند.

فیل
تحقیقات زیادی اثبات می‌کند که فیل‌ها نسبت به مرگ آگاهند و در لحظات مرگ با یکدیگر مهربان‌تر می‌شوند

و نه تنها خویشاوندان درجه اول بلکه بقیه فیل‌ها نیز نسبت به فیلی که لحظات آخر زندگی را می‌گذراند، توجه ویژه دارند

و با حالتی حاکی از ترحم تلاش می‌کنند نیازهای او را رفع کنند. برای نمونه فیلی که در حال مرگ بود، پنج خانواده از

فیل‌های دیگر به حالت پرستاری به فیل در حال مرگ سر می‌زدند و به او برای زنده ماندن کمک می‌کردند.

قو
قوها جزو پرندگان زیبا و خارق‌العاده هستند. در افسانه‌های قدیمی آمده که قوی گنگ در طول عمر هیچ صدایی

تولید نمی‌کند و تنها در نزدیکی لحظات مرگ، به گوشه‌ای دنج پناه برده و آوازی زیبا به عنوان اختتامیه عمر خود

می‌خواند که با اتمام آواز جانش را از دست می‌دهد. هنوز کسی به درستی نمی‌داند که آیا قوها واقعا آخرین ل

حظه‌های زندگی خود را تشخیص می‌دهند یا خیر اما افسانه‌ها و تعاریف نمادین در مورد این جانداران زیبا همچنان

در فرهنگ‌های مختلف پابرجاست.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زکات

 نسخه چاپيارسال به دوستان

مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در جهاد کشاورزی بهمئی:
مردم بهمئی مانند همیشه در پرداخت زکات پیشگام باشند

مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در جهاد کشاورزی بهمئی گفت: امیدوارم مردم بهمئی مانند سال‌های گذشته در پرداخت زکات در استان پیشگام باشند.

خبرگزاری فارس: مردم بهمئی مانند همیشه در پرداخت زکات پیشگام باشند

 

به گزارش خبرگزاری فارس از بهمئی، حجت‌الاسلام سید عبدالرضا موسوی‌منش صبح امروز در جمع خبرنگاران این شهرستان اظهار کرد: یکی از واجبات فراموش شده در جامعه اسلامی زکات است.

مسئول نمایندگی ولی ‌فقیه در جهاد کشاورزی شهرستان بهمئی با اشاره به اینکه نماز و زکات مشترکات همه ادیان الهی است، گفت: به عنوان مثال حضرت عیسی (ع) وقتی در گهواره سخن می‌گفت می‌فرمود نماز به پا دارید و زکات بدهید.

موسوی‌منش افزود: از مجموع آیات و روایات‌های اسلامی بر می‌آید که بر پایی نماز و ادای زکات نشانه حکومت صالحان است.

وی گفت: کلمه زکات 32بار در قرآن در کنار نماز آورده شده که این نیز اهمیت بحث زکات را می‌رساند و اساس پرداخت زکات نشانه ایمان به خدا و روز قیامت و راه پذیرش توبه و آمرزش گناهان است.

موسوی‌منش ادامه داد: پیامبر (ص) به امام علی (ع) می‌فرماید علامت و نشانه مؤمنان و شیعیان سه مورد است، نخست نماز دوم روزه و سوم زکات است.

وی فواید و آثار ادای زکات را عنوان کرد و گفت: پرداخت زکات باعث برکت رزق، بیمه مال، تقرب به خدا، باز شدن گره‌های زندگی، اجابت دعا و زندگی شیرین را جزء آثار فردی زکات دانست.

مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در جهاد کشاورزی شهرستان بهمئی نیز به فواید اجتماعی زکات پرداخت و افزود: دفع بلا از جامعه، فقرزدایی، ایجاد اشتغال و تربیت نسل پاک را در پی خواهد داشت.

موسوی‌منش تصریح کرد: با توجه به اینکه امسال در شهرستان بهمئی بارش نزولات الهی خوب بوده و وضعیت محصول کشاورزی در شهرستان ما نسبت به گذشته پررونق شده است و امسال امیدواریم که پرداخت و جمع‌آوری زکات نسبت به سال گذشته  افزایش چشم‌گیری داشته باشد.

وی متذکر شد: از همه مردم مؤمن و خداجوی بهمئی می‌خواهیم که تبلیغ در بحث زکات فراموش نشود گرچه اداره منابع طبیعی، امور عشایر بهمئی، اداره تعاون، جهاد کشاورزی و کمیته امداد بهمئی در راستای تحقق بخشیدن به این فریضه قدم‌های مطلوبی برداشته شده است اما باز همت همه مسئولان را در این زمینه می‌طلبد که همکاری لازم را داشته باشند.

مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در جهاد کشاورزی شهرستان بهمئی در پایان گفت: در سال گذشته در دو ماه که فصل برداشت بود 57 میلیون تومان زکات جمع‌آوری شد که امید است با توجه به سهمی که استان مشخص کرده با همت مردم این میزان به دو برابر برسد.

>
تعداد بازدید از این مطلب: 98
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تسلیت شهادت امام هادی(ع)

 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود. نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

شهادت امام هادی (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد
 .

>
تعداد بازدید از این مطلب: 117
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دعای ماه رجب

 بسم الله الرحمن الرحیم


دعای ماه رجب

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ 
به نام خداى بخشاينده مهربان 

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش 

عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت )

اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى

مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى

و مهرورزى عطا كن به من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را

و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ 
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو

دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و

وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ 
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 

يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

التماس دعا


>
تعداد بازدید از این مطلب: 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


معرفی روستای میرسالاری نشین

 تنگ ریز

 
 

تنگ ریز روستایی است واقع در شمال میمند فارس که از شمال به کوه سپیدار از جنوب به میمند از مشرق به روستای گنک و از مغرب به روستای شبانکاره محدود می شود. این روستا دارای حدود هشتاد خانوار و چهارصد و پنجاه نفر جمعیت می باشد. شغل غالب مردم این روستا کشاورزی و دامپروری است. محصولات عمده این روستا عبارتند از گندم، جو، انگور، انجیر، بادام کوهی(الوک)، پسته کوهی(بنه)، زودی، جاشیر، روغن حیوانی، کشک، دوغ و.. این روستا هم اکنون دارای تمامی امکانات رفاهی ( آب، برق، گاز، تلفن، اینترنت، مدرسه، جاده آسفالت) می باشد

.اول نامـــــــه به نام پاک یــــــــزدان عزیز

کز وجودش گشته چون گلشن خزان تنگ ریز

قریه ی مشهور زیبایی ست در دامـــــانِ کوه

جنت فـــــردوس را مـــاند مکانِ تنگ ریز

بر زبانِ خاص و عام فارس بسیار آشناست

شهـــــرتِ دیرینه ی نام آورانِ تنگ ریز

قله ی کوهِ سپیدار از دماوند افضل است

چون نشان دارد زِ عهدِ باستان تنگ ریز

گلشن سرسبز و باغستان برف اندازِ کوه

جای بلبل، کبک دارد بوستانِ تنگ ریز

سرکشیده بر فلک مانندِ طوبی در بهشت

سروهای سبز قمری آشیانِ تنگ ریز

از مصلی و عبیر آمیز و رکن آباد، به

چشمه هایِ آب شیرین و روان تنگ ریز

زحمت بی جا مکش، درس دبستانی مخوان

کسب بنما معرفت از عارفانِ تنگ ریز

این شنیدستی نکو رویند حورانِ بهشت؟

چون کنیزانند نزدِ گلرخانِ تنگ ریز

شعر زیبـای تو باعث می شود، سالارِ پیر

تا بماند جاودان، نام و نشان تنگ ریز!

>
تعداد بازدید از این مطلب: 158
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تبریک

همکارودوست گرامی جناب اقای گرشاسبی

موفقیت حضرتعالی وکسب رتبه اول در ازمون دکترا  ی برنامه ریزی درسی را به شما وجامعه فرهنگی تبریک می گوییم/

>
تعداد بازدید از این مطلب: 101
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نامه یک اقتصاددان خوزستانی به دکتر روحانی

 


 
حاکمیت نگرش عیرتوسعه­ ای و بعضاً ضد توسعه­ ای افراد تأثیر گذار استان موجب تشدید عقب ماندگی استان شده است / مدیریت جزیره ­ای واحدهای ملی (نفت، پتروشیمی، ذوب فلزات، ...) باعث شده بر خلاف انتظارات نظری و عملی، مضرّات ناشی از فعالیت این واحدها (آلودگی، ازدحام و ترافیک، تورم و ....) در استان رسوب کرده و امواج توسعه ­ای آن­ها به خارج از استان منتقل شود
خوزنیوز: دکتر سید مرتضی افقه، اقتصاددان خوزستانی و عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز بمناسبت سفر استانی رییس جمهور به خوزستانی نامه ای را خطاب به ایشان نوشته است که متن آن در زیر می آید:

جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهور اسلامی ایران

با اهدا سلام و آرزوی توفیق روزافزون برای حضرتعالی و هیئت محترم دولت، ضمن  تقدیر از حسن انتخاب استان خوزستان به عنوان اولین مقصد استانی خود، نکاتی پیرامون شرایط اقتصادی اجتماعی خوزستان عرض نموده چکیده ای از متن "الگویی برای توسعه استان خوزستان" که در مهرماه در رسانه های ملی و استانی منتشر کردم را به استحضار می رسانم. امیدوارم این نوشتار کوتاه بینشی نو از زاویه ای دیگر در اختیار حضرتعالی قرار دهد.

1- مفهوم توسعه: از آنجا که بسیاری از صاحب نظران و تصمیم گیران در مباحث خود سخن از توسعه به میان می آورند بدون آنکه مفهوم آن بین همه یکسان باشد، لازم است در این نوشتار ابتدا مفهوم توسعه را بیان نمایم. بر اساس ادبیات موجود و بر خلاف برداشت سطحی بسیاری از تصمیم­گیران کشور، توسعه فرایندی نرم افزاری است نه سخت افزاری و به تغییر نگرش و دیدگاه افراد جامعه بستگی دارد نه سرمایه گذاری های کور با تمسک به درآمدهای ناشی از فروش نفت. به زبانی دیگر: توسعه فرایندی است که انسان توسعه نیافته را (انسان با بینش غیر توسعه­ای یا ضد توسعه­ای) به انسان توسعه یافته (انسانی با بینش توسعه یافته) ارتقاء می­دهد. انسان توسعه یافته منبع و مبدأ رشد و پیشرفت در همه ابعاد از جمله رشد اقتصادی است. برخی ویژگی های انسان توسعه یافته به قرار زیر است:

انسان توسعه یافته: برای حیات مادی اهمیت قائل است، به انسان به دلیل انسان بودنش احترام می گذارد، به توانایی رشد او تا بی نهایت اعتقاد دارد، منبع این رشد را عقل می داند. تنها سرمایه و ثروت موجود در عالم را بشر می داند و تنها ثروت بی بدیل انسان را عقل او میداند، سرمایه هایی غیر از عقل (منابع طبیعی مثل نفت و طلا و ...) را بالقوه میداند و وقتی به فعل در می آیند که از عقل استفاده شود، به کمیابی منابع اعتقاد دارد بنا براین تلاش می کند که این منابع را هدر ندهد (حفظ سرمایه ها و محیط زیست). بر این اساس بهره وری به شاخص مهمی در تفکر توسعه تبدیل می شود، ...

نتیجه آنکه توسعه فرایندی تربیتی است که نیاز به زمان دارد. لذا برای نیل به توسعه، پیش از آنکه سرمایه گذاری­ های فیزیکی و مالی با بهره گیری از درآمدهای حاصل از فروش نفت راهگشا باشند، سرمایه گذاری­ های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در جهت تغییر نگرش انسان­های با بینش توسعه نیافته به انسان های توسعه یافته (انسانی با تعریف فوق) زمینه ساز پیشرفت جامعه در همه ابعاد (توسعه) خواهد بود.

2- قابلیت ها و فرصت­های استان خوزستان:

اگر چه ویژگی­های منحصر به فرد استان خوزستان مکرر بیان شده اما مرور اهم آنها در این نوشتار نیز مفید خواهد بود. همانگونه که مستحضرید، استان خوزستان علاوه بر برخورداری از بیشترین ذخایر نفت و گاز کشور، از قابلیت های اقتصادی برجسته­ی دیگری نیز برخوردار است: دومین قطب صنایع ذوب فلزات در کشور است، دارای کشت و صنعت­های متعدد و عظیم نیشکر و صنایع جانبی است، سهم قابل توجهی از تولید انرژی کشور را داراست، تنها استانی است که از سه نوع مرز خشکی، مرز آبیِ رودخانه­ ای و مرز آبیِ دریائی برخوردار است و بنابراین نقش استراتژیک و مهمی در بازرگانی خارجی کشور ایفا می کند، 30 درصد آبهای کشور در این استان جاری است، دارای 7 سد عظیم است که نقش پر رنگی در تولید انرژی و محصولات کشاورزی ایفا می کند، ...

با این وصف، این حجم از قابلیت­های تأثیر در اقتصادی ملی باعث شده تا قابلیت های فرهنگی-اجتماعی استان در سایه قرار گیرد: وجود اقوام و فرهنگ­های متنوع، اصیل و تأثیر گذار در تاریخ کشور، برخورداری از تجارب بیش از یکصد سال حضور و فعالیت مدرنترین واحدهای نفتی جهان، برخورداری از ذخیره معنوی ناشی از 8 سال دفاع فداکارانه جوانان کشور در استان خوزستان، برخورداری از جوانانی پاک و پرانگیزه و علاقمند به پیشرفت و تعالی کشور، و ..... از جمله ثروت­های معنوی موجود در استان خوزستان است که بیش از ثروت های اقتصادیِ پیش گفته زمینه ساز تحول استان و کشور خواهند بود، اگر به خوبی مدیریت شوند.

3-  ضعف ها و تهدیدها:

بسیاری از مدیران و تصمیم گیران استان برای توجیه بی­تدبیری­های خود نکاتی همچون 8 سال جنگ، گرمای طاقت­ فرسا، دریافت ناعادلانه بودجه­های استانی، بی توجهی مسئولین مرکز به استان، انتخاب مسئولین غیربومی و ..... را دلیل عقب ماندگی استان عنوان می کنند، اما این نگرش سطحی به مسئله باعث شده است تا موانع اصلی و ریشه­ای توسعه استان پنهان بمانند. برخی از این موانع به شرح زیر است:

1-  بینش بسیاری از ساکنین و به خصوص نخبگان (روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیون، ...) استان غیر توسعه ­ای است؛

2- در اغلب سال­های پس از جنگ مسئولینی ضعیف یا بسیار ضعیف در همه سطوح استان مدیریت کرده­اند؛

3- همین مدیران نیزدر اغلب دوره ­ها بسیار بی ثبات بوده و تغییر مکرر آنها موجب اخلال در برنامه های توسعه ­ای شده است؛

4- نگاه اغلب استانداران و مدیران و تأثیر گذاران استان غیر توسعه­ ای بوده است؛

5- به دلایل مختلف، واحدهای ملی که بالقوه می توانستند عامل پیشرفت استان باشند، به مانعی برای آن تبدیل شده اند؛

6- نگاه رانتی و کام جویانه به مسئولیت ها و تشدید آن به دلیل بافت قومی در استان، باعث شده است که نخبگان استان به جای توجه به شایستگی­ های نامزدهای مدیریت، به قومیت آنها توجه کرده و این وضعیت در بسیاری موارد به کشمکش و اتلاف انرژی و زمان برای تعیین مسئولین اصلی استان تبدیل شده است. نتیجه آنکه مسئولین تصمیم ­گیر ذیربط، کمتر به انتخاب اصلح تن داده ­اند. به نظر می رسد دلیل این کشمکش آن است که در ذهن بسیاری از افراد، مسئولیت­ ها و موقعیت­ های اجرایی، امتیاز و رانت تلقی می شوند نه مسئولیت (به این معنی که افراد در مقابل عملکرد خود مورد سؤال قرار گیرند).

پیشنهاداتی برای توسعه و رفع عقب ماندگی استان:

1-  به دلیل جایگاه بسیار ویژه خوزستان در کشور، مدیریت استان در همه سطوح نیاز به انتخاب افرادی با تجربه موفق (نه صرفاً دارای تجربه) در سطوح ملی و البته توسعه یافته (بومی یا غیر­بومی) دارد. شواهد نشان میدهد که دولت­ها در طول دهه­ های گذشته (بلکه از زمان کشف نفت تا کنون)، واحدهای ملی و بزرگ موجود در استان را به صورت جزایر جداگانه از استان از طریق مدیران پرتجربه، قوی و موفق کنترل و مدیریت می­ کنند. جدا کردن واحدهای ملی از مدیریت استان باعث کم­اهمیت شدن انتخاب مدیران استانی شده است. لذا طی دو دهه گذشته بسیاری از مدیران استان از بین افراد ضعیف یا بسیار ضعیف انتخاب شده ­اند. نتیجه آنکه استان خوزستان علیرغم قابلیت ­های بی­ نظیر فوق­ الذکر، در تناقضی عجیب، به لحاظ شاخص­ های اجتماعی و اقتصادی در سطح استان­های محروم کشور قرار گرفته است. با این توصیفات، در صورتی که عزمی جدی توأم با تدبیر برای رفع عقب­ ماندگی خوزستان وجود داشته باشد، پیش از آنکه به فکر افزایش بودجه­های استان باشید، به فکر انتخاب مدیرانی باشید که توسعه خواه (با تعریف فوق)، پرانگیزه، صاحب فکر و اندیشه، متخصص و با اعتماد به نفس باشید. چنین مدیرانی آنگاه قادر خواهند بود بودجه های دریافتی را به نحو بهینه صرف رشد و پیشرفت استان نمایند. هرگونه انتخابی غیر از آنچه بیان شد باعث می شود همچون دهه­های گذشته سرمایه­های انسانی و طبیعی استان تلف شده، عقب ماندگی تداوم یابد و زمینه بروز مخاطرات اجتماعی سیاسی فراهم گردد.

2-  مدیریت جزیره ­ای واحدهای ملی (نفت، پتروشیمی، ذوب فلزات، ...) باعث شده بر خلاف انتظارات نظری و عملی، مضرّات ناشی از فعالیت این واحدها (آلودگی، ازدحام و ترافیک، تورم و ....) در استان رسوب کرده و امواج توسعه ­ای آن­ها (به قول فرانسوا پرو مبتکر نظریه قطب توسعه) به خارج از استان منتقل شود. با بهره گیری از مدیرانی با ویژگی فوق، زمینه سازگار شدن منافع ملی و محلی این واحدها در سطح استان فراهم می­گردد.

3- استان خوزستان (همچون کل کشور) از دو بخش کاملاً متمایز سنتی و مدرن در همه ابعاد اقتصادی و اجتماعی تشکیل شده است. لذا برای رفع عقب ماندگی هر بخش، برنامه­ای مجزا و متناسب با ویژگی­ها و ساختارهای همان بخش ضروری است. ارائه و اجرای طرحهای کور و سطحی و یکسان با هدف رفع عقب ماندگی که تاکنون توسط بسیاری از مدیران و یا پیگیری برخی نمایندگان صورت گرفته نه تنها مشکل چندانی از عقب ماندگی استان را برطرف ننموده، بلکه در بسیاری موارد شرایط را وخیم تر کرده است. به عنوان نمونه، تأسیس واحدهای مدرنی مثل پتروشیمی یا صنایع فولاد با هدف کاهش بیکاری در شهرهای کوچک و محروم که درصد قابل توجهی از متقاضیان کار آن­ها فاقد تخصص و تحصیلات عالی و متوسطه­اند و در بسیاری موارد بی سواداند نه تنها مشکل بیکاران آن شهرها را حل نکرده است بلکه به مهاجرت­ها و مشکلات اجتماعی ناشی از آن کمک کرده است.

4- تجربه بیش از صد سال حضور وسیع شرکت نفت و واحدهای جانبی آن و نیز حدود 40 سال واحدهای عظیم ملی در استان ثابت کرده است که عمده دلیل عقب ماندگی، نبود یا کمبود سرمایه و سرمایه گذاری نبوده بلکه عدم بهره ­برداری مناسب از این حجم سرمایه گذاری ­ها به دلیل حاکمیت دیدگاه­ های غیرتوسعه ­ای یا حتی ضد توسعه ­ای در بسیاری از نخبگان و تأثیرگذاران (روشنفکران، متخصصین، روحانیون...) بوده است. به عبارت دیگر، حاکمیت نگرش غیرتوسعه­ ای و بعضاً ضد توسعه­ ای افراد تأثیر گذار استان موجب تشدید عقب ماندگی استان شده است.

5- در نهایت، برای رفع غالب مشکلات اقتصادی استان و کشور (بیکاری، تورم، رشد کم یا منفی اقتصادی، توزیع درآمد ...) تولید باید اولویت اول برنامه تمام مدیران باشد. در استان خوزستان و در نگاه مدیران ذیربط، نه تنها تولید دارای اولویت بالایی نیست بلکه زیر فشارهای ناشی از ناکارایی بخش دولتی (به خصوص سازمان­های مالیات و عوارض بگیر)، بخش خصوصی تولید کننده استان به شدت نحیف و در بسیاری موارد تعطیل یا نیمه تعطیل شده ­اند (این البته جدای مشکلات کلی تولید ظرف یکی دو سال اخیر به دلیل اجرای نا مناسب هدفمندی یارانه­ ها می باشد). رفع این مشکل با انتصاب مدیرانی توسعه خواه که تولید در اولویت اول برنامه هایشان قرار دارد خواهد صورت خواهد گرفت.

در خاتمه امیدوارم اولین دیدار استانی­ تان برکات فراوانی برای کشور و استان خوزستان داشته باشد
>
تعداد بازدید از این مطلب: 136
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 23 صفحه بعد


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود